گفت‌وگوی خبرگزاری مهر با محمدعلی باشه آهنگر: درصد خیلی کمی از آدم‌هایی که در جنگ بودند، جنگ را زندگی کردند

محمدعلی باشه آهنگر از نسلی است که جوانیشان را در سالهای دفاع مقدس گذرانده‌اند و سه فیلم از چهار فیلمی که ساخته درباره آدمهای جنگ بوده در "بیداری رویاها" به سرنوشت زنانی پرداخته که جنگ زندگیشان را تغییر داده است.
"بیداری رویاها" فیلم تازه محمدعلی باشه آهنگر درباره پیامدهای جنگ در روزگاری است که جنگ به خاطره‌ای جمعی تبدیل شده است. تماشای فیلم به یادمان می‌آورد که در این شهر هنوز زنانی هستند که چشم به راه یک معجزه هستند. فیلم تازه باشه آهنگر که در جشنواره بیست و هشتم فیلم فجر روی پرده رفت فارغ از کیفیت آن اثر متفاوتی در سینمای دفاع مقدس و سندی برای زنده بودن این سینما است.

*قصه "بیداری رویاها" از چه زمانی شکل گرفت و چقدر طول کشید تا شرایط ساخت آن مهیا شد؟
- محمدعلی باشه آهنگر کارگردان: "بیداری رویاها" خواهرخوانده "فرزند خاک" است و ایده اولیه آن سال 78 به ذهنم رسید. من 10 فیلمنامه مستقل داشتم که به هم ارتباطهایی داشتند . "فرزند خاک" و "بیداری رویاها" از آن جمله‌اند.

*چرا 10 قصه؟ 10 عددی نمادین برای این فیلمنامه‌ها است؟
- اتفاقی به 10 قصه رسیدیم. من و محمدرضا گوهری روی قصه‌ها و شخصیتهایی کار کردیم که 10 قصه نظر نهایی مان را تامین کرد. هیچکدام از فیلمنامه‌ها ماجرا محور نبودند یعنی همه شخصیت محور به حساب می‌آیند. یک دختر کرد عراقی به نام گلاویژ، نظامی عراقی به نام جلیل عبدالستار، سرگرد پویا، صادق، یک جانباز قطع نخاعی به نام حکمت، داود، رخشانه و ایوب که شد "بیداری رویاها"، غزل دختری ایرانی از شخصیتهای این 10 فیلمنامه هستند.اما هیچیک از فیلمنامه ها به جایی نرسید، به جز "فرزند خاک" که سال 86 توانستیم شرایط ساختش را فراهم کنیم. بعد از "فرزند خاک" دوباره تلاش کردیم "بیداری رویاها" را بسازیم، فیلمنامه را چندبار بازنویسی کردیم اما تا زمان رفتن رئیس سابق بنیاد سینمایی فارابی به نتیجه نرسیدبم. بالاخره با حمایت آقای بنیانیان و نیرومند در حوزه هنری این فیلم تولید شد.

*حلقه ارتباط 10 قصه جنگ چیست؟ قصه‌ها پس از جنگ روایت می‌شود؟
- بعضی قصه‌ها پیش از جنگ و بعضی بعد از جنگ روایت می شود. من اعتقاد دارم که اگر اتفاقی می‌افتد پیامد آن را می‌شود در آن سوی کره زمین دید. پیامد‌های جنگ ایران و عراق هنوز تمام نشده و انچه امروز تجربه می کنیم جدا از جنگ نیست. ما هیچوقت جنگ را یک اتفاق بزرگ ندانستیم چون ملتی هستیم که هر صد سال یکبار به سرزمین ما یک تجاوز بزرگ شده و به مصائب آن عادت داریم. وقتی یک فاجعه بزرگ بشری چنین تاثیری در جهان اطرافش می گذارد طبیعی است که انسانها را هم تحت تاثیر قرار بدهد. در این 10 قصه تاثیر جنگ بر انسانها و روابط انسانی را می بینیم.

*یکی از ویژگیهای فیلم‌های شما نگاه واقعگرایانه به جنگ است. شایداین نگاه تلخ ارزیابی شود و باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای فیلمهایتان شود.
- درصد خیلی کمی از آدمهایی که در جنگ بودند جنگ را زندگی کردند. من از آنهایی بودم که جنگ را زندگی کردم. خانه من در آبادان در خیابان جامی تا نوار مرزی اروند رود 200 متر فاصله داشت. فاصله من با دشمن و جنگ بسیار بی واسطه و کم بود. زمان جنگ هفده ساله بودم، یکسال بعد ازدواج کردم و همسرم هم به آبادان آمد و در بحبوحه جنگ پنجسال در آن شرایط ساکن آبادان بودم. ما زندگی متفاوتی را در جنگ و در کنار هم تجربه کردیم.

*پس با زنانی از جنس رخشانه هم در جنگ مواجه شدید؟
- من همسران شهیدی را می شناسم که ازدواج نکردند و چه فشارهایی روی آنها بود تا ازدواج کنند. من می دیدم که دوستان همرزمم در وصیتنامه شان به همسرانشان توصیه می کردند ازدواج کنند یا بعضی دوستانم از همسرانشان می خواستند ازدواج نکنند. من همسر یکی از همرزمانم را می شناسم که هنوز ازدواج نکرده و خانم دیگری را هم می شناختم که خیلی زود ازدواج کرد. بخشی از این ماجراها به فشارهای بیرونی مربوط می شد. زنان در آن فضا موقعیتهای متفاوتی داشتند که ریشه در مسائل فرهنگی و اجتماعی مختلفی داشت. در "بیداری رویاها" بخشی از این حقیقت را می بینید. رخشانه (هنگامه قاضیانی) یکی از این نمونه ها است. این قصه ها برای من جنگ را جذاب می کند.

*زنها در فیلمهای شما حضوری پررنگ دارند. شاید به دلیل همین نگاه متفاوت به زنها است.
- شرایطی که زنها در جنگ داشتند سخت تر از مردان بود. شاید خیلی‌ها ندانند که خانمها در سنگرها امدادگر بودند و در کنار مردان کار می کردند. نمی شود نقش زنها در جنگ را فراموش کرد اما من دوست ندارم فقط به جنبه امدادگری آنها بپردازم چون تکراری و تک بعدی است. من دنبال زنهایی می گشتم که به خاطر وظیفه در جنگ نیستند. یادم می آید زنانی را که زیر گاریها پنهان می شدند تا از آبادان نروند و بمانند و مبارزه کنند. پشت جبهه هم وظیفه زنها سنگین‌تر بود. در غییبت مردان آنها باید بار زندگی را به دوش می‌کشیدند.

*موفقیت "فرزند خاک" شما را برای ساختن فیلم بعدی حساس و سختگیرتر نکرد؟
- این وسواس از اول با من بود. من بعد از "فرزند خاک" کلی پیشنهاد را رد کرده ام. بعضی کارگردانها هنوز فیلمشان تمام نشده سریال شروع می کنند. هنوز سریال تمام نشده فیلم 90 دقیقه ای می سازند و... برای من مهم است که روی کارم تمرکزداشته باشم. بعد از "فرزند خاک" بعضی ها بیشتر از من نگرانم بودند وعده ای نصایح دلسوزانه‌ای کردند که حواسم باشد تجربه خوب "فرزند خاک" را نابود نکنم. منتقدانی که واقع بین‌تر هستند "بیداری رویاها" را تجربه‌ای جهانی تر دیده اند. در این فیلم فراتر از چارچوبهای بومی حرکت کردم. در "فرزند خاک" موضوع مذهبی است و مخاطب خارجی شاید نتواند مانند ما با موضوع همذات پنداری کند.

*رابطه رخشانه و ایوب خیلی سرد است. این نشان دهنده اجباری بودن ازدواج و پیوند آنها است اما چرا آنها سخت از هم جدا می شوند؟
- سردی و چرکی جزئی از قصه و عمدی است. عشق رخشانه نابود شده و او به دلیل فشارهای بیرونی با داود ازدواج کرده است. در این بحران جدید او را باید به عنوان زن ایرانی مسلمان و زن شهید ببینید تا تنهایی اش را حس کنید. من در حد بضاعت فیلم و رابطه این دو شخصیت حس و حال آنها را نشان دادم. جایی که زیر باران موی شوهرش را خشک می‌کند. یکی دیگر ابتدای فیلم که زن مدیر است و صلابتی که دارد و رابطه اش با داود. شاید به دلیل تلخ بودن فضا و این که کسی منتظر بازگشت شوهر رخشانه نیست روابط از هم پاشید. بعد از آمدن ایوب همه از رخشانه فرار می کنند. زن همسایه، بی بی، داوود (امین حیایی) حمید (امیرحسین آرمان) در این خانواده رابطه ها از هم پاشیده و چیزی گرم نیست.

* "بیداری رویاها" مثل "فرزند خاک" یک فیلم زنانه است، فیلم رخشانه است.
- من قصه را از دید سوم شخص روایت کردم تا قضاوت را به عهده مخاطب بگذارم. ممکن است هر مخاطبی از ذهن خودش شخصیت اصلی را یک نفر ببیند.

*این پایانی بود که شما می خواستید؟
- ارگانی می خواست فیلم را با قیمت خوبی بخرد به این شرط که رخشانه در پایان برگردد خانه اما من نمی توانستم قصه را جور دیگری تمام کنم و با توجه به شخصیت و شرایط زندگی رخشانه این تصمیم را گرفتم. البته همین که ایوب زنده است می‌تواند امید به آمدن او را در مخاطب زنده نگه دارد. هر مخاطبی از ظن خود می تواند پایان فیلم را تفسیر کند.

* در انتخاب بازیگران چقدر گیشه برایتان مهم بود؟ حیایی انتخاب خوبی برای این نقش نبود.
- به نظر من امین حیایی با این نقش زنده و دوباره دیده شد. حیایی بازیگر باهوش و حرفه ای است. فکر می کردم می توانم او را در نقشی متفاوت ببینم. او غرق نقش می‌شد. در بسیاری از صحنه ها گریه می‌کرد، امین عاشق نقش بود. شاید فکر مخاطب موقع دیدن "بیداری رویاها" می رود به سمت نقشهای قبلی حیایی .اما امین همه تلاشش را برای تجربه یک نقش متفاوت کرد و من از او راضی ام. خانم قاضیانی چهره‌ای متین و نجیب دارد که وقار و شرم زن شرقی را توامان داشت، از بازی او هم به شدت راضی ام.

* از شرایط و زمان اکران "بیداری رویاها" چطور؟
- زمان فوتبال است و تب بازیها من را هم گرفته (می‌خندد). طبیعی است که این موضوع روی فروش فیلم تاثیر دارد بعد هم ماه رمضان شروع می شود. با این حال امیدوارم فیلم مخاطبش را پیدا کند.

*برایتان مهم است که "بیداری رویاها" نسبت به دیگر فیلمهایتان مخاطب بیشتری داشته باشد؟
- مهم است زیرا نمی توانم به مخاطب فکر نکنم. اما مردم نباید قبل از دیدن فیلم آن را رد کنند. در اکرانهایی که فیلم را با مخاطب دیده ام تماشاگرانی از طیفهای مختلف آن را دوست داشته و تفسیر کرده اند. "بیداری رویاها" فیلمی قابل تاویل است.
» ادامه مطلب

"نفوذی" مهرماه روی پرده می‌رود

فیلم سینمایی "نفوذی"به کارگردانی احمد کاوری و مهدی فیوضی و به تهیه‌کنندگی جمال شورجه اوایل مهرماه اکران عمومی می‌شود.
حسن ایوبی ساخت آنونس این فیلم را به تازگی تمام کرده است.فیلم سینمایی "نفوذی" بر اساس خاطره یک آزاده ساخته و برگردان به یک اثر سینمایی شده و داستان آن با نگاهی به کتاب "حکایت زمستان" به قلم سعید عاکف نوشته شده است.
فیلمنامه را داود امیریان با برداشتی آزاد از کتاب نوشته و جمشید هاشم‌پور، امیر جعفری، نسرین مقانلو، محمد کاسبی، امیرضا دلاوری، علیرام نورایی و... در آن بازی کرده‌اند. احمد کاوری و مهدی فیوضی کارگردان‌های این فیلم هستند.
دیگر عوامل تولید فیلم عبارتند از مدیر فیلمبرداری: حسن پویا، طراح صحنه و لباس: فرامرز بادرامپور، مجری طرح: ح.علیمردانی، مدیر تولید: اردشیر ایران‌نژاد، برنامه‌ریز و دستیار کارگردان: عطاالله سلمانیان، محصول محراب فیلم.

» ادامه مطلب

کریستین بیل " عکاس جنگ" می‌شود

کریستین بیل بازیگر امریکایی در یک درام جنگی به نام "عکاس جنگی" بازی می‌کند.
به گزارش امپایر انلاین "عکاس جنگی" ماجرای سفر طولانی و پر خطردو عکاس خبری در خلال جنگ افغانستان را روایت می کند .طرح اولیه قصه در سال 2007 توسط زک اسنایدر نوشته شد که خود تهیه کنندگی این پروژه را بر عهده دارد.
کرت جانستاد نویسنده فیلمنامه " 300" نگارش نسخه نهایی این فیلمنامه را بر عهده دارد و سرگی بودروف فیلمساز مغول مهاجر به هالیوود به احتمال فراوان کارگردانی آن را بر عهده خواهد گرفت.
بیل که اخیرا روزهای پرکاری را از سر گذرانده، منتظر پایان مراحل پیش تولید قسمت بعدی مجموعه سینمایی "بتمن" است تا بار دیگر به کارگردانی کریستوفر نولان جلوی دوربین شخصیت بتمن را جان بخشد. فیلمبرداری " عکاس جنگی " اوایل سال 2013 آغاز می شود.
» ادامه مطلب

حمیدرضا نوروزی:25درصد فروش محصولات نمایش خانگی در سوپر مارکت‌ها است

ئیس هیئت مدیره موسسه سینما هفت معتقد است تا زمانی که فروشگاه‌های مناسب و متعدد برای عرضه نسخه نمایش خانگی فیلم‌ها تاسیس نشود، سوپر مارکتها بهترین گزینه هستند.
حمیدرضا نوروزی رئیس هیئت مدیره موسسه سینما هفت در ارتباط با توزیع آثار سینمایی در سوپر مارکتها توسط شبکه‌های نمایش خانگی گفت:عرضه سی‌دی‌ در سوپر مارکتها از سال 85 شروع شد و موسسه ما به عنوان یکی از بنیانگذاران توزیع آثار در این مراکز بودیم. طبق تحقیقاتی که بر روی بازار انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم با توجه به شرایط فعلی توزیع آثار در سوپر مارکتها می تواند در آینده نزدیک تیراژ فیلم ها و قیمت رایت را بالا ببرد. در حال حاضر توزیع آثار در سوپر مارکتها با پیش بینی چند سال پیش ما برابر است. 15 تا 25 درصد برگشت سرمایه ما از طریق فروش آثار در همین مراکز است. برگشت این سرمایه می تواند به سینما کمک زیادی کند.
نوروزی در ادامه بیان کرد:البته افرادی هم که در سوپر مارکتها فعالیت می کنند در زمینه سینما تخصصی ندارند و حتی شاید نتوانند برای جذب مخاطب برای فروش فیلم گفتگو کنند، اما همین امکان فعلی به فروش فیلم ها کمک زیادی کرده است. زیرا مردم می توانند در طول روز در کنار تهیه مایحتاج روزانه فیلم نیزخریداری کنند. اگر بخواهیم این امکان را از شبکه نمایش خانگی بگیریم عملا 25 درصد از فروش را از دست می‌دهیم.
رئیس هیئت مدیره سینما هفت، تاکید کرد: وقتی جایی برای عرضه این آثار به صورت گسترده وجود ندارد، تنها مکان خوب همین سوپر مارکتها است. اگر بتوانیم جایگاه مناسبی مانند فروشگاههای زنجیره ای در تهران و شهرستانها به صورت گسترده در اختیار داشته باشیم در آن صورت است که می توانیم توزیع در سوپر مارکتها را به آن مکانها منتقل کنیم. تا زمانی که چنین جایگاههایی وجود ندارد، بهترین گزینه همین سوپر مارکتها است.
او در ارتباط با کپی غیر قانونی فیلم ها در شهرستانها، افزود: مرکز کپی غیرقانونی در شهرستانها همچنان ویدئو کلوپ ها هستند و این موضوع ربطی به سوپر مارکتها ندارد. به طور نمونه در استان مازندارن ما در طول یک سال حدود 20 هزار تا 30 هزار فروش توسط سوپر مارکتها از نسخه اصلی فیلم ها داشتیم. بیشترین فروش ها در سوپر مارکتها از همان نسخه اصلی است و آنها در کپی غیر قانونی آثار دخالتی ندارند.
نوروزی با اشاره به راه اندازی شبکه کابلی در کشور عنوان کرد: شبکه اینترانتی و یا کابلی در همه جای دنیا تا کنون وجود داشته و نتایج قابل قبولی نیز از آن ارائه شده است. قطعا ورود این تکنولوژی هم به صرفه است و امکان راحت تر و بهتری برای مخاطبین به همراه دارد.آنها می توانند در هر ساعت شبانه روز با روشن کردن تلویزیون انتخابهای مختلفی داشته باشند.
او افزود: من به راه اندازی این شبکه خوش بین هستم و امیدوارم به زودی فرهنگ سازی های لازم دراین ارتباط صورت گیرد. در کشور حتی زمینه های فنی برای این طرح وجود دارد. قطعا هر وسیله ای که برای مخاطب سهل الوصول تر و همچنین برای ما هزینه کمتری در بر داشته باشد مورد استقبال مدیران شبکه نمایش خانگی قرار می گیرد. با این روش رایت غیر قانونی آثار هم محدود می شد.
رئیس هیئت مدیره موسسه سینما هفت، درباره توزیع آثار در شهرستانها، عنوان کرد: متاسفانه بیشتر کپی‌های غیر مجاز در شهرستانها انجام می شود. به طور نمونه زمان توزیع فیلم "کتاب قانون" در شبکه نمایش خانگی من با یکی از ویدئو کلوپ‌ها در شهرستانها صحبت کردم و متوجه شدم، آنها فقط دو نسخه اصلی فیلم را خریده اند و درست چند روز بعد از توزیع اولیه از همین رایت غیر قانونی حدود 250 نسخه فروخته اند. با این وجود ما سالیانه در شهرستانها در صورت مبارزه با کپی های غیر مجاز می توانیم با برگشت سرمایه ای بیشتری روبرو شویم که به چرخه اقتصادی سینما نیز کمک می کند.
او در ارتباط با تولید فیلم های سطحی و نازل و توزیع آن در شبکه نمایش خانگی گفت: تولید این فیلم ها توسط همین کارگردانان و تهیه کنندگانی انجام می شود که در سینما فعالیت می کنند. آنها اغلب این آثار را یا برای تلویزیون و یا شخصا تولید می کنند و پیشنهاد فروش را به شرکت‌های ویدئو رسانه ارائه می کنند.
نوروزی ادامه داد: البته چندین موسسه ویدئو رسانه مدتی است کار تولید آثاری را آغاز کردند اما تا وارد شبکه نشوند نمی توان درباره کیفیت آنها صحبت کرد. مجموعه سینما هفت تا کنون حتی یکی از این اثار سخیف و سطحی را خریداری نکرده است. بیشتر تلاش می کنیم با فیلم هایی وارد قرارداد شویم که با مخاطبین ارتباط برقرار می کنند تا مردم اعتماد خود را از دست ندهند.
رئیس هیئت مدیره موسسه سینما هفت در پایان تاکید کرد: من معتقدم فضا باید برای تولید هر اثری باز باشد تا مخاطب، خود انتخاب کند. به طور نمونه فروش "شیر و عسل" و "طلا و مس" در سینماها نمایانگر همین موضوع بود . مخاطبین با دیدن فیلم‌های روز دنیا در حال حاضر می توانند تفاوت بین اثر خوب و بد را تشخیص دهند.
او خاطر نشان کرد: تولید فیلم‌های ویدئویی جای فیلم‌های سینمایی را در شبکه نمایش خانگی تنگ نمی کند. سینمای ایران سالی 50 تا 70 فیلم تولید دارد،همچنین حدود 700 فیلم خارجی نیز سالانه به بازار می آید. اما نیاز شبکه نمایش خانگی 1500 فیلم است و ما فقط 750 فیلم ارائه می کنیم. همین ضعف باعث می شود فیلم های خارجی غیر مجاز بدون نظارت وارد بازار شوند. فکر می کنم آثار ویدئویی باید تولید شوند اما باید کارشناسی شده و مورد نظارت قرار گیرند.
» ادامه مطلب

آخرین عکس‌های مجموعه "ملکوت" به کارگردانی محمدرضا آهنج







» ادامه مطلب

ملکوت برای ماه رمضان

آهو خردمند و صدرالدین‌ حجازی به تازگی به بازیگران مجموعه تلویزیونی "ملکوت" به کارگردانی محمدرضا آهنج پیوستند. محمدرضا شریفی نیا، پروانه معصومی، احمد نجفی، رضا رویگری، علی دهکردی، کوروش تهامی، نیما شاهرخ شاهی از دیگر بازیگران فیلم هستند. این مجموعه تلویزیونی به تهیه‌کنندگی محسن شایانفر تهیه شده و یکی از گزینه‌های شبکه دو برای پخش در ماه رمضان است.
مجموعه تلویزیونی "ملکوت" در 26 قسمت تهیه می‌شود که هم اکنون 40 درصد از تصویربرداری آن به پایان رسیده و گروه در لوکیشنی واقع در اتوبان ارتش مشغول ضبط هستند.
آهو خردمند، صدرالدین حجازی، کتانه افشارنژاد، بهرام فرزام، عارف لرستانی و ابوالفضل شاه کرم نیز به تازگی به جمع بازیگران قبلی این مجموعه پیوستند. "ملکوت" به زندگی مرد متمولی به نام حاج فتاح می‌پردازد که در روزهای اول ماه رمضان تصادف کرده و در بیمارستان بستری می‌شود.
همزمان با تصویربرداری این سریال، بهنام ابطحی ساخت موسیقی "ملکوت" را آغاز کرده و روح الله انصاری نیز مشغول تدوین همزمان کار است. همچنین معتمدی نیز جلوه‌های ویژه کار را انجام می‌دهد.
در این مجموعه محمدرضا شریفی نیا،پروانه معصومی، احمد نجفی، رضا رویگری، علی دهکردی، کوروش تهامی، نیما شاهرخ شاهی، رز رضوی، مهشید افشارزاده، فریبا متخصص، غلامرضا علی اکبری، منوچهر آذری، ترلان پروانه، ابوالفضل شاه کرم، احمد عباسقلی، امیر شجاعی، عباس عرفانی، لادن سلیمانی، سارا احمدیان و ایرج نوذری نیز حضور دارند.
دیگر عوامل سازنده "ملکوت" عبارتند از ناظر کیفی: علیرضا افخمی، مدیر برنامه‌ریزی: مجید موثق، دستیاراول کارگردان: منصور وثوقی، مدیر تولید:مهدی بدرلو، مدیر تصویربرداری: فرشاد گل سفیدی، صدابردار: محمد شیوندی، مشاور مذهبی: سیدمجید میرمیران، طراح صحنه و لباس: حسین عالی‌نژاد، موسیقی متن: بهنام ابطحی، جلوه‌های بصری: امیررضا مع
» ادامه مطلب

گزارش تصویری:آغاز فیلمبرداری فیلم سینمایی ملاقات به کارگردانی شاپور قریب - عکس: بابک برزویه










» ادامه مطلب

عزت‌الله انتظامي پس از بازگشتش به ايران: برنامه‌ي بسيار خوبي در دانشگاه ونكوور برگزار شد

عزت‌الله انتظامي با بازگشتش از كانادا گفت: انتظار برپايي چنين بزرگداشتي را در ونكوور كانادا نداشتيم.
آقاي بازيگر سينما ايران درباره برنامه‌ي بزرگداشتش در كانادا اظهار داشت: برنامه‌ي بسيار خوبي بود كه در دانشگاه ونكوور برگزار شد و حتي يكي از مسوولين دانشگاه كه درباره من سخنراني كرد، چهل سال پيش فيلم «گاو» را ديده بود و با اشراف كاملي صحبت كرد.
او خاطرنشان كرد:جمعيت زيادي از اين مراسم استقبال كردند و نمايش مستند «... و آسمان آبي» هم بسيار مورد توجه قرار گرفت و بازتاب خوبي داشت و تا ساعت‌ها بعد از فيلم مردم حضور داشتند و درباره‌ آن صحبت‌ مي‌كردند.
انتظامي افزود: در اين مراسم قطعه طنزي را اجرا كردم كه بسيار مورد توجه واقع شد. هم‌چنين در گالري هم عكس‌هاي تئاتري‌ام را با توضيحات كامل به نمايش گذاشته بودند كه مجموعه‌ي كاملي بود و در پايان هم اصرار داشتند، چنين مراسمي در تورنتو نيز برگزار شود كه به دليل وضعيت جسمي‌ام نتوانستم قبول كنم.
اين بازيگر كه از فردا ـ 16 تير ماه ـ اكران عمومي فيلم «چهل سالگي» با بازي او آغاز مي‌شود، درباره‌ي اين فيلم گفت: من هنوز اين فيلم را نديده‌ام، اما تعريف‌هاي زيادي شنيده‌ام و خوشحالم كه كار خوبي شده است.
عزت‌الله انتظامي خاطرنشان كرد: سال‌ها قبل قرار بود با عليرضا رييسيان در فيلمي كه مشتركا توسط ايران و اتريش ساخته مي‌شد و داستان بسيار زيبايي داشت بازي كنم كه آن كار به سرانجام نرسيد و خوشحالم در فيلم «چهل‌سالگي» فرصت اين همكاري فراهم شد.
آيين نکوداشت هفتاد سال فعاليت هنرمندانه عزت‌الله انتظامي،همزمان با نمايش فيلم مستند بلند«... و آسمان آبي» روز 4 تير ماه در ونکوور کانادا برگزار شد.
» ادامه مطلب

علي رفيعي در گفت‌وگو با ايسنا:‌ محيط سينما بي‌رحم‌تر اما تكليف آدم روشن‌تر است

علي رفيعي كه اين روزها مشغول فيلمبرداري آخرين سكانس‌هاي فيلم دومش «آقا يوسف» است، اظهار اميدواري كرد: فيلمبرداري اين فيلم تا روز جمعه ـ 18 تير ماه ـ به پايان برسد.
اين كارگردان تئاتر و سينما گفت: اگر مسأله‌ي خاصي پيش نيايد، فيلمبرداري فيلم طبق پيش‌بيني اوليه 55 روزه به پايان مي‌رسد و بنابراين روز جمعه فيلمبرداري ما تمام خواهد شد.
رفيعي در ادامه با اظهار رضايت فراوان از گروه توليد اين فيلم تصريح كرد:فيلم «آقا يوسف» در كمال آرامش و بدون كمترين حاشيه فيلمبرداري شد و گروه توليدي اين فيلم در بهترين فضاي سرشار از صميميت و دوستي كار خود را به انجام رساندند. به رغم اينكه دائم در اضطراب جذب سرمايه و تأمين بودجه بودم، اما اجازه ندادم اين نگراني‌ها به اعضاي گروه منتقل شود.
رفيعي درباره‌ تأمين بودجه ساخت اين فيلم هم پاسخ داد:20 درصد بودجه از طريق وامي كه بنياد سينمايي فارابي به ما ارايه كرده، تأمين شده است اما بقيه بودجه را به صورت شخصي تأمين كرده‌ام. زيرا مي‌خواستم اين فيلم حتما ساخته شود و نمي‌خواستم پس از پنج سال انتظار فيلمنامه من روي زمين بماند و به سرنوشت دو فيلمنامه ديگرم دچار شود كه با وجود داشتن پروانه ساخت، ساخته نشدند.
اين كارگردان سينما همچنين اظهار اميدواري كرد: پس از پايان فيلمبرداري «آقا يوسف»، با تأمين بودجه ديگري بتواند مراحل بعدي ساخت اين فيلم را به سرعت به سرانجام برساند.
رفيعي درباره تدوين «آقا يوسف» اظهار اميدواري كرد:اين فيلم توسط حسن حسن‌دوست تدوين شود. چندماه پيش گفت‌وگويي با يكديگر داشتيم اما اخيرا به دليل مشكلات مالي كمتر با او تماس گرفته‌ام. با اين حال از همان آغاز پروژه هدف من اين بود كه تدوين اين فيلم را حسن حسن‌دوست انجام بدهد.
علي رفيعي كه در اين سال‌ها فيلمنامه‌هاي بسياري را به نگارش درآورده است، درباره ساخت ديگر پروژه‌هاي سينمايي‌اش گفت:به رغم خستگي بسيار به شدت بر فيلمنامه بعدي‌ام كار مي‌كنم كه اميدوارم بتوانم اين فيلم را نيز پايان سال جاري بسازم.
او درباره فيلمنامه فيلم بعدي خود توضيح داد: اين فيلمنامه «رودخانه» نام دارد كه داستان آن بسيار ايراني است و در يزد اتفاق مي‌افتد. اين فيلمنامه را با الهام از يكي از دوستانم كه در يزد زندگي مي‌كند، نوشته‌ام. اين فرد زندگي و شغل دوگانه و بسيار عجيبي داشت كه اميدوارم بتوانم اين فيلمنامه را كه اتفاقا بسيار مورد علاقه‌ام است،‌ زودتر بسازم.
رفيعي همچنين از نگارش فيلمنامه ديگري با نام «دختر كاپيتان» خبر داد و افزود: اين فيلمنامه داستان بازگشت دختري است كه از يكي از كشورهاي خليج به ايران برمي‌گردد و به جست‌وجوي پدري مي‌پردازد كه هرگز او را نديده است، ماجراهاي اين فيلم نيز در بوشهر اتفاق مي‌افتد اما به هرحال ساخت هريك از اين پروژه‌ها به اسپانسر بستگي دارد.
او كه آخرين بار نمايش «شكار روباه» را در تالار وحدت اجرا كرده بود، درباره حضور دوباره‌اش در تئاتر عنوان كرد: در تئاتر بسيار مورد سوء‌استفاده و بي‌وفايي قرار گرفتم، هر زمان كه به من نياز داشتند به سراغم آمدند اما در نهايت حاصلي جز دلشكستگي به دست نياوردم. با اين حال خود را همچنان جزيي جدانشدني از خانواده تئاتر مي‌دانم اما فعلا قصد ندارم كار تئاتر بكنم.
رفيعي با اشاره به مشكلاتي كه در زمان اجراي نمايش «شكار روباه» براي اين نمايش پيش آمد، اضافه كرد: آن نمايش از هر طرف لطمه ديد و به دليل شرايط اجرايي ناچار شديم پس از 25 شب به اجراي آن پايان بدهيم، درحالي‌كه مي‌توانست بسيار بيش از اين بر صحنه بماند. چراكه تماشاگران مشتاق بسياري نتوانستند اين نمايش را ببينند و همين مطلب بسيار به من آسيب رساند.
كارگردان نمايش‌هايي همچون «يادگار سال‌هاي شن» و «يك روز از زندگي دانشمند بزرگ وو» اضافه كرد: نمايش «شكار روباه» برايند مجموعه‌ همه كارهاي حرفه‌اي من در تئاتر بود. گويي قطرات همه‌ي، كارهايم در اين كار چكيده شده بود‌ اما متأسفانه به اين نمايش ظلم شد. فقط در جشنواره تئاتر فجر با آن پز دادند، بنابراين با اينكه محيط سينما بي‌رحم‌تر است اما تكليف آدم روشن است. مي‌داند كه تنهاست و بايد با سماجت عجيبي به سراغ ساخت فيلمش برود. در سينما بايد به سلاح صبر و حوصله مسلط باشيم و با پشتكار به هزارتوهاي مختلفي برويم تا بتوانيم فيلم‌مان را بسازيم.
رفيعي در پايان اين گفت‌وگو گفت:‌ كار هنري در ايران مانند زندگي با اعمال شاقه است، اما ما عاشق و ديوانگاني هستيم كه اين زحمت را به جان مي‌خريم و دست‌بردار هم نيستيم.
«آقا يوسف» جديدترين ساخته‌ي علي رفيعي، مضموني اجتماعي دارد و در خلاصه داستانش آمده: آقا يوسف، بازنشسته، از پنج سال پيش پنهان از چشم دخترش در خانه‌هاي مردم كار مي‌كند. حوادثي كه در اين خانه‌ها، به ويژه در دومين خانه رخ مي‌دهد، مستقيماً به او ربط پيدا مي‌كند و زندگي او را دگرگون مي‌سازد... .
مهدي هاشمي، هانيه توسلي، شاهرخ فروتنيان، پگاه آهنگراني، لادن مستوفي، مريم سعادت، سهيلا رضوي، ستاره اسكندري، ليلا بلوكات، داريوش موفق، رويا ميرعلمي به همراه هنرمند خردسال مليكا پارسا و با معرفي مينا خسرواني و با حضور صابر ابر از بازيگران اصلي دومين فيلم بلند رفيعي هستند.
» ادامه مطلب

خاطره اسدی: هرچه بیشتر سکوت می‌‌کنم، بیشتر بی‌احترامی می‌کنند

خاطره اسدی بازیگر جوان سینما را با «دیشب باباتو دیدم آیدا» شناختیم و در آن زمان این بازی با تمجید منتقدان روبرو شد.
حضورش در «تقاطع» هم قابل قبول بود و هنوز هم در ذهن خیلی ها باقی مانده است. اما این بازیگر کم حاشیه به یکباره با «هفت دقیقه تا پاییز»، وارد حاشیه شد و حتی کار به جایی کشید که علیرضا امینی گفت از حضور اسدی راضی نیست. اسدی اگر چه تمایلی به ادامه دادن حاشیه‌های این فیلم ندارد اما به قدری عصبی است که نمی‌تواند از گفتن برخی مسائل این فیلم خودداری کند. در طول مصاحبه سعی کردم وارد حاشیه های بیشتر فیلم نشوم و سوالاتی را مطرح کنم که قبلاً از او پرسیده نشده بود، در مقابل هم، خاطره دلش می خواست این مصاحبه، پایان تمام حواشی و خاطره بد فیلم باشد.

پیش از این، در مورد «هفت دقیقه تا پاییز» زیاد صحبت کرده‌اید. به عنوان حرف آخر اگر صحبتی درباره فیلم دارید بفرمایید.
من به همه عوامل فیلم احترام گذاشتم و وقتی کاندید شدند، به آنها تبریک گفتم. بنا را بر این گذاشتم که تجربه خوب یا بد هر چه بود تمام شد. سعی کردم احترام آنها را حفظ گذاشتم. من در این 6-7 سالی که کار کردم همه می‌دانند که آدمی نیستم که بگویم فلانی اذیت کرد. اما وقتی دیدم آقای امینی در نشست‌شان صحبتی انجام داده‌اند دلیلش را نفهمیدم. بعضی مواقع ممکن است سوءتفاهم‌هایی پیش بیاید و برخی افراد نکاتی را بگویند که البته آن هم کار درستی نیست...

در مصاحبه‌تان قبل از جشنواره در مجله همشهری جوان هم که کلی از امینی تعریف کرده بودید.
من می‌توانستم بگویم فیلمنامه عوض شد و مواردی پیش آمد. اما چون آدم‌ها برایم قابل احترام بودند چیزی نگفتم. اما دیدم که این سکوت فایده ندارد و خیلی به من بی احترامی می‌کنند. انگار سکوت من را متوجه نمی‌شوند و این موضوع باز شد. جالب است که بدانی دو سال قبل که کار را شروع کردیم نیما شاهرخ‌شاهی به جای محسن تنابنده، بهنوش طباطبایی به جای هدیه تهرانی و شاهرخ استخری به جای حامد بهداد بود.
حتی آن تیم هم قطعی نشد و شهاب حسینی جای شاهرخ‌شاهی آمد، ولی وقتی زمان فیلمبرداری تاخیر افتاد شهاب هم نتوانست بیاید بعد با فرد دیگری قرارداد بستند و در چهارمین انتخاب خود به محسن تنابنده رسیدند. در واقع هیچ کدام از اینها انتخاب های اول نبودند، اما به من که می رسد می گویند: خاطره، انتخاب پنجم بود!!
البته این چیز بدی نیست که نقش پنجم یا دهم باشد. مهم نیست که کارگردان حتما با کسی که می‌خواهد استارت بزند. ممکن است اتفاقات زیادی بیافتد. اما برای من جالب بود که آقای امینی از بازی من خیلی تعریف می‌کرد و همواره اعلام رضایت می‌کرد. نمی‌دانم چطور بازی من بد شد و بعد از جشنواره این قدر از بازی من بد گفتند. در سینما، همه افرا د را می شناسند. هنوز نمی دانم چرا آقای امینی موجی را راه می اندازند و بعد گلایه می کنند، بالاخره آدم تا جایی می تواند سکوت کند.

شما را آقای امینی دعوت کرده‌بود یا آقای ساداتیان(تهیه کننده)؟
آقای امینی. دستیارشان شهریور پارسال تماس گرفت و گفت شخصیت‌ها عوض شد و بازیگران دیگری آمدند.

خب؛ چرا کار با امینی را پذیرفتید؟
من کارهای قبلی ایشان را دیده بودم و ما رابطه خانوادگی با ایشان داشتیم و با خانمش هم دوست بودیم. فیلنامه و نقش اولیه هم را خیلی دوست داشتم.

راستی چرا در فرش قرمز فیلم حضور نداشتید؟ دعوت نشده بودید؟
چرا دعوت داشتم، اما به خاطر آقای امینی نیامدم. احساس کردم که حضورم دلیلی ندارد وقتی که کارگردان در فرهنگسرای ارسباران می نشیند و می‌گوید: «ما به خانم اسدی گفتیم موهایش را کوتاه کند که ایشان قبول نکردند و برای کاراکتر وقت نگذاشتند» و یا در ماهنامه فیلم می‌گوید: «اسدی به من تحمیل شده و انتخاب چندم بوده است» چه دلیلی دارد به فرش قرمز فیلمش بروم. وقتی کاملاً بی دلیل تو را از فیلمت و گروه جدا می کنند و تو را کنار می گذارند، با خودم گفتم که حضور نداشته باشم بهتر است. من از امینی توقع نداشتم، به هر حال من بازیگر فیلمش بودم.

شما دو فیلم دیگر به نام‌های «دیشب باباتو دیدم آیدا» و «تقاطع» را داشتید که بیشتر پسندیده شدند. این خوبی کارها، بیشتر به کارگردانی مربوط بود یا بازیگری؟
کاملا 50- 50 است. در هر دو کار اولم نشان دادم که بازیگر توانایی هستم یا نه. آن زمان نقدهایی که می‌خواندم خیلی تایید می‌کردند و در فیلم اول کاندید شدم و برای دومی در دنیای تصویر جزو انتخاب‌ها بودم. آن‌جا هدایت درست بود. سوپراستار در تقاطع زیاد بود ولی داوودی همان کاری را می‌ساخت که نوشته شده بود و تغییری نمی‌کرد.
در هفت دقیقه تا پاییز، اگر گفتند بازی بد است، شما برداشتت از کارگردانی چه بوده؟ من توانایی‌اش را داشتم اما کارگردان باید بازی می‌گرفت. ممکن است اتفاقاتی بیافتد و بازیگران در حاشیه قرار گیرد و فیلمنامه بهم بریزد و بازی‌ ضعیف شود که به فیلم لطمه می‌خورد. همه هم نمی‌گفتند خیلی بد بودی.

شما آن زمان نقش دخترهای نوجوان را بازی می‌کردید. فکر نمی‌کنید حضورتان در این کارها مناسب‌تر بود؟
نه، به هیچ وجه این فکر را نمی‌کنم. مطمئنم اگر این فیلم بر اساس فیلمنامه اولیه نوشته می‌شد هیچ کدام از صحبت‌ها در مورد بازی من شاید زده نمی‌شد. چون تو با شناسنامه‌ای به سمت نقش می‌روی و نقش را می‌خوانی و به آن فکر می‌کنی و خودت را در آن شرایط قرار می‌دهی و بر اساس آن داری بازی می‌کنی اما 10 روز به پایان فیلمبرداری به تو می‌گویند «آن اپیزود حذف است. فیلم شده یک اپیزودی و قرار است خیانتی این وسط قرار گیرد» معلوم است که بازی من بهم می‌ریزد. معلوم است گذاشتن چنین چیزی در فیلم اشتباه است.

پس چرا ادامه دادید؟
اشتباه کردم (مکث می کند). شاید اگر ادامه نمی‌دادم مرا جدی‌تر می‌گرفتند و حرف‌های بعدی آقای امینی زده نمی‌شد. چون سعی کردم که بگویم خیانت را نگذارید و حتی گریه کردم. فکر نمی‌کردم نقش به اینجا بکشد. حالا با خیانت کار ندارم. ولی مثلا دختر خواهرت مرده و خواهرت روانی شده و حالا دغدغه من این است که بروم پول بردارم. باور کنید که نصف این فیلمنامه باعث شده نقش من توی ذوق خیلی‌ها بخورد. ولی گفتم که من اصولا احترام گذاشته‌ام و فیلمبرداری کنید تا تمام شود و هر کس سرجای خودش برود. ولی قطعا از این به بعد اینگونه نخواهد بود چون چیزهای جدید یاد گرفته‌ام.

تمایل به نقش‌های متفاوت دارید، آیا کم‌کاری شما به همین علت است؟
چون نقش‌های من در آن سن و سال بود و من نمی‌خواستم دیگر در این کارها دیده شوم و شاید فیلم قابل دفاع نباشد.

تکلیفتان را برای کارهای آینده می‌دانید؟
هنوز به دنبال نقش‌های متفاوت که بتوانم بخش‌های دیگری از بازی را به نمایش بگذارم. اما تصویرم عوض شد و چیزهای دیگری در مجموع یاد گرفته‌ام.

بازیگر دوست دارد نقش‌های گوناگون بازی کند. شما هم دغدغه‌تان متفاوت بازی کردن است؟
باید متفاوت باشد. اگر آدم به تکرار بیافتد و یک کاراکتر را بازی کند برای بیننده هم فکر نمی‌کنم خیلی جذاب باشد.

از چه کاری فکر کردید دارید به تکرار می‌افتید؟
بعد از آیدا، تقاطع را که کار کردم گفتند تو بازیگر تین ایجری هستی. ولی نقش‌های بعدی که کار کردم متفاوت بود و حتی اگر کم سن و سال بود، تفاوت داشت.

ممکن است خاطره اسدی کمدی هم بازی کند؟
بله بدم نمی‌آید یک کمدی موقعیت خوب بازی کنم. یک طنز تلخ و چنین مواردی.

شما که هفت دقیقه تا پاییز را بازی می‌کردید با توجه به حساسیتتان، این درگیری ذهن خودتان باعث شده تا به گفته آقای امینی خوب بازی نکنید؟ چرا آن موقع واکنشی نداشتید؟
من با آدم‌هایی که کار کرده‌ام بپرسید می‌گویند خیلی صبور هستم و فکر می‌کردم عرفش همین است که به کار همه احترام بگذارم. من به کارگردان احترام می‌گذارم چون دارم برای او بازی می‌کنم. ولی فکر می‌کردم باید احترام بگذارم. کار 10 روز مانده بود تمام شود و به قدری حاشیه‌ها اذیت کردند، سعی کردم کاری کنم بقیه از تهیه کننده و کارگردان تا سایر بازیگران اذیت نشود. اما از جایی که فکر می‌کنم قدرنشناسی است، قضیه فرق کرد. من با خودم رودربایستی ندارم و منتقد خودم هستم. فیلم‌هایی چون آیدا، تقاطع و شبانه‌روز طوری هستند که می‌توان از آنها دفاع کرد. ولی وقتی به تو احترام نمی‌گذارند که مقابل هر مسئله‌ای سکوت کنم، آدم دلش می‌شکند. من بیشتر از این رنجیدم.

نظر منتقدان برایتان مهم است؟
من اگر مغرضانه نباشد می‌خوانم و قبول می‌کنم. من اولین منتقد خودم هستم. ولی هیچ موضعی ندارم.

فیلم را با مردم دیده‌اید؟ از واکنش آنها خبر ندارید؟
نه. ولی اطرافیان که دیده‌اند برخی می‌گفتند فوق العاده بود و برخی هم آن را ضعیف می‌دانستند، در کل نظرات متفاوت بوده و این مسئله در مورد منتقدان هم صدق می‌کند.

اگر دوباره بخواهید آن را بازی کنید چگونه ظاهر خواهید شد؟
اصلا نمی‌خواهم به آن فکر کنم که حالا بخواهم دوباره بازی کنم!
به قصه برسیم. مریم در جایی می‌گوید: «آرزو داشتم 2 هزار تومان داشتم برای بچه چیزی بخرم». به نظر من این با کاراکتری که خیانت کند سازگاری ندارد. در واقع من با این «خیانت» مشکل دارم.
من هم دقیقا همین را گفتم. امینی گفت این کاراکتر مریم است نه خاطره. من هم گفتم من هم همین مریم را می‌گویم و می‌دانم خاطره نیستم. و واقعا به نظرم این خیلی به نقش لطمه زد. چون این شخصیت 6 سال همه چیز را تحمل کرد و منتظر این اتفاق است که فرهاد برگردد و زندگی طبیعی شود. اگر می‌خواست کاری کند زودتر انجام می‌داد. اما من در این کاراکتر چنین چیزی ندیدم.
ما با چیز بزرگ وحشتناکی چون مرگ بچه روبروییم و هر نکته دیگری، شخصیت‌ها را زیر سوال می‌برد. من و حامد داریم گریه می‌کنیم و بعد بیرون می‌رویم و سر مسائل خودمان دعوا می‌کنیم. آدم به قدری آن موقع شوکه هست که نمی‌تواند به چیزهای دیگر فکر کند. من این سکانس را اصلا دوست ندارم.

شما چقدر در تغییر فیلمنامه نقش داشتید؟
من هیچ نقشی نداشتم و چیزهایی هم می‌گفتم اعمال نمی‌شد.

فکر نمی‌کنید فیلم اگر سوپراستار نداشت به اکران نمی‌رسید؟
نمی‌شود منکر تاثیر سوپراستار در دیده شدن فیلم شد. ولی مهم کارگردانی اثر است.

فیلم هر چقدر هم قدرتمند باشد بدون ستاره به اکران می‌رسد؟ یکم سخت است!
درست است. ولی خیلی وقت‌ها سوپراستار بازی می‌کند اما فیلم اصلا خوب نمی‌شود.

شما توجهی به تغییر بازیگران برای پذیرفتن اثر نداشتید؟
من نقش مریمی که گرفته نشد را خیلی دوست داشتم. اما اینجا به من می‌گفتند چیزی را پنهان کن و بعد از چند روز گفتند آن چیزی را که پنهان می کردی «خیانت» است. خود کارگردان باید بداند چگونه برخورد کند. اتفاقات زیادی افتاد و نقش من بهم خورد. آقای امینی که در جریان بود چرا این صحبت‌ها را انجام می‌دهید.

پایان فیلم هم عوض شد. کدام بازخورد بهتری دارد؟
ندیدم. هر دو قابل قبول است. ولی آن موقع که صحبت می‌کردیم قرار بود با فوت کردن شمع تمام شود.

الان سر چه کاری هستید؟
«گربه روی شیروانی داغ» تمام شد. نقش من یک دختری است که حقوق می‌خواند و وکیل است و آرام. به نظر من با نقش‌های قبلی متفاوت است. ممکن است خیلی متفاوت نباشد اما در کل فرق دارد.

چقدر امیدوار هستید نقشتان را خوب بازی کرده باشید؟
الان هیچ نظری ندارم. ولی کارگردان راضی بود و امیدوارم خوب باشد.

ملاک‌های شما برای انتخاب نقش چیست؟
بیشتر نقش‌هایی که بازی می‌کنم خیلی از من دور باشد. چون کلنجار و پیدا کردن برایم لذت‌بخش است. ضمن اینکه بتوانم از آن دفاع کنم.

اینها کلی است. چطور می‌توانید نقش را از روی فیلمنامه بپذیرید؟
هر چه نقش بالا و پایینش بیشتر باشد. اما نقش اول و دوم برایم اصلا مهم نیست. در آیدا و تقاطع نقش مکمل داشتم. خیلی وقت‌ها ممکن است با یکی دو سکانس خیلی خوب و بی نظیر است. مهم این است که نقش آدم را قلقلک بدهد تا آن را پیدا کند.

چرا کار تلویزیونی انجام نمی‌دهید؟
دوست دارم کار شاخصی باشد. بعضی موارد پیش می‌آید. مثلا خیلی قبل‌تر کار آقای فتحی را دوست داشتم و کارهای آقای میرباقری و چنین مواردی.
» ادامه مطلب

پایان فیلمبرداری «هرچه خدا بخواهد» در جزیره کیش

فیلمبرداری فیلم‌سینمایی «هرچه خدا بخواهد» به تهیه‌کنندگی پرویز شهبازی 22 خرداد در جزیره کیش تمام شد و این روزها فریدون‌جامه‌بزرگ مشغول تدوین آن است. «هرچه خدا بخواهد» اولین ساخته بلندسینمایی نوید میهن‌دوست درباره مردی است که در جزیره کیش ناپدید شده و حالا بازماندگان او برای پیدا کردن و بردن‌اش به کیش آمده‌اند.
در این فیلم که فیلمبرداری آن تماما در کیش انجام شده، ترانه علیدوستی، رضا عطاران، حامد کمیلی، فرهاد اصلانی، سعید آقاخانی، ارژنگ امیر فضلی، بهاره رهنما، بهنوش بختیاری، تینا آخوندتبار و پوریا پورسرخ نقش‌های اصلی را بازی می‌کنند. از دیگر عوامل این فیلم می‌توان به مهدی جعفری مدیر فیلمبرداری، منصور شهبازی صدابردار و فرشته مهدی زاده مدیر تولید اشاره کرد.
پرویز شهبازی نویسنده و تهیه‌کننده فیلم «هرچه خدا بخواهد» است.
» ادامه مطلب

واکنش پیمان قاسم‌خانی به اظهارات اخیر درباره «سن‌پترزبورگ»:از نتیجه کار راضی‌ام

چندی پیش بهروز افخمی در واکنش به وضعیت فیلم «سن پترزبورگ» در خبرگزاری ایسنا چنین گفته بود: «تدوين فيلم را با پسرم آيدين تمام كردم و به كانادا آمدم. اما شنيدم تدوينگر ديگري براي كوتاه كردنش آوردند كه كارش زياد مناسب نيست. پيمان قاسم خاني از طرف من ناظر كار بوده و نارضايتي خودش را به من اعلام كرد و قرار شد فيلم را برايم بفرستند تا ببينم. وي افزود: مرحله بعد از فيلمبرداري بسيار مهم است و اگر احساس كنم روي اين فيلم هم نظارت كافي ندارم، نام خودم را حذف خواهم كرد.»
پس از انتشار این خبر، پیمان قاسم‌خانی درباره اظهارنظرش و نقل‌قولی که از او درباره نسخه نهایی فیلم اعلام شده بود، چنین گفت: «به نظر می‌رسد حرف‌ها و نظرات من درباره فیلم موقع انتقال به آقای افخمی دچار تغییر و یا سوءتفام شده است. تدوین نهایی فیلم هنوز به نسخه فاین کات همراه صداگذاری و موسیقی نرسیده، اما می‌توانم بگویم از نتیجه کار راضی‌ام و به نظرم نسخه نهایی "سن‌پترزبورگ" فیلم جذاب و خوبی خواهد شد.» قاسم‌خانی همچنین اعلام کرد که درباره تدوین فیلم و کار تدوین‌گرش مستانه مهاجر چنین نظر صریحی نداده و اعتقاد ندارد که تدوین فیلم مناسب نیست.
با وجود همه حواشی و اظهارنظرهای متفاوت و متضادی که این روزها درباره "سن‌پترزبورگ" به کارگردانی بهروز افخمی و تهیه‌کنندگی حمید اعتباریان ابراز شده، دست‌اندرکاران فیلم و آن‌ها که فیلم را دیده‌اند خبر می‌دهند که "سن‌پترزبورگ" یکی از کمدی‌های جذاب و تماشایی این سال‌های سینمای ایران است.
به نظر می‌رسد علاقمندان سینمای ایران با وجود یکی از جذاب‌ترین فیلمنامه‌های پیمان قاسم‌خانی، کارگردانی حرفه‌ای و خوب افخمی، بازی جذاب بازیگران - خصوصاً زوج جالب محسن تنابنده و پیمان قاسم‌خانی - و مجموعه تهیه و تولید حرفه‌ای پشت فیلم باید منتظر یک اثر تماشایی و جذاب باشند. کارشناسان اقتصادی سینمای ایران هم فروش خوب و رکوردشکنی را برای فیلم در شرایط بحرانی اکران پیش‌بینی می‌کنند.
» ادامه مطلب

قاسم‌خاني‌ها درباره معضل خوابگاه دانشجويان فيلمنامه مي‌نويسند

«حميد اعتباريان» از شروع نگارش فيلمنامه كار جديدش توسط «پيمان و مهراب قاسمخاني» خبر داد كه قصد دارد به محض اتمام آن به كارگردان شناخته شده‌اي بسپارد.
«حميد اعتباريان» در اين باره گفت: بر اساس طرحي كه ارائه دادم، پيمان و مهراب قاسم‌خاني مشغول نگارش فيلمنامه، پروژه جديدي هستند. اين فيلمنامه كاري طنز است كه به مشكلات اجتماعي و معضل خوابگاه براي دانشجويان و مسئله اجاره خانه براي دانشجويان شهرستاني و تهراني‌هايي كه به شهرستان مي‌روند، مي‌پردازد.
» ادامه مطلب

موسسه فيلم انگلستان فيلم‌هاي «هيچكاك» را ترميم مي‌كند

موسسه فيلم انگلستان 9 فيلم صامت از اولين فيلم‌هاي «آلفرد هيچكاك» را ترميم مي‌كند. به گزارش روزنامه نيويورك تايمز، موسسه فيلم انگلستان از روز گذشته روي سايت خود به آدرس bfi.org.uk خبر از ترميم و بازسازي 9 فيلم از اولين فيلم‌هاي «هيچكاك» كه همگي صامت هستند، داده است. اين موسسه براي دستيابي به چنين منظوري از افراد مختلف تقاضاي كمك مالي كرده است.
در اين سايت آمده است: 40 دلار كمك مالي باعث ترميم 50 سانتي متر از اين فيلم‌ها مي‌شود، در حالي كه با يك وجه 150 دلاري مي‌توان يك فيلم كامل از مجموع اين فيلم‌ها را ترميم كرد.
به گزارش واشنگتن پست: بيشتر اين فيلم‌ها در دهه 20 ميلادي ساخته شده‌اند، كه از جمله آنها مي‌توان به فيلم «مستاجر»، محصول سال 1926 و اولين تجربه هيچكاك در ژانر فيلم‌هاي دلهره‌آور اشاره كرد. به گفته موسسه فيلم انگلستان، در صورت وجود بودجه كافي براي هر يك از فيلم‌ها يك موسيقي جديد نيز ساخته خواهد شد.
» ادامه مطلب

«وودي آلن» آخرين فيلمش را در پاريس كليد زد

«وودي آلن» ساخت آخرين فيلم خود با نام «نيمه شب در پاريس» را در فرانسه آغاز كرد. به گزارش خبرگزاري فرانسه، «وودي آلن» از روز گذشته فيلمبرداري آخرين فيلم خود را در پاريس آغاز كرده است. در اين فيلم كه «نيمه شب در پاريس» نام دارد، بازيگراني چون «كارلا بروني ساركوزي»، همسر رئيس جمهور فرانسه، «ماريون كوتيلارد»، بازيگر برنده اسكار و «اوون ويلسون» و «كتي باتس» ايفاي نقش مي‌كنند. البته حاضران، ديروز به جز «وودي آلن» هيچ‌كدام از اين بازيگران را در صحنه فيلمبرداري نديده‌اند!
«نيمه شب در پاريس» كه داستان آن در دهه 20 ميلادي رخ مي‌دهد، درباره خانواده‌اي است كه به قصد يك سفر تجاري به پاريس مهاجرت مي‌كنند. به گزارش خبرگزاري فرانسه، «نيكولاس ساركوزي» پيش از اين درباره بازي همسر 42 ساله خود در فيلم «آلن» گفته است: همسرم بازيگر باتجربه‌اي نيست و مطمئن نيستم كه نتيجه مورد نظر به دست بيايد.
«بروني ساركوزي» نيز در آخرين مصاحبه خود درباره فرصت بازي در فيلم «وودي آلن» گفت: من اصلا بازيگر نيستم و شايد كاملا نااميدكننده باشد ولي من نمي‌توانم چنين موقعيتي را از دست دهم. دوست دارم زماني كه مادربزرگ مي‌شوم، بتوانم بگويم كه من هم با همكاري «آلن» فيلم ساخته‌ام!
» ادامه مطلب

صداي سيندرلا خاموش شد

«ايلنه وودز»، دوبلور صداي شخصيت‌ «سيندرلا»، در سن 81 سالگي درگذشت. به گزارش روزنامه واشنگتن پست، «ايلنه وودز» كه در سال 1950 در انيميشن «سيندرلا» محصول كمپاني «والت ديزني» به جاي شخصيت «سيندرلا» صحبت كرده بود پنج روز پيش در يك مركز توانبخشي در سن 81 سالگي درگذشت. «وودز» كه شغل اصلي‌اش خوانندگي بود، سال‌هاي اخير از بيماري آلزايمر رنج مي‌‌برد.
او در خاطرات خود مي‌نويسد: زماني كه بسيار جوان بودم و در راديو كار مي‌كرد، روزي از طرف كمپاني «والت ديزني» از من براي يك مصاحبه حضوري دعوت كردند و آنجا بود كه از من پرسيدند كه آيا دوست داري سيندرلا باشي؟ من آن موقع نمي‌دانستم كه بيش از 300 خواننده متقاضي صداپيشگي به جاي اين نقش‌اند.
به گزارش واشنگتن پست، «ايلنه وودز» با نام اصلي «ژاكلين راث وودز» 5 مارس سال 1929 متولد شد، او هميشه آرزو داشت تا معلم شود ولي به اصرار مادرش وارد عرصه موسيقي شد.
» ادامه مطلب

عکس‌های بازديد بهرام رادان از كمپ پناهندگان افغاني







» ادامه مطلب

در بازديد از كمپ پناهندگان افغاني؛ «بهرام رادان» با كودكان افغان فوتبال بازي كرد

«بهرام رادان» كه از طرف سازمان ملل به عنوان اولين سفير ايراني برنامه جهاني غذا (WFP) انتخاب شده است، در نخستين فعاليت خود از مهمان‌شهر شهيد ناصري در ساوه بازديد كرد. او در بخشي از اين بازديد با كودكان افغان فوتبال بازي كرد.
«بهرام رادان» كه از طرف سازمان ملل به عنوان اولين سفير ايراني برنامه جهاني غذا (WFP) انتخاب شده است، در نخستين فعاليت خود از مهمان‌شهر «شهيد ناصري» در ساوه بازديد كرد تا از وضعيت غذايي و معيشت پناهندگان افغان ساكن در اين مهمان‌شهر مطلع شود.
اين بازيگر در ديدار با ساكنان، كودكان و معلمان اين مهمان‌شهر، با آنها در مورد وضعيت غذايي و معيشت‌شان گفتگو كرد.
همچنين در اين بازديد چند ساعته، وي به بررسي وضعيت نانوايي‌هاي اين مهمان‌شهر پرداخت و هنگام توزيع مواد غذايي بين پناهندگان حضور يافت. رادان همچنين در بخشي از برنامه‌‌اش در بين كودكان،‌ در بازي فوتبال آنها شركت كرد و در كنار آنها به بازي پرداخت.
بيش از يك ميليون پناهنده افغان در ايران حضور دارند كه 35 هزار نفر آنها در مهمان‌شهرها ساكن هستند و از خدمات بهداشتي، غذايي و آموزشي بهره مي‌برند.
دفتر برنامه جهاني غذا اميدوار است بعد از آشنايي رادان با مشكلات غذايي كه در ايران وجود دارد و ايده‌گرفتن در طول بازديد‌هايش، بتواند با توجه به ذهنيت و برنامه‌هايي كه در نظر دارد و البته توان و انرژي خود كمك‌هاي بيشتري را از منابع مختلف براي رفع اين كمبودها جذب كند و در سفرهايي كه به نقاط مختلف جهان دارد اطلاع‌رساني مناسب انجام دهد.
اين بازيگر دارنده سيمرغ بلورين بازيگري به مدت يك سال به عنوان سفير برنامه جهاني غذا ماموريت يافته و در صورت توافق، اين مأموريت به مدت دو سال تمديد مي‌شود.
به نظر مي‌رسد بازديد از محل اقامت پناهندگان افغان گامي در مسير فعاليت محسوس و موثر نخستين سفير ايراني برنامه جهاني غذا براي ارتقاي وضعيت غذايي اقشار آسيب‌پذير است و مي‌تواند با برنامه‌هاي مشابه ادامه پيدا كند.
» ادامه مطلب

فرهاد آئیش: مردم ما از کمدی می‌ترسند و از آن خجالت می‌کشند

فرهاد آئیش در برنامه "نور، صدا، دوربین، خنده"تاکید کرد که باید سلیقه کمدی کشور را تغییر دهیم و به جای اینکه گویش های مختلف را به استهزا بگیریم و بخندیم ، چیزهای دیگری را جایگزین آن کنیم .
فرهاد آئیش، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون در برنامه "نور، صدا، دوربین، خنده" درباره نقش خود در فیلم کمدی "مکس" ساخته سامان مقدم گفت: اصولا هر فیلمی که سه بعد روانشناختی، جامعه شناسی و فلسفی را دارا باشد ماندگار می شود و جلب توجه می کند. به نظر من فیلم مکس یک کمدی بی ادعا و دوست داشتنی است و ظرافتی که در ارائه نقش مکس وجود داشت، خیلی جلب توجه می کرد.
زمانی که هنوز فیلمنامه این اثر نوشته نشده و در حد طرح بود من به عنوان بازیگر کاراکتر اصلی انتخاب شده بودم و همه ما از سامان مقدم گرفته تا پیمان قاسم خانی، موزیسین و دیگر عوامل با هیجان و شوق کنار هم بودیم تا این که به مرور فیلم نامه نوشته شد و پیمان بخش زیادی از خصوصیات اخلاقی خود من را در شخصیت مکس گنجاند و همین مساله کمک زیادی به جذاب تر و ملموس شدن آن شخصیت کرد. حتی طراح لباس برای شخصیت مکس از لباس های خود من البته با کمی اغراق در ترکیب رنگ استفاده کرد. ولی در عین حال، این کاراکتر از نظر سلیقه خیلی از من و دیگر عوامل فاصله داشت.
آئیش به بعد انسانی شخصیت مکس اشاره کرد: فیلم به ما گوشزد می کند که از ظاهر افراد قضاوت نکنیم بلکه شخصیت و معصومیت درونی آنها را ببینیم و به نظر من موفقیت مکس در این بود که این مقوله را به خوبی نشان دهد. این نکته چالش بزرگی برای کل عوامل پروژه بود که چگونه نقش فردی سطحی و به ظاهر مبتذل را بپرورانند که مخاطب با او همزاد پنداری کرده و تحت تاثیر قرار بگیرد و در عین حال درباره او قضاوت نکند. در کل صداقت موجود در فیلم آن را باورپذیر و ماندگار کرد.
او رابطه سامان مقدم را با نویسندگان کارهایش شریف عنوان کرد و افزود: سامان با نویسنده فیلمنامه رابطه شریفی دارد و در عین حال که متن را از حیطه خلاقیت نویسنده خارج نمی کند؛ از ناهمخوانی های احتمالی نیز به هیچ وجه نمی گذرد و آنقدر با نویسنده گفتگو و تعامل دارد تا با یکدیگر، هم سلیقه شوند.
آئیش در پاسخ به این سوال که چرا سینمای کمدی ما در رو به تهی شدن می رود، توضیح داد: عده ای از فیلم سازان در پرداختن به فیلم های کمدی گوشه چشمی به گیشه دارند و برای خنداندن تماشاگر حاضرند دست به هر کاری بزنند. عده ای دیگر به شیوه مجلل تر و فاخر عمل کرده و کمدی را دستمایه ای برای بیان مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه می کنند.
بازیگر سریال "شمس العماره" افزود: به اعتقاد من کمدی را باید از طریق فرم آن قضاوت کنیم نه محتوایش چراکه مقوله کمدی را فرم تعیین می کند نه محتوا و فیلم سینمایی مکس هر دو جهت را دارا بود.
او خاطرنشان کرد: مردم ما از کمدی می ترسند و از آن خجالت می کشند. در فرهنگ ما ایرانیان، کمدی سطح پائینی دارد. بعضی از آثار طنز، کمدی موقعیت هستند و در عین حال که از ساختار خود جدا نمی شوند، سرگرم کننده و شریف هستند و این خود نکته بسیار مهمی است و ارزش دارد.
این بازیگر تاکید کرد که باید سلیقه کمدی کشور را تغییر دهیم و به جای اینکه اقوام و گویش های مختلف را به استهزا بگیریم و بخندیم باید چیزهای دیگری را جایگزین آن کنیم و تا زمانی که سلیقه کمدی کشور تغییر نکند جامعه رشد نخواهد کرد.
در ادامه سحر عصرآزاد نویسنده و منتقد سینما نیز گفت: یک فیلم زمانی موفق می شود که مثلث طلایی کارگردان، فیلمنامه نویس و بازیگر در جای خود به خوبی ظاهر شوند و موفقیت و باورپذیر بودن مکس نیز در گرو همین امر است.
او ادامه داد: به قول آقای فراستی فیلم سینمایی مکس یکی از برترین کمدی موزیکال های ایرانی است. پیمان قاسم خانی به خوبی توانسته در مکس، مارمولک و مرد هزار چهره فردی را به تصویر بکشد که به اشتباه در یک موقعیتی قرار گرفته و در عین حال هر کدام از این آثار مجزا هستند و هیچ شباهتی به هم ندارند. این نشان از تبحر بسیار نویسنده دارد.
عصرآزاد این فیلم را تنها کار کمدی سامان مقدم عنوان کرد و افزود: با اینکه محصول سال 83 است ولی همچنان قادر است با مخاطب ارتباط برقرار کند، بخنداند و باورپذیر باشد. شیوه روایت این فیلم نیز خیلی خاص است و روایت خطی ندارد و ما در فلش بک حرکت می کنیم که این یک پدیده کاملا خلاقانه است. فیلم به مخاطب نمی گوید درباره شخصیت قضاوت کند و تنها زمانی با شخصیت اصلی فیلم که مکس نام دارد؛ بی واسطه ارتباط برقرار می کنیم که در پایان فیلم کنسرت اجرا می کند.
او خاطرنشان کرد: این فیلم سال 83 در مدت کوتاهی اکران و همان سال نسخه پرده ای آن به صورت قاچاق به وفور در کشور پخش شده و با استقبال زیادی مواجه شد. بعدا نسخه ویدئویی مکس با اعمال حذفیاتی در آن از طریق موسسه رسانه های تصویری ارائه شد.
نمایش و نقد فیلم سینمایی مکس ساخته سامان مقدم عصر روز دوشنبه 14 تیرماه با حضور فرهاد آئیش و سحر عصرآزاد در سالن سوره انجام شد. قرار بود سامان مقدم نیز در این مراسم حضور داشته باشد که این گونه نشد.

» ادامه مطلب

محمود بهرامی دار فانی را وداع گفت

محمود بهرامی بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایران در سن 73 سالگی دارفانی را وداع گفت.
محمود بهرامی از بازیگران قدیمی تئاتر، تلویزیون و سینما که در بیمارستان لبافی‌نژاد مدتی به دلیل بیماری ریوی بستری بود درگذشت.
مرحوم بهرامی در سال 1316 در شهر تویسرکان متولد شد. آغاز فعالیت هنری وی از سال 1334 با قصه نویسی در نشریات مختلف بود. همچنین بازی در سینما را از سال 1350 شروع کرد. "ازدواج در وقت اضافه" آخرین بازی وی در سینما محسوب می شود که هم اکنون بر پرده سینماها قرار دارد.
از دیگر آثار او می توان به "آقای هفت رنگ"، "اگه می تونی منو بگیر"، "راننده تاکسی"، "چند می‌گیری گریه کنی"، "قلقلک"، "اسپاگتی در هشت دقیقه"، "بله برون"، "سیزده گربه روی شیروانی"، "گاهی به آسمان نگاه کن"، "بازیگر"، "شهردار مدرسه"، "ماه پیشونی"، "من زمین را دوست دارم" و... اشاره کرد.
بازی در تله‌ فیلم "جفت پوچ" و سریال‌ "بزنگاه" رضا عطاران نیز از آخرین فعالیت های وی در تلویزیون به شمار می رود.
مراسم تشییع پیکر این بازیگر پنجشنبه 17 تیر از ساختمان شماره 2 خانه سینما به سمت قطعه هنرمندان برگزار خواهد شد.
» ادامه مطلب