آخرین رقم دستمزد بازیگران سینمای ایران

حضور بازیگران به اصطلاح بفروش در آثار سینمایی می تواند در شرایط فعلی سینمای ایران، تضمینی برای بازگشت سرمایه تهیه کننده این اثر باشد. اما از سویی دیگر گاهی ضعف محتوایی آثار سینمایی و یا استفاده صرف تبلیغاتی از یک بازیگر، باعث می شود تا علیرغم حضور بازیگران گرانقیمت، فیلم مذکور به فروش قابل توجهی دست پیدا نکند. مانند حضور "گلزار" در فیلم "دموکراسی تو روز روشن" و یا حضور بازیگران کمدی سینمای ایران در فیلم "شیر و عسل".
جدای از مسئله کاهش مخاطب و فروش سینماها، این دستمزدها همچنان سیر صعودی پیدا کرده اند و از همه قابل توجه تر اینکه گاهی تهیه کننده ها برای حضور همین بازیگرهای 50 میلیونی باید ماهها منتظر باشند.
اما آخرین ارقام دستمزد این هنرپیشه ها، که برخی به گفته خودشان و برخی از زبان "علی سرتیپی" پخش کننده، سینمادار و تهیه کننده سینمای کشور و برخی به نقل از منابع آگاه است، به این شرح عنوان شده است:

1)مهناز افشار:
آخرین دستمزد وی، 40 میلیون تومان برای بازی در فیلم "پوپک و مش ماشالله" است.البته "منیژه حکمت" تهیه کننده این فیلم در زمان اکران این فیلم اعلام کرده بود که به واسطه دوستی اش با افشار دستمزد پایینی را به وی داده است!

2)لیلا حاتمی:
دستمزد وی بالای 50 میلیون تومان است.

3)الناز شاکر دوست:
مبلغ دستمزد وی برای بازی در هر فیلم 40 میلیون تومان است.

4)مریلا زارعی:
دستمزد وی 40 میلیون تومان است.

5)علی صادقی:
سرتیپی گفته است که وی برای بازی در یک سکانس 3 روزه گفته است که 40 میلیون تومان می گیرد ولی با کمی صحبت با او ظاهرا صادقی به سرتیپی تخفیف داده است.

6و 7)بهرام رادان و محمدرضا فروتن:
این بازیگران تمایلی برای بازی در فیلمهای تجاری ندارند ولی برای بازی در اینگونه فیلمها رقم بین 70 تا 80 میلیون تومان می گیرند اما برای فیلمهای هنری رقم پایین تری می گیرند.

8و 9)رضا عطاران و امین حیایی:
علی سرتیپی که از جمله پخش کننده های فیلم سینمای ایران است در گفتگو با زندگی ایرانی در مورد دستمزد عطاران چنین می گوید: عطاران ارقام متفاوت بنا بر شرایط متفاوت دارد. او برای بازی در یک فیلم رقم 30 میلیون تومان گرفته و همزمان در فیلمی دیگر قرارداد 60 میلیون تومانی امضا کرده است وی در ادامه اضافه می کند که حیایی هم به همین شکل است.

9)هدیه تهرانی:
سرتیپی حضور هدیه تهرانی را تضمین فروش فیلم و بازگشت سرمایه می داند. او می گوید حاضر است برای بازی هدیه تهرانی در یک فیلم 100 میلیون تومان پول بدهد!

10)شهاب حسینی دستمزد خود را با آنچه که قبلا در مطبوعات 40 میلیون تومان عنوان شده بود متفاوت دانست و البته قبلا در گفتگویی عنوان کرده بود که هر قرار دادی که بالای 40 میلیون تومان ببندد، مابقی را به مراکز خیریه خواهد داد.

11)احمد پور مخبر:
احمد پور مخبر ستاره این روزهای سینمای کمدی ایران است ،که از مسن ترین بازیگران و البته نو پاترین آنها است و اکنون می توان عنوان پر کار ترین بازیگر را نیز به وی داد. ظاهراً رقم قرار داد وی برای بازی در هر فیلم حداقل 10 میلیون تومان می باشد که بسیاری از تهیه کنندگان هم با رغبت بسیار این رقم را می پردازند و فقط مشکلشان این است که آنها باید 5_6 ماهی منتظر باشند تا بازی وی در فیلمهای مختلف تمام شود و نوبت به تهیه کنندگان جدید برسد.

12)محمد رضا گلزار:
چندی پیش خبری منتشر شد که وی برای بازی در یک فیلم رقم بین 150 تا 200 میلیون تومان پیشنهاد داده است.

» ادامه مطلب

اولین فیلم بلند بدون قطع سینمای ایران ساخته شد

فیلم بی‌انتها، اولین فیلم بلند بدون قطع(کات) سینمای ایران و بلندترین فیلم از این نوع درحال حاضر در سینمای جهان است. اميرحسين جهددوست با اعلام اين مطلب افزود: این فیلم با همکاری صمیمانه عوامل همدل و حرفه‌ای سینمای ایران ساخته شده و درحال حاضر در مرحله رتوش ویژوال افکت و صداگذاری است و تا سه هفته دیگر آماده نمایش خواهد بود. بی‌انتها طی 25 جلسه روخوانی و کار روی متن، 15 روز تمرین میزانسن در لوکیشن و 6 روز فیلمبرداری کار شده است.
از آنجاکه تمامی عوامل فیلم از حرفه‌ای سینمای ایران هستند و بدون چشم‌داشت مالی و با دید کاملاً تجربی در پروژه حضور داشته‌اند، بی‌انتها اولین فیلم کاملاً تجربی با عوامل حرفه‌ای در سینمای ایران به شمار می‌رود.
عوامل فيلم بي‌انتها عبارتنداز:
تهیه کننده: حسین صابری/ مجری طرح، نویسنده و کارگردان: امیرحسین جهددوست/ مدیرتولید: مهدی مددکار/ مشاور و بازیگردان: امیرعباس ترابی/ مدیر فیلمبرداری: مهدی جعفری/ موسیقی: آرمان موسی پور/ جلوه‌های ویژه کامپیوتری: سینا سیفی/ صدابردار: حمید اسلامی/ صداگذاری: محمود موسوی نژاد/ طراح صحنه و لباس: حمید میرزائیان- مسعود روح زاده/ طراح گریم: سپیده راستی فر/ دستیاران کارگردان: مرتضی یونس زاده - پیمان قاسم زاده/ منشی صحنه: مهتا پناهی/ عکاس: لیلا خوش کنار/ گرافیست: امیرسعید روح زاده/
بازیگران: همایون ارشادی - آیلین حسینیان - آزاده ریاضی - مرتضی یونس زاده و با حضور افتخاری: آتش گرکانی و نیما شاهرخ شاهی.
» ادامه مطلب

عکس‌هایی از فیلم «پیتزا مخلوط»







» ادامه مطلب

علي رفيعي: فيلمبرداري «آقا يوسف» 20 تيرماه تمام مي‌شود

فيلمبرداري فيلم سينمايي «آقا يوسف» به كارگرداني علي رفيعي 15 تا 20 تيرماه به پايان مي‌رسد. «علي رفيعي» در اين باره گفت: امروز سكانس‌هاي گذري مربوط به حوالي خانه شخصيت اصلي قصه را فيلمبرداري مي‌كنيم كه در منطقه شهر آرا قرار دارد.
او افزود: پس از اتمام فيلمبرداري اين سكانس‌ها، فردا در يك بيمارستان فيلمبرداري داريم و دائما جابه‌جايي لوكيشن داريم، چون مكان‌هاي ثابت و داخلي را اكثرا فيلمبرداري كرده‌ايم.
اين كارگردان سينما، درباره بخش‌هاي باقي‌مانده از فيلمبرداري اثرش گفت: 80 درصد فيلمبرداري تمام شده و 20 درصد كار باقي مانده است كه در لوكيشن‌هاي دو خانه مسكوني، يك سالن كنسرت و يك بيمارستان انجام مي‌شود و لوكيشن‌هاي گذري مثل كوچه‌ها، خيابان‌ها و ميادين تهران را نيز شامل مي‌شود. هنوز بازي، هيچ كدام از بازيگران تمام نشده و همه بازي‌شان ادامه دارد.
به گفته رفيعي، فيلمبرداري اين اثر 15 تا 20 تيرماه تمام مي‌شود و با سرو سامان دادن به اوضاع مالي پروژه، تدوينگر و صداگذار نيز مشخص خواهد شد.
فيلمبرداري لوكيشن خانه شخصيت اصلي فيلم در خانه‌اي واقع در تجريش انجام شده و بخش‌هاي گذري و كوچه مربوط به آن امروز در خيابان شهر آرا انجام مي‌شود.
خلاصه داستان اين فيلم با مضموني اجتماعي آمده آقا يوسف، بازنشسته، از پنج سال پيش پنهان از چشم دخترش در خانه‌هاي مردم كار مي‌كند. حوادثي كه در اين خانه‌ها، به ويژه در دومين خانه رخ مي‌دهد، مستقيماً به او ربط پيدا مي‌كند و زندگي او را دگرگون مي‌سازد...
مهدي هاشمي، هانيه توسلي، شاهرخ فروتنيان، پگاه آهنگراني، لادن مستوفي، مريم سعادت، سهيلا رضوي، ستاره اسكندري، ليلا بلوكات، داريوش موفق، رويا ميرعلمي، مليكا پارسا، مينا خسرواني و صابر ابر بازيگران اصلي دومين فيلم بلند رفيعي هستند.
» ادامه مطلب

آمار فروش اكران تهران در سه‌ماهه اول امسال

در سه ماهه اول امسال فيلم‌هاي سينمايي پوپك و مش ‌ماشاءالله، تسويه ‌حساب،‌ به ‌رنگ ارغوان و دموكراسي تو روز روشن بيشترين آمار فروش در مقايسه با فيلم‌هاي ديگر را به خودشان اختصاص دادند. آمار فروش فيلم‌هاي سينمايي روي پرده سه ماهه اول امسال به شرح زير است:

* فروش بالاي 500 ميليون؛
1- «پوپك و مش ماشاءالله» (فرزاد موتمن): 907 ميليون تومان در 67 روز؛
2- «تسويه حساب» (تهمينه ميلاني): 727 ميليون تومان در 68 روز؛
3- «به رنگ ارغوان» (ابرهيم حاتمي‌كيا): 581 ميليون تومان در 62 روز؛
4- «دموكراسي تو روز روشن» (علي عطشاني): 535 ميليون تومان در 35 روز (ادامه دارد)؛

* فروش زير 500 ميليون؛
5- «طلا و مس» (همايون اسعديان): 383 ميليون تومان در 35 روز؛
6- «سلام بر عشق» (اصغر نعيمي): 342 ميليون تومان در 48 روز؛
7- «شير و عسل» (آرش معيريان): 314 ميليون تومان در 42 روز؛
8- «طهران، تهران» (داريوش مهرجويي- مهدي كرم‌پور): 258 ميليون تومان در 55 روز؛
9- «هيچ» (عبدالرضا كاهاني): 256 ميليون تومان در 68 روز؛
10- «آل» (بهرام بهراميان): 223 ميليون تومان در 45 روز؛
11- «ازدواج در وقت اضافه» (سعيد سهيلي): 176 ميليون تومان با 18 سينما در 22 روز (ادامه دارد)؛
12- «عيار 14» (پرويز شهبازي): 155 ميليون تومان در 43 روز؛

* فروش زير 100 ميليون؛
13- «كيفر» (حسن فتحي): 51 ميليون در 11 روز با 19 سينما (ادامه دارد)؛
14- «چشم»: 16 ميليون تومان در 77 روز (فيلم خارجي)؛
15- «موج سوم» (آرش سجادي‌حسيني): 3 ميليون و 400 هزار تومان در 11 روز (ادامه دارد)؛
16- «كودك و فرشته» (مسعود نقاش‌زاده): 2 ميليون و 360 هزار تومان در 29 روز؛
17- «دختران» (قاسم جعفري): 793 هزار تومان در 26 روز؛
18- «بچه‌هاي نابغه» 700 هزار تومان در 20 روز (فيلم خارجي).
توضيح: فيلم «هفت دقيقه تا پاييز» جزو اكران بهاري محسوب نشده است.
» ادامه مطلب

دست نويس مارك تواين حراج شد

متن دست نويس «مارك تواين» به دخترش دو برابر قيمت تايين شده پيش از حراج، به ارزش 242 هزار و 500 دلار فروخته شد.
به گزارش اي بي سي نيوز، متن دست نويس «مارك تواين» نويسنده و فكاهي نويس آمريكايي به دختر 24 ساله اش كه بر اثر ابتلا به بيماري مننژيت درگذشت، به قيمت 242 هزار و 500 دلار در يك حراجي به فروش رسيد.
ارزش اين نامه در حين برگزاري حراج بالا رفت و سرانجام به دو برابر قيمتي كه پيش از حراج از سوي كارشناسان اعلام شده بود به فروش رفت. اين دستنويس كه 64 صفحه دارد، پيش از اين در جايي منتشر نشده و محتواي آن نيز پيرامون زندگي «مارك تواين» است.
«مارك تواين» همواره براي نگارش آثارش از دخترش «سوزي كلمنس» الهام مي‌گرفت.
به گفته كارشناسان دست نويس حراج شده در حقيقت مطالبي پيرامون خانواده تواين است كه به قلم «ساموئل لنگهورن كلمنس» معروف به «مارك تواين» به رشته تحرير درآمده است.
دستنويس حراج شده از ميان 200 نامه، دست خط، طرح و يادداشت به قلم «مارك تواين» انتخاب شده كه توسط يك مجموعه‌دار خريداري شده است.
» ادامه مطلب

يادداشت‌هاي روزانه فروغي منتشر شد

يادداشت‌هاي روزانه محمدعلي فروغي به كوشش ايرج افشار كه زوايايي از روحيات علامه قزويني در دوران شباب و ميزان حشر و نشر وي با فروغي را آشكار مي‌كند، منتشر شد.
يادداشت‌هاي روزانه محمدعلي فروغي (1294 ق ـ 1321 ش) مربوط به شش ماه از زندگي اوست كه از بيست ‌و شش شّوال 1321 ق آغاز شده و در بيست ‌و هشت ربيع‌الاول 1322 ق پايان يافته ‌است.
از لابه‌لاي اين يادداشت‌ها آگاهي‌هاي ارزشمندي به دست مي‌آيد كه از آن جمله است: آگاهي يافتن از زندگي خانوادگي فروغي‌ها، وضع فرهنگي و سياسي ايران به مدت شش ماه از سال‌هاي 1321 و 1322 ق (يعني پيش از صدور فرمان مشروطيت) و شناخت روحيات علامه محمد قزويني در دوران شباب و ميزان حشر و نشر وي با فروغي و تعلقات و آرزوهاي فرهنگي اين دو شخصيت نسبت به تاريخ و ادب ايراني.
فروغي در بيست‌ و شش هفت‌ سالگي اين يادداشت‌ها را نوشته ‌است. در آن ايام هم به كارهاي تحريري روزنامه تربيت (كه پدرش آن را از سال 1317 ق بنيان نهاده ‌بود) مي‌پرداخت و هم در مدرسه‌هاي علميه، مظفريه، خرد و علوم سياسي ـ كه پدرش در آنجا مديريت داشت ـ تدريس مي‌كرد. سراسر اين يادداشت‌ها مربوط به صدوپنجاه‌ويك روز است. نوشته‌ها در ماه‌هاي نيمه نخست، پرشور و پرمطلب است و از اواسط، به سبب بيماري سخت همسر و دو خواهرش، ديگر به اختصار مي‌گرايد و حتي گاه پيش آمده كه مطالبي را پس از گذشت چند روز از واقعه نوشته ‌است. اين يادداشت‌ها در تملّك حسن ره‌آورد بود كه در سال 1387 به كتابخانه مجلس شوراي اسلامي اهدا شد. يادداشت‌هاي روزانه از محمدعلي فروغي (26 شوّال 1321 ـ 28 ربيع‌الاول 1322 قمري)، به كوشش ايرج افشار گردآوري شده كه كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي آن را در 498 صفحه و با شمارگان هزار نسخه، به بهاي 6 هزار تومان منتشر كرده ‌است.
» ادامه مطلب

همزمان با 20 تير مراسم يادبود؛ كتاب خسروشكيبايي رونمايي مي‌شود

رونمايي از كتاب خسرو شكيبايي تأليف الهام قره‌خاني از برنامه‌هاي متعددي است كه براي مراسم بزرگداشت اين بازيگر فقيد سينما در نظر گرفته شده است.
محمدحسين فردوسي مسئول روابط عمومي مراسم دومين سالگرد درگذشت خسرو شكيبايي در گفت و گويي درباره اين بزرگداشت گفت: استاد جمشيد مشايخي حامي معنوي اين مراسم است كه برگزاري آن به همت معاونت فرهنگي هنري شهرداري تهران آقاي هادي منبتي ممكن شد. به دليل اينكه سال گذشته مراسم يادبود اين هنرمند تنها به نمايش فيلم مستند ساكن صحراي سكوت به كارگرداني اميرمهرتاش مهدوي اختصاص يافت تصميم بر آن شد كه در دومين سالگرد درگذشت اين هنرمند برنامه بزرگداشتي در خور شخصيت ملي او انجام پذيرد.
در ادامه فردوسي تصريح كرد: برنامه‌هاي متعددي براي اين مراسم بزرگداشت در نظر گرفته شده كه از جمله آن مي‌توان به رونمايي از كتاب خسرو شكيبايي تأليف خانم الهام قره‌خاني اشاره كرد.
اين مراسم بزرگداشت روز بيستم تيرماه سال جاري در سالن ايوان شمس معاونت فرهنگي هنري شهرداري تهران واقع در تقاطع بزرگراه كردستان و جلال آل احمد جنب معاونت امور اجتماعي شهرداري تهران برگزار مي‌شود.
به گزارش فارس، در كتاب «خسرو شكيبايي» با 70 نفر از هنرمندان از جمله جمشيد مشايخي، اكبر عالمي، آيدين آغداشلو، داوود رشيدي، مسعود كيميايي، داريوش مهرجويي، داريوش اسدزاده، ژاله علو، فرامرز قريبيان، فاطمه معتمدآريا، پرويز پرستويي، بيتا فرهي، مرتضي احمدي، پوران درخشنده، مهدي صباغ‌زاده، رسول صدرعاملي، سيروس الوند، بيژن بيرنگ، زنده‌ياد مسعود رسام، جلال‌الدين معيريان، مجيد ميرفخرايي، اصغر بيچاره، نادر مشايخي، امين حيايي، هديه تهراني، حامد بهداد و پولاد كيميايي درباره شخصيت هنري و اخلاقي خسرو شكيبايي گفت‌وگو شده است.
در اين كتاب همچنين از تمام اين 70 نفر، عكس پرتره اختصاصي گرفته شده و به همراه گفت‌وگو چاپ شده است. در اين كتاب 200 عكس از صحنه و پشت صحنه فيلم‌هايي كه خسرو شكيبايي در آن حضور داشته، تصاويري نشان داده مي‌شود. اين عكس‌‌ها از آرشيو شخصي خسرو شكيبايي توسط «پروين كوشيار» گردآوري شده است.
» ادامه مطلب

عکس‌های «ستاره صفرآوه» بازیگر نقش لیلی در سریال «در چشم باد»










» ادامه مطلب

بازيگر «در چشم باد» در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تاجيكستان: فيلم نامه خوب باشد باز هم به ایران می‌آیم

بازيگر نقش ليلي در سريال ايراني «در چشم باد» معتقد است كه سينما و تلويزيون ايران امروز پيام خود را به ملت‌هاي جهان مي‌رساند و هم‌زمان از ايران چهره‌اي انساني و فرهنگي به نمايش مي‌گذارد كه كاري بس بزرگ است.
«ستاره صفرآوه» در گفت‌وگويی با خبرنگار خبرگزاري فارس در دوشنبه، با بيان اين مطلب افزود: امروز برخي رسانه‌ها و حتي سينماهاي برخي كشورها تلاش مي‌كنند تا چهره و وجهه ايران را در اذهان و افكار عمومي جهان خدشه‌دار كنند و به همين دليل تصويري خشن و رعب‌آور از ايران براي افكار عمومي جهان ترسيم مي‌كنند كه ايران را تهديدي براي جامعه بشريت جلوه دهند.
بازيگر تاجيك نقش «ليلي» در سريال ايراني «در چشم باد» افزود: اما كافي است تا هر كس يك بار به ايران سفر كند تا به باطل بودن همه اين ادعاها پي ببرد و به اين حقيقت برسد كه ايرانيان مردمي شريف هستند و به‌دنبال فرهنگ، علم و دانش بوده پيام آنان به جهانيان پيام صلح، سازندگي، برادري و دوستي است.
صفراوه تصريح كرد: به‌دليل همين ويژگي‌هاست كه از اكثر فيلم‌هاي ايراني در بسياري از نقاط جهان استقبال مي‌شود و من فكر مي‌كنم هدف اصلي فرهنگ و فيلم‌هاي ايراني مرهم گذاشتن روي زخم‌هاي جامعه بشري است؛ بنابراين شك ندارم كه هنر و فيلم ايران با اين رويكرد بشر محوري بيش از پيش فراگير و جهاني خواهد شد. طبق قرار قبلي «ستاره صفرآوه» در موعد مقرر در محل دفتر خبرگزاري فارس در شهر دوشنبه حاضر شد. او پس از ورود به دفتر گفت: فضاي دفتر فارس مرا به ياد محيط صميمانه ايران انداخت.
روحيه مثبت صفرآوه موجب شد، تا بلافاصله و بدون مقدمه گفت‌وگو درباره بازي وي در سريال «در چشم باد» را آغاز كنيم و نظرش را درخصوص ايران جويا شويم كه مشروح اين مصاحبه بدين شرح است:

لطفاً خود را معرفي كنيد و بگوئيد كه چه شد كه در اين سريال حضور يافتيد؟
متولد قزاقستان و فارغ التحصيل رشته خبرنگاري صداوسيما با گرايش كارگرداني از دانشگاه هنرهاي زيباي كشورم هستم و در حال حاضر روزنامه نگاري را در اين دانشگاه تدريس مي‌كنم. قبل از بازي نقش «ليلي» در سريال تاريخي «در چشم باد»، در شبكه اول سيماي تاجيكستان مجري اخبار روسي و تاجيكي بودم و هرگز فكر نمي‌كردم كه روزي در سينماي ايران حضور پيدا كنم، غافل از آن كه تقدير غير از آن چيزي بود كه من تصور مي‌كردم و برخي اتفاقات همه چيز را به كلي تغيير داد.
ماجرا از آنجا شروع شد كه يك روز همراه خانواده در منزل مشغول تماشاي تلويزيون تاجيكستان بوديم كه در اين ميان برنامه‌اي با نام «موضع» پخش مي‌شد كه بخشي از آن به بازي بازيگران تاجيك در يك سريال ايراني اختصاص يافته بود.
در اين برنامه خانم «لطافت يوسفي» كه يكي از هنرمندان خوشنام تاجيكستان است، از نقش خود در اين سريال صحبت مي‌كرد و همزمان صحنه‌هايي از فيلمبرداري پخش مي‌شد. صحنه‌هاي سريال آن قدر جذاب و ديدني بود كه يك دفعه غبطه خوردم كه "اي كاش من جاي خانم يوسفي بودم "، ولي زود به خود آمدم و گفتم "تو كجا و خانم يوسفي كجا ".
ولي پس از گذشت يك سال اتفاق عجيبي افتاد و كارگردان نامي ايران «مسعود جعفري‌جوزاني» با تعدادي از همكاران خود به تاجيكستان آمدند تا براي اجراي نقشي در سريال يكي از خانم‌هاي تاجيك را انتخاب كنند و بنده هم در رديف ديگر داوطلبان براي تست حاضر شدم، اما اميد چنداني براي انتخاب شدنم نداشتم.
وقتي خبر پذيرفته شدنم را به من دادند بي‌نهايت خوشحال شدم، زيرا دقيقاً براي بازي در همان سريالي انتخاب شده بودم كه در مورد آن در برنامه «موضع» صحبت شده بود و نام آن «در چشم باد» بود كه خانم «لطافت يوسفي» و هنرمند سرشناس تاجيك «حبيب‌الله عبدالرزاق‌اف» در آن ايفاي نقش مي‌كردند.
در اينجا مي‌خواهم به نكته‌اي‌ اشاره كنم و آن اين كه سه ماه قبل از انتخاب شدنم براي اجراي نقش «ليلي» خواب عجيبي ديدم. در خواب ديدم كه سوار بالگردي شده‌ام و از روي تپه‌هايي پرواز مي‌كنم و در نهايت به منطقه‌اي رسيدم كه از آنجا نسيم خنكي مي‌وزيد و بوي خوشي در تمام آن منطقه پراكنده شده بود و مرا در همانجا پياده كردند. من داخل ساختماني شدم كه 2 نفر خانم در حال گريم بودند كه من از آنها خواستم به من فرصتي بدهند تا لوازم مورد نيازم را از مغازه‌هاي اطراف تهيه كنم و سپس بازگردم كه آنها نيز به من اجازه دادند و من هم رفتم ولي ديدم كه همه فروشگاه‌ها بسته است و نزد آن 2 خانم بازگشتم ولي اين احساس را داشتم كه من بايد كار مهمي را انجام دهم.
چون بيدار شدم اين خواب را به فال نيك گرفتم و زماني كه براي اجراي نقش وارد شهرك سينمايي غزالي شدم، بلافاصله اين احساس به من دست داد كه گويا قبلا اين محل را ديده‌ام. در يكي از روزها كه به تماشاي اين شهرك مشغول بودم، به‌دنبال پيدا كردن دليلي براي احساس آشنايي خود با اين شهرك مي‌گشتم كه ناگهان چشمم به تپه ها، سپس گنبد و مغازه‌هاي دكور خيابان «لاله زار» اين شهرك افتاد و به‌ناگاه به ياد خوابم افتادم و دريافتم كه اين شهرك را با اندكي تفاوت در خواب ديده بودم و اين ماجرا را همان موقع براي دوستانم تعريف كردم.

با توجه به اين كه شما براي اولين بار در يك سريال بازي كرديد، آيا ايفاي اين كار برايتان مشكل نبود؟
هر چند در تلويزيون تاجيكستان به عنوان يك مجري مشغول كار بودم و در دانشگاه نيز تا حدودي با دروس مربوط به هنر و بازيگري آشنا شده بودم، ولي واقعا بازي در برابر دوربين كاملاً متفاوت بود.
به همين دليل اضطراب و نگراني‌هاي فراواني داشتم چون در اين سريال تاريخي بايد صحنه‌ها با حداكثر نزديكي با واقعيت اجرا مي‌شد كه براي يك بازيگر غيرحرفه‌اي كار سختي بود؛ ولي بايد از آقاي جوزاني تشكر كنم كه حق استادي را بر اينجانب به طور كامل ادا كردند زيرا اگر همكاري و رهنمايي‌هاي ايشان نبود، قطعا نمي‌توانستم موفق باشم.

از اينكه مدتي را با گروه هنرمندان ايراني بوده‌ايد، چه احساسي داريد؟
بدون ترديد شركت در يك كار هنري ايراني با شركت در كار هر كشور ديگر جهان متفاوت‌ است. هم‌زباني، هم‌ديني، تاريخ و تمدن مشترك، سنت‌هاي مشابه و بسياري خصوصيات ديگر كه شما شايد در هيچ يك از كشورهاي دنيا نتوانيد پيدا كنيد و دقيقاً همين موضوع بود كه پدرم بعد از انتخاب شدنم براي نقش «ليلي» نه تنها مانع رفتنم به ايران نشد، بلكه از اين امر استقبال كرد. پدرم به من گفت: برو، ايران سرزمين شريفي است، امنيت كامل و مردم همزبان و مؤمني دارد و ايرانيان براي زنان احترام زيادي قائلند.

هم‌كاري با هنرمندان ايران چه تاثيري در نوع نگاه شما به ايران داشته است؟
البته بنده هميشه به ايران توجه داشتم و اخبار مربوط به ايران را پيگيري مي‌كردم اما باز هم به قول معروف «شنيدن كي بود مانند ديدن». حضور در ايران فرصت مغتنمي بود تا بتوانم با مردم شريف و فرهنگ غني اين سرزمين و علم و دانش آنان بيشتر آشنا شوم. احترام به مادران و خواهران، تلاش براي فرا گرفتن دانش، با آرامي صحبت كردن، از گفتار تند پرهيز نمودن، مهربان بودن و باز صدها اخلاق مثبت ديگر را جزء لاينفك هويت ايراني ديدم كه واقعا جاي استقبال و خوشحالي دارد.

يعني اگر پيشنهاد ديگري از طرف كارگردان هاي ايراني براي اجراي نقش بشود، مي‌پذيريد؟
فيلم نامه خوب باشد، چرا نپذيريم؟

بعد از پايان بازي در اين سريال به ايران سفر كرده‌ايد؟
آري چندي قبل در ايران بودم و در برنامه‌هاي زنده «زنده رود» تلويزيون اصفهان و همچنين شبكه‌‌هاي اول و دوم ايران حضور پيدا كردم. مردم اصفهان نيز بسيار شريف مهمان دوست و مهمان نواز هستند و من فكر نمي‌كردم كه مردم بنده را به ياد داشته باشند، ولي مثل اين كه «ليلي» را فراموش نكرده‌اند.

مگر طي 2 سال‌ و نيمي كه براي بازي در سريال «در چشم باد» در ايران به سر برديد، از اصفهان بازديد نداشتيد؟
طي اين مدت ما به كار فيلمبرداري از سريال مشغول بوديم و به محل‌هايي سفر مي‌كرديم كه قرار بود در آنجا، بخش‌هاي مختلف سريال را فيلم‌برداري كنند. به اين دليل نه تنها فرصت بازديد از اصفهان را نداشتم، بلكه بسياري ديگر از شهرهاي تاريخي اين سرزمين حماسه و فرهنگ را هنوز نديده‌ام.

آقاي جوزاني در يكي از مصاحبه‌هاي‌شان پيام اين سريال تاريخي را تاكيد بر ضرورت بيداري و هشياري ملت ايران در برابر منافع ملي و اعتقادي دانستند تا عزت و شرف اين ملت حفظ شود. نظر شما چيست؟
بلي، در سريال «در چشم باد» تاريخ 60‌ سال گذشته ايران روايت شده است و به نظر بنده كارگردان خواسته است تا از اين طريق حافظه مردم نجيب ايران را بيدار و بيدارتر كند و به آنان كمك كند كه بيش از گذشته به فكر خود و هويت خويش باشند.

به نظر شما فيلم و سريال بهترين راه بازسازي خاطره تاريخي است؟
درست است، فيلم قدرت بازگويي تاريخ دور و نزديك هر ملتي و كشوري را دارد و فكر مي‌كنم فيلم ايران در طول سه دهه اخير در اين زمينه كارهاي بسيار ارزشمندي را انجام داده است. سينما و تلويزيون ايران امروز پيام خود را به ملت‌هاي جهان مي‌رساند و هم‌زمان از ايران چهره انساني و فرهنگي به نمايش مي‌گذارد كه كار بس بزرگي است.

اگر ممكن است در پايان قدري هم درباره خانواده خود صحبت كنيد.
ما يك خانواده شش نفره شامل پدر، مادر و چهار خواهر و برادر هستيم. برادرم «وطن» در سريال «در چشم باد»، نقش افسر روس «بوريس ورسلوگين» را بازي كرده و حالا در رشته كارگرداني سينما در آمريكا تحصيل مي‌كند. وطن كه اكنون 26 ساله است، فارغ‌التحصيل دانشكده برنامه‌ريزي اقتصادي دانشگاه تكنولوژي تاجيكستان است ولي حضور در سريال «در چشم باد» او را به حدي متحول كرد كه تصميم گرفت در رشته كارگرداني تحصيل كند.
خواهرم «سياره» 20 ساله و دانشجوي سال سوم دانشكده شپكين مسكو بوده و در رشته بازيگري مشغول به تحصيل است. او در يك فيلم روسي نيز بازي كرده است. خواهر كوچكم «سعيده» امسال تحصيلات متوسطه را به پايان رسانده است.

» ادامه مطلب

فروش بزرگ آثار هانیبال الخاص پاییز برپا می‌شود

مدیر بزرگداشت مراسم هانیبال الخاص از برپایی نمایشگاه فروش آثار هانیبال الخاص در پاییز امسال خبر داد و گفت که رایزنی‌ها برای تعیین نگارخانه محل برپایی فروش در حال انجام است.
ترانه صادقیان، مدیر بزرگداشت هانیبال الخاص با بیان اینکه قصد دارد در پاییز سال جاری نمایشگاه فروش آثار این نقاش را برگزار کند، گفت: مهم‌ترین دلیل این نمایشگاه این است که دلمان می‌خواهد برای هانیبال شرایطی مهیا شود که در ایران بماند.
او افزود: هانیبال، بودن در ایران را ترجیح می‌دهد. اما با همه علاقه‌اش به ماندن گاهی به دلایلی چون بیماری و بیمه، ناگزیر به سفر می‌شود. او در آمریکا مخاطبان و فروش خود را دارد. اما شیوه او برای فروش هم خاص خودش است. بیشتر میل دارد کارهایش در وطن خودش فروخته شود و بماند.
صادقیان در ادامه به مخاطبان آثار الخاص اشاره کرد: ایشان اجازه نمی‌دهند، قیمت کارهایشان از حد معینی بالاتر برود. می‌گوید نانوا هستم و تا هستم هرروز کار می‌کنم که کارم چون نانی در سفره مردم باشد. می‌گوید که نقاش باید قیمتی روی کارش بگذارد که از بافندگان گلیم یا فرش خجالت نکشد. در هدیه کردن آثارش هم دست و دل باز است.
» ادامه مطلب

اکبر عبدی: "سوپر بقال ایرونی" را به صحنه می‌برم

اکبر عبدی از اجرای نمایش "سوپر بقال ایرونی" اواخر مردادماه سال جاری در یکی از سالن‌های پردیس سینمایی زندگی خبر داد.
اکبر عبدی بازیگر با سابقه سینما، تئاتر و تلویزیون در این باره گفت: نمایش "سوپر بقال ایرونی" را سه سال پیش در سه شهر اصلی کشور کانادا به صحنه بردیم که مورد استقبال علاقمندان و مخاطبان به تئاتر در کانادا قرار گرفت. این نمایش داستان خانواده‌ای است که به خارج از ایران مهاجرت می‌کنند و با مشکلاتی مواجه می‌شوند.
او درباره زمان و مکان اجرای این نمایش افزود: در حال حاضر توافقات اولیه برای اجرای نمایش "سوپر بقال ایرونی" در یکی از سالن‌های پردیس سینمایی زندگی انجام شده است. قصد دارم نمایش را بعد از پایان بازی‌های جام جهانی فوتبال و بعد از 20 روز تمرین به صحنه ببرم.
عبدی با اشاره به حضور خود به عنوان بازیگر در نمایش "سوپر بقال ایرونی" گفت: در این نمایش هفت تا هشت تیپ را همزمان ایفا خواهم کرد و تعدادی از نقش‌ها هم به صورت ضبط شده در اجرا پخش می‌شوند.
کارگردان و بازیگر نمایش "مشدی عباد" درباره وضعیت اجرای این نمایش ادامه داد: اجرای نمایش "مشدی عباد" به سال آینده و بعد از تولید فیلم سینمایی این اثر موکول شده است. نمایش "مشدی عباد" را در دو نوبت و به دو زبان فارسی و آذربایجانی اجرا خواهیم کرد. اکبر عبدی حدود چهار سال پیش نمایش "اکبرآقا آکتور تئاتر" را در تماشاخانه سنگلج به صحنه برد که مورد استقبال مخاطبان و علاقمندان به تئاتر قرار گرفت.
» ادامه مطلب

شهرداد روحانی: رسیدگی به هنرمندان سالخورده از وظایف دولت است

رسیدگی به مشکلات هنرمندانی که دوران سالخوردگی خود را طی می کنند از مهمترین وظایف نهادهای فرهنگی وابسته به دولت است .
رهبر مهمان ارکستر سمفونیک تهران ضمن بیان این مطلب با اظهار تاسف از کم توجهی مسئولان به اساتید هنرمند گفت : پشتوانه های اصلی هنرمندان در سالهایی که در عرصه فرهنگ و هنر فعالیت می کنند مردم و استقبال گرم آنها است و همین علاقه نوعی دلگرمی و آرامش خاطر نزد هنرمند را به وجود می آورد و به طور معنوی حمایت می شوند اما آنچه مسلم است حمایت و رسیدگی از هنرمندان بیمار به عهده مسئولان و نهادهای فرهنگی است.
شهرداد روحانی در ادامه با اشاره به نقش اساتیدی چون محمد نوری که در ارتقاءسطح فرهنگ جامعه تلاش کرده اند افزود : پویایی یک جامعه ارتباط مستقیمی با هنر و هنرمند دارد و اگر این ارتباط برقرار نشود طبیعی است که جامعه دچار رخوت و رکود می شود بنابراین برای رسیدن به جامعه ای پویا و با نشاط باید هنرمندان را دریافت.
او در ادامه با اشاره به برنامه آتی این ارکسترگفت : با توجه به وقت اندکی که داشتیم خوشبختانه تمرین ها به خوبی پیش رفت و ارکستر آماده اجرای رپرتواری جدید است؛ارکستر سمفونیک تهران قطعه "کاپریس ایتالیایی" اثر آهنگساز روسی چایکوفسکی را به عنوان نخستین قطعه اجرا می کنند و پس از آن قطعاتی با عنوان "فریاد تهی"،"حماسه"،"سرزمین مادری" و "اصفهان" از ساخته های خودم اجرا می شود و در پایان هم سوئیت سمفونی شهرزاد اثر ریمسکی کروساکوف در چهار موومان به روی صحنه می رود .
روحانی در ادامه به دلایل انتخاب این قطعات برای دومین اجرای ارکسترسمفونیک تهران در سال جاری اشاره کرد و گفت : بعد از اجرای اول ارکستر سمفونیک درنظر داشتم قطعاتی کاملا متفاوت از آنچه پیش از این مخاطب شنیده اجرا کنم به همین دلیل این قطعات را انتخاب کردم و خوشبختانه اجرای آنها برای نوازنده های ارکسترهم جالب و جذاب بود و استقبال خوبی کردند.
او درباره چگونگی ادامه همکاری خود با ارکستر سمفونیک تهران گفت : برای ماندن در ایران هنوز به نتیجه قطعی نرسیده ام وپس از اجرای ارکستر سمفونیک تهران بلافاصله باید برگردم و درنهایت مجبورم خاطرات خوب و پربار با ارکستر بودن را با خود ببرم چراکه همکاری من با ارکسترسمفونیک تهران بسیار لذت بخش بود و مطمئن هستم که آثار خوب این با هم بودن در آینده دیده می شود.
رهبرمهمان ارکستر سمفونیک تهران درپایان افزود :لازم به ذکر است که کنسرت ارکسترسمفونیک تهران در تاریخ 4 ،5 ،8 و 9 تیرماه ساعت 21 در تالار وحدت اجرا می شود و قرار است آلبوم موسیقی این ارکستر همزمان با برگزاری کنسرت منتشر شود.

» ادامه مطلب

همکاری شهرام ناظری و کیوان ساکت در اجرای پروژه شاهنامه خوانی

شهرام ناظری در ادامه اجرای پروژه فردوسی، قطعه ای از ساخته های کیوان ساکت را بر اساس اشعار شاهنامه و با همراهی ارکسترسمفونیک اکراین اجرا می کند.
کیوان ساکت نوازنده تار با اعلام این خبر در توضیح جزئیات این پروژه گفت : برخی از تابلوهای اشعار فردوسی مانند "نبرد رستم و سهراب"،"ورود تهمینه به خوابگاه رستم"،"خبرمرگ سهراب به تهمینه"،"عبور سیاوش از آتش" و همچنین "مشورت کیکاوس با درباریان درباره سیاوش" را انتخاب و براساس ساختار موسیقی ایرانی تنظیم و آهنگسازی کرده ام و قرار است با دکلمه و آواز شهرام ناظری توسط ارکسترسمفونیک اوکراین اجرا و ضبط شود.
این آهنگساز در ادامه افزود : درگذشته فعالیت هایی بر اشعار فردوسی صورت گرفته است که اغلب رنگ و بوی یک اثر ایرانی نداشتند اما این پروژه براساس دستگاه های موسیقی ایرانی، ریتم ها و آوازهای زورخانه ای نوشته شده است و فکر می کنم یکی از با ارزش ترین آثاری است که در زمینه اشعار فردوسی انجام شده است ؛ در این پروژه از سازهایی چون سرنا، دهل، طبل زورخانه ای و سازهای بادی و کوبه ای استفاده شده است و برخلاف همیشه ساز تار در طراحی پروژه فردوسی وجود ندارد.
این نوازنده تار در ادامه صحبت های خود به مشکلات موجود برای تولید آثار موسیقی اشاره کرد وگفت : مسائل و مشکلات متعدد در صدور مجوز برای برگزاری کنسرت و یا تولید آلبوم موجب شده است تا هنرمندان اجرای برنامه در خارج از کشور را ترجیح دهند؛ چراکه پی گیری مدام برای صدور مجوز آلبوم و یا برگزاری کنسرت باعث می شود که بخش بزرگی از توان خلاقه هنرمندان شاخص به جای تولید آثار خوب موسیقایی صرف انجام اموراداری در وزارت ارشاد می شود.
او در ادامه افزود : سختگیری در صدور مجوز باعث شده که بیشترآثار موسیقی با کیفیت پایین تولید شود و صدا وسیما هم با پخش مکرر این آثار به آشفته بازار تولید آثار بی ارزش دامن می زند و راه را برای انتشار آثار نازل باز می کند.
کیوان ساکت که پیش از این ارکسترهای موسیقی گرگان، کرمان و اصفهان را تشکیل داده بود درپایان با اشاره به معلق شدن فعالیت های مجموع کنسرت ها گفت : ارکستر موسیقی اصفهان و گرگان به دلیل کمبود امکانات در حالت تعطیلی قرار دارد ولی ارکستر کرمان با تلاش علاقمندانی چون امیر اخلاقی و امیر صفائیان که از شاگردان من بودند همچنان پابرجاست و تمرینات خود را انجام می دهند.
» ادامه مطلب

کیهان: برنامه های سیما از متن مردم دور است،مردم به سمت فارسی وان می روند

روزنامه کیهان در مقاله ای به دلایل رویکرد مخاطبان تلویزیون به سمت شبکه"فارسی وان" پرداخته و نوشته است:

باور کنیم به رغم تمام هزینه هایی که می شود و به علت استفاده از طرح و برنامه های دور از انقلاب محصولات صدا و سیما به طرز باور نکردنیی از متن مردم دور است ! پس اگر قرار باشد مخاطب در خانه 60 متری اجاره ای اش در حتی درهمین تهران خودمان و شغل غیر استخدامی اش و هزار و یک جور مشکلش بنشیند و زندگی های رویایی صداو سیمایی را ببیند خب با یک دکمه ساده همان موضوعات را با برهنگی و رقص می بیند «جذابیتش» هم بیشتر است ! و این همان تلخی دردناکی است که دل علاقه مندان به انقلاب را رنجه می کند
وقتی رسانه اولا: ارزش را در میان قشری جستجو می کند که کمترین هزینه ای برای انقلاب نکرده اند و ثانیاً : از هنرمندانی استفاده می کند که در پشت صحنه مخالفت عینی با مقدسات را دنبال می کنند، بدیهی است عامه مردم مرعوب آن چیزی می شوند که رسانه نشان می دهد! و برایشان به نوعی ارزش می شود. بنده اسم این پدیده را «تهرانیزه» کردن فرهنگ انقلاب اسلامی می گذارم. آفتی که ناخواسته و به علت استفاده از نیروهایی غیر متعهد به انقلاب و بدون شناخت از ریشه های آن ،با چهار شبکه 24 ساعته تهرانیزه شده به جان کسانی افتاده که بیشترین خدمت را به انقلاب کرده اند و شاهد آن گسترش روز افزون سریالها و تله فیلمهایی است که رنگ و بوی زندگی بومی مردم در آنها کمتر و کمتر می شود و آنگاه که قرار شود مخاطب چیزی را ببیند که اساساً با او بیگانه است بدیهی است که دستش به سوی دکمه های ماهواره می لغزد .
» ادامه مطلب

پنج واقعیت جذاب درباره زندگی ساراماگو

کارل فرانسین/احمد عطارزاده: نویسنده پرتغالی و برنده هشتاد و هفت ساله جایزه نوبل ادبیات، روز جمعه صبح زود مطابق با نوشته‌ای که در وبلاگش گذاشته بود، درگذشت. او بعد از یک دوره طولانی بیماری نهایتا در لانزاروته - یکی از جزایر اسپانیا - زندگی را وداع گفت.
ژوزه ساراماگو در حالی مرد که در کنار خانواده‌اش بود و با رفتاری متین و آرام از آنها خداحافظی کرد. او شاید مشهورترین نویسنده جهان انگلیسی‌زبان است و این نیست مگر به دلیل فروغ پرفروشترین رمانش «کوری» که سال 1995 به چاپ رسید و سال 2008 هم بر اساس همین کتاب، فیلمی ساخته شد با بازی جولین مور و مارک رافالو.
داستان کتاب روایت اتفاق اپیدمیکی است که باعث از دست دادن فوری و خود‌به‌خود بینایی می‌شود، اتفاقی که به بیشتر ساکنان شهر آسیب می‌رساند و باعث اضمحلال رفتار و روابط اجتماعی می‌شود.
اما اثر مشهورتر او کتاب « انجیل به روایت مسیح» است، کتابی که تفسیری است جدال‌برانگیز از مسیحیت و سال‌های بلوغ ناجی؛ کتاب شامل ترسیم و تعریفی واضح از تمایلات، خشونت و تشکیک مسیح در دین است. کتاب سال 1991 به چاپ رسید، اما فورا توسط حکومت پرتغال و بر اثر فشارهای زیاد مذهبی - که توسط کلیسای کاتولیک کشور به حکومت وارد می‌شد - سانسور شد.
ساراماگو سال 1998 برنده جایزه نوبل ادبیات شد. این جایزه برای توسعه عادت‌های نامعمول و داخل کردن روش‌های شخصی در سبک طنین‌دار داستانهایش بود... آثار او به یکسری نقشه می‌ماند که هر کدام کم و بیش دیگر نقشه‌ها را رد می‌کنند، اما همه آنها مجموعه‌ای هستند از تلاش‌هایی برای رسیدن به روشی برای نگاه داشتن واقعیات اغفال‌کننده و درهم و برهم در کنار یکدیگر. (جایزه نوبل ادبیات برای تمام کارهای یک نویسنده به او اعطاء می‌شود، هرچند یقیناً در بعضی موارد یک کار بخصوص مورد توجه قرار می‌گیرد.)
هرچند خوانندگان مشتاق ساراماگو در سایت شخصی‌اش برای از دست دادنش به سوگ نشسته‌اند، اما موجی از واقعیت‌های جذاب زندگی شخصی او را چنین گردآوری می‌کند:

1- خانواده ساراماگو تاریخ تولدش را جعل کرده‌اند. واقعیتی مطابق با آنچه خود ساراماگو در «زندگینامه جایزه ی نوبل» نوشته است. «اگر چه من در 16 نوامبر سال 1922 به دنیا آمده‌ام، اما مدارک رسمی نشان می‌دهد دو روز دیرتر و در روز 18 نوامبر به دنیا آمده‌ام. رخ دادن این تقلب جزئی جای تشکر دارد زیرا خانواده من با این کار از پرداخت جریمه برای نبود برگه ثبت زمان شرعی مناسب برای تولد من فرار کرده‌اند.»

2- ساراماگو کمونیستی متعصب بود. نیویورک تایمز در‌این‌باره می‌نویسد: «آقای ساراماگو بیشتر از اینکه به خاطر داستان‌هایش مشهور باشد برای هواداری از کمونیسم شهرت داشت. این سال‌های آخر، آقای ساراماگو از شخصیتش به عنوان برنده جایزه نوبل برای ایراد سخنرانی در کنفرانس‌های بین‌المللی در سراسر جهان استفاده می‌کرد. همسرش و یک روزنامه‌نگار اسپانیایی به نام پیلار دل ریو همراهان همیشگی او در این سفرها بودند. او جهانی شدن را به عنوان شکل‌گیری یک حکومت متمرکز جدید در قدرت جهانی تعریف می‌کرد و برای ناموفق بودن دموکراسی معاصر برای جلوگیری از قدرت یافتن شرکت‌های چند ملیتی تاسف می‌خورد.»
دیدگاه‌های سیاسی ساراماگو بطور وسیعی تحت تاثیر آن دورانی از زندگی او بود که فاشیست‌ها و نیروهای پلیس مخفی در پرتغال فعال بودند. (شاید دفاع و حمایت او از کمونیسم نوعی مقابله با وضعیت موجود در آن زمان بود.)

3- او همچنین بلاگ‌نویس هم بود. چنانچه گاردین در یکی از شماره‌های سال 2008 خود اشاره می‌کند: «در ماه سپتامبر نویسنده هشتاد ساله شروع به نوشتن در بلاگ کرد. ساراماگو آن نوشته‌ها را در روزنامه‌ها چاپ می‌کرد و خود او در این‌باره می‌گوید: اما حالا من هر روز می نویسم و این نوشته‌ها میلیون‌ها مخاطب دارد... این چیزی است که مرا شگفت زده می‌کند... اما من همه اینها را برای آزادی انجام می‌دهم.»

4- ساراماگو در شهر زادگاه خود خیلی محبوب نبود، هرچند او خود را پیش از همه چیز پرتغالی می‌دانست. نیویورک تایمز سال 2007 در شماره‌ای که به او اختصاص داد به این نکته اشاره کرد که بسیاری از پرتغالی‌ها بی‌خانمانی و تبعید خود‌خواسته او را ناشی از شخصیتش می‌دانند. « ماه ژوئن، به هر کجای لیسبون که می‌رفتم مردم از او به عنوان مردی متکبر و بی‌احساس یاد می‌کردند. وقتی مترجمم در یک فروشگاه دی‌وی‌دی از فروشنده درباره وجود مدرک و کتابی در مورد ساراماگو پرسید، فروشنده جوان از جا پرید و با خنده پاسخ داد: خوشبختانه نه.»

5- او از مورگان فریمن خواست تا در فیلمی نقش‌اش را بازی کند. ساراماگو پارسال به فایننشیال تایمز که از او پرسیده بود، می‌خواهد چه کسی نقش او را در فیلمی زندگینامه بازی کند، پاسخ داد: «یک بازیگر خوب سیاه. برای مثال مورگان فریمن.» این در حالی بود که ساراماگو خود سفید‌پوست بود.
» ادامه مطلب

کیهان کلهر در گفت‌وگو با خبرآنلاین: الان دوست دارم در ایران کار کنم

سمیه قاضی‌زاده: کلهر درباره اینکه چطور بعد از هفت سال تصمیم به برگزاری کنسرت در ایران گرفته، گفت: «الان دوست دارم در ایران کار کنم. حس می‌کنم بی‌فرهنگی و انفعال در جامعه موج می‌زند و باید کار فرهنگی کرد.»
او درباره جزئیات کنسرتش در تهران اعلام کرد: «در تهران به مدت شش شب کنسرت خواهیم داشت که از روز 23 تیرماه آغاز می‌شود. این کنسرت‌ها در تالار وحدت برگزار می‌شود و تمام قطعات از ساخته‌های جدید خودم هستند که روی اشعاری از مولانا اجرا می‌شوند.»
رپرتوار برنامه به دو بخش تقسیم ‌شده که بخش اول آن به تکنوازی خود کلهر اختصاص دارد و بخش دیگر کار گروهی است که در دستگاه نوا اجرا می‌شود.
کیهان کلهر که از آخرین کنسرتش در ایران به همراه گروه اساتید موسیقی ایران بیش از شش سال می‌گذرد، درباره برگزاری این کنسرت در شهرستان‌ها گفت: «بلافاصله بعد از کنسرت تهران در شیراز، تبریز، اصفهان و کرمان هم روی صحنه می‌رویم. سپس در همدان، کرمانشاه، رشت و اراک این کنسرت‌ها را ادامه می‌دهیم. البته دوست دارم در استان‌های دیگر هم این برنامه را اجرا کنیم که احتمالا به بعد از ماه رمضان موکول می‌شود.»
خوانندگی این کنسرت‌ها را حمیدرضا نوربخش به عهده دارد که پیش از این هم همراه کلهر در سالن‌های معتبر چون «هالیوود باول» و «والت دیسنی» در آمریکا کنسرت داده بود.
اعضای گروه کلهر که در این کنسرت‌ها او را همراهی می‌کنند عبارتند از علی بهرامی (سنتور)، سیامک جهانگیری (نی)، روزبه رحیمی (سنتور)، هادی آذرپیرا (تار)، محید ستائی (تنبک) و علی توکلی (رباب).
کیهان کلهر یکی از اعضای اصلی گروه «جاده ابریشم» است که به همراه یویوما که لقب بهترین ویولن‌نواز جهان را دارد در کشورهای مختلف کنسرت داده است.
او در چند ماهه گذشته چهار شب همراه ارکستر فیلارمونیک آتلانتا کنسرت داشت و بعد از آن 12 شب با حسین علیزاده و حمیدرضا نوربخش و یک گروه جوان به اجرای قطعات پرداخت. سپس به مدت 9 شب همراه با حسین علیزاده و علی خلج در اروپا کنسرت داد.
کلهر از فعال‌ترین و شناخته‌شده‌ترین آهنگسازان و نوازندگان ایرانی خارج از مرزهای ایران است که این حاصل همکاری‌هایش با افراد و گروه‌هایی نظیر یویوما، شجاعت حسین خان، اردال ارزنجان، بروکلین رایدر، کورونوس کوارتت و... است.
» ادامه مطلب

استيون اسپيلبرگ فهرست بازيگران «اسب جنگي» را اعلام كرد

استيون اسپيلبرگ، كارگردان اسكاري هاليوود فهرست بازيگران «اسب جنگي» را اعلام كرد. « جرمي اروين» به عنوان بازيگر نقش اصلي فيلم اقتباسي «اسب جنگي» معرفي شده است. از ديگر بازيگران اين پروژه سينمايي مي‌توان به اميلي واتسون، پيتر مولان و ديويد توليز اشاره كرد.
شركت فيلمسازي «دريم وركز» و كمپاني‌ «ديسني» امتياز برگردان سينمايي اين رمان را به‌دست آورده اند. بنابر اعلام هاليوود ريپورتر، رمان «اسب جنگي» در سال (1982) به قلم (مايكل مورپورگو) منتشر شده است. داستان اين كتاب به انس و الفت پسري نوجوان و يك اسب در خلال سال‌هاي بحراني جنگ جهاني اول مي‌پردازد. استيون اسپيلبرگ كه به عنوان تهيه‌كننده نيز با اين پروژه به همكاري مي‌پردازد درباره‌ي مضمون فيلم «اسب جنگي» گفته است: اين روايت پيامي براي احساس‌كردن فراهم كرده كه در هر كشور از جهان قابل درك است. «لي هال» نگارش فيلمنامه‌ي اقتباس «اسب جنگي» را برعهده گرفته است.
«گزارش اقليت»، «آرواره‌ها»، «E.T»، «نجات سرجوخه ‌رايان» و «فهرست شيندلر» از جمله آثار برجسته «اسپيلبرگ» محسوب مي شوند. اين پروژه سينمايي براي اكران در 10 آگوست سال 2011 ميلادي آماده مي‌شود.
» ادامه مطلب

فيلمي بر اساس زندگي ارنست همينگوي ساخته مي‌شود

«كلايو اوون» بازيگر نامزد جايزه اسكار در نقش «ارنست همينگوي» نويسنده صاحب نام آمريكايي و خالق رمان «پيرمرد و دريا» مقابل دوربين مي رود.
به گزارش لوس آنجلس تايمز، «كلايو اوون» قصد دارد در فيلمي به كارگرداني «فيليپ كافمن» در نقش «ارنست همينگوي» يكي از نويسندگان و روزنامه نگاران صاحب نام آمريكايي ظاهر شود.
اين فيلم با كارگرداني «كافمن» و بر اساس فيلم نامه اي كه به قلم مشترك «باربارا ترنر» و «جري استال» به رشته تحرير در آمده ، ساخته خواهد شد. فيلم برداري اين فيلم بر اساس زندگي «همينگوي» نويسنده رمان هاي «پيرمرد و دريا»، «وداع با اسلحه» و «مردان بدون زنان» سال 2011 در شمال ايالت كاليفرنيا آغاز خواهد شد.
در اين فيلم علاوه بر «كلايو اوون»، «نيكول كيدمن» در نقش «گلهورن» همسر «ارنست همينگوي» حاضر خواهد شد.
اين دو شخصيت فرهنگي در سال 1930 با يكديگر آشنا شدند. ازدواج آنها تنها 5 سال به طول انجاميد. زندگي عاشقانه اين دو شخصيت اگر چه كوتاه بود اما تاثيرات عميقي را بر زندگي و آثار آنها برجاي گذاشت. اين فيلم با حمايت شبكه HBO و با تهيه كنندگي «گاندولفيني» برگزار مي شود.
«ارنست همينگوي» يكي از نويسندگان برجسته آمريكايي است كه جايزه ادبي نوبل را در كارنامه خود دارد. او در اواخر دهه 1930 با «مارتا گلهورن» نويسنده و روزنامه نگار آشنا شد. آنها در سال 1940 ازدواج كردند، اما 5 سال بعد اين نويسنده از «مارتا» جدا شد. از «همينگوي» اثار متعددي تا به امروز به زبان فارسي بازگرداننده شده است كه از ميان آنها مي توان به رمانهاي «زنگ ها براي كه به صدا در مي آيند»، « خورشيد هم طلوع مي كند»، « وداع با اسلحه»، «مردان بدون زنان»، «پيرمرد و دريا«، « داستان هاي كانزاس سيتي استار» و « جزاير طوفان» اشاره كرد.
» ادامه مطلب

سیما تیرانداز درگفت‌وگوبا خبرگزاری مهر: "پری‌خوانی عشق و سنگ"سفارشی نیست

سیما تیرانداز بازیگر "پری‌خوانی عشق و سنگ"گفت: در تلویزیون و سینما انواع فیلمها و مجموعه‌های مذهبی ساخته می‌شود و درباره سفارشی بودن آنها حرفی به میان نمی‌آید اما در بعضی نقدها و مطالب به اشتباه این مسائل درباره این نمایش طرح می‌شود که درست نیست.
نمایش "پری خوانی عشق و سنگ" متکی بر تجربه‌های نمایشهای آئینی و شرقی است و در اجرا بسیار نیازمند خلاقیت و توانایی بازیگر. سیما تیرانداز در یکی از دشوارترین تجربه‌های بازیگری‌اش در تئاتر در "پری خوانی عشق و سنگ" حضوری خیره کننده دارد. بازی یکدست و بدون اشتباه او در این نمایش فضایی فراهم کرده تا تماشاگر بهتر با این اثر همراه شود.

* احتمالا برای شما بازی در نمایشی تک پرسوناژی و به جای 12 نقش تجربه چالش یرانگیز و جذابی بوده؟

-طبیعی است که بازیگر دوست دارد در سخت ترین موقعیت قضاوت شود. چنین تجربه ای یک ماراتن بازیگری است. برای من جذاب بود که خودم را محک بزنم و تواناییم را در چنین فضایی بسنجم.

* نمایش از ابتدا به این شکل بود، گویا نمایش دو پرسوناژی بوده؟
- نمایش از ابتدا به این شکل نبود. متن که قبول شد با خانم یثربی درباره آن صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که متن می‌تواند تک پرسوناژی باشد. تغییر و تحول‌ها در نمایشنامه در فضایی تعاملی و در ارتباطی دو سویه میان من و خانم یثربی شکل گرفت.

* پس بازی در این نمایش جذاب بوده؟
- همیشه دلم برای تئاتر تنگ می‌شود و پارسال این دلتنگی باعث شد بعد از مدتی به سراغ تئاتر بیایم. بدیهی است که نمایش ویژگیهایی داشت که من را برای حضور دوباره در تئاتر ترغیب کرد.

* این تغییرها در متن به نفع نمایش تمام شد؟
- در پروسه ای که طی شد ما به متنی رسیدیم که جذاب و منسجم بود و البته به محک بازیگری هم تبدیل شده بود.

* زبان متن و شکل روایت از ابتدا به این شکل بود؟
- متن زبان کلاسیک داشت اما به این نتیجه رسیدیم که دوره روایتهای کلاسیک گذشته و بهتر است در فضای تازه تری کار کنیم. متن و زبان را امروزی تر کردیم و البته به شکلی که قبلا در نمایشهای دیگر مشابهش را ندیده‌ایم.

* نمایش موضوعی عاشقانه و زنانه دارد چقدر مضمون و فضای قصه در انتخابتان نقش داشت؟
- موضوع عشق و قصه‌های زنانه برای بازیگران زن جذاب است. نگاه نمایش به عشق را دوست دارم. عشق به حضرت رسول (ص) در این نمایش طرح می‌شود که تازگی دارد. این عشق البته می‌تواند عشق به هر منجی آسمانی دیگری هم باشد.
ما مسلمان هستیم و ارادت خاصی به حضرت رسول داریم و این ارادت سرمنشاء تولد این متن بود.

* فکر نمی‌کردید ممکن است نمایش سفارشی به نظر برسد؟
- اصلا، نگاه ما به این موضوع سفارشی نبود. در سینمای جهان هم درباره پیامبران ادیان متفاوت کارهای مختلفی می‌شود و کسی به آنها انگ سفارشی بودن نمی‌زند. در تلویزیون و سینما انواع فیلمها و مجموعه‌های مذهبی ساخته می‌شود و درباره سفارشی بودن آنها حرفی به میان نمی‌آید اما در بعضی نقدها و مطالب به اشتباه مهر سفارشی بودن به نمایش می‌زنند که درست نیست. من ارادت خاصی به پیامبر دارم و به این ارادت افتخار می‌کنم و با اعتقاد در این نمایش بازی می‌کنم. این متن به شکل مرسوم پذیرفته شده است. حتی زمان اجرا امکانات خاصی به ما نداده‌اند.

* برای شما کدامیک از قصه‌های نمایش جذاب‌تر است با کدام بیشتر همدلی کردید؟
- همه قصه‌ها و موقعیتها را دوست داشتم. تصویر زنی که تلاش می‌کند و به عشقش دست نمی یابد تصویر آشنایی برای همه زنها است. در مورد بعضی موضوع‌ها همه ما ذهنیت و تجربه داریم و این ارتباطمان را با این موضوعها بیشتر می‌کند. وقتی در نمایشی درباره اختلاف زن و شوهر حرف می‌زنیم سالن پر می‌شود چون این تنش‌ها و اختلافها بحثی ابدی و ازلی است و همه ما به نوعی درگیرش بوده‌ایم.

* و عشق هم مثل اختلافهای زن و شوهری همیشه جذاب است.
- بله، عشق هم این ویژگی را دارد و هیچ وقت کهنه نمی‌شود. برای تماشاگر مرد هم عشق موضوعی جذاب و درگیرکننده است. یکی از دیالوگهای نمایش که من و خیلی از تماشاگران دوست داریم این است: انسان برای عاشق شدن یک دقیقه وقت می‌خواهد برای فراموش کردن یک عمر. همه ما خاطره عشقمان را با خودمان حمل می‌کنیم. اینها است که این نمایش را تاثیرگذار و دوست داشتنی کرده است. وقتی نویسنده از موضوعهایی حرف می‌زند که دغدغه انسان است تماشاگر سریعتر با آن ارتباط برقرار می‌کند.

* من بازیگران سرشناسی را دیده‌ام که روی سن تپق زده‌اند یا نتوانسته‌اند راکوردشان را حفظ کنند...
- البته تپق مال بازیگر است.(می‌خندد) و طبیعی است ممکن است یک بازیگر در هر شب اجرا عالی و کامل نباشد.

* منظورم این است که شما با تسلط و مهارت بالایی این نمایش را بازی می‌کنید، بدون تپق زدن و اشتباه. تمرین زیادی کردید تا این قدر بر نقش مسلط شدید؟
- بازیگری برای من خیلی غریزی است. موقع کار اصول را رعایت می‌کنم اما معمولا غریزی به نقش می‌رسم.

*ایده بی‌دکور بودن نمایش، نوع طراحی صحنه و استفاده از پارچه سفید برای بازی از کجا شکل گرفت؟
- ایده بی‌دکور بودن از خانم یثربی بود، خانم یثربی از ابتدا به یک وان وومن شو فکر می‌کرد و می‌گفت دوست دارم یک بازیگر با قدرت بازیگری‌اش تماشاگر این نمایش را محسور کند. آنچه که روی صحنه می‌بینید حاصل تعامل و ارتباط نزدیک و همفکری میان من و خانم یثربی است، ماجرایی که بطئی و تدریجی شکل گرفته است.
این سنت هم از نمایشهای شرق الهام گرفته شده است. بازیگر در این نمایش‌ها در صحنه تنها است و ابزاری ندارد. من این شیوه را دوست دارم. تجربه جالبی برای بازیگر است.

*واکنش‌ها به نمایش چطور بوده؟ به نظر می‌رسد فضای مثبتی درباره "پری‌خوانی عشق و سنگ" به ویژه بازی شما وجود دارد.
- همه لطف داشتند. اما نکته‌ای که من را اذیت کرده اشاره‌ به سفارشی بودن نمایش است. البته خانم یثربی بیشتر از من اذیت می‌شود. این نگاه منصفانه نیست. به عنوان بازیگر این نمایش به خانم یثربی می‌گویم بهتر است این واکنشها را نبینیم و بگذریم، چون مغرضانه است.

* در روند اجرا چیزی به نقش اضافه شد؟
- تغییر چندانی نداشت. طبیعی است که من در روند اجرا به پختگی رسیده‌ام و نسبت به اجراهای اول جور دیگری بازی می‌کنم.

*برای بازی در تئاتر برنامه دیگری هم دارید؟
- نمایش آقای گیل آبادی را قرار است کار کنم، با خانم یثربی به یک کار طنز فکر می‌کنیم. در راه که می‌آمدم وسوسه تجربه یک کار طنز به سراغم آمد، (می‌خندد) من به شدت عاشق طنزم. نمی‌دانم این دغدغه به سرانجام می رسد یا نه.

* در این سالها نقش‌های مختلفی بازی کرده‌اید، نقشی هست که فرصت بازی آن را پیدا نکرده‌اید؟
- خیلی نقش‌ها هستند که دوست دارم بازی کنم. گاهی بازی دیگران را می‌بینم و فکر می‌کنم اگر این نقش را من قرار بود بازی کنم چطور بازی می‌کردم.
به نظر می‌رسد بیشتر بازیگرهای خوب تئاتر در سینما و تلویزیون موفق نیستند، چرا؟
- این کم لطفی است. بازیگری تئاتر و سینما ریشه مشترک دارد و تنها تکنیک بازی در سینما و تلویزیون فرق دارد. آنهایی که این عقیده را دارند آگاهی کافی از بازیگری ندارند. بازیگران خوبی از تئاتر به سینما و تلویزیون رفته‌اند. آقای پرستویی، شکیبایی، کشاورز، خانم آدینه و... که هم روی صحنه موفق بوده‌اند هم مقابل دوربین و این نشان می‌دهد که بازیگران تئاتر تجربه و استعداد دارند.
*بعد از این که برای بازی در "پاداش سکوت" تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل خانه سینما را گرفتید انتظار می‌رفت پرکارتر شوید اما همچنان گزیده‌کارید. چرا؟
- نمی‌دانم البته دغدغه گزیده کاری همچنان برای من هست. هیچ وقت فکر نمی‌کنم حرفه‌ای بودن یعنی پرکاری یا مقدار مشخص درآمد مالی داشتن در سال از طریق بازیگری. در تمام این سالها دغدغه‌ام بازیگری بوده اما در کنار اینها در مواردی، عواملی بوده که همراهی‌ام نکرده و باعث شده پرکار نباشم. شاید بشود این را به حساب بداقبالی گذاشت.
* اولویت هنوز تئاتر است؟
- اولویت نقش خوب و متفاوت است. چند سال است تمرکزم را از تئاتر برداشتم شاید به این دلیل که در این بخش سیراب شده‌ام. این احساس در من به وجود آمده که تصویر ماندگارتر است. البته این از ارزش تئاتر کم نمی‌کند اما فکر می کنم به اندازه کافی به تئاتر پرداخته ام. در انتخاب‌هایم نقش و فیلمنامه خوب مهم است.

* خودتان را قضاوت می کنید؟
- خیلی زیاد. بازیگر زمانی تمام می شود که فکر کند بهترین است. بازیگر باید منتقد خودش باشد. من همیشه خودم را محک می‌زنم و از دوستان و همکارانم می‌خواهم صریح درباره‌ام قضاوت کنند.
* "پری‌خوانی عشق و سنگ" از تجربه‌هایی است که دوستش دارید؟
- برای این نقش زحمت زیادی کشیدم. اما متاسفانه وقتی روی صحنه هستم نمی‌توانم خودم را از بیرون ببینم در نتیجه قضاوت درباره نمایش را به عهده تماشاگر می‌گذارم.
* برای این نقش جایزه کانون منتقدان جهانی تئاتر را گرفتید، چقدر این جایزه مهم است؟
- جایزه یعنی تشویق و از این نظر مهم است. جایزه به معنای این نیست که من عالی‌ام. هنوز دغدغه این را دارم که کارم ارزیابی حرفه‌ای شود، در سینما هر پلانی که بازی می‌کنم، از کارگردان می‌خواهم من را تصحیح کند. در تئاتر هم برایم مهم است که بهتر بشوم به قضاوت آن چشم بیرونی اعتقاد دارم و جایزه را به این معنا نمی‌بینم که بهترین و کامل‌ترین بازی را در "پری‌خوانی عشق و سنگ" داشته‌ام.




» ادامه مطلب