‏نمایش پست‌ها با برچسب مستند. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مستند. نمایش همه پست‌ها

"مجنون" فارسی اواخر شهریورماه در فرانسه کلید می‌خورد

تصویربرداری مستند "مجنون" به کارگردانی محمدعلی فارسی اواخر شهریورماه در فرانسه آغاز می‌شود.
فارسی گفت: طبق برنامه‌ریزی‌های انجام شده تصویربرداری این مستند اواخر شهریورماه در فرانسه شروع می‌شود و پس از آن به تهران می‌آییم تا همراه با پرفسور هانری دوفوشوکل شخصیت اصلی این فیلم بقیه سکانس‌ها را در تهران تصویربرداری کنیم. "مجنون" نام موقت این مستند است که مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی آن را تهیه می‌کند. مستند "خیام" اولین سه‌گانه از این مجموعه مستند هم آماده نمایش شده که در جشنواره سینما حقیقت روی پرده می‌رود. مستند 70 دقیقه‌ای "ایل من، بخارای من" درباره مرحوم محمد بهمن‌بیگی هم به زودی آماده نمایش می‌شود.
مستند "مجنون" دومین بخش از سه‌گانه‌ای است که فارسی درباره سه ایران شناس خارج از ایران کارگردانی می‌کند. او مستندهای "سرزمین نخبگان"، "مهاجران"، "سبزوار"،"رستاخیز" و... را در کارنامه دارد.
» ادامه مطلب

آقاي‌بازيگر از كانادايي‌ها تنديس چوبي سخنگو گرفت

آيين نكوداشت هفتاد سال فعاليت هنرمندانه «عزت‌الله انتظامي» همزمان با نمايش فيلم مستند بلند «... و آسمان آبي»، در شهر ونكوور كانادا برگزار شد و تنديس چوبي به آقاي بازيگر و «قاسم قلي‌پور»‌ اهدا شد.
اين آيين نكوداشت چهارم تيرماه با حضور «عزت‌الله انتظامي»، «قاسم قلي‌پور» تهيه كننده فيلم مستند «...و آسمان آبي» و جمعي از ايرانيان مقيم كانادا به دعوت دانشگاه SFU كانادا برگزار شد. در اين مراسم به ترتيب «دري مك لين» (MR Derryl N. MacLean) رييس دپارتمان دانشگاه SFU ، «آدرين ونگ»(MRS Adrienne Wong) مدير كمپاني تئاتر(NEWORLD THEATRE) و «قاسم قلي‌پور» به ايراد سخناني درباره استاد انتظامي و عرصه‌هاي مختلف فرهنگي پرداختند.
در ادامه اين مراسم استاد انتظامي براي ايراد سخن و قدرداني از حضار به روي سن رفت. پس از آن طي مراسم ويژه‌اي كه از سوي سرخپوستان محلي ونكوور اجرا شد تنديس‌هايي چوبي به نام "Talking Sticks " (تنديس چوبي سخنگو كه نماد مشهوري در سرخپوست‌ها و نماد قومي آنهاست) به «عزت‌الله انتظامي» و «قاسم قلي‌پور» اهدا شد.
در ادامه جلسه فيلم مستند «... و آسمان آبي» به نمايش درآمد و نمايشگاهي ازعكس‌ها و يادداشت‌هاي عزت‌الله انتظامي نيز همزمان با اين آيين برپا شد.
فيلم «... و آسمان آبي» به كارگرداني «غزاله سلطاني» مستندي است اززندگي «عزت‌الله انتظامي» كه در 75 دقيقه زندگي استاد انتظامي را به تصوير كشيده است.
» ادامه مطلب

علی اکبر ولایتی در هیئت امناء بنیاد سینمایی فارابی

طی احکام جداگانه‌ای از سوی سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اعضای جدید هیئت امنا بنیاد سینمایی فارابی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی معرفی شدند.
به گزارش خبرگزاری مهر، اعضای جدید هیئت امنا بنیاد سینمایی فارابی عبارتند از آقایان شهریار بحرانی، سیدمحسن مهاجرانی، مجتبی مشیری، محمدمهدی فداکار و محمدحسین نیرومند، سیدعلیرضا سجادپور، محسن علی‌اکبری و دکترعلی‌اکبر ولایتی.
اعضای جدید هیئت امنا مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نیز طی احکامی بدین شرح معرفی شدند : نادر طالب‌زاده، علی‌اصغر جعفری، علی‌اکبر جوانفکر و جمال شورجه.
» ادامه مطلب

محمدرضا مقدسيان در مراسم بزرگداشتش: پيش‌نيامد يكسري كارها را انجام بدهيم چون سياستها دچار تغيير شد

مراسم بزرگداشت محمدرضا مقدسيان ـ مستندساز ـ با سخنراني مجتبي ميرطهماسب، محمدرضااصلاني،محمدرضا درويشي و وعده‌ي مدير مركز گسترش سينماي مستند و تجربي براي حمايت از ساخت مستند جديد مقدسيان همراه شد.
شامگاه 31 خرداد ماه خانه سينما ميزبان جمعي از سينماگران، مستندسازان و مدير مركز گسترش سينماي مستند و تجربي شد تا بزرگداشت محمدرضا مقدسيان و سازنده‌ي مستندهاي همچون «كوره‌پزخانه»، «خيزاب»، «سرود دشت نيمور» و... را برگزار كنند.

ميرتهماسب: خوشبختيم در فضاي زندگي مي‌كنيم كه مقدسيان در آن نفس مي‌كشد
در ابتدا مجتبي ميرتهماسب رييس انجمن مستندسازان به نمايندگي از اعضاي اين انجمن در سخناني گفت: اين مراسم به پيشنهاد سايت «و مستند» برگزار شده و ما دوست داشتيم كه همزمان با تولد محمدرضا مقدسيان باشد، اما به دليل اينكه مي‌دانستيم او قبول نمي‌كند، ناچار شديم كه جشن تولد كوچكي را براي او برگزار كنيم و در آن مراسم پيشنهاد چنين بزرگداشتي را با او مطرح كنيم.
او در عين‌حال گفت: مقدسيان طي اين چند روز مدام تماس مي‌گرفت و درخواست مي‌كرد كه برگزاري اين مراسم كنسل شود، اما براي ما مهم بود كه اين مراسم برگزار شود.
رييس انجمن مستندسازان در پايان صحبت‌هايش به كتابي كه در قالب اين مراسم منتشر و توزيع شده بود، اشاره و عنوان كرد: در اين كتاب گفت‌وگوي زيبايي با مقدسيان وجود دارد كه او خود در اين مصاحبه گفته‌ است؛«خوشبخت‌ترين انسان روي زمينم چراكه مستند مي‌سازم.» من بايد بگويم كه ما هم بسيار خوشبخت هستيم كه در فضايي زندگي مي‌كنيم كه افرادي مانند محمدرضا مقدسيان در آن نفس مي‌كشد.
در ادامه اين مراسم، مينا كشاورز به نمايندگي از سايت «و مستند» اظهار كرد: سال گذشته با بزرگداشت دكتر محمد تهامي‌نژاد سايت «و مستند» را افتتاح كرديم.اما به دليل مشكلاتي وقفه‌اي در كار اين سايت پيش آمد، لذا براي شروع مجدد آن دوست داشتيم كه با بزرگداشت يكي ديگر از عزيزان آغاز به كار كنيم. البته در كنار اساتيد پيشكسوت، ما در سايت خود به نوعي جوانان را هم بزرگ و گرامي مي‌داريم.

اصلاني: اميدوارم مقدسيان همچنان كودك بماند
‌محمدرضا اصلاني به‌عنوان دوست و همكار قديمي مقدسيان به صحبتي كوتاه پرداخت و گفت: خوشحالم كه امروز اين سالن پر است و مقدسيان مي‌تواند ببيند كه دوستانش تا چه اندازه نسبت به او محبت دارند.
او از آشنايي‌اش با محمدرضا مقدسيان ياد كرد و افزود:سابقه آشنايي ما به اوايل دهه 50 برمي‌گردد و اكنون نزديك به 40 سال است كه مقدسيان را مي‌شناسم. در آن زمان مقدسيان براي من مانند يك بچه بود و اكنون هم مانند همه پدراني كه علي‌رغم بزرگ‌شدن فرزندانشان آنها را همچنان به چشم كودك مي‌بينند. من مقدسيان را يك كودك و نوجوان مي‌بينم و اميدوارم كه همچنان كودك بماند، چراكه كودك ماندن يك موهبت است.
اصلاني در ادامه صحبت‌هايش به فضاي كاري دهه‌هاي 40 و 50 اشاره كرد و گفت: اگر به فضاي آن دوران اشاره و فعاليت‌هاي افراد را در آن دوران بگوييم، آنگاه شما خود متوجه مي‌شويد كه مقدسيان فرد بزرگي بوده يا انسان كوچكي است. البته بزرگ و كوچك بودن ما مهم نيست و مهم آن است كه ما زنده‌ايم و دنيا را مي‌بينيم و با بودن و حضور خود جهان را واكاوي مي‌كنيم.

درويشي: كمتر مستندسازان به سراغ ما مي‌آيند
سپس محمدرضا درويشي آهنگساز هم به دليل سابقه دوستي و همكاري‌اش با مقدسيان در سخناني گفت:به‌ ندرت پيش مي‌آيد كه از ميان جامعه سينماي مستند گذر يك فيلمساز به آهنگسازان بيافتد. اما خوشبختانه حدود 22 يا 23 سال پيش من در فيلمي مستند با محمدرضا مقدسيان آشنا شدم و توانستم موسيقي فيلم مستند او را بسازم. بعد از آن دوران ديگر تنها يك بار اتفاق افتاد كه در سينماي مستند فردي براي آهنگسازي به من پيشنهاد دهد كه آن هم مربوط به فيلم مجتبي ميرتهماسب و حدود 20 سال پس از فيلم اولم بود.
او ادامه داد: دليل اين‌كه كم‌تر گذر مستندسازان به موسيقي‌سازان مي‌افتد را خود افراد اين صنف بهتر مي‌دانند. درواقع در سينما يك ناخدا وجود دارد و بقيه افرادي كه در فيلم كار مي‌كنند به نوعي عوامل فيلم محسوب مي‌شوند.
او با بيان اينكه، آهنگساز مي‌تواند در كنار فيلمساز به عنوان يك عامل اصلي كار كند، تصريح كرد: من به شخصه هميشه كار براي مستند را دوست داشته و هنوز هم دوست دارم. اما متأسفانه كمتر پيش مي‌آيد كه كسي به سراغمان بيايد.
درويشي در بخش ديگري از صحبت‌هايش به همكاري ديگر خود با مقدسيان اشاره كرد و گفت: در سال 73 به مدت 30 روز جشنواره‌اي به نام «آيينه و آواز» برگزار شد كه پس از آن قرار بود مسوولان حوزه هنري 10 فيلم مستند درباره شخصيت‌هاي برتر موسيقي محلي ايران بپردازند كه محمدرضا مقدسيان از سه استاد فيلم ساخت و من هنوز غبطه مي‌خورم كه به دليل برخي مسايل ساخت اين پروژه‌ها متوقف شد. اكنون سه فيلم مقدسيان در اين زمينه سه اثر ارزشمند درباره سه استاد مهم موسيقي مناطق مختلف ايران است، اما هفت استاد ديگري كه باقي ماندند همه فوت كرده‌اند و اگر مسوولان حوزه هنري يكسال صبر مي‌كردند، اكنون مي‌توانستيم گنجينه‌اي بي‌همتا براي زندگي اين افراد داشته باشيم.
اين آهنگساز در بخش پاياني صحبت‌هاي خود به وضعيت سينماي مستند اشاره و عنوان كرد: در زندگي‌ام تنها دوبار شانس اين را داشته‌ام كه با مستندسازان همكاري كنم. اما خوش به حال شما مستندسازان و بد به حال آن‌هايي كه مستند را نفهميده‌اند و امروز هم نمي‌فهمند و مستندسازي را تنها به فيلم‌گرفتن از گل و بوته و حشره مي‌دانند. خوش به‌حال شما و بد به حال سينماي ايران كه با وضعيت اسف‌باري كه دارد به طبع وضعيت سينماي مستند آن دوچندان اسف‌بار خواهد بود.

روزبه مقدسيان: مطالب مهمي از پدر آموختم
در ادامه روزبه مقدسيان فرزند محمدرضا مقدسيان در سخناني درباره‌ي پدرش گفت:يادم است كه روزي به يكي از دوستانم مي‌گفتم كه ما زندگي بسيار سختي داشته‌ايم. چراكه هيچگاه پيش نيامد كه با پدرم حتي يك‌بار بيرون بروم و يا يك فيلم را با هم ببينيم، چراكه پدر همواره يا سر كار بود و يا مشغول مطالعه.
او ادامه داد: پدر از هفت يا هشت سالگي به ما مي‌گفت كه بايد كتاب بخوانيد و هيچگاه نبايد فيلم جنگي ببينيد. من در زندگي مطالب مهمي را از او آموختم. اما با اين وجود زندگي سختي داشتيم و تازه سر صحنه‌اي از فيلم «خيزآب» تازه فهميدم كه چه‌قدر كار و زندگي پدر سخت است.
فرزند مقدسيان گفت:به غير از اين اواخر هيچگاه فرصتي براي نزديك شدن به پدر نداشتم. چراكه او مي‌گفت وظيفه من بين مردم است و مرا بايد از طريق فيلم‌هايم شناخت. ايشان همواره كار مي‌كردند و مي‌خواندند اما اين اواخر و از وقتي كه فيلم نمي‌سازند خيلي مظلوم شده‌اند.
او دوباره به فاصله‌اي كه همواره ميان او و پدرش وجود داشته اشاره كرد و افزود:اين فاصله تنها به دليل فيلم مستند پيش آمده و به همين دليل هيچ خاطره‌ي خوشي از فيلم مستند ندارم. من گاه در مراسمي از قبيل بزرگداشت امشب، به پدر افتخار كرده‌ام اما از نظر رابطه پدر و فرزندي تا همين اواخر بسيار از هم دور بوده‌ايم. اما اكنون ارتباطي كه پدر با من برقرار نكرده بود را با نوه‌اش برقرار كرده است كه فكر مي‌كنم اين ارتباط به دليل اين است كه اين روزها كار نمي‌كند.
روزبه مقدسيان در پايان سخنانش گفت:پدر من اصولي در زندگي‌اش دارد كه براي او يكي از مهم‌ترين مسايلش محسوب مي‌شود. او هيچ‌وقت از اصول خود تخطي نكرده است. زماني او به دليل شرايطي كه پيش آمده بود، روي وانت كار مي‌كرد اما همان زمان پيشنهادات خوبي كه به او مي‌شد را قبول نمي‌كرد و در برابر مسايل مختلف هيچگاه سر خم نكرد و هنوز هم اين كار را نمي‌كند و من از اين موضوع بسيار خوشحالم.
در بخش ديگري از اين مراسم محمدرضا مقدسيان به روي سن دعوت شد تا به صحبت بپردازد.

مقدسيان: پيش‌ نيامد كه يكسري كارها را انجام بدهيم چون سياستها در دوره‌اي تغيير كرد
او در صحبتي كوتاه به ياد تمامي افرادي كه در فيلم‌هايش با او همكاري داشتند پرداخت و گفت: اگر پيشنهاد اين مراسم با تولدي كه اعضاي انجمن مستندسازان و بسياري از اساتيد سينماي مستند مانند مختاري، كلانتري، بهرامي‌نژاد و غيره براي من گرفتند، همراه نبود قطعا نمي‌پذيرفتم كه اين بلا بر سرم نازل شود، چراكه فكر مي‌كنم بايد اين مراسم براي ديگران برگزار شود و من به آنها خدمت كنم.
مقدسيان ادامه داد:دوست داشتم كه امروز از افرادي كه در ميان ما نيستند، ياد كنم. احساس مي‌كنم كه در زندگي به دو نفر وامدارم، اولي فريدون رهنما و ديگري محمدرضا اصلاني. رهنما متأسفانه ديگر بين ما نيست و يادش براي من گرامي است.
او سپس از محمدرضا درويشي ياد كرد و افزود:واقعا از درويشي هم مطالب بسياري آموختم و اگر او نبود من چگونه مي‌توانستم با فردي مثل «نظرلي» كار كنم. واقعا اگر امروز مستند «سرود دشت نيمور» وجود دارد مديون موسيقي شگفت‌انگيز درويشي است كه زير بمباران و زماني كه همه ما به پناهگاه مي‌رفتيم، او همچنان مشغول ساخت موسيقي بود.
مقدسيان گفت: ما با افرادي زندگي كرده‌ايم كه مطالب بسياري از آنها آموخته‌ايم. اما متأسفانه نتوانسته‌ايم از بسياري از اين افراد فيلمي بسازيم. به هرحال پيش نيامد كه يكسري كارها را انجام دهيم. چراكه سياست‌ها در دوره‌اي دچار تغيير شد و افراد گفتند كه از فردا بايد سريال توليد كنيد و كار مستند ديگر جذابيتي ندارد.
اين مستندساز يادآور شد:عده‌اي گاه به من مي‌گويند كه آيا بهتر نبود مجموعه‌هاي نيمه‌كاره‌ات را به نوعي تمام مي‌كرد و موضوعاتي كه پيگيري كردي را به شكل وسيع‌تري ادامه مي‌دادي؟ من در پاسخ به اين دوستان بايد بگويم كه كار دست ما نيست. زماني‌كه موضوعي كنجكاوي ما را برمي‌انگيزد بايد به كار درباره آن بپردازيم و زماني كه مشغول به كار مي‌شويم قطعا به يك دريا مي‌رسيم. اما واقعا ما در ميان امواج اين دريا گم نمي‌شويم.
مقدسيان در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به اين مراسم گفت:همواره ترديد داشتم كه بزرگداشت يك نفر در كار سينما بايد برگزار شود يا خير، من فكر مي‌كنم كه ساخت يك فيلم كاري گروهي است و نه كار يك فرد خاص. اگر افرادي مانند شادروان بهادري، رهنما، درويشي و يا توحيدي نبودند فيلم‌هاي من ساخته نمي‌شد. يا زماني كه فردي مثل محسن عبدالوهاب كه اكنون در اين جمع حضور دارد به پشت صحنه كارهاي من مي‌آمد انگار كه پشتم را به كوه داده بودم. من فكر مي‌كنم واقعا بايد براي اين افراد بزرگداشت گرفته شود.
او دوباره از همكارانش ياد كرد و افزود:من فيلم‌هاي بد زياد ساختم و ميراحسان هم به نقد آنها پرداخته كه حق دارد. فيلم‌هاي معمولي و زيرمعمولي هم زياد ساخته‌ام و چند فيلم متوسط هم در كارنامه‌ام دارم. اما شما براي من بزرگداشت گرفته‌ايد و اين لطف شماست اما خودم چنين تصوري ندارم.
مقدسيان در پايان با ذكر خاطراتي از دوران همكاريش رهنما، اظهار كرد: در آن زمان مديران به راحتي به تمام افراد اعتماد مي‌كردند. اما اكنون متأسفانه شرايطي پيش آمد كه حتي شش ماه پس از اينكه افراد فيلمي را سفارش مي‌دهند، از ساخت آن منصرف مي‌شوند. من نمي‌خواهم بگويم كه در گذشته هيچ مسأله‌اي نبود اما به هرحال برخي مسايل مثبت وجود داشت.
او در پايان سخنانش گفت:اگر وقت داشتم، دوست داشتم درباره اين بحث كنم كه آيا واقعا فيلمسازان مستند ديوانه‌اند؟! اما متأسفانه فرصتي براي اين بحث وجود ندارد.
در ادامه اين مراسم با بيان اينكه مدت‌هاست محمدرضا مقدسيان شرايطي نداشته كه به ساخت فيلم بپردازد، رضا بهرامي‌نژاد كه اجراي اين مراسم را برعهده داشت از شفيع آقامحمديان مديرعامل مركز گسترش سينماي مستند و تجربي دعوت كرد كه به روي سن برود.

وعده‌ آقامحمديان براي ساخت يك مستند توسط مقدسيان
آقامحمديان در صحبتي كوتاه از حمايت مركز گسترش از مقدسيان براي ساخت يك فيلم 30 دقيقه‌اي خبر داد و گفت: درباره بودجه اين فيلم هم بايد با آقاي مقدسيان صحبت كنيم تا بتوانيم در خدمت اين مستندساز خوب كشور باشيم. اگر هم بودجه ما از نظر ايشان كمي كم يا زياد شد ما آمادگي اين را داريم كه با ايشان به توافق برسيم و اميدواريم كه در آينده‌اي نزديك شاهد فيلم خوب ديگري از ايشان باشيم.
در ادامه اين مراسم مهرداد زاهديان، سحر سلحشور و اميرحسين ثنايي (مدير سايت رايبون مستند) درباره‌ي محمدرضا مقدسيان و تأثير فيلم‌هاي او در فيلمسازان نسل جديد صحبت كردند و هريك سكانس منتخبي از فيلم‌هاي او را معرفي كرده و به نمايش گذاشتند.
در بخش پاياني اين مراسم هم مجتبي ميرتهماسب به نمايندگي از انجمن مستندسازان به اعطاي لوحي به محمدرضا مقدسيان پرداخت و گفت: سال‌هاست از ديدن فيلم‌هاي مقدسيان محروميم، من فكر مي‌كنم واقعا بايد ايشان را دعوت به كار كنيم و همه بسيج شويم تا شاهد فيلم بعدي مقدسيان باشيم.
پس از صحبت‌هاي مجتبي ميرتهماسب، اعضاي سايت «و مستند» ، علي‌اكبر قاضي نظام از سوي سازمان فرهنگي هنري شهرداري و موسسه تصوير شهر هم هركدام لوح‌هاي جداگانه‌اي را به مقدسيان اهدا كردند.
در اين مراسم هنرمنداني چون جعفر پناهي، ابراهيم مختاري، منوچهر مشيري، پيروز كلانتري، محسن عبدالوهاب ، محمد رسول‌اف، فريد فرخنده‌كيش، محمد تهامي‌نژاد، تورج اصلاني، محبوبه هنريان، فرشاد فرشته حكمت، اكبر حر و ... نيز حضور داشتند.
در اين مراسم از كامران شيردل مستندساز كه به دليل كسالت در برنامه حاضر نبود ياد شد و سالروز تولدش گرامي‌ داشته شد و برگزاركنندگان اين برنامه اظهار اميدواري كردند بزرگداشت بعدي براي كامران شيردل برگزار شود.
گفتني است؛ در بخش‌هايي از اين مراسم فيلم مستندي به نام «لحظه‌ها»به كارگرداني حميد جعفري درباره‌ي محمدرضا مقدسيان پخش شد. در اين برنامه قرار بود ميزگردي با حضور پيروز كلانتري با موضوع بررسي سينماي مستند دهه 60 برگزار شود، اما به دليل كمبود وقت شرايط برگزاري اين ميزگرد فراهم نشد.
در اين برنامه كتاب «با مستند گذشت» شامل زندگي‌نوشتي به قلم محمدرضا مقدسيان، گفت‌وگويي از پيروز كلانتري، مهرداد اسكويي و اميرحسين ثنايي با مقدسيان و مقالاتي از محمد تهامي‌نژاد، همايون امامي، محمدسعيد محصصي و احمد ميراحسان درباره‌ي مقدسيان عرضه شد.
مقدسيان از سال 52 تاكنون مستندهايي چون «ملحمه آخر»، «نگارگر الطافي»، توليد فيلمي درباره «انقلاب اسلامي ايران»، «كوره‌پزخانه»، «خيزاب»، «سرود دشت نيمور»، « يك مبتكر بزرگ »، «در نيمه‌هاي راه»، «آن سوي حصار»، «راز برج كبوتر»، «آواي دريا»، «كشتي‌سازي خليج فارس ايران»، مجموعه فيلم‌هاي مستند درباره موسيقي مقامي ايران (3 فيلم)، «خليفه نظرلي محجوبي»، «عاشيق اصلان طالبي»،«عاشيق حسين دهقان»، «ماي‌سا و ماسان »، «شاعر قاصدك‌ها»، «آخرين راه»، «گفت‌وگو در مه »،«دروازه‌اي به سوي جهان»، «دو سه چيزي كه مي‌توانم بگويم» درباره مشكلات نشر در ايران و «خاور چاه جنوب» را در كارنامه دارد و از سال 85 تاكنون فيلمي نساخته است.
» ادامه مطلب

زندگی اولین بازیگر زن تلویزیون ایران روایت می‌شود

مستند "در آئینه سکوت" به کارگردانی سیدمحمد میرمعصومی درباره زندگی اولین بازیگر زن تلویزیون ایران به زودی آماده نمایش می‌شود. این مستند 45 دقیقه‌ای داستان زندگی و فعالیت‌های حرفه‌ای زبیده جهانگیری اولین بازیگر زن تلویزیون ایران است که با نام شبنم جهانگیری فعالیت می‌کرد، جهانگیری همسر استاد محمد قاضی لاجوردی مجسمه ساز و نقاش و دخترخوانده قمرالملوک وزیری است که در 85 سالگی خاطراتش را در این مستند روایت کرده است.
احمد گودرزی تهیه‌کننده این مستند است. در سالهایی اولیه فعالیت تلویزیون در ایران ،پخش مجموعه‌ها زنده بود.
» ادامه مطلب

ميرتهماسب و جزييات كارگاه مستند‌سازي «ايده تا متن»: با وجود بحران‌هاي مالي ناخواسته خانه سينما دركنار ماست

رييس انجمن مستندسازان سينماي ايران گفت:متاسفانه در اكثر موارد عبور از مرحله‌ي «ايده» تا «متن» مورد بي‌توجهي قرار مي‌گيرد و ما در انجمن مستند‌سازان احساس وظيفه كرديم كه بر اهميت اين موضوع تاكيد كنيم.
مجتبي ميرتهماسب درباره كارگاه مستندسازي «از ايده تا متن» كه قرار است اوايل تير ماه در خانه سينما برگزار شود،با بيان اين مطلب ادامه داد:«هنگامي كه در بخش‌هاي مختلفي مانند انتخاب و داوري جشنواره‌ها و يا كميته‌ي عضوگيري انجمن به انبوه فيلم‌هاي رسيده نگاه مي‌كنيم، در موارد متعدد مي‌بينيم كه موضوعات بسيار خوب به شيوه‌اي نامناسب ساخته شده‌اند و فيلمساز تنها با انتخاب موضوع به سرعت به فيلمبرداري پرداخته و مطلقاً پرورش ايده را مدنظر قرار نداده است.»
او با اشاره به اين كارگاه توضيح داد:«متاسفانه در ايران تا دو سه سال پيش حتي در دانشگاه‌ها هم بحث آموزش سينماي مستند مورد بي‌توجهي قرار مي‌گرفت و همواره در زمينه‌ي آموزش مستند شاهد خلاء‌هايي بوديم. به همين دليل انجمن مستند‌سازان سينماي ايران اين موضوع را به طور جدي مورد توجه قرار داد و در زمينه‌هاي مختلف ورك‌شاپ‌هاي مختلفي برگزار كرد كه خوشبختانه برگزاري اين كارگاه‌ها موجب شد كه بعدها مراكز ديگر هم اين مساله را مورد توجه قرار دهند. اكنون در بسياري دانشكده‌ها، آموزشگاه‌ها و حتي جشنواره‌ها شاهد توجه به آموزش سينماي مستند هستيم.»
رئيس انجمن مستندسازان با بيان اين‌كه اولين كارگاه انجمن مستند‌سازان در شهريور‌ماه سال 81 برگزار شده، اظهار كرد:« آخرين ورك‌شاپ ‌ما هم چندي پيش با عنوان كارگاه "آشنايي با فرصت‌هاي مالي" برگزار شد كه در مجموع اين كارگاه‌ها گاه به‌طور انحصاري براي اعضاي انجمن و گاه براي عموم علاقه‌مندان برگزار شده‌است. در كنار اين نوع كارگاه‌ها نيز انجمن مستند‌سازان همواره با پيشنهاد‌هايي از سوي جشنواره‌هاي مختلف مانند دو دوره‌ي اول جشنواره سينماحقيقت، جشنواره‌هاي پليس، شهر و ... مواجه بوده و براي آنها هم كارگاه‌هايي را طراحي و برگزار كرده است.»
ميرتهماسب ادامه داد:« اكنون نيم‌نگاهي به فعاليت‌هاي موسسات آموزشگاهي سينمايي نشان مي‌دهد كه موسسات سينمايي هم بخشي را به آموزش سينماي مستند و علاقه‌مندان اين شاخه از سينما اختصاص ‌داده‌اند. اين موضوع بيانگر آن است كه طي اين سال‌ها فضايي ايجاد شده كه به واسطه‌ي آن ضرورت توجه به بحث آموزش مستند حس و مورد توجه قرار گرفته است؛ اما با اين حال لازم است كه مدرسين اين كارگاه‌ها هم مورد توجه قرار بگيرند و با نگاه تخصصي انتخاب شوند.»
او با اشاره به ويژگي‌هاي كارگاه‌هايي انجمن مستند‌سازان، تصريح كرد:«در اين ورك‌شاپ‌ها اساتيدي كه به دلايل مختلف كمتر در كارگاه‌هاي ديگر حاضر مي‌شوند، همواره به دليل لطفي كه به انجمن دارند، قبول زحمت مي‌كنند و در اين كارگاه‌ها تدريس مي‌کنند؛ چرا كه حس مي‌كنند كه اين كارگاه‌ها به شكل تخصصي و با هدفي مشخص برگزار مي‌شوند.»
رييس انجمن مستند‌سازان در عين حال گفت: «طي اين سال‌ها، تمام كارگاه‌هاي انجمن با حداقل‌ توان مالي و با ناچيز‌ترين بودجه‌ي ممكن برگزار شده است. با اين حال همواره سعي کرده‌ايم آداب حرفه‌اي ورك‌شاپ‌ها را رعايت كنيم. فكر مي‌كنم كه مديران بخش‌هاي دولتي بايد به اين موضوع توجه داشته باشند كه چرا بودجه‌هايي كه در اين مراكز به بخش آموزش تعلق مي‌گيرد را به برگزاري اين نوع برنامه‌ها اختصاص نمي‌دهند؟
ما از همان اولين كارگاهي كه داشتيم همواره از مشاركت‌هايي حداقلي بهره برده‌ايم و با همين حداقل‌ها كارگاه ‌برگزاري كرده‌ايم. مبالغي كه ما به اساتيد اين ورك‌شاپ‌ها پرداخت مي‌كنيم واقعا ناچيز و در حد يک هديه است. اگر بخواهيم فقط وجه ريالي قضيه را هم مدنظر قرار دهيم، بايد بابت هر يك از اين استادان هر روز ميليون‌ها تومان پرداخت كنيم؛ چرا كه اين افراد تجربيات يك عمر خود را ظرف يك روز در اختيار ديگران قرار مي‌دهند.»
ميرتهماسب ادامه داد:«ما طي اين سال‌ها همواره شرمنده ‌اساتيد‌مان بوده‌ايم. اين دوستان هيچ‌گاه بحث‌هاي مالي را مطرح نمي‌كنند و خالصانه تمام دانش خود را تقسيم مي‌كنند. اما در نهايت فكر نمي‌كنم كه اين شرايط دوام زيادي داشته باشد. اگر قرار باشد ما اين سرمايه انساني را همين‌گونه بي‌مزد و منت خرج كنيم قطعاً اين موضوع عاقبت خوشي براي سينماي مستند نخواهد داشت. لذا دست‌اندركاران دولتي سينماي مستند و مراكزي كه بودجه‌اي را بابت آموزش مي‌گيرند بايد اين موضوع را مورد توجه قرار داده و بخشي از بودجه‌هاي خود را در اين راه سرمايه‌گذاري كنند.»
او در ادامه به كارگاه اخير انجمن مستندسازان اشاره و عنوان كرد:«پس از اين‌كه اخبار برگزاري اين كارگاه منتشر شد، مسوولان مركز گسترش سينماي مستند و تجربي براي همكاري اعلام آمادگي كردند و قرار شد كه در اين كارگاه مشاركت مالي داشته باشند و اميدواريم اين اتفاق به زودي بيفتد. علاوه بر اين خانه سينما هم همچون هميشه در كنار ماست؛ گرچه در حال حاضر خانه سينما خود دچار بحران‌هاي مالي ناخواسته است!»
ميرتهماسب در ادامه از اسپانسر خصوصي اين كارگاه ياد كرد و گفت:« قرار است تمام جلسات اين كارگاه به صورت کاملاً حرفه‌اي فيلمبرداري شود و شايد بعدها فيلم‌هاي اين كارگاه را وارد بازار ويديويي كنيم و در اختيار علاقه‌مندان قرار دهيم. براي اين مورد، هم در بخش تجهيزات و هم در بخش عوامل اجرايي، دوستاني در بخش خصوصي اعلام آمادگي کرده‌اند که پس از قطعي شدن همگي آن‌ها، اطلاع رساني خواهيم کرد.»
او درباره‌ي چگونگي حمايت اين كارگاه ‌از ساخت فيلم هم گفت: «يکي از اهداف انجمن اين بوده که شرايط توليد فيلم براي هنرجويان هر دوره‌ي کارگاهي فراهم شود و اين اتفاق حداقل در دو يا سه تا از کارگاه‌هاي انجمن افتاده و حاصل آن نيز فيلم‌هاي موفقي بوده است. براي اين کارگاه نيز چنين برنامه‌ريزي‌ نيز انجام شده ولي متاسفانه هنوز توليد اثر در قالب اين كارگاه قطعي نشده است. گرچه انجمن تا زمان برگزاري کارگاه اين تلاش را ادامه خواهد داد.»
اين كارگردان در بخش ديگري از اين مصاحبه اذعان داشت:«در اين فاصله اگر مراكز و موسسات مختلف اعلام آمادگي كنند، اين توان و تجربه وجود دارد که کليت فضاي کارگاه جوري طراحي شود تا هنرجويان بر يک موضوع خاص متمرکز شوند و پس از پايان دوره، طرح‌هاي حرفه‌اي آماده‌ي توليد در دست داشته باشند. به هرحال تجربيات كارگاه‌هاي قبلي ما اغلب آثاري درخشان بوده‌اند.
او درباره‌ي اين‌كه آيا مدت زمان شش روز براي كارگاهي كه تنها به يك بخشي از روند فيلمسازي اختصاص دارد، زياد نيست گفت: مهم‌ترين ويژگي كارهاي ورك‌شاپي اين است كه طي دوره‌اي مشخص، به صورت كاملاً فشرده و متمركز به موضوعي خاص مي‌پردازند. اگر بخواهيم اين كارگاه را باز كنيم شايد به اندازه‌ي يك يا چند ترم دانشگاهي ارزش زماني داشته باشد. به نظر من نوع مواجهه با اين موضوع از سوي آقاي مشيري به درست‌ترين شكل ممكن انتخاب شده است، گرچه به دليل شرايط فعلي شايد عده‌اي نتوانند يك هفته براي شركت در كارگاه وقت بگذارند، اما به هرحال ما بايد آداب كارگاهي را رعايت كنيم.»
ميرتهماسب در پايان به تاثير مواجهه با اساتيد سينماي مستند اشاره و عنوان كرد: «در قالب اين كارگاه‌ها امكاني پيش مي‌آيد كه هنرجويان علاوه بر يادگيري سينماي مستند و مواجهه با استادان اين رشته، از تجربيات آنها نيز استفاده كنند. در واقع اين كارگاه فضايي به وجود مي‌آورد كه در آن مستند‌سازان جوان بتوانند "درك محضر" كرده و از حضور و همراهي نسل‌هاي قديمي‌تر بهره‌مند شوند. همين فرصت يكي از ويژگي‌هاي مهم اين كارگاه است كه به نظر من فيلمسازان نبايد اين نوع فرصت‌ها را از دست بدهند.
كارگاه مستندسازي «از ايده تا متن» با حضور و تدريس اساتيدي چون منوچهر طياب، محمدرضا اصلاني، محمد تهامي‌نژاد، محمدرضا مقدسيان، ابراهيم مختاري، محسن عبدالوهاب، فرهاد مهران‌فر و بهمن كيارستمي از 6 تا 11 تيرماه برگزار مي‌شود.
اين كارگاه از سوي انجمن مستند‌سازان و با همكاري خانه سينما برگزار مي‌شود و ثبت نام در آن علاوه بر اعضاي انجمن مستندسازان براي عموم مستند‌سازان آزاد است. به‌دليل محدوديت، تنها 50 نفر قادر به شركت در اين كارگاه خواهند بود كه اعضاي انجمن مستند‌سازان و به‌ويژه مستند‌سازان شهرستاني انجمن در اولويت قرار گرفته‌اند.»
» ادامه مطلب

مهرشاد کارخانی مستند "تیتراژ" را می‌سازد

مهرشاد کارخانی تصویربرداری مستند "تیتراژ" را با بررسی 120 فیلم مطرح تاریخ سینمای ایران هفته آینده آغاز می‌کند.
مهرشاد کارخانی در این ارتباط گفت: تحقیقات این پروژه را مدتی است آغاز کردم و با برنامه ریزیهای انجام شده تصویربرداری حدود یکماه به طول می‌انجامد. این فیلم با بررسی تیتراژ فیلمهای سینمای ایران از دهه 40 تا 80 ساخته می‌شود.
او افزود: این مستند 60 دقیقه ای ساختار متفاوت و تازه ای دارد. به همین دلیل گفتگو با عوامل سازنده تیتراژها و فیلمها به صورت استودیویی انجام نمی‌شود. این فیلم تاکیدی بر تیتراژهای فیلمسازان مطرح سینمای ایران دارد. البته ممکن است در این میان به آثاری بپردازیم که تیتراژهای شاخصی دارند ولی خود اثر مطرح نباشد.
این مستند به فیلمسازانی که با تیتراژ فیلمهایشان شهرت دارند مانند مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی، بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، بهمن فرمان‌آرا، امیر نادری، مرحوم علی‌ حاتمی، کیانوش عیاری و .... تاکید بیشتری دارد.
این کارگردان فیلم "سینما سوخته" را با بازی میلاد کی مرام، اکبر معززی، نیلوفر شهیدی، روناک یونسی و... آماده نمایش دارد.
» ادامه مطلب

مستند «بن‌بست» با موضوع زندگي «بابك بيات» نمايش داده مي‌شود

مستند «بن‌بست» به كارگرداني مصطفي شيري سه‌شنبه 23 خردادماه ساعت 18 به همت «انجمن تهيه‌كنندگان سينماي مستند ايران» در خانه هنرمندان ايران نمايش داده مي‌شود.
نمايش اين فيلم كه درباره «بابك بيات» آهنگساز مطرح سينماي ايران است، همزمان با سالگرد شصت و چهار سالگي اوست.
مصطفي شيري متولد 1361 از تهران، دانش‌آموخته رشته گرافيك دانشگاه سوره تهران فعاليت هنري خود را در سنين نوجواني با نوشتن نقد فيلم و انجام گفت‌وگو و مصاحبه با عوامل سينما در مطبوعات آغاز كرد. در سال 1376 به توصيه زنده‌ياد مسعود بهاري (نوسينده و منتقد) وارد انجمن سينماي جوانان شد. پس از فارغ‌التحصيلي از دوره يك‌ساله فيلمسازي انجمن كار خود را با دستياري كارگردان در آثار سينمايي، نوشتن فيلمنامه براي آثار كوتاه و ساخت فيلم‌هاي مستند و تجربي ادامه داد.
مصطفي شيري ساخت فيلم‌هاي گنبد دوار، زير صفر، شب آفتابي، بن‌بست، رديف (نسخه كوتاه) و عكاسخانه را در كارنامه هنري خود دارد.
» ادامه مطلب

حاتمي‌كيا: مردي پيدا شود «ميرمهنا»ي نادر ابراهيمي را بسازد

ابراهيم حاتمي‌كيا پس از نمايش مستند «ريشه در خاك» گفت: فيلمنامه «ميرمهنا» واقعا فيلمنامه بسيار زيبايي درباره خليج فارس است و اميدوارم مردي پيدا شود كه اين سريال را بسازد. فيلم مستند «ريشه در خاك» به كارگرداني محمد خليل‌زاده عصر روز سه‌شنبه 18 خرداد همزمان با دومين سالمرگ نادر ابراهيمي در تالار بتهوون خانه هنرمندان به نمايش درآمد.
در اين مستند برخي از چهره‌هاي فرهنگ و هنر همچون ابراهيم حاتمي‌‌كيا، اكبر زنجانپور، احمدرضا احمدي، انسيه شاه‌حسيني، مهري وداديان، كيومرث پوراحمد، راضيه تجار، شكور لطفي، پدرام اكبري، همسر و فرزندان و دوستان نادر ابراهيمي نقطه‌ نظرات خود را پيرامون اين نويسنده و كارگردان مطرح كردند.

* نادر ابراهيمي به تمام معنا يك معلم اخلاق بود
پس از نمايش اين فيلم نشست نقد و بررسي آن با حضور پدرام اكبري تهيه كننده و فيلمساز، عزيزالله حاجي مشهدي از همكاران نادر ابراهيمي در فيلم «آتش بدون دود» و محمد خليل‌زاده كارگردان مستند «ريشه در خاك» برگزار شد.
حاجي مشهدي در اين نشست گفت: ما امروز چند تا آدم داريم كه درباره شاگردش بگويد من سرم را بلند كرده ام و او را ديدم.
وي افزود: نادر ابراهيمي به تمام معنا يك معلم اخلاق بود و آن سال‌هايي كه براي تدريس به قم مي‌آمد فقط يك عبا و عمامه كم داشت. او يك قديس بود.
او با اشاره به يكي از صحنه‌هاي مستند كه در آن نادر ابراهيمي حسرت مي‌خورد حاتمي‌كيا به عنوان شاگردش فيلم «از كرخه تا راين» را ساخته، گفت: آن صحنه معناي واقعي غبطه است كه ابراهيمي مي‌گويد كاش من هم اين توانايي را داشتم كه اين فيلم را مي‌ساختم.
حاجي مشهدي با اشاره به بعضي از نقطه‌ ضعف‌هاي مستند «ريشه در خاك» اظهار داشت: اين ضعف‌ها مانع از اين نمي‌شود كه بگويم در اين وانفسايي كه همه دنبال يك قران پول هستند كار آقاي خليل‌زاده ارزشمند است. نادر به تمام معنا يك انسان بود و امكان نداشت با او مواجه مي‌شدي و دست خالي برمي‌گشتي.
او با اشاره به خصلت آدم‌شناسي نزد نادر ابراهيمي به ذكر خاطره خود براي ورود به عوامل فيلم «آتش بدون دود» اشاره كرد و گفت: بهار سال 53 بود و من خودم را روز دوم كار به عوامل پشت صحنه معرفي كردم و به نادر ابراهيمي گفتم: دنبال كار هستم. او گفت: ما اينجا كارگر نمي‌خواهيم. به او گفتم: كارهاي سينمايي كرده‌ام. سوابق من را ديد و خيلي راحت مرا پذيرفت. دو هفته بعد از آن مدير صحنه يك سريال عظيم شدم.

* مستند حسن فتحي درباره نادر در مرحله راف‌كات
در ادامه اين نشست محمد خليل‌زاده كارگردان مستند طي صحبت‌هاي كوتاهي گفت: خوشحالم سينماي مستند توانست ابعادي از شخصيت نادر را به عنوان يكي از چهره‌هاي فرهنگ و ادب اين مملكت نشان بدهد.
او تصريح كرد: اميدوارم توانسته باشم به عنوان آينه‌دار شخصيت نادر ابراهيمي تصويري تمام قد از او نشان دهم.
پدرام اكبري تهيه‌كننده سينما كه نقش مجري اين نشست را نيز ايفا مي‌كرد به ساخت فيلم مستند ديگري توسط حسن فتحي از زندگي و شخصيت نادر ابراهيمي اشاره كرد كه يك سال و نيم طول كشيده و هم‌اكنون در مرحله راف‌كات است و هنوز تقطيع نهايي آن به پايان نرسيده است.
در ادامه پدرام اكبري از ابراهيم حاتمي‌كيا شاگرد نادر ابراهيمي كه در تالار بتهوون حضور داشت خواست دقايقي صحبت كند.

* مردي پيدا شود «ميرمهنا» را بسازد
حاتمي‌كيا ضمن عرض خسته‌ نباشيد به محمد خليل‌زاده بيان داشت: به نظرم در اين وانفسا كه كاري نيست كار آقاي خليل‌زاده ارزشمند است.
او افزود: ديشب با خانواده اين كار را مي‌ديدم كه در ميان ما هم نسل جوان بود و هم نسل كهنسال. من سلايقي دارم كه برخي صحنه‌ها براساس آن سلايق مي‌توانست نباشد.
ابراهيم حاتمي‌كيا عنوان داشت: خليل‌زاده خامي كرد كه وارد اين حوزه شد چرا كه آن‌قدر نام نادر بزرگ بود كه همه ما از وارد شدن به اين عرصه در مي‌رفتيم البته اين رندي شرقي است و من بارها دوست داشتم درباره نادر حرف بزنم اما مي‌ترسيدم گوشه‌اي از كريستال وجودش را نگويم.
كارگردان فيلم «از كرخه تا راين» كه همواره مورد تحسين نادر ابراهيمي بود افزود: موقع نمايش فيلم به تماشاچيان نگاه مي‌كردم. چشم‌ها همه به صحنه خيره بود و اين نشان از گيرايي كار داشت. اما با اين حال برخي از تروكاژ‌ها را نمي‌پسندم.
او از جملات اليكا دختر نادر ابراهيمي در پايان اين مستند به عنوان يكي از تكان‌دهنده‌‌ترين صحنه‌هاي فيلم براي خودش ياد كرد و گفت: تكرار چهره خندان آقاي زم در مراسم تشييع پيكر نادر ابراهيمي در اين مستند براي من ناخوشايند بود و مي‌توانست آن همه تصوير از تشييع جنازه نباشد.
ابراهيم حاتمي‌كيا در ادامه به ذكر خاطره‌اي از نادر ابراهيمي و دلخوري او پرداخت و بيان داشت: قبلا كه در حوزه هنري بودم نادر ابراهيمي از من دلخور بود كه چرا مدير توليد سريال «ميرمهنا» شده‌ام. آخر سر فهميدم حوزه هنري خيلي مايل نيست آن را بسازد و من مي‌خواستم اين را به نادر ابراهيمي بگويم اما جرأت نمي‌كردم.
حاتمي‌‌‌كيا در پايان خاطرنشان كرد: فيلمنامه «ميرمهنا» واقعا فيلمنامه بسيار زيبايي درباره خليج فارس است و اميدوارم مردي پيدا شود كه اين سريال را بسازد. فيلمنامه «ميرمهنا» نوشته نادر ابراهيمي با عنوان «برجاده‌هاي آبي‌ سرخ» در 5 جلد منتشر شده است و به گفته حاضران در اين نشست از گيرا‌ترين آثاري است كه مي‌تواند درباره خليج فارس ساخته شود.

* شخصيتي جذاب‌تر از ميرمهنا درباره خليج فارس نيست
در ادامه مراسم محمود اربابي فيلمنامه‌نويس نيز اظهار داشت: كار آقاي خليل‌زاده از يك واقعه و يك فرد مهم تاريخ فرهنگ كشور ساخته شده است و ماندگار خواهد شد حال ممكن است نقطه ضعف‌هايي داشته باشد.
او اضافه كرد: وقتي مي‌خواهيم راجع به يك شخصيت مهم فيلم بسازيم كارمان سخت مي‌شود و من احساس مي‌كنم نگاه تلويزيوني همراه آقاي خليل‌زاده بود. اين تصور در آقاي خليل‌زاده نبوده كه مي‌خواهد اتوبيوگرافي بسازد بلكه فكر مي‌كرده قرار است يك اثري بسازد كه مناسبتي پخش شود.
اين تهيه‌كننده سينما با بيان اين كه نسبت به نادر ابراهيمي اداي دين مي‌كند و از كساني هستم كه همه كارهاي او را خوانده است، خاطرنشان كرد: سريال «ميرمهنا» بسيار جذاب و حماسي است و اگر بخواهيم درباره خليج فارس كاري بسازيم شخصيتي به اندازه ميرمهنا جذاب نيست.
» ادامه مطلب

پنج فیلم مستند در جشنواره "پیامی به بشریت" حضور دارند

پنج فیلم مستند در بخش مرور فیلم‌های ایرانی جشنواره پیامی به بشریت روسیه به نمایش درمی‌آید. پنج فیلم مستند از تولیدات مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، در بخش ویژه مرور فیلم‌های ایرانی جشنواره بین‌المللی پیامی به بشریت روسیه به نمایش در می آید.
بیستمین دوره جشنواره بین‌المللی پیامی به بشریت طی روزهای 24 تا 31 تیرماه 1389 در شهر سن‌پترزبورگ روسیه برگزار خواهدشد و پنج فیلم مستند "رویاهای فراموش شده" مهدی نادری، "کلید" محسن خان‌جهانی، "زیستن" محمود کیانی‌فلاورجانی"، "وایو" حسن نقاشی و فاطمه مشهدی‌مهدی و "راند 205" حامد خسروی از تولیدات این مرکز، در بخش ویژه مرور فیلم‌های ایرانی جشنواره روی پرده می روند. اسامی فیلم‌های بخش مسابقه بین‌الملل جشنواره پیامی به بشریت نیز تا پایان خردادماه اعلام خواهد شد و انتظار می‌رود که سینمای مستند ایران هم یک نماینده در بخش رقابتی این دوره از جشنواره داشته ‌باشد.
» ادامه مطلب

زندگی بهمن‌بیگی در یک مستند روایت می‌شود

مستند "ایل من، بخارای من" به کارگردانی محمدعلی فارسی درباره زندگی و فعالیت‌های حرفه‌ای محمد بهمن‌بیگی آماده نمایش می‌شود.
فارسی از یک سال و نیم پیش ساخت این مستند را شروع و با حضور در مراسم تشییع جنازه این معلم فقید آخرین تصاویر مربوط به این مستند را ضبط کرد، "ایل من، بخارای من" در مراحل فنی است و اواسط تابستان آماده پخش می‌شود.
هادی بهروز تصویربردار این پروژه است، بخش‌هایی از این مستند در شیراز تصویربرداری شده و گفتگویی مفصل با بهمن‌بیگی درباره زندگی و فعالیت‌های حرفه‌ای اش برای استفاده در این فیلم انجام شده است.
محمد بهمن‌بیگی معلم بزرگ عشایر در سالهای حیاتش تلاش بسیار کرد تا زمینه سوادآموزی و تحصیل عشایر را فراهم کند، بیشتر شاگردانی که او تربیت کرد از نخبگان و شخصیت‌های برجسته علمی و فرهنگی هستند. این نویسنده و پژوهشگر نیمه اردیبهشت‌ماه امسال درگذشت.
سال 87 محمدعلی طالبی تصمیم داشت مجموعه "روشنایی‌های دشت" را درباره زندگی بهمن بیگی کارگردانی کند، اما به دلیل ساخت فیلم تلویزیونی "لا به لای الفبا" درباره همین شخصیت به کارگردانی سیروس حسن‌پور این پروژه تولید نشد. محمدعلی فارسی مستندهای "مهاجران"، "خیام"، "سرزمین نخبگان"، "رستاخیز" و... را کارگردانی کرده است.
» ادامه مطلب

گفت‌وگوی خبرگزاری مهر با حیدری‌فاروقی: "شرق، دیوار، آفتاب" با 250 میلیون تومان تمام شد

شاهین امین، الهام نداف: مستند "شرق، دیوار، آفتاب" مجموعه‌ای هزار دقیقه‌ای بود که به روابط متقابل فرهنگی ایران و چین، تاثیر ایران در فرهنگهای آسیایی و مدیریت توسعه می‌پرداخت.اما با وجود فعالیت چهار ساله سازندگانش مانند بسیاری از مستندهای دیگر به خوبی دیده نشد.
رامین حیدری فاروقی متولد 1345 تهران است. وی کار ساخت فیلم را به طور جدی با کارگردانی ویدئوکلیپ های «اشک افشان» و «کاروان» آغاز کرد. او در مدت فعالیت هنری خود بیش از هر چیز وقت خود را صرف ساخت مستند کرد و پروژه های بزرگ مستند را برای تلویزیون آماده کرد. از مستندهای او می توان به آثاری چون "رودی تا بهشت"، "اینجا آفریقاست" و "شرق، دیوار، آفتاب" اشاره کرد. یکی از بازرترین ویژگیهای این مستندساز به سامان رساندن پروژه‌های چند ساله و مجموعه‌های مستند است. حیدری فاروقی تا امروز چیزی حدود هفت هزار دقیقه مستند تلویزیونی را کارگردانی کرده است که علی رغم مدت زمانی که صرف ساخت این مستندها کرده به دلیل نگاه غلط و ساده‌انگارانه که به مستند در بین سینماگران، منتقدان و مدیران وجود دارد آنطور که شایسته بودند دیده نشده ‌اند. گفتگوی ما با این مستندساز پیرامون وضعیت ساخت مستند تلویزیونی و مشکلات ساخت آن است.

*بعد از پخش مستند "شرق، دیوار، آفتاب" خیلی دوست داشتیم از چند منتقد برای این شست دعوت کنیم تا در این جلسه حضور داشته باشند اما متاسفانه هیچ کدام حداقل نیمی از این مجموعه را ندیده بودند.ظاهرا ندیدن مستند تبدیل به یک تصمیم عمومی شده است.
- این چیزها دیگر برای من عادی است . البته این حرفه ای که دارم و از بخت و اقبال سراغش رفتم با هیچ چیز عوض نمی کنم.این حرفه بیرونش مردم را کشته و تویش من را. اگر بخواهم کمی درد‌ دل کنم، باید بگویم خود تلویزیون هم در ارائه آثار مستند، از همه امکاناتی که در معرفی نمونه‌های داستانی به کار می‌گیرد، استفاده نمی‌کند. در میان همه مستندهایی که برای تلویزیون ساخته‌ام، تنها همین آخری، ''شرق، دیوار، آفتاب'' که مربوط بود به فرهنگ مدیریت و مدیریت فرهنگی در تمدن‌‌های آسیایی چین و ایران، زمان پخش و تکرارش، هم خوب بود، هم جابه‌جا نشد! البته به دلیل قانونی نانوشته که آثار داستانی در جدول پخش برنامه‌ها تکان نمی‌خورند و در هر سوگ و سور بدون اطلاع قبلی برنامه‌های مناسبتی جای مجموعه‌های مستند را می‌گیرند گاهی بیننده، برنامه را گم می‌کند، شاید مطمئن شود که همین بود و تمام شد، اما دوباره یک روز می‌بیند، کار دارد پخش می‌شود.
شما فکر می کنید من برای پروژه "شرق، دیوار، آفتاب" چقدر هزینه کردم؟

*ایرادی ندارد رقم دقیقش را بیاوریم؟
- معمولا همه سعی می کنند اعداد و ارقام دقیق را پنهان کنند اما برای من مشکلی ندارد.کل پروژه چین با 250 میلیون در عرض چهار سال ساخته شد.

* یعنی می خواهی بگویی به اندازه نصف یک فیلم سینمایی هم هزینه بر نبود؟من تصور می کردم حداقل یک میلیارد تومان صرف این پروژه شده است.
- یکی از دوستانی که برنامه را هم ندیده به مدیر گروه فرهنگ و تاریخ و هنر شبکه یک که مسئولیت پروژه را بر عهده داشت گفته بود به فاروقی یک میلیارد و دویست میلیون تومان می دهید که در مورد چین برنامه بسازد؟مدیر گروه هم گفته بود که اولا ما یک میلیارد تومان به این آقا بدهکاریم. دوما شما برنامه را نگاه نکردید. این برنامه در مورد چین نیست بلکه به روابط متقابل فرهنگی ایران و چین و تاثیر ایران در فرهنگ های آسیایی و مدیریت توسعه در کشورهای در حال توسعه می پردازد و در واقع چین یکی از شاخص های این توسعه یافتگی است.

* کشوری که بالاترین رشد توسعه را دارد.
- و به راحتی نشان می دهد که در یک کشور ایدئولوژیک شما می توانید زندگی شخصی داشته باشید.یکی از مسائلی که ما به آن می پردازیم این است که چرا چیزی به عنوان زندگی شخصی برایمان معنا و مفهوم ندارد.در هر شرایط سیاسی تو یک زندگی شخصی داری و یک زندگی اجتماعی.چطور است که ما وقتی می خوابیم در حال نق زدنیم.در خانه کنار خانواده هم همین کار را می کنیم. وقتی سر کلاس درس استاد هستیم همان حرف های همیشگی را می زنیم و همه کارها و گله و شکایت هایمان مثل هم شده است . شما فکر می کنید نباید دامنه لغاتمان در حوزه های گوناگون با هم فرق کند؟حالا شما تصور کنید یک پروژه با این مختصات در تلویزیون تولید می شود و همه این ها را هم در بر می گردد.من از یکی از مدیران تلویزیون پرسیدم فکر می کنید "شرق، دیوار، آفتاب" با چه هزینه ای ساخته شد. می دانید به من چه جوابی داد؟ گفت این که مربوط به پنج، شش سال پیش است و فکر می کنم حدود 600، 700 میلیونی بودجه در اختیارت گذاشتیم.

*یعنی خودشان هم نمی توانند تصور کنند این مستند باچنین هزینه ای ساخته شده باشد؟
- به هیچ وجه.

* این مقدار هزینه صرف ساخت پروژه شده یا هزینه تحقیقات را لحاظ نکردی؟
- همه چیز این کار با 250 میلیون تومان تمام شد.فقط 50 میلیون تومان آن هم بعدا به خاطر پرمیشن داده شد.

*واقعا چنین کاری بازگشت اقتصادی برای تو مستند ساز دارد؟
- من اگر کار تبلیغاتی نکنم نمی توانم مستند بسازم. هر چهار سال یک بار مستند می سازم تازه هر پروژه هم چیزی حدود دو سال زمان تحقیق می برد.پروژه چین با سه دوربین فیلمبرداری شده هشت ماه برای تدوینش وقت صرف شده است و پنج بار ویرایش شده است .پروژه ای که باید به صورت استاندار و در حالت عادی در طول پنج ماه تصویربرداری شود. در طول 75 روز با روزی 18 ساعت کار تصویر برداری شد. با چنین شرایطی من باید حداقل هایی از رفاه را برای گروهم مهیا کنم. من تا جای ممکن به شهادت همه آنهایی که با من کار را کردند این شرایط را فراهم کردم اما نسل من که وقتشان را در این مسائل سپری می کنند در حال انقراض است. من درآمدی که بابت مشاوره تبلیغات کسب می کنم دو برابر پروسه تولید است. آن هم فقط بابت مشاوره .البته تلویزیون برای من احترام زیادی قائل هستند که پروژه بعدی ام را تصویب می کند و من بسیار از این بابت ممنونم چون کدام تهیه کننده بخش خصوصی می تواند این کار را کند؟ همه دوست دارند برنامه های سرگرم کننده و پروژه های سینمایی که بازگشت سرمایه دارد تولید کنند و امکان پروژه های این چنینی بسیار محدود است. تولید کالای فرهنگی پر دردسر است؛ دامنه معانی چندلایه‌اش ممکن است گرفتاری ایجاد کند، مردم در مجموع خسته‌اند و خیلی‌ها ترجیح می‌دهند فراموش کنند تا اینکه به یاد بیاورند. در چنین احوالی تولید مجموعه مستند، برای هیچ‌کس مزیت نسبی ندارد. بازار سیاست و سرگرمی گرم‌تر است اما من شخصاً جایی برای گلایه ندارم خیلی خوشحالم که مستندسازم و از احترام و مهربانی مدیران و کارشناسان تلویزیون برخوردارم و چند هزار دقیقه فرصت و اعتماد نصیبم شده تا نماینده باشم، مسافر باشم و سفرنامه‌‌هایم را در پیشگاه میلیون‌ها بیننده بگذارم، قیمت این امکان، خیلی، بیش از این‌هاست و من اگر امکان مالی‌اش را داشتم، حاضر بودم بابت این بخت یاری بسیار بیشتر هزینه کنم.

* پیشنهاد کارها را تو به تلویزیون می دهی یا از طرف تلویزیون به تو داده می شود؟
- من پیشنهاد می دهم من طرح را پیشنهاد می‌کنم، در جلساتی از آن دفاع می‌کنم، مشورت می‌گیرم و ماجرا پیش می‌رود تا تولید. این روند هربار معمولاً حدود دو سال طول می‌کشد. مثلاً مستند آینده ام ''خشت بهشت'' در شورای علمی گروه فرهنگ و هنر و تاریخ شبکه یک نهایی شد، چندبار مورد کارشناسی قرار گرفت تا به شورای طرح و برنامه رسید و تصویب شد، و تا مراحل اداری طی شود و اسفند امسال ما اولین قسط کار را بگیریم، جمعاً دو سال طول کشید. خود پروژه هم 310 روز تصویربرداری دارد و یک‌سال هم کار تدوین و مراحل بعدی و خلاصه تا نمایش از تلویزیون، می‌شود چهار سال .

* توضیحی در مورد برنامه هایت به مدیران می دهی؟ چون هر چه کار ریزتر و دقیق تر باشد توضیح برای تصویب پروژه سخت تر است و در پروژه های این چنینی تهیه کننده معمولا یک برآورد کلی می خواهد.
- یکی از مشکلات من این است که زیاد توضیح می دهم که باعث گرفتاری می شود. هر چه اطلاعات بیشتر بدهی پروسه تولیدات سخت تر است.البته از قصد این کار را می کنم چون می خواهم سنگ هایم را از همان اول جا کنم که مشکلی در طول تولید پیش نیاید.

* اتفاقا در طول مستندهایت هم اطلاعات زیادی به خورد مخاطب می دهی.
- در ساخت مستند رویه ای دارم که به آن پروسه 100 سوالی می گویم یعنی اگر تو می خواهی مستندی بسازی اول باید 100 سوال در ذهنت داشته باشی.بعد این 100 تا به 50 و 25و 10 و پنج و سه ویک می رسد. زمان ساختن از سوال اول شروع می کنم تا به صدمی برسم.در چنین کارهایی دقیقا برعکس عمل می کنم و در تدوین هم همین شیوه را پیاده می کنم.

*هزینه ای هم برای تصاویربرداری در چین گرفتند؟
- اول قرار بود از طریق همکاری با تلویزیون دولتی چین cctv ، پولی برای مجوز تصویربرداری نپردازیم، اما بعد که از ابعاد و کیفیت ماجرا باخبر شدند ما را به بخش بین‌الملل که قبلاً بابی.بی.سی کار کرده بودند متصل کردند و بحث هزینه‌های نجومی پیش آمد که اگر می‌خواستیم بپردازیم پولمان نمی‌رسید. پس باید از در دوستی و جلب اعتماد و رودربایستی و من بمیرم و تو بمیری درمی‌آمدیم و عملیات معمول پارتیزایی! به این ترتیب بعضی جاها را خودم در سفرهای بازبینی و در کسوت توریست گرفتم، قسمت‌هایی را هم با تیم در نقش گردشگر گرفتیم، یعنی با دوربین کوچک و سبک که متعلقاتشان را باز می‌کردیم و خُرد، خُرد از طریق بچه‌‌ها می‌بردیم آن‌ طرف دروازه‌های ورودی، بعد سرهم‌شان می‌کردیم و کار را پیش می‌بردیم و نماینده هم محدودیت اقتصادی ما را باور کرده بود.
*چطور توانستی از شهر ممنوع و دیوار چین فیلمبرداری کنی؟
- خیلی از جاها را که هزینه برای مجوز تصویربرداری بالا بود، همان‌طور که گفتم پیش رفتیم، بخش‌هایی را با روابط فرهنگی و دوستی هماهنگ کردیم، جاهای خیلی مهم را هم بصورت محدود برای یک روز یا چند ساعت پرداخت می‌کردیم و با وسایل کامل وارد می‌شدیم. و بعد تصاویر به شکل ترکیبی مونتاژ شدند و به نظر می‌آید. حالا وقتی محصول تمام شده را می‌بینند تصور می‌کنند با خیال راحت و سرحوصله کار انجام شده است؛ ولی این‌طور نبود و در بخش‌های بدون مجوز مدام دست و دلمان می‌لرزید و مواظب دوربین‌های مدار بسته بودیم؛ دیوار چین را هم به همین شیوه تصویر گرفتیم وگرنه قیمت و بهای مجوز روزی 6000 دلار و برای هر نفر از اعضای تیم، ششصد دلار بود.

*یعنی کاملا ممنوع فیلمبرداری کردی؟
- آن هم در شرایطی که نماینده تلویزیون کنارم ایستاده بود و باید توجیه اش می کردم که باور کنید من برای کشور چین و ایران کار فرهنگی انجام می دهم.خیلی سخت و انرژی بر است.

*چه مدت در چین فیلمبرداری کردی؟
- 70 روز با گروه همراه بودم و دو سفر 15 روزه شخصی هم داشتم. برای اینکه بتوانم همه فصل هایشان را داشته باشم خودم تصاویری را با دوربین رو دست در فصل های بهار و تابستان و در طی این دو سفرگرفتم بعد هم پاییز حدود 70 روز با گروه آنجا بودیم.آن وقت از دور که به این کار نگاه می کنند می گویند سه فصل گروه به دیوار چین رفتند! نمی دانم تا کی می شود به این روش فیلم سازی ادامه داد؟

*تو که ناراضی نیستی؟
- نه ابدا. من از گلایه کردن بیزارم اما فقط می خواهم بگویم اگر این مستند سازی تمام زندگیم را هم تحت الشعاع قرار بدهد باز هم این کارم را ادامه می‌دهم .

*بحث ما تکثیر نیروهایی شبیه توست.
- من هم به خاطر همین مشکلات ساخت برنامه های این چنینی را مرور می کنم. من بارها به خودم گفتم آقای رامین حیدری فاروقی هزاران نفر مثل تو فرصت این را ندارند مختلف دنیا را ببینند نباید تصویری برای آنها ببری که بگویند کوفتت بشود. باید بگویند تو نماینده لایقی از طرف همه ما بودی.

* برگردیم سراغ برنامه سازی در تلویزیون.با همه حسن ارتباط مناسبی که با تلویزیون داری وبه قول خودت هیچ‌گاه بیش از معمول معطل نمی‌شوی ،بازدر چنین وضعیتی قرار داری؟
- با همه این ها من برای پروژه بعدی‌ام یعنی "خشت بهشت" یک سال و نیم، دوسال خودم هزینه کردم چون معتقدم من اگر اسم خودم را تهیه کننده تلویزیون می گذارم تنها کارم تقسیم پول نیست و باید به معنای واقعی تهیه کننده باشم.در نتیجه من باید بتوانم برای پروژه های بزرگ خودم را آماده کنم.

*یعنی مرحله پیش تولید پروژه "خشت بهشت" را خودت هزینه کردی؟
- بله من باید بروم تحقیق کنم وسایت راه بیندازم و کلی کار دیگر که همه این ها هزینه بر است و من برای اینکه پول این کارها را داشته باشم باید از راه تبلیغات درآمد به دست بیاورم. من باید پژوهشی قابل ارائه داشته باشد، برای این کار باید پژوهشگر استخدام کنم. شما فکر می کنید پروژه ای که قرار است در کل ایران و 10 کشور دنیا تولید بشود به آسانی قابل توجیه است؟ اسم کشور خارجی که می آید همه فکر می کنند ما علاوه بر برنامه سازی تفریح و گشت و گذار هم می کنیم در صورتی که انگار فراموش کرده اند سفر کردن به خارج از ایران آنقدر راحت شده که شما با ثبت نام در یک تور هفت میلیونی می توانید کل اروپا را بگردید بدون اینکه ذره ای از سختی های ساخت برنامه را متحمل شوید. شاید یک زمانی در زمینه سفرهای خارج از ایران محدودیت ها یی وجود داشت اما امروز اگر کسی اوضاع مالی اش در حد متوسط باشد می تواند به کشورهای آسیایی سفر کند. می خواهم بگویم ما در فضای واقعی هم نیستیم و کسانی که دارند این ماجرا را نگاه می کنند فکر می کنند این اتفاق یک امتیاز ویژه و به نوعی تبعیض است.

* معتقدی این ها امتیاز نیست؟
- تبعیض این است که من کار تبلیغی که دوست ندارم انجام می دهم.برای اینکه بتوانم درآمد پروژه های مستندم را دربیاورم.اگر کسی بخواهد کار متفاوت تولید کند از من کمک می گیرد اما در نهایت واقعیت این است که آگهی به دستمال کاغذی ختم می شود و مستند سازی است که کار فرهنگی است و ماندگاری دارد. البته اگر من پول هم بدهم و این کارها را بسازم ارزش بالایی دارد و به همین خاطر به هیچ وجه ناراضی نیستم.

* یعنی تو حاضری با این همه مشکل باز هم سراغ ساخت مستند بروی؟
- صد درصد و اگر بتوانم و پولش را داشته باشم برای این کار هزینه هم صرف می کنم. چون تو وقتی به عنوان توریست به کشورهای دیگر دنیا سفر می کنی همه چیز را از پشت ویترین می بینی اما وقتی می خواهی برنامه بسازی در جریان همه امور قرار می گیری.به عنوان مستند سازی که روی فرهنگ مدیریت و مدیریت فرهنگی کار می کند به پارلمان و حاشیه شهر و مدرسه و دانشگاه و ... می روی و این می شود تجربه.

* اما تازه با این همه کار مستند ارزشمندی که تو در تلویزیون ساخته ای "خشت بهشت" اولین کار مستند با درجه الف است؟
- اساس تلویزیون همین است. جالب آن که پروژه الف "خشت بهشت" ضمن تایید همه کدهای برآورد شده تنها 50 درصد هزینه را دریافت کرد.

*راستی تو چرا نسخه سینمایی از کارهایت ارائه نمی کنی؟
- سر پروژه "خشت بهشت" حتما این کار را می کنم.خیلی از مدیران همیشه به من می گفتند ما که نمی توانیم 40 قسمت را بزنیم زیر بغلمان و عرضه اش کنیم. برای "خشت بهشت" از همین حالا به یک نسخه سینمایی ، به طور مجزا فکر می کنم.چون نمی‌پسندم بدون طراحی از دل یک مجموعه 1000 دقیقه‌ای نسخه سینمایی استخراج کنم.

*تو معمولا تصاویرت را چند برداشته می گیری؟
- من همیشه دو به یک می گیرم . اگر این کار را نکنم اصلا نمی توانم مستند بسازم.باید حواسم جمع باشد که پروژه 300 روزه را در 100 روز تمام کنم. اگر برنامه آفریقا ما را دیده باشید یک قسمتی در باره قبیله ماسایی ها دارد. بی بی سی برنامه ای در همین رابطه نشان می دهد که طرف می گوید من آمده ام یک ماه را در قبیله ماسایی ها بگذرانم. کل زمانی که من توانستم در آن پروژه باز کنم و از آن قبیله تصویر بگیرم این بوده که صبح زود ساعت سه از هتل راه بیفتیم و ساعت 10 خودمان را به قبیله ماسایی ها برسانیم و تا غروب تصویر بگیریم و بعد هم برگردیم. چیزی حدود شش،هفت ساعت تصویربرداری مفید که ماحصلش دو قسمت برنامه بود. چه کسی این ها را دیده و درباره اش مطلب نوشته؟

* چرا مستندهایی که در تلویزیون پخش می شود هر چقدر هم خوب باشد باز ما مجاب نمی شویم تا انتها آنها را ببینیم.
- آن وقت مدیر تلویزیون یک کار سرگرمی تولید می کند و همه درباره اش حرف می زنند، و توی روزنامه ها عکس شان است.اما کسی نمی‌آید به من بگوید بودجه بیت المال را درست مصرف کرده ام یا خیر؟
* تازه تو برنامه ساز موفقی در تلویزیون هستی.
- من هیچ مشکلی بیش از حد معمول ندارم. اما من به مدیر هم حق می دهم که انگیزه ساخت برنامه های ساده ای مثل طنز را بیشتر داشته باشد که حرف و حدیثی هم ندارد. چون ما باید نظرهای زیادی را جلب کنیم تا بتوانیم یک برنامه مستند بسازیم.و در نهایت بعد از ساخته شدن هیچ واکنشی از طرف نویسندگان منتقدان حتی مستند سازان هم وجود ندارد .در این شرایط کدام مدیری ترغیب می‌شود؟ من در این سال ها بایکوت کامل بودم وهیچ واکنش ومطلبی به جز چند مطلب در مورد کارهای قدیمی ام مثل "رودی تا بهشت" ندیده ام.
* احتمالا دیدند تو که کار خودت را می کنی پس دلیلی ندارد که درباره کارهایت حرف زده شود!
- نمی دانم برنامه "گره" که مستندی درباره فرش بود را دیده بودی یا نه. آن موقع که من این را کار کردم اصلا چنین مستندهایی رایج نبود.این را هم بگویم که خیلی تلاش برای عرضه بین المللی کارهایم نکردم. میراث فرهنگی حدود ده سال پیش جشنواره ای برگزار کرد که مستند "گره" من در بخش داخلی این جشنواره رد شد. مدیران تلویزیون همه از این کار تعجب کرده بودند. مدیر پروژه ام من را دید و گفت که نظرت در مورد این کار چیست ؟گفتم نظری ندارم چون سطح نظرات من پایین تر از آن است که بتوانم مطرحش کنم. به خاطر همین از آن به بعد هرگز در جشنواره ای شرکت نکردم.
* تا به حال برای برنامه هایت علاوه بر خرج و مخارجی که خودت تقبل کردی به فکر گرفتن اسپانسر هم افتادی؟
- من باید به عنوان تهیه کننده اگر کارم را دوست دارم برایش اسپانسر پیدا کنم تا 50 درصد کسری اش را پر کنم و بتوانم کار را بفروشم تا چرخه اقتصادی بچرخد.

*چطور ممکن است امثال رامین حیدری فاروقی تکثیر بشود؟
- نمی‌‌دانم آیا الان کسی حوصله چهار سال انتظار برای رسیدن به نتیجه را در نسل جوان‌تر دارد یا نه؟! به هر حال وقتی کسی مستندی تک‌قسمتی را در بخش خصوصی می‌سازد، در جهان بیشتر و بهتر دیده می‌شود و صاحب احوال خود است و محدودیت‌های نمایش برای عموم از تلویزیون را هم ندارد. به جشنواره‌ها می‌رود، تشویق می‌شود و امتیاز می‌گیرد. اما کار با تلویزیون دولتی و نماینده این جریان بودن و حضور با این عنوان در جهان، ماجرای کاملاً متفاوتی است.
در طول همه کارهایی که ساخته‌‌ام پیوسته مدیران تلویزیون تغییر کرده‌اند، کسی رفته، دیگری و دیگری آمده، این کار را دشوار می‌کند، مسیری و سرنوشتی که انگار در حوزه مدیریت ما، قرار نیست عوض شود. باید در نظر داشت ذات مقایسه‌ی سعدی و کنفسیوس دشوار است و معرفی و قبولاندن آن به مدیران دشوارتر، حالا تصور کن همان مدیران تغییر کنند. و هزار اما و اگر دارد، من که مثلاً در این زمینه حرفه‌ای شده‌ام و حواسم هست که غافلگیر نشوم، ناگهان با معنایی در ذهن بازبین پخش تلویزیون مواجه می‌شوم که باز غافلگیرم می‌کند، یعنی او چطور به این نتیجه رسیده؟!

* تکرار پخش برنامه‌های مستند هم روش نظام مندی ندارد.
- پخش برنامه مستند تلویزیونی در شبکه های مطرح دنیا اصلا اینطور نیست.در تلویزیون ایران نهایت تکرار دو بار است که یکی بعد از برنامه و تکرار دوم هم چند سال بعد از اولین پخش است. اما در یک شبکه مطرح دنیا که برای مستند و برنامه های فرهنگی ارزش زیادی قائل است در اکران اول در طول دو ماه 20 بار برنامه را در ساعت های مختلف تکرار می کند. یعنی کاری می کنند که حتی اگر هم نخواهی ،برنامه را ببینی .بعد در ساخت برنامه های بعدی می توانند حمایت مردم و تولیدکنندگان را جذب کند.

* این باور در بین مدیران ما وجود ندارد.
- من می گویم باید مدیری که از بخش کیفی حمایت می کند با واکنش خوب تشویقش کرد که دفعه بعد بیشتر این کار را انجام بدهد.
* قبول دارم که این باید باور جمعی بشود اما مگر شبکه چهار برای این کار تعریف نشده؟ این تکرار بر عهده این شبکه است.
- ما چون مکانیزم روشن و تعریف شده ای برای تولیدات تلویزیونی نداریم نمی توانیم به این دسته بندی ها امیدوار باشیم.من مخالف تقسیم بندی شبکه های تلویزیونی هستم. چون باید مستند در شبکه های مختلف تقسیم بشود.

* منظور من شبکه فرهنگ بود.
- شبکه فرهنگ خوب است اما مستند باید در شبکه های مختلف تکثیر بشود . اما اینکه در شبکه چهار چرا این اتفاق نمی افتد نمی دانم. اما مثلا اگر من بروم در شبکه چهار باید بودجه ده مستند را بگیرم, که امکان ندارد اما چون درشبکه اول پروژه بزرگ دیگری نیست من می توانم با کلی صرف زمان بودجه بهتری بگیرم.

*از تولید خارج شویم برای من جالب است که حتی مستندسازان هم در مورد کارهای شما صحبت نکردند.
- شما ببینید مطرح ترین مستند سازهای ما مشتری کارهای من نیستند و آنها را سری دوزی قلمداد می کنند در صورتی که توضیح یک نوع زیبا شناسی و جریان و معنا در هزار دقیقه همان قدر سختی دارد که ایجاز در مستندهای یک قسمتی و این را هم بگویم که همه قسمت های مستندهایی که ساخته ام مجزا از هم است.

*اتفاقا لحن هم در خیلی قسمت ها بالا و پایین می شود.
-حجم و نوع و جنس نریشن در هر قسمت متفاوت است. یعنی قسمتی که درباره توریسم است لحن آقای تهامی نژاد را به صورت یک راهنمای تور است . تند تند شلوغش می کند. برای برنامه ای که راجع به سینما و تلویزیون است آنونس پخش کردم. برای بخش دانشگاهی پوزیشن استاد دانشگاه را گرفت. برای خانم نونهالی من وقت گذاشتم که ادبیات شهرزاد را با سفرنامه ناصر خسرو با ادبیات بیهقی و زبان سعدی هم دوره آن ترکیب کنم و به شهادت خود اثرحتی یک ایماژ شاعرانه هم در آن نیست. یعنی ارجاع خارج از متن ندارد و فقط آهنگ و نثر مسجع است. من کنفسیوس که در چین بازتولید شده را با سعدی که معاصر او است مقایسه کردم.بعدهمکار مستندسازی به من می گوید خیلی زحمت کشیدی و با چند دوربین کار کردی و تصاویر هم خیلی خوب بود اما این سید اجل و سعدی و این ها به ما نمی چسبد. انگار ما واقعا حوصله فرهنگ را نداریم. من از کل چهل دقیقه برنامه پنج شش دقیقه را به ادبیاتی اختصاص دادم که همه ما را از طریق آن می شناسند هیچ کس حوصله این حرف ها را ندارد. من به پرگویی و سانتی مانتالیسم متهم شده ام . در صورتی که بخشی از اثر فضاسازی است . ما وقتی یک مکان را برای اولین بار می بینیم اول سکوت می کنیم و بعد به وجد می آییم و درنهایت سخن می گوییم. من هم همین کار را کردم.

*اتفاقا در همه این مستندهایی که از تو دیدیم "شرق , دیوار ,آفتاب" به نسبت باقی مستندها ریتم جذاب تری دارد.
-تو جزو معدود آدم هایی هستی که به این نکته اشاره کردی.

*فکر می کنم به خاطر زمانی است که صرف تدوین آن کردید.
-من واقعا برای این پروژه وقت گذاشتم و طراحی کردم. در صورتی که از مجموعه 56 قسمتی افریقا من تنها صاحب 26 قسمت آن هستم چون قرار بود به کشورهای دیگر هم سفر کنم که نشد. اما در مورد "شرق , دیوار ,آفتاب"هر سوالی که مطرح کردیم جواب دادیم.

*مگر کسی از "شرق،دیوار،آفتاب" انتقاد هم کرده است؟
ـخیلی دردناک است که همیشه به من می گویند کار قبلی ات بهتر است. وقتی "رودی تا بهشت" را ساختم کسی به من نگفتم کارت خوب است اما زمانی که " اینجا افریقاست" را ساختم همه گفتند کار قبلی ات بهتر بود.در صورتی که خودم بهتر از هر کسی می‌دانم کدام کارم بهتر است.

*اتفاقا حجم اطلاعاتی که در مستند چین وجود دارد هرگز با مستندهای دیگر قابل مقایسه نیست . ممکن است حتی ایراد این باشد که من مخاطب از این اطلاعات جا می مانم.
ـ اگر مستند درست پخش می شد این امتیازش بود. یعنی بعد از هر بار تکراربه نکات جدیدی پی می بردیم.

*مشکل تو بحث آسیب شناسی اثر است؟ در واقع می خواهید که در مورد اثری که ساخته‌ای حرف بزنند تا بتوانید به اشکالات کارت پی ببرید یا این که بتوانی انگیزه پیدا کنی که کارهای بعدی را بسازی؟
ـ قرار است ما بعد از ساخت برنامه هایمان متوجه نقاط قوت و ضعفمان بشویم. من که نباید این کارها را با رفیق بازی در مطبوعات جلو ببرم. همه به من می گویند تو نیستی. واقعیت این است آنهایی که هستند وضعشان خیلی از ما بهتر است.

*ظاهرا در این زمانه قرار بر بودن است و انگار خود حرفه چندان هم مهم نیست.
ـ اگر قرار به بودن باشد من همه جوره می توانم کمتر وقت بگذارم و بعد هم بمانم. ما همیشه بخش دولتی را قبول نداشتیم اما در تاریخ گاهی بزرگان فرهنگی بنا به مصلحت ویا ذوق و شوق مدیران دولتی را به خاطر ساخت برنامه هایشان تشویق کردند. حالا اگر مدیری کار خوبی انجام بدهد چه کسی او را تشویق می کند؟

*از نظر تو مهم اتفاق فرهنگی است؟
ـبله. وقت و انرژی گذاشتن برای فرهنگ سخت است .حال آنهایی که چنین می‌کنند چه در بخش دولتی و خصوصی باید مورد بی مهری قرار بگیرند؟

*یعنی فکر می کنید دلیل دیده نشدن آثارت این است که بخش دولتی تهیه کنندگی آن را بر عهده دارد؟
ـمنظور من از دیده نشدن کل مجموعه است که شامل مدیر و همه آنهایی که این کارانجام می دهند، می‌شود.این نوع مستندها هیچ مزیت نسبی برای مجموعه سرمایه گذار آن ندارد .اما برای من مزیت شخصی دارد و هر چه کار انجام بدهم در رزومه کاری ام قرار می گیرد.

*اگر قرار باشد از از ابتدا شروع کنی این راه را ادامه می دهی؟
ـ چون عقلم کاملتر است احتمال خیلی زیاد سختی هایش را به جان نمی خرم.

*عقل حساب گرت؟
دقیقا.الان رویم نمی شود از واژه‌های عشق و اخلاق و معنا استفاده کنم. به خاطر استفاده زیاد و نا به جا از این واژه ها فکر می کنم باید یک معنا زدایی از این واژه‌ها انجام بدهیم.

*درباره مجموعه بعدی خودت بگو ،گفتی "خشت بهشت" قرار است در مورد انسان حرف بزند. می توانی بیشتر توضیح بدهی؟
ـاین پروژه در ایران و ده کشور دیگر تولید می‌شود.بنابراین بیش از یازده برابر مشکلات پروژه‌های دیگر را دارد. چون قرار است ما سراغ همه روستا ها و شهرهای ایران برویم.

*چرا اصرار دارید به همه شهرهای ایران سر بزنید؟
ـ چون اگر من به نقاط دور و نزدیک توجه نکنم کارم استاندارهای لازم را ندارد و آن وقت است که انرژی ام کم می شود و سرخورده می شوم و انگیزه ای برای کارهای بعدی ندارم. من دوست دارم انقدر انگیزه این را داشته باشم که فردا درباره زندگی سعدی و نظامی بغداد مستند بسازم.

*منظورت این است که نمی خواهید از برنامه ریزی هایی که برای این پروژه داشته اید صرف نظر کنید؟
ـ من باید به جاهایی سر بزنم که خارجی ها ندیدند و داخلی‌ها نمی توانند ببینند. و اصلا از آن چیزی که در ذهنم است پایین نمی‌آیم. گفته‌ام اگر پول هم ندهید من از تصمیماتم نمی‌گذرم. درست مثل پروژه های قبلی.دوست ندارم وقتی کار تمام شد بگویم کاش این صحنه را می گرفتم یا مثلا به فلان چیز فکر می کردم.

*اگر اینطور باشد پس تلویزیون هم تا اندازه ای با شما همراه شده است.
ـ بله. اوایل مثلا تلویزیون از ما می خواست بعد از دو ماه کار را تحویل بدهیم اما من مقاومت کردم و گفتم نمی توانیم داغ داغ کار را ارائه کنیم. بالاخره باید خودمان دو بار ببینیم چه آشی پخته ایم یا نه.چهار نفر نباید راجع به این کار نظر بدهند؟آنها هم گفتند برو هر وقت آماده شد بیار.

*چطور ایده ساخت این برنامه به ذهنتان رسید؟
ـ ما یک بررسی طولانی کردیم که ایرانی ها چه چیزی دارند تا در دنیا به بررسی تطبیقی واقعی بگذاریم و موضوعی باشد که دنیا مطالبه اش کند. ما در ایران ادبیات داریم. ادبیات ایران قابلیت ارائه بین المللی ندارد چون در ترجمه بار معنایی خودش را از دست می دهد.. زبان ارتباطی انسان ارتباط با مکان فرهنگی است. یعنی انسان در محیط غار آرزوهایش را روی دیوارها ترسیم می کرده چون می‌خواسته به ارامش برسد.از وقتی یک جا نشین شده توانسته تعامل برقرار کند و در فرهنگ شهری می خواسته بهترین ها را به دست بیاورد تا به نمادی از بهشت برسد. با پنجره های رنگی و باغ و حوض و .....یک باور قدیمی در فرهنگ باستانی بود که من اگر سنگ آخر خانه ام را بگذارم می میرم به خاطر همین خانه دائم در حال تغییر و تحول بود و بنا دائما با اعضای خانه در ارتباط بود. کسی به این فکر نمی کرد که سنگ آخر خانه را بگذارد.نکته‌ای که ما در این ماجرا دنبال می کنیم این است که از مردم می پرسیم خانه مطلوبتان چیست و جالب است که مردم جوابی برای این سوال ها ندارند و اگر هم داشته باشند همه جواب ها مثل هم است. یکی دیگر اینکه چه تفاوتی بین خانه و لانه و کاشانه است. سوال بعدی ما از مردم این است که نظرشان در مورد شهر مطلوبشان چیست.درباره آرمانشهر و آینده سوال می‌کنیم. شاید جالب است بدانید که در گذشته هر کس می خواست شهر بسازد بهشت می ساخت اما امروز هر فیلمی که در مورد آینده و 2050 است تاریک و سیاه و پر دود است و همه چیز در حال انفجار است.

*شما می خواهید در این برنامه تصور خوشبینانه‌ای را ترویج بدهید؟
-من می‌خواهم در "خشت بهشت" تصویری از زندگی ایرانی بگیرم.در کارهایی که درباره زیبایی‌های ایران تا امروز ساخته شده به نظر من اصلا انسان حضور ندارد. یا درباره دختر و جانور است و یا اینکه در و دیوار و ساختمان. من در این کار قرار است زندگی ایرانی در جهان را ثبت کنم . ببینیم کجایمان شبیه دنیا و کجایمان شبیه نیست. ما اگر بتوانیم حاشیه نشینی پاریس را نشان بدهیم می توانیم حاشیه نشینی تهران را هم نشان بدهیم. مثلا ما معمولا از ترافیک عصبانی می شویم اما می خواهیم به مردم بگوییم در همان ساعاتی که در شهرهای بزرگ ایران ترافیک و حجم ماشین ها زیاد است در لندن هم همین گونه است و اگر قرار است ما عصبانی بشویم باید ببینیم چند درصد این عصبانیت ها واقعی است و چند درصد غیر واقعی. حداقل می توانیم روی همین واقعی ها تمرکز کنیم شاید بتوانیم حلش کنیم.
این مستند درباره رابطه متقابل ''انسان، توسعه و شهر'' است، و در این موضوع روی ''حفظ تنوع زیست فرهنگی'' تأکید می‌کند. یعنی این‌‌که حیف است اگر همه‌جا در مسیر توسعه شبیه هم بشود. بعد می‌پرسد، باید چطور گذشته را برای امروز بازتولید کرد. و این‌که چگونه می‌شود در حوزه مدیریت شهری و رفتار فرهنگی مؤثر و واقع‌بین بود. بالاخره قرار است شهر آینده چگونه باشد و آیا می‌شود برای اوضاع و احوال شهری به هم ریخته و نامتجانس کاری کرد؟
''خشت بهشت'' در 26 قسمت 40 دقیقه‌ای و یک قسمت بلند سینمایی در ایران و ده کشور جهان طی دو سال ساخته می‌‌‌شود.

*موضوع برای کشورهایی که با آنها مراوده و مکاتبه داشته اید جذاب بوده است؟
-بله به خصوص حفظ تنوع زیست فرهنگی برایشان جذاب بوده.هر جا پای توسعه باز است شبیه هم شده اند. شانگ های وآدیسا بابا شبیه کشورهای اروپایی و امریکایی شده اما فلورانس و پاریس همانی است که قبلا بوده.همین کشورها نهاد‌هایی دارند که از حفظ زیست تنوع فرهنگی حمایت می کنند اما ما خودمان که متعلق به این کشورها هستیم تلقی درستی از این مساله نداریم. من می گویم عناصر تغییر نمی‌آورند ما باید روابط فرهنگی را پیدا کنیم.روابط فرهنگی هویت ساز هستند. تو اگر خشت و کوزه آوردی خانه‌ات ایرانی نمی شود. ما باید روابط فرهنگی را پیدا کنیم تا با متریال جدید بنیان‌های گذشته را برپا کنیم.

*داخل زندگی آدم ها هم قرار است سرک بکشید؟
-نکته اش همین است. هیچکاک در "پنجره عقبی" می گوید خاصیت اصلی سینما این است که به آدم ها اجازه سرک کشیدن به زندگی مردم و دید زدن می دهد.حالا من می گویم مستند به طریق اولی همین وظیفه را دارد یعنی تو را جایی می برند که در حال عادی نمی توانی بروی.

*چه نهادهایی قرار است به شما در این پروژه یاری برسانند؟
-قرار است یک مجموعه ای چاپ شود که در آن پروژه را توضیح دادیم و همه نهادهای دولتی و فرهنگی را دعوت به همکاری کردیم و اسپانسری هم که می خواهیم اسپانسر فرهنگی است. نهایت همکاری که از آنها می خواهیم این است که در تحقیق پروژه با ما همکاری کنند تا کارمان استاندارد بین المللی پیدا کند .

*راویان این پروژ قرار است چه کسانی باشند؟
-اگر کسی را پیدا کنم که بتواند راجع به زندگی انسان و مدنیت حرف بزند و توانای مکالمه بین المللی با اصحاب رسانه را داشته باشد از او استفاده می کنم. اما اگر این اتفاق نیفتاد این بار به هر لوکیشنی که می روم با مدیران و مردم حرف می زنم و راویان این مجموعه مردم هستند.البته کار خیلی سختی است.

این نکته برای من جالب است. با اینکه گفتید در مورد پروژه "خشت بهشت" همه کدها درست بود اما انگار این باور وجود ندارد که چنین پروژه ای می تواند موفقیت آمیز باشد و باید تمام هزینه هایش تامین شود؟
-این باور خیلی هم تقصیر تلویزیون نیست.

*به فکر فروش خارجی "خشت بهشت" هم افتاده اید؟
-دنبالش هستم و تلویزیون 50 درصد فروش خارجی اش را به من داده است.اما اصلا معلوم نیست چه اتفاقی می افتد.من باید دنبال اسپانسرهای دولتی و خصوصی باشم و به خاطر همین چون هنوز مطمئن نیستم نمی دانم چه اتفاقی می افتد.

*در حال حاضر پروژه "خشت بهشت" را تا کجا پیش بردید؟
-تحقیقات دارد صورت می گیرد و سایت هم در حال راه اندازی است. من قسط اول را قرار بوده اسفند سال گذشته بگیرم و به همین امید هم هشت ماه کار تبلیغات را کنار گذاشتم اما دیدم نمی شود و دوباره رفتم سراغ کار تبلیغات. قسط اولم را تازه اسفند امسال می‌گیرم.

*سایت برنامه راه افتاده؟
-حدود یک ماه دیگر آماده است. الان دارند به زبان انگلیسی ترجمه می کنند.

*بقیه برنامه هایتان هم سایت داشت؟
-نه چون بین المللی نبود مثلا ایران و چین و ایران هند و... به همین خاطر این اتفاق نمی افتاد.اما "خشت بهشت" چون پروژه ی بین المللی است این اتفاق برایش می‌افتد.
» ادامه مطلب

شیردل نشان شوالیه هنر و فرهنگ ایتالیا را گرفت

کامران شیردل مستندساز ایرانی نشان و فرمان شوالیه هنر و فرهنگ را از جانب دولت ایتالیا دریافت کرد. این نشان در مراسمی که در سفارت ایتالیا در تهران برگزار شد به این هنرمند اعطا‌ء شد. شیردل اولین فیلمساز ایرانی است که این عنوان را از جانب دولت ایتالیا دریافت کرده‌ است. در متنی که به عنوان دلایل اهدای این نشان از سوی دولت ایتالیا منتشر شده، آمده است:«کامران شیردل بی‌شک یکی از پدران سینمای مدرن و امروز ایران بوده که به‌ویژه در پایه‌گذاری سبک و سیاق سینمای مستند اجتماعی با نگرشی نقادانه نقشی بسیار اساسی و بنیادین داشته است. وی با جسارت و صلابتی درخور تجلیل و تکریم، با بهره‌گیری از مفاهیم، معانی و تجربیات گرانقدر مکتب نئورئالیزم ایتالیا _ که وی خود به‌درستی از جمله شاگردان اساتید صاحب نام این مکتب بوده ـ در معرفی،اشاعه و تفهیم این مکتب و دستاورد‌های مهم آن و معرفی بزرگان آن از جمله روبرتو روسلینی، ویتوریو دسیکا، چزاره زاواتینی، لوکینو ویسکنتی و هم‌چنین کارگردانان بزرگ دهه شصت و هفتاد ایتالیا هم‌چون میکل آنجلو ‌آنتونیونی، فدریکو فلینی، فرانچسکو روزی، جیلو پونته کوروو و دیگران نقشی بسیار سازنده را برعهده داشته است. او مستندهایی چون «صبح روز چهارم»، «آیینه»، «سیمین»، «ندامتگاه»، «اون شب که بارون اومد» و .... را در کارنامه‌ دارد.

» ادامه مطلب