به دنبال انتشار اخبار كذب مبني بر احضار به دادگاه و رسيدگي به اتهام كلاهبرداري و زمينخواري كه ابتدا توسط بعضي خبرگزاريها ساخته و پرداخته شد و درپي آن بعضي سايتها و روزنامه ها بدون تحقيق درمورد صحت و سقم آن اقدام به انتشار مجدد آن نمودند، شكايتي از مديران مسئول و خبرسازان مسئول اين رسانهها؛ در شعبه نهم بازپرسي ويژه دادگاه كاركنان دولت مطرح شد كه رسيدگي به آن توسط بازپرس محترم پرونده آغاز شده است. اين متن با آگاهي دادگاه و بازپرس پرونده منتشر شده است.
شكايت علي مصفا و ليلا حاتمي از مديران برخي رسانهها
بن کینگزلی در قدمگاه مشاهیرصاحب ستاره شد
به گزارش خبرگزاری فرانسه – این بازیگر هندی تبار، دریافت این ستاره را نقطه عطفی در حرفه طولانی بازیگری خود دانست و گفت که هرگز فکر نمی کرده موفق به دریافت آن بشود. کینگزلی 66 ساله که در میان 100 نفر از تشویق کنندگان و با حضور همسر و بروس ویلیس در مراسم رونمایی از ستاره اش شرکت کرده بود، گفت: "دوستان عزیز! هرگز فکر نمی کردم در چنین مکانی بایستم ولی حالا رؤیای من به واقعیت تبدیل شده و من بسیار خوشحالم."
رونمایی از دو هزار و چهارصد و دهمین ستاره در قدمگاه مشاهیر در آستانه اکران عمومی فیلم جدید بن کینگزلی؛ یعنی، «شاهزاده ایران: شن های زمان» که بر اساس یک بازی کامپیوتری به همین نام ساخته شده، انجام گرفته است. کینگزلی در این فیلم نقش شخصیت منفی را که «نظام» نام دارد، بازی می کند. کینگزلی که تا کنون چهار بار نامزد جایزه اسکار شده، برای بازی مسحور کننده اش در فیلم «گاندی» که تحسین جهانیان را بر انگیخته بود، در سال 1983 جایزه اسکار بهترین بازیگری را دریافت کرده بود. او در سال 2002 نشان شوالیه را از دستان «ملکه الیزابت» دریافت کرده بود.
بن کینگزلی با نام اصلی «کریشنا پاندیت بانجی» از مادری بریتانیایی و پدری هندی تبار به دنیا آمد. او از ترس این که نام غیر انگلیسی اش بر حرفه اش تأثیر منفی بگذارد، اسم خود را به بن کینگزلی تغییر داد.
امير نادري 65 ساله شد
از ۱۲ سالگی با تماشای فیلمهای خارجی در سینمای آبادان، به سینما و نمایش علاقه پیدا کرد و بعد در تئاتر حافظ آبادان نقشهایی کوتاه از بچهها را بازی میکرد.
با برادرش به تهران میآید و در چند عکاسخانه کار میکند. آشناییاش با علیرضا زریندست پای او را به سینما باز میکند. کار در سینما را با عکاسی فیلم «قیصر»، «حسن کچل» و «پنجره» آغاز کرد.
ششماه به انگلستان میرود، سال 1350 کار فیلمسازیاش را با نویسندگی و کارگردانی خداحافظ رفیق در ایران شروع میکند. فیلم «قیصر»، بهنوعی فیلم «اولین»ها هم بود. غیر از خود فیلم که اولین نمونه از نوع دیگر سینمای ایران است، در همان چند دقیقۀ اول، روی تصاویر تیتراژش کلی نامهای امروز بسیار آشنا دارد که آنروزها برای اولین بار دیده و شنیده میشد. بازیگرانی چون «جمشید مشایخی» و «بهمن مفید» که از تئاتر آمده بودند و اولین کار سینماییشان بود، تا «اسفندیار منفردزاده» که اولین موسیقی متن فیلم را ساخته بود. نام «عباس کیارستمی» را هم اولین بار در این فیلم دیدیم. همان چند دقیقه تیتراژ اول فیلم کار او بود. و اسم «امیر نادری» را هم، که عکسهای فیلم را گرفته بود.
نقل است از «مسعود کیمیایی» که: تو گیر و دار آماه کردن یکی از صحنهها، یکهو یکی پرید وسط که: «آقای کیمیایی من امیر نادری هستم. میخوایید عکسهای فیلمتونو من بگیرم؟» گفتم: بگیر. گفت: «خب، پس ششصد تومن بدید برم یه دوربین بخرم" نادری بعد ها در فیلمهای رضا موتوری و بیگانه بیا نیز با کیمیایی همکاری کرد و از فیلمهای او عکاسی کرد.
امیر نادری در سال 1350 اولین فیلم سینمایی خود به نام خدا حافظ رفیق را کار گردانی کرد و از همان آغاز نشان داد که سینمای ایران یک کار گردان متفاوت را تجربه خواهد کرد نادری خدا حافظ رفیق را با کمترین هزینه ساخت، فیلمی که به اعتقاد عده ای اولین فیلم ضد قصه در سینمای ایران است نادر در سال 52 سه فیلم تنگسیر، تنگنا و ساز دهنی را در فضاهای متفاوت ساخت اما در هر سه فیلم مبارزه با ستم و ظلم در یه فیلم که در سال 52 ساخت کاملا مشهود است .نادری در ساز دهنی در قالب تعریف داستان ساز دهنی امیرو پسرک بوشهری مظلومیت هنرمندانی را نشان می دهند که برای انجام هر عمل هنری مجبور به دادن کولی به حکومت ظالم وقت بودند و یا در تنگسیر نیز ظلمی که به عشایر و روستایان می شود را بر ملا می کند و یا در تنگا که یکی از شاهکارهای نادری است فضای جامعه شهری را و نامردی های آن را به خوبی نشان می دهد .امیر نادری تا سال 56 فیلم دیگری نمی ساز و در سال 56 فیلم سینمایی مرثیه را کار گردانی می کند فیلم مرثیه داستان وضعیت فلاکت باری یک زندانی است که تازه از ندان ازاد شده است و در بیرون از رندان هیچ شغل و در آمدی برای وی نیست. مرثیه بسیار متاثر از فضای ملتهب سالهای پایانی حکمت پهلوی است مرثیه همان نگاه تلخ و خیابانی نادری را به دنبال دارد.
نادری سال 57 فیلم "ساخت ایران" را با موضع حضور یک بوکسیور ایرانی در آمریکا و مشکلاتی که برای وی بوجود می آید میسازد ساخت ایران به نوعی اخرین فیلم نادری قبل از انقلاب است و وی با پیروزی انقلاب تا سال 59 فیلم دیگری نمی ساز و بعد در سال 59 فیلم جستجو را می ساز د این فیلم به نوعی یکی از اولین فیلمها در گونه فیلمهای است که به شهدای انقلاب می پردازد در طول سالهای مبارزه مردم علیه حکومت طاغوت و ماههاي شكل گيري جمهوري اسلامي ايران عده اي مفقودالاثر شدند. اين فيلم جستجويي است در اين زمينه از طريق گفتگو با دوستان و خانواده گمشدگان است نادری بعد از بخش اول جستجو قسمت دوم آن را نیز کار گردانی کرد اما هیچگدام از این دوفیلم هرگز از تلویزیون پخش نشد هرچند به سفارش تلویزیون ساخته شده بود
نادری بعد در سال 1361 شاهکاری دیگری به نام دونده را خلق می کند :دونده داستان امير نوجوان تنهايي است كه سوداي مهاجرت به آن سوي آبهاي درياي جنوب را در سر مي پرورد. او با جستجوي آشغال ها و جمع آوري و فروش بطري هاي خالي، فروش آب يخ، واكس زدن كفش فرنگي ها و كارهايي از اين دست گذران مي كند. به تدريج درمي يابد كه راه آگاهي آموختن است، به اين منظور به كلاس شبانه مي رود و در فرا گرفتن حروف الفبا تلاش مي كند. در پايان مسابقه اي سخت ودشوار، كه دركنار شعله هاي فروزان لوله هاي گاز برگزار مي شود، بر رفقاي همسن و سال خود پيروز مي شود فیلم دونده به نوعی شاید حدیث نفس امیر نادری بود نادری در سال 64 اخرین فیلم سینمای خود به نام آب بد خاک را کار گردانی کرد نادری بعد از آب باد خاک با هدف تجربه ساخت فیلمهای سینمایی در خارج از کشور از ایران رفت و از سال 69 در آمریکا اقامت گزید نادری هر جند در خارج از کشور تجربه ساخت 5 فیلم را دارد اما فیلمهای همچون منهتن از روی شماره ،ماراتن ،دیوار صوتی و حتی اخرین آنها یعنی فیلم وگاس بر اساس یک داستان واقعی در سال 2008 هر گز موفقیت فیلمهای داخلی نادری را به دنبال نداشت نادری نزیدک به 20 سال است که خارج از کشور زندگی می کند
با برادرش به تهران میآید و در چند عکاسخانه کار میکند. آشناییاش با علیرضا زریندست پای او را به سینما باز میکند. کار در سینما را با عکاسی فیلم «قیصر»، «حسن کچل» و «پنجره» آغاز کرد.
ششماه به انگلستان میرود، سال 1350 کار فیلمسازیاش را با نویسندگی و کارگردانی خداحافظ رفیق در ایران شروع میکند. فیلم «قیصر»، بهنوعی فیلم «اولین»ها هم بود. غیر از خود فیلم که اولین نمونه از نوع دیگر سینمای ایران است، در همان چند دقیقۀ اول، روی تصاویر تیتراژش کلی نامهای امروز بسیار آشنا دارد که آنروزها برای اولین بار دیده و شنیده میشد. بازیگرانی چون «جمشید مشایخی» و «بهمن مفید» که از تئاتر آمده بودند و اولین کار سینماییشان بود، تا «اسفندیار منفردزاده» که اولین موسیقی متن فیلم را ساخته بود. نام «عباس کیارستمی» را هم اولین بار در این فیلم دیدیم. همان چند دقیقه تیتراژ اول فیلم کار او بود. و اسم «امیر نادری» را هم، که عکسهای فیلم را گرفته بود.
نقل است از «مسعود کیمیایی» که: تو گیر و دار آماه کردن یکی از صحنهها، یکهو یکی پرید وسط که: «آقای کیمیایی من امیر نادری هستم. میخوایید عکسهای فیلمتونو من بگیرم؟» گفتم: بگیر. گفت: «خب، پس ششصد تومن بدید برم یه دوربین بخرم" نادری بعد ها در فیلمهای رضا موتوری و بیگانه بیا نیز با کیمیایی همکاری کرد و از فیلمهای او عکاسی کرد.
امیر نادری در سال 1350 اولین فیلم سینمایی خود به نام خدا حافظ رفیق را کار گردانی کرد و از همان آغاز نشان داد که سینمای ایران یک کار گردان متفاوت را تجربه خواهد کرد نادری خدا حافظ رفیق را با کمترین هزینه ساخت، فیلمی که به اعتقاد عده ای اولین فیلم ضد قصه در سینمای ایران است نادر در سال 52 سه فیلم تنگسیر، تنگنا و ساز دهنی را در فضاهای متفاوت ساخت اما در هر سه فیلم مبارزه با ستم و ظلم در یه فیلم که در سال 52 ساخت کاملا مشهود است .نادری در ساز دهنی در قالب تعریف داستان ساز دهنی امیرو پسرک بوشهری مظلومیت هنرمندانی را نشان می دهند که برای انجام هر عمل هنری مجبور به دادن کولی به حکومت ظالم وقت بودند و یا در تنگسیر نیز ظلمی که به عشایر و روستایان می شود را بر ملا می کند و یا در تنگا که یکی از شاهکارهای نادری است فضای جامعه شهری را و نامردی های آن را به خوبی نشان می دهد .امیر نادری تا سال 56 فیلم دیگری نمی ساز و در سال 56 فیلم سینمایی مرثیه را کار گردانی می کند فیلم مرثیه داستان وضعیت فلاکت باری یک زندانی است که تازه از ندان ازاد شده است و در بیرون از رندان هیچ شغل و در آمدی برای وی نیست. مرثیه بسیار متاثر از فضای ملتهب سالهای پایانی حکمت پهلوی است مرثیه همان نگاه تلخ و خیابانی نادری را به دنبال دارد.
نادری سال 57 فیلم "ساخت ایران" را با موضع حضور یک بوکسیور ایرانی در آمریکا و مشکلاتی که برای وی بوجود می آید میسازد ساخت ایران به نوعی اخرین فیلم نادری قبل از انقلاب است و وی با پیروزی انقلاب تا سال 59 فیلم دیگری نمی ساز و بعد در سال 59 فیلم جستجو را می ساز د این فیلم به نوعی یکی از اولین فیلمها در گونه فیلمهای است که به شهدای انقلاب می پردازد در طول سالهای مبارزه مردم علیه حکومت طاغوت و ماههاي شكل گيري جمهوري اسلامي ايران عده اي مفقودالاثر شدند. اين فيلم جستجويي است در اين زمينه از طريق گفتگو با دوستان و خانواده گمشدگان است نادری بعد از بخش اول جستجو قسمت دوم آن را نیز کار گردانی کرد اما هیچگدام از این دوفیلم هرگز از تلویزیون پخش نشد هرچند به سفارش تلویزیون ساخته شده بود
نادری بعد در سال 1361 شاهکاری دیگری به نام دونده را خلق می کند :دونده داستان امير نوجوان تنهايي است كه سوداي مهاجرت به آن سوي آبهاي درياي جنوب را در سر مي پرورد. او با جستجوي آشغال ها و جمع آوري و فروش بطري هاي خالي، فروش آب يخ، واكس زدن كفش فرنگي ها و كارهايي از اين دست گذران مي كند. به تدريج درمي يابد كه راه آگاهي آموختن است، به اين منظور به كلاس شبانه مي رود و در فرا گرفتن حروف الفبا تلاش مي كند. در پايان مسابقه اي سخت ودشوار، كه دركنار شعله هاي فروزان لوله هاي گاز برگزار مي شود، بر رفقاي همسن و سال خود پيروز مي شود فیلم دونده به نوعی شاید حدیث نفس امیر نادری بود نادری در سال 64 اخرین فیلم سینمای خود به نام آب بد خاک را کار گردانی کرد نادری بعد از آب باد خاک با هدف تجربه ساخت فیلمهای سینمایی در خارج از کشور از ایران رفت و از سال 69 در آمریکا اقامت گزید نادری هر جند در خارج از کشور تجربه ساخت 5 فیلم را دارد اما فیلمهای همچون منهتن از روی شماره ،ماراتن ،دیوار صوتی و حتی اخرین آنها یعنی فیلم وگاس بر اساس یک داستان واقعی در سال 2008 هر گز موفقیت فیلمهای داخلی نادری را به دنبال نداشت نادری نزیدک به 20 سال است که خارج از کشور زندگی می کند
نسخه جديد«آليس در سرزمين عجايب» تيم برتون در بازار
به گزارش تلگراف، نسخه بلو-ري «آليس در سرزمين عجايب» حاوي بخشهايي اضافي دربارهي ويژگي هاي شخصيتي شخصيتهاي داستان و تحليل و بررسي جلوههاي ويژه فيلم است .
اين فيلم از پنجم مارس در آمريکا و ديگر كشورها اکران شده و تاکنون در بازار داخلي 333 ميليون دلار و در خارج از آمريکا 667 ميليون دلار فروش داشته است.
«آليس در سرزمين عجايب» ششمين فيلم تاريخ سينما است كه به ركورد فروش يك ميليارد دلار دست يافته است و بعنوان سومين فيلم محبوب پس از تايتانيك و آواتار شناخته شده است.
پنج فيلم يک ميليارد دلاري قبلي تاريخ سينما عبارتند از «آواتار»، «تايتانيک»، «ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه»، «دزدان دريايي کارائيب: سينه مرد مرده» و «شواليه تاريکي».
اين فيلم از پنجم مارس در آمريکا و ديگر كشورها اکران شده و تاکنون در بازار داخلي 333 ميليون دلار و در خارج از آمريکا 667 ميليون دلار فروش داشته است.
«آليس در سرزمين عجايب» ششمين فيلم تاريخ سينما است كه به ركورد فروش يك ميليارد دلار دست يافته است و بعنوان سومين فيلم محبوب پس از تايتانيك و آواتار شناخته شده است.
پنج فيلم يک ميليارد دلاري قبلي تاريخ سينما عبارتند از «آواتار»، «تايتانيک»، «ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه»، «دزدان دريايي کارائيب: سينه مرد مرده» و «شواليه تاريکي».
آتيلا پسياني در نشستي براي «پروفسور بوبوس»: با موفقيت نسبي نمايش، پسلرزههايي در مورد آن به وجود آمد
اين كارگردان تئاتر، پنج خردادماه در نشست پرسش و پاسخ اين نمايش در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با بيان اين مطلب ادامه داد: با موفقيت نسبي نمايش، پسلرزههايي در مورد آن به وجود آمد. عدهاي مطالبي را به دروغ نوشتند و تلاش كردند سمپاشي كنند كه كارشان بسيار حماقتبار بود. در اين مطالب نوشته شده گروه تئاتر «بازي» چهار عضو دارد كه همه خانواده پسياني هستند در حالي كه چنين نيست. گروه ما ١١ عضو دارد كه به جز خانواده ما ٧ نفر ديگر در كنار ما حضور دارند كه گرچه از خانواده ما نيستند اما برايمان بسيار عزيزند.
پسياني با اشاره به انتشار مطالبي درباره سفارشي بودن نمايش «پروفسور بوبوس »اين مطلب را كاملا رد كرد و افزود: مركز هنرهاي نمايشي هيچ كاري را به شكل يك متن اجرايي به كسي سفارش نميدهد. آنان ممكن است
به كارگردان خاصي بگويند كه در تاريخ مشخصي، نمايشي را اجرا كنند اما تا به حال چنين پيشنهادي به من نشده و من خودم نمايشنامه پروفسور بوبوس را براي اجرا پيشنهاد كردم.
اين كارگردان تئاتر دربارهي درج مطلب ديگري مبني بر اين كه نويسندهاي به نام «الكسي فالكو» وجود ندارد و آتيلا پسياني خود اين متن را نوشته است توضيح داد: به هيچ وجه چنين چيزي درست نيست، بلكه لينكهايي وجود دارد كه نشانگر نادرست بودن اين مطلب است. گفته شده آتيلا پسياني تنها كارگرداني است كه هر زماني كه بخواهد ميتواند هر نمايشي را در هر سالني اجرا كند، هيچ كارگرداني در ايران نميتواند چنين كند. تا زماني كه چنين كوتاه قداني در جامعه هنري و مطبوعاتي ما ميتوانند قد علم كنند، پژوهش در كشور ما جايي ندارد و شانتاژ و جنجال حرف اول را ميزند.
در ادامه اين نشست آتيلا پسياني درباره پارامترهاي جذب مخاطب در تئاتر اذعان داشت: همواره در تئاتر پارامترهاي ثابتي مانند بازيگر، تماشاگر، تبليغات و... وجود دارد. آنچه متغير است، چگونگي برخورد با اين پارامترهاست.
او در پاسخ به پرسشي درباره حضور رضا كيانيان در اين نمايش و تاثير اين حضور بر جذب مخاطبان يادآور شد: سالهاست كه علاقهمند بوديم با رضا كيانيان همكاري كنيم و اين صرفا به خاطر چهره بودن او نبوده و نيست. زماني كه هنوز كيانيان وارد سينما نشده بود او را به عنوان بازيگر درجه اول تئاتر ميشناختم نميتوانم انكار كنم كه حضور او به جذب مخاطب نمايش كمك نكرده است اما آنچه باعث اين همكاري شد، قابليت او براي بازيگري، انعطاف و هوش سرشارش بود. از سوي ديگر بابك حميديان ديگر بازيگر اين نمايش هم ٨ سال است كه عضو گروه من است و در كارهاي قبليام هم بازي كرده است. تنها بازيگري كه شايد بتواند درباره او بحث كرد، هانيه توسلي است كه او هم عقبه تئاتري دارد و چون در كارهاي ديگر با او همكاري كرده بودم، ديدم ميان چند نفر كه براي بازي در نمايش در ذهنم بودند، او به اين نقش نزديكتر است.
كارگردان «پرفسور بوبوس» با تاكيد بر اينكه در تئاتر با حسابگري كار نميكند، ادامه داد:به اين نميانديشم كه چگونه تماشاگر را به نمايشم جذب كنم. هميشه در همه نمايشهايم تماشاگران زيادي داشتهام. چون با صداقت و براي دلم كار كردهام و اين مطلبي است كه تماشاگر آن را درك ميكند.
به اعتقاد او بهترين تبليغ براي هر نمايش تماشاگران هستند، زيرا هر تماشاگر بعد از ديدن نمايش درباره آن با ديگران صحبت ميكند و آنها را به ديدن نمايش متمايل ميكند و يا آنها را از ديدن نمايش منصرف ميكند.
پسياني با اشاره به استقبال تماشاگران از دو نمايش «پروفسور بوبوس» و «مكاشفه در باب يك مهماني خاموش» يادآور شد: اين استقبال به دليل اين است كه تماشاگر حس ميكند مغبون نشده و ساعات خوبي را با گروه گذرانده و به ديگران هم توصيه ميكند كه نمايش را ببينند.
پسياني همچنين با اظهار تاسف از برخي اظهار نظرهاي نادرست درباره نمايش پروفسور بوبوس اضافه كرد: به محض اينكه نسبت به كاري حسادت و بغضي داريم، ميكوشيم نكاتي را پيدا كنيم و اگر آن نمايش از فرمول ذهني ما تبعيت نكند به آن حمله ميبريم.
او كه اين نمايش را در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر اجرا ميكند درباره تفاوتهاي اين نمايش با آثار قبلياش گفت: شيوه كارم را تغيير نميدهم و اگر تغييري وجود دارد به خاطر سالنهاي متفاوت است، اما روح نمايش من همان است. در اين نمايش هم همان دغدغهها و شمايل كاري خود را دنبال ميكنم.
به گفته او نمايشنامهي اصلي بسيار بسته است و ابعاد زيادي پيدا نميكند، اما با اجراي آن است كه گروه تلاش كردهاند ابعادي چند لايه به آن ببخشند.
پسياني اضافه كرد: رضا كيانيان به پيچيده كردن ابعاد اين نمايش و چند لايه كردن كاراكترهاي آن كمك كرد اما عدهاي حضور كيفي او را به حضور كمي در نمايش ما تعبير كردهاند.
او در بخش ديگري از اين نشست درباره سخنان برخي از دانشجويان مبني بر اجراي تئاتر تجربي توضيح داد: تئاتر تجربي يك شيوه است و سبك نيست. اما در ايران به غلط فكر ميكنند تئاتر تجربي سبك است. در حالي كه شيوهاي است كه ميتوان همه ژانرهاي مختلف تئاتر را با آن اجرا كرد.
پسياني كشف رموز، جسارت، عدم حسابگري و... از جمله ويژگيهاي تئاتر تجربي برشمرد و افزود: در ايران تلاش كردند دو تا شاخ براي تئاتر تجربي بگذارند و با آن بچهها بترسانند!
اين بازيگر و كارگردان تئاتر از آربي آوانسيان به عنوان پدر تئاتر تجربي ايران نام برد و يادآور شد: پيش از آربي هم تجربههايي توسط عباس جوانمرد و بهمن فرسي انجام شده بود كه اين تجربهها تداوم نداشت. اما با حضور آربي و در كارگاه نمايش بود كه تئاتر تجربي ايران استمرار پيدا كرد كه با تعطيلي كارگاه نمايش، گرد و خاك بر اين نوع از تئاتر نشست. كاري كه من كردم، اين بود كه پس از چند سال آن گرد و خاك را برداشتم و خوشحالم امروز جواناني هستند كه به تئاتر تجربي فكر ميكنند.
آتيلا پسياني در بخش ديگري از اين نشست گفت:مبناي سيستم آموزش هنري در ايران، ضد تجربي است. اساسا دانشگاههاي هنري ما سيستمي دارند كه خلاقيت را از دانشجو ميگيرند. آنها دانشجويان را كاملا تئوريزه و كاناليزه ميكنند، زيرا بسياري از اساتيد ما به روز نيستند و ميكوشند دانشجو را در اندازهاي نگه دارند كه بتوانند به پرسشهاي او پاسخ بدهند، زيرا دانشجو مدام با پرسش روبهروست.
او با تاكيد بر اينكه تئاتر تجربه كردن با تئاتر تجربي كاملا متفاوت است اضافه كرد: دانشجو نميتواند تئاتر تجربي كار كند. او ميتواند به شكلي كاملا خالص به خلق اثر بپردازد، اما سيستم آموزشي ما كاملا ضد اين موضوع است.
در اين نشست رضا كيانيان بازيگر نقش «پروفسور بوبوس» درباره تاثير بازيگران شناخته شده بر افزايش تماشاگران نمايشها توضيح داد: سالها قبلتر، فروش فيلمها را به بازيگران مربوط ميدانستند در حالي كه نمونههايي داريم كه بازيگران بسيار سرشناسي در برخي آثار حضور داشتند، اما به خاطر نبودن تماشاگر اجراي آن آثار پس از سه شب متوقف شد. پارامتر بازيگر براي پرفروش كردن يك فيلم يا تئاتر درست نيست، چون نمونههاي نقض كننده آن هم وجود دارد، اما جامعه ما علاقهمند است كه فرمولي را كشف كند و ديگر به آن پديده فكر نكند.
به گفته كيانيان؛ يك بازيگر سرشناس آگهي جذابي براي جذب تماشاگر است اما اين جذابيت تنها به همان چند لحظه اول آن اثر خلاصه ميشود و پس از آن بايد آن بازيگر بتواند به گونهاي بازي كند تا تماشاگر را با خود همراه كند، در غير اين صورت حضور او در آن اثر تاثير لازم را نداشته است. اينها چيزهايي است كه در جامعه ما كسي درباره آن پژوهش نميكند.
كيانيان در پاسخ به پرسشي درباره شباهت بوبوس با لوركا گفت: هرگز به اين مساله فكر نكردهام و چنين چيزي به فكرم راه پيدا نكرده است و اصولا در نقشهايم دنبال مابهازاي بيروني نيستم.
او در پاسخ به پرسشي درباره تاثير مطايبه بر جذب بيشتر تماشاگران نمايش «پروفسور بوبوس» يادآور شد: پس از انقلاب در چند نمايش بازي كردم كه همه پرتماشاگر بود. «ازدواج آقاي ميسيسيپي» نخستين نمايشي بود كه پس از انقلاب در آن بازي كردم و به رغم حضور تماشاگران و تقاضاي بسيار براي تمديد اجراي آن نمايش، وزارت ارشاد اهميتي به اين موضوع نداد. در آن نمايش اصلا بحث مطايبه در ميان نبود و هيچ ارتباط مستقيمي با تماشاگر نداشتيم. از سوي ديگر نمايشهايي مانند «يادگار سالهاي شن»، «دانشمند بزرگ»، «بازي استريند برگ» هم تماشاگران بسياري داشتند.
او با اشاره به وجود مطايبه در دو نمايش «حرفهايها» و «پروفسور بوبوس» ادامه داد: در نمايش بوبوس با تاكيد آتيلا پسياني زياد هم با تماشاگران حرف نميزنم. هرچند مطايبه از آيينهاي سنتي نمايشي ماست و خوب هم هست، اما دليلي براي پرتماشاگر شدن يك نمايش نميشود.
كيانيان در ادامه به نمايش ازدواج «آقاي ميسيسيپي» اشاره كرد و افزود:وقتي در نمايش «ازدواج...» بازي كردم، هنوز در هيچ فيلمي بازي نكرده بودم اما تلاش ميكردم روي صحنه بازيگري خوبي باشم، بنابراين نكات ديگري براي جذب تماشاگر وجود دارد كه اين نكات بيشتر كيفي است تا كمي و به تفكر نياز دارد.
به گفته او مطايبه در ذات نمايشنامه پروفسور بوبوس وجود ندارد بلكه در اجراي اين نمايش به كارگرداني آتيلا پسياني اين عنصر وجود دارد.
رضا كيانيان در بخش ديگري از صحبتهاي خود با اظهار تاسف از كمتوجهي به مقوله پژوهش در ايران گفت: در ايران تنها سه پژوهشكده داريم كه در تهران، اصفهان و قم فعاليت ميكنند. وزارت ارشاد مملكت ما براي پژوهش درباره همه هنرهايش پژوهشكدهاي تاسيس كرده كه تنها يك ميز دارد. همه اينها نشان ميدهند پژوهش در كشور ما هيچ ارزشي ندارد. ما همچنان درگير قوانيني هستيم كه براي خودمان درست ميكنيم و خيال خودمان را راحت ميكنيم كه به آن مقوله فكر نكنيم.
در اين نشست دكتر اميد روحاني كه به عنوان منتقد مهمان حضور داشت، با ابراز خرسندي از استقبال تماشاگران از نمايش پروفسور بوبوس گفت: تماشاي تئاتر در ايران به آييني تبديل شده كه در آن ٢ هزار نفر همه نمايشهاي همه سالنها را تماشا ميكنند. اما در اين ميان آثار محدودي وجود دارند كه عليرغم قيمت نسبتا بالاي بليتشان تماشاگران از آنها استقبال ميكنند و باعث خوشحالي است كه تماشاخانهي ايرانشهر هم به عنوان ديگر سالن فعال تئاتر در كنار مجموعه تئاتر شهر فعاليت ميكند و نمايشهاي اين تماشاخانه نيز مورد استقبال قرار ميگيرد.
او درباره حضور چهرههاي شناخته شده در آثار سينمايي و نمايشي و تاثير آن در جذب مخاطب توضيح داد: در وهله نخست بايد ديد يك اثر چگونه از چهرههاي سرشناس استفاده ميكند. برخي از آثار استفادههاي ابزاري از چهرهها ميكنند كه اگر چنين باشد، آن اثر هرگز در جذب مخاطب موفق نميشود كه نمونههاي آن حتي در سينماي هاليوود با وجود تبليغات بسياري كه دارند ديده ميشود.
به اعتقاد روحاني مردم فريب اسمها را نميخورند و اگر تماشاگران از اجراي اثري استقبال ميكنند به خاطر كيفيت آن اثر است نه به خاطر چهرهها. اين بحثها فقط در ايران مطرح ميشود زيرا ما سنت تئاتري نداريم. در اينجاست كه وقتي نمايشي با استقبال روبهرو ميشود، آن را اثري سخيف ميدانيم و اخيرا هم برچسب مبتذل بر اين آثار ميزنيم بدون اينكه هيچ تعريفي از ابتذال ارائه بدهيم.
روحاني مقوله مخاطبسنجي را در ايران بسيار پيچيده توصيف كرد و افزود: به آساني نميتواند درباره موفقيت يا عدم موفقيت يك اثر هنري سخن گفت زيرا ايرانيان زود خود را بروز نميدهند.
اين نمايشنامهنويس در پايان سخنان خود نمايشنامهي «پروفسور بوبوس» را اثري جعبهاي توصيف كرد و افزود: اين نمايشنامه براي اجراي تئاتر جعبهاي و رسمي نوشته شده اما آتيلا پسياني اين كار خشك را به كاري با طراوت و گروتسك تبديل كرده است. او جعبه را ميشكند و دكور ناتورئاليستي نمايش را بسيار فشرده و برجسته ميكند، بنابراين موفقيت اين نمايش به دليل شيوه اجرايي و تلاشهاي گروه اجرايي آن است.
اين نشست به همت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد و رحمت اميني، مسووليت اجراي آن بر عهده داشت. در اين نشست چندين لينك براي پيدا كردن مشخصات نمايشنامه و اجراي نمايش پروفسور بوبوس در كشورهاي ديگر توسط گروه تئاتر بازي در اختيار حاضران قرار گرفت:
http://www.meyerhold.org/english.home.htm
http://eng.plakaty.ru
http://oasis.lib.harvard.edu/oasis/deliver/deeplink
_collection=oasis&uniqueid=hou01710
پسياني با اشاره به انتشار مطالبي درباره سفارشي بودن نمايش «پروفسور بوبوس »اين مطلب را كاملا رد كرد و افزود: مركز هنرهاي نمايشي هيچ كاري را به شكل يك متن اجرايي به كسي سفارش نميدهد. آنان ممكن است
به كارگردان خاصي بگويند كه در تاريخ مشخصي، نمايشي را اجرا كنند اما تا به حال چنين پيشنهادي به من نشده و من خودم نمايشنامه پروفسور بوبوس را براي اجرا پيشنهاد كردم.
اين كارگردان تئاتر دربارهي درج مطلب ديگري مبني بر اين كه نويسندهاي به نام «الكسي فالكو» وجود ندارد و آتيلا پسياني خود اين متن را نوشته است توضيح داد: به هيچ وجه چنين چيزي درست نيست، بلكه لينكهايي وجود دارد كه نشانگر نادرست بودن اين مطلب است. گفته شده آتيلا پسياني تنها كارگرداني است كه هر زماني كه بخواهد ميتواند هر نمايشي را در هر سالني اجرا كند، هيچ كارگرداني در ايران نميتواند چنين كند. تا زماني كه چنين كوتاه قداني در جامعه هنري و مطبوعاتي ما ميتوانند قد علم كنند، پژوهش در كشور ما جايي ندارد و شانتاژ و جنجال حرف اول را ميزند.
در ادامه اين نشست آتيلا پسياني درباره پارامترهاي جذب مخاطب در تئاتر اذعان داشت: همواره در تئاتر پارامترهاي ثابتي مانند بازيگر، تماشاگر، تبليغات و... وجود دارد. آنچه متغير است، چگونگي برخورد با اين پارامترهاست.
او در پاسخ به پرسشي درباره حضور رضا كيانيان در اين نمايش و تاثير اين حضور بر جذب مخاطبان يادآور شد: سالهاست كه علاقهمند بوديم با رضا كيانيان همكاري كنيم و اين صرفا به خاطر چهره بودن او نبوده و نيست. زماني كه هنوز كيانيان وارد سينما نشده بود او را به عنوان بازيگر درجه اول تئاتر ميشناختم نميتوانم انكار كنم كه حضور او به جذب مخاطب نمايش كمك نكرده است اما آنچه باعث اين همكاري شد، قابليت او براي بازيگري، انعطاف و هوش سرشارش بود. از سوي ديگر بابك حميديان ديگر بازيگر اين نمايش هم ٨ سال است كه عضو گروه من است و در كارهاي قبليام هم بازي كرده است. تنها بازيگري كه شايد بتواند درباره او بحث كرد، هانيه توسلي است كه او هم عقبه تئاتري دارد و چون در كارهاي ديگر با او همكاري كرده بودم، ديدم ميان چند نفر كه براي بازي در نمايش در ذهنم بودند، او به اين نقش نزديكتر است.
كارگردان «پرفسور بوبوس» با تاكيد بر اينكه در تئاتر با حسابگري كار نميكند، ادامه داد:به اين نميانديشم كه چگونه تماشاگر را به نمايشم جذب كنم. هميشه در همه نمايشهايم تماشاگران زيادي داشتهام. چون با صداقت و براي دلم كار كردهام و اين مطلبي است كه تماشاگر آن را درك ميكند.
به اعتقاد او بهترين تبليغ براي هر نمايش تماشاگران هستند، زيرا هر تماشاگر بعد از ديدن نمايش درباره آن با ديگران صحبت ميكند و آنها را به ديدن نمايش متمايل ميكند و يا آنها را از ديدن نمايش منصرف ميكند.
پسياني با اشاره به استقبال تماشاگران از دو نمايش «پروفسور بوبوس» و «مكاشفه در باب يك مهماني خاموش» يادآور شد: اين استقبال به دليل اين است كه تماشاگر حس ميكند مغبون نشده و ساعات خوبي را با گروه گذرانده و به ديگران هم توصيه ميكند كه نمايش را ببينند.
پسياني همچنين با اظهار تاسف از برخي اظهار نظرهاي نادرست درباره نمايش پروفسور بوبوس اضافه كرد: به محض اينكه نسبت به كاري حسادت و بغضي داريم، ميكوشيم نكاتي را پيدا كنيم و اگر آن نمايش از فرمول ذهني ما تبعيت نكند به آن حمله ميبريم.
او كه اين نمايش را در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر اجرا ميكند درباره تفاوتهاي اين نمايش با آثار قبلياش گفت: شيوه كارم را تغيير نميدهم و اگر تغييري وجود دارد به خاطر سالنهاي متفاوت است، اما روح نمايش من همان است. در اين نمايش هم همان دغدغهها و شمايل كاري خود را دنبال ميكنم.
به گفته او نمايشنامهي اصلي بسيار بسته است و ابعاد زيادي پيدا نميكند، اما با اجراي آن است كه گروه تلاش كردهاند ابعادي چند لايه به آن ببخشند.
پسياني اضافه كرد: رضا كيانيان به پيچيده كردن ابعاد اين نمايش و چند لايه كردن كاراكترهاي آن كمك كرد اما عدهاي حضور كيفي او را به حضور كمي در نمايش ما تعبير كردهاند.
او در بخش ديگري از اين نشست درباره سخنان برخي از دانشجويان مبني بر اجراي تئاتر تجربي توضيح داد: تئاتر تجربي يك شيوه است و سبك نيست. اما در ايران به غلط فكر ميكنند تئاتر تجربي سبك است. در حالي كه شيوهاي است كه ميتوان همه ژانرهاي مختلف تئاتر را با آن اجرا كرد.
پسياني كشف رموز، جسارت، عدم حسابگري و... از جمله ويژگيهاي تئاتر تجربي برشمرد و افزود: در ايران تلاش كردند دو تا شاخ براي تئاتر تجربي بگذارند و با آن بچهها بترسانند!
اين بازيگر و كارگردان تئاتر از آربي آوانسيان به عنوان پدر تئاتر تجربي ايران نام برد و يادآور شد: پيش از آربي هم تجربههايي توسط عباس جوانمرد و بهمن فرسي انجام شده بود كه اين تجربهها تداوم نداشت. اما با حضور آربي و در كارگاه نمايش بود كه تئاتر تجربي ايران استمرار پيدا كرد كه با تعطيلي كارگاه نمايش، گرد و خاك بر اين نوع از تئاتر نشست. كاري كه من كردم، اين بود كه پس از چند سال آن گرد و خاك را برداشتم و خوشحالم امروز جواناني هستند كه به تئاتر تجربي فكر ميكنند.
آتيلا پسياني در بخش ديگري از اين نشست گفت:مبناي سيستم آموزش هنري در ايران، ضد تجربي است. اساسا دانشگاههاي هنري ما سيستمي دارند كه خلاقيت را از دانشجو ميگيرند. آنها دانشجويان را كاملا تئوريزه و كاناليزه ميكنند، زيرا بسياري از اساتيد ما به روز نيستند و ميكوشند دانشجو را در اندازهاي نگه دارند كه بتوانند به پرسشهاي او پاسخ بدهند، زيرا دانشجو مدام با پرسش روبهروست.
او با تاكيد بر اينكه تئاتر تجربه كردن با تئاتر تجربي كاملا متفاوت است اضافه كرد: دانشجو نميتواند تئاتر تجربي كار كند. او ميتواند به شكلي كاملا خالص به خلق اثر بپردازد، اما سيستم آموزشي ما كاملا ضد اين موضوع است.
در اين نشست رضا كيانيان بازيگر نقش «پروفسور بوبوس» درباره تاثير بازيگران شناخته شده بر افزايش تماشاگران نمايشها توضيح داد: سالها قبلتر، فروش فيلمها را به بازيگران مربوط ميدانستند در حالي كه نمونههايي داريم كه بازيگران بسيار سرشناسي در برخي آثار حضور داشتند، اما به خاطر نبودن تماشاگر اجراي آن آثار پس از سه شب متوقف شد. پارامتر بازيگر براي پرفروش كردن يك فيلم يا تئاتر درست نيست، چون نمونههاي نقض كننده آن هم وجود دارد، اما جامعه ما علاقهمند است كه فرمولي را كشف كند و ديگر به آن پديده فكر نكند.
به گفته كيانيان؛ يك بازيگر سرشناس آگهي جذابي براي جذب تماشاگر است اما اين جذابيت تنها به همان چند لحظه اول آن اثر خلاصه ميشود و پس از آن بايد آن بازيگر بتواند به گونهاي بازي كند تا تماشاگر را با خود همراه كند، در غير اين صورت حضور او در آن اثر تاثير لازم را نداشته است. اينها چيزهايي است كه در جامعه ما كسي درباره آن پژوهش نميكند.
كيانيان در پاسخ به پرسشي درباره شباهت بوبوس با لوركا گفت: هرگز به اين مساله فكر نكردهام و چنين چيزي به فكرم راه پيدا نكرده است و اصولا در نقشهايم دنبال مابهازاي بيروني نيستم.
او در پاسخ به پرسشي درباره تاثير مطايبه بر جذب بيشتر تماشاگران نمايش «پروفسور بوبوس» يادآور شد: پس از انقلاب در چند نمايش بازي كردم كه همه پرتماشاگر بود. «ازدواج آقاي ميسيسيپي» نخستين نمايشي بود كه پس از انقلاب در آن بازي كردم و به رغم حضور تماشاگران و تقاضاي بسيار براي تمديد اجراي آن نمايش، وزارت ارشاد اهميتي به اين موضوع نداد. در آن نمايش اصلا بحث مطايبه در ميان نبود و هيچ ارتباط مستقيمي با تماشاگر نداشتيم. از سوي ديگر نمايشهايي مانند «يادگار سالهاي شن»، «دانشمند بزرگ»، «بازي استريند برگ» هم تماشاگران بسياري داشتند.
او با اشاره به وجود مطايبه در دو نمايش «حرفهايها» و «پروفسور بوبوس» ادامه داد: در نمايش بوبوس با تاكيد آتيلا پسياني زياد هم با تماشاگران حرف نميزنم. هرچند مطايبه از آيينهاي سنتي نمايشي ماست و خوب هم هست، اما دليلي براي پرتماشاگر شدن يك نمايش نميشود.
كيانيان در ادامه به نمايش ازدواج «آقاي ميسيسيپي» اشاره كرد و افزود:وقتي در نمايش «ازدواج...» بازي كردم، هنوز در هيچ فيلمي بازي نكرده بودم اما تلاش ميكردم روي صحنه بازيگري خوبي باشم، بنابراين نكات ديگري براي جذب تماشاگر وجود دارد كه اين نكات بيشتر كيفي است تا كمي و به تفكر نياز دارد.
به گفته او مطايبه در ذات نمايشنامه پروفسور بوبوس وجود ندارد بلكه در اجراي اين نمايش به كارگرداني آتيلا پسياني اين عنصر وجود دارد.
رضا كيانيان در بخش ديگري از صحبتهاي خود با اظهار تاسف از كمتوجهي به مقوله پژوهش در ايران گفت: در ايران تنها سه پژوهشكده داريم كه در تهران، اصفهان و قم فعاليت ميكنند. وزارت ارشاد مملكت ما براي پژوهش درباره همه هنرهايش پژوهشكدهاي تاسيس كرده كه تنها يك ميز دارد. همه اينها نشان ميدهند پژوهش در كشور ما هيچ ارزشي ندارد. ما همچنان درگير قوانيني هستيم كه براي خودمان درست ميكنيم و خيال خودمان را راحت ميكنيم كه به آن مقوله فكر نكنيم.
در اين نشست دكتر اميد روحاني كه به عنوان منتقد مهمان حضور داشت، با ابراز خرسندي از استقبال تماشاگران از نمايش پروفسور بوبوس گفت: تماشاي تئاتر در ايران به آييني تبديل شده كه در آن ٢ هزار نفر همه نمايشهاي همه سالنها را تماشا ميكنند. اما در اين ميان آثار محدودي وجود دارند كه عليرغم قيمت نسبتا بالاي بليتشان تماشاگران از آنها استقبال ميكنند و باعث خوشحالي است كه تماشاخانهي ايرانشهر هم به عنوان ديگر سالن فعال تئاتر در كنار مجموعه تئاتر شهر فعاليت ميكند و نمايشهاي اين تماشاخانه نيز مورد استقبال قرار ميگيرد.
او درباره حضور چهرههاي شناخته شده در آثار سينمايي و نمايشي و تاثير آن در جذب مخاطب توضيح داد: در وهله نخست بايد ديد يك اثر چگونه از چهرههاي سرشناس استفاده ميكند. برخي از آثار استفادههاي ابزاري از چهرهها ميكنند كه اگر چنين باشد، آن اثر هرگز در جذب مخاطب موفق نميشود كه نمونههاي آن حتي در سينماي هاليوود با وجود تبليغات بسياري كه دارند ديده ميشود.
به اعتقاد روحاني مردم فريب اسمها را نميخورند و اگر تماشاگران از اجراي اثري استقبال ميكنند به خاطر كيفيت آن اثر است نه به خاطر چهرهها. اين بحثها فقط در ايران مطرح ميشود زيرا ما سنت تئاتري نداريم. در اينجاست كه وقتي نمايشي با استقبال روبهرو ميشود، آن را اثري سخيف ميدانيم و اخيرا هم برچسب مبتذل بر اين آثار ميزنيم بدون اينكه هيچ تعريفي از ابتذال ارائه بدهيم.
روحاني مقوله مخاطبسنجي را در ايران بسيار پيچيده توصيف كرد و افزود: به آساني نميتواند درباره موفقيت يا عدم موفقيت يك اثر هنري سخن گفت زيرا ايرانيان زود خود را بروز نميدهند.
اين نمايشنامهنويس در پايان سخنان خود نمايشنامهي «پروفسور بوبوس» را اثري جعبهاي توصيف كرد و افزود: اين نمايشنامه براي اجراي تئاتر جعبهاي و رسمي نوشته شده اما آتيلا پسياني اين كار خشك را به كاري با طراوت و گروتسك تبديل كرده است. او جعبه را ميشكند و دكور ناتورئاليستي نمايش را بسيار فشرده و برجسته ميكند، بنابراين موفقيت اين نمايش به دليل شيوه اجرايي و تلاشهاي گروه اجرايي آن است.
اين نشست به همت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد و رحمت اميني، مسووليت اجراي آن بر عهده داشت. در اين نشست چندين لينك براي پيدا كردن مشخصات نمايشنامه و اجراي نمايش پروفسور بوبوس در كشورهاي ديگر توسط گروه تئاتر بازي در اختيار حاضران قرار گرفت:
http://www.meyerhold.org/english.home.htm
http://eng.plakaty.ru
http://oasis.lib.harvard.edu/oasis/deliver/deeplink
_collection=oasis&uniqueid=hou01710
فروش حق پخش «كپي برابر اصل» به بيش از 30 كشور
حق پخش «كپي برابر اصل» عباس كيارستمي به شركتهايي در بيش از 30 كشور جهان فروخته شد. شركت فرانسوي MK2، تهيهكننده اصلي فيلم «كپي برابر اصل» عباس كيارستمي كه دريافت جايزه نخل طلا بهترين بازيگر زن را براي ژوليت بينوش، بازيگر فرانسوي، اين فيلم از جشنواره فيلم كن در پي داشت، حق پخش اين فيلم را به دو شركت «آرتيفيشيال آي» از انگلستان و «يورو اسپيس» از ژاپن فروخت كه با اين حساب، تابهحال، شركتهايي از بيش از 30 كشور جهان، حق پخش «كپي برابر اصل» را خريداري كرده اند.
به گزارش ورايتي، «كپي برابر اصل» از 19 مي در فرانسه، بلژيك و سوئيس و 25 مي در ايتاليا به روي پرده سينماها ميرود.
به گزارش ورايتي، «كپي برابر اصل» از 19 مي در فرانسه، بلژيك و سوئيس و 25 مي در ايتاليا به روي پرده سينماها ميرود.
بودجهي باقيمانده خانه سينما از سال 88 پرداخت ميشود؟!
با سپري شدن بيش از دو ماه از سال 89، همچنان بخشي از بودجهي سال 88 خانه سينما از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پرداخت نشده است. در پي پرداخت نشدن بخشي از بودجهي خانه سينما ، تعدادي از برنامههاي فرهنگي اين تشكل صنفي متوقف شد؛ از جملهي سفر همزمان سينماگران به خرمشهر (كه طي دو سال اخير همزمان با سالروز سوم خرداد ماه انجام ميشد)، برگزاري وركشاپهاي تخصصي و... و آخرين آن، توقف به روز شدن سايت خانه سينما است.
در بخش بازتاب رسانهاي سايت خانه سينما نوشته شده است:« با پوزش از خوانندگان محترم بخش بازتاب رسانهاي سينما، به آگاهي ميرساند به علت تنگناهاي مالي و نبود بودجه در تامين هزينه خريد خدمات ياد شده، تا اطلاع ثانوي اين بخش ازسايت بهروزرساني نميشود.» در اين بخش اظهار اميدواري شده است كه «با بهبود وضعيت مالي و يا تدبيري ديگر به نشر مجدد آن توفيق يابند.»
سه ماه از ابتداي سال 89 سپري شده است و طبق مصاحبهي مطبوعاتي ابتداي سال محمد مهدي عسگرپور، « 38 درصد از بودجه سال گذشتهي خانه سينما پرداخت نشده است» و چند هفته بعد از آن نيز جواد شمقدري معاون سينمايي نيز در جمع خبرنگاران تاييد كرد كه بخشي از بودجه پرداخت نشده است، اما رقم آن را20 درصد اعلام كرد.
در روزهاي پاياني سال 88 معاون اجرايي خانه سينما خبر داده بود كه «هنوز بطور كامل بودجهي سال 88 خانه سينما پرداخت نشده است». سيد محسن هاشمي در پاسخ به اين كه خانهسينما از اهداف كلانش در سال 88 چه موضوع و هدفي را محقق كرده است ابتدا به ايسنا گفته بود: «متاسفانه 38 و 7 دهم درصد از بودجه خانه سينما تاكنون پرداخت نشده و در حال حاضر خانه سينما علاوه بر اينكه تعهدات كمكهاي معيشتي كه به سياق هر سال در اسفند ماه به اشخاص آسيبپذير عضو در قالب بن كالا انجام ميداد به انجام نرسيده است و بدتر از آن هنوز حقوق، عيدي و پاداش 19 نفر از همكاران شاغل خانه سينما را نيز نتوانسته پرداخت كند. »
دو روز بعدتر نيز محمدمهدي عسگرپور مديرعامل خانه سينما در گفتوگوي با ايسنا نيز گفته بود: «تعدادي از نهادها به تعهدات خود در سال 88 عمل نكردهاند.»
او در پاسخ به اينكه چه نهادهايي مشخصا بودهاند نيز توضيح داده بود:«به هرحال واضح است كه وزارت ارشاد تعهداتي نسبت به خانه سينما دارد،برخي نهادهاي ديگر هم طي سالهاي گذشته نه برحسب وظيفه اما به هرحال لطفهايي به خانه سينما داشتند كه آنها هم امسال اين مساله را از ما دريغ كردند و در مجموع به نظر ميرسد كه امسال پايان تلخي داشتيم.»
او در همان مصاحبه به توقف برخي از برنامههاي خانه سينما اشاره كرده و در عين حال گفته بود:«به هرحال با تمام محدوديتها و بودجهي اندك كه از طرف وزارت ارشاد در اختيار داشتيم،كه شايد تنها به اندازه يك يا يك و نيم فيلم باشد و كمكي اندك محسوب ميشود، حجم فعاليتهاي ما در سال 88 و بهويژه در شش ماه اول سال بسيار گسترده بود.»
مدير عامل خانه سينما در عين حال به سفرهاي مطالعاتي بينالمللي اعضاي خانه سينما در طول سال 88 اشاره كرد و توضيح داده بود: «براي اين بخش ما سعي كرديم كه كمتر از بودجه خانه سينما استفاده كنيم و بيشتر بودجه اين بخش را از راههاي ديگر تهيه كرديم. علاوه بر اين مساله، ما در خانه سينما وركشاپها و برنامههاي ديگري هم داشتيم ـ كه با توجه به بودجه اندكي كه البته آن هم به دست ما نرسيد ـ فكر ميكنم اين حجم فعاليت اقدامي مبارك باشد. »
و در ابتداي امسال نيز، عسگرپور در نشست خبريش با خبرنگاران گفته بود:«38 درصد از بودجه سال گذشته ما پرداخت نشده و من شنيدم كه ميگفتند به همين ميزان از منابع مالي بقيه بخشها هم كاسته شده است. حال من نميدانم كه آيا واقعا اين اتفاق افتاده يا خير؟ اما ميدانم كه حتي اگر چنين اتفاقي هم بيفتد كسي كه نگاهي جامع به مسايل سينما دارد ميداند كه كل بودجه خانه سينما به اندازه يك يا يكونيم فيلم است و اگر تمام اين فعاليتها را بخواهد يك نهاد دولتي انجام دهد بد نيست كه ببينيم آنها چهقدر هزينه ميگيرند. »
و معاون سينمايي در پاسخ به پرسش خبرنگاري دربارهي عدم پرداخت بودجهي خانه سينما در نشست خبري اخيرش گفته بود:«قبل از اينكه ما بر سر كار بياييم بخشي از بودجه معاونت به نحو ديگري توافق و هزينه شده بود و وقتي آمديم 30 درصد بودجه مانده بود و بعضي از موسسات هم دچار مشكل شدند و 30 درصد از بودجهشان را هنوز ندادهايم و خانه سينما 20 درصدش مانده است.
او اظهار اميدواري كرده بود كه« تحولي رخ بدهد و 20 درصد باقيمانده بودجهي خانه سينما را نيز پرداخت خواهيم كرد.»
در بخش بازتاب رسانهاي سايت خانه سينما نوشته شده است:« با پوزش از خوانندگان محترم بخش بازتاب رسانهاي سينما، به آگاهي ميرساند به علت تنگناهاي مالي و نبود بودجه در تامين هزينه خريد خدمات ياد شده، تا اطلاع ثانوي اين بخش ازسايت بهروزرساني نميشود.» در اين بخش اظهار اميدواري شده است كه «با بهبود وضعيت مالي و يا تدبيري ديگر به نشر مجدد آن توفيق يابند.»
سه ماه از ابتداي سال 89 سپري شده است و طبق مصاحبهي مطبوعاتي ابتداي سال محمد مهدي عسگرپور، « 38 درصد از بودجه سال گذشتهي خانه سينما پرداخت نشده است» و چند هفته بعد از آن نيز جواد شمقدري معاون سينمايي نيز در جمع خبرنگاران تاييد كرد كه بخشي از بودجه پرداخت نشده است، اما رقم آن را20 درصد اعلام كرد.
در روزهاي پاياني سال 88 معاون اجرايي خانه سينما خبر داده بود كه «هنوز بطور كامل بودجهي سال 88 خانه سينما پرداخت نشده است». سيد محسن هاشمي در پاسخ به اين كه خانهسينما از اهداف كلانش در سال 88 چه موضوع و هدفي را محقق كرده است ابتدا به ايسنا گفته بود: «متاسفانه 38 و 7 دهم درصد از بودجه خانه سينما تاكنون پرداخت نشده و در حال حاضر خانه سينما علاوه بر اينكه تعهدات كمكهاي معيشتي كه به سياق هر سال در اسفند ماه به اشخاص آسيبپذير عضو در قالب بن كالا انجام ميداد به انجام نرسيده است و بدتر از آن هنوز حقوق، عيدي و پاداش 19 نفر از همكاران شاغل خانه سينما را نيز نتوانسته پرداخت كند. »
دو روز بعدتر نيز محمدمهدي عسگرپور مديرعامل خانه سينما در گفتوگوي با ايسنا نيز گفته بود: «تعدادي از نهادها به تعهدات خود در سال 88 عمل نكردهاند.»
او در پاسخ به اينكه چه نهادهايي مشخصا بودهاند نيز توضيح داده بود:«به هرحال واضح است كه وزارت ارشاد تعهداتي نسبت به خانه سينما دارد،برخي نهادهاي ديگر هم طي سالهاي گذشته نه برحسب وظيفه اما به هرحال لطفهايي به خانه سينما داشتند كه آنها هم امسال اين مساله را از ما دريغ كردند و در مجموع به نظر ميرسد كه امسال پايان تلخي داشتيم.»
او در همان مصاحبه به توقف برخي از برنامههاي خانه سينما اشاره كرده و در عين حال گفته بود:«به هرحال با تمام محدوديتها و بودجهي اندك كه از طرف وزارت ارشاد در اختيار داشتيم،كه شايد تنها به اندازه يك يا يك و نيم فيلم باشد و كمكي اندك محسوب ميشود، حجم فعاليتهاي ما در سال 88 و بهويژه در شش ماه اول سال بسيار گسترده بود.»
مدير عامل خانه سينما در عين حال به سفرهاي مطالعاتي بينالمللي اعضاي خانه سينما در طول سال 88 اشاره كرد و توضيح داده بود: «براي اين بخش ما سعي كرديم كه كمتر از بودجه خانه سينما استفاده كنيم و بيشتر بودجه اين بخش را از راههاي ديگر تهيه كرديم. علاوه بر اين مساله، ما در خانه سينما وركشاپها و برنامههاي ديگري هم داشتيم ـ كه با توجه به بودجه اندكي كه البته آن هم به دست ما نرسيد ـ فكر ميكنم اين حجم فعاليت اقدامي مبارك باشد. »
و در ابتداي امسال نيز، عسگرپور در نشست خبريش با خبرنگاران گفته بود:«38 درصد از بودجه سال گذشته ما پرداخت نشده و من شنيدم كه ميگفتند به همين ميزان از منابع مالي بقيه بخشها هم كاسته شده است. حال من نميدانم كه آيا واقعا اين اتفاق افتاده يا خير؟ اما ميدانم كه حتي اگر چنين اتفاقي هم بيفتد كسي كه نگاهي جامع به مسايل سينما دارد ميداند كه كل بودجه خانه سينما به اندازه يك يا يكونيم فيلم است و اگر تمام اين فعاليتها را بخواهد يك نهاد دولتي انجام دهد بد نيست كه ببينيم آنها چهقدر هزينه ميگيرند. »
و معاون سينمايي در پاسخ به پرسش خبرنگاري دربارهي عدم پرداخت بودجهي خانه سينما در نشست خبري اخيرش گفته بود:«قبل از اينكه ما بر سر كار بياييم بخشي از بودجه معاونت به نحو ديگري توافق و هزينه شده بود و وقتي آمديم 30 درصد بودجه مانده بود و بعضي از موسسات هم دچار مشكل شدند و 30 درصد از بودجهشان را هنوز ندادهايم و خانه سينما 20 درصدش مانده است.
او اظهار اميدواري كرده بود كه« تحولي رخ بدهد و 20 درصد باقيمانده بودجهي خانه سينما را نيز پرداخت خواهيم كرد.»
تام كروز با «سقوط سلطان سلحشور» به دوران تاريخ كهن ميرود
«تام كروز» بابازي در درام اكشن تاريخي «سقوط سلطان سلحشور» وارددنياي تاريخي دوران باستان ميشود و به ماجراجوييهاي گلادياتور گونه مي پردازد. قرار است تام كروز اين فيلم را به صورت مشترك در شركت فيلمسازي خود تهيه كند. او اين روزها در جست جوي كارگرداني براي اين فيلم است.
با آن كه خط اصلي قصه فيلم به صورت رسمي منتشر نشده است اما منابع نزديك به پروژه ميگويند كروز در آن در نقش يك پادشاه جنگجو ظاهر خواهد شد. به گفته آنها، كاراكتر اصلي قصه «سقوط سلطان سلحشور» درگير جنگي ناخواسته با يكي از همسايگان خود ميشود و ضربههاي سختي را متحمل ميشود.
نام نويسندگان فيلمنامه فيلم فاش نشده، ولي تام كروز عقيده دارد اين فيلمنامه بايد دوبارهنويسي شود و چند سكانس آن هم تغيير كند.
شنيده ميشود تام كروز بر روي اين فيلم كه اولين كار تاريخي دورهاي مهم او محسوب ميشود، حساسيت بسيار زيادي دارد.
اين فيلم در حال و هواي كارهاي موفق تاريخي همچون «گلادياتور»، «تروا» و «رابين هود» ساخته خواهد شد و چندين سكانس جنگي مهم و پرتنش خواهد داشت.
كروز قبل از اين در سال 2002 فيلم «آخرين سامورايي» را در ژاپن بازي كرد كه حال و هوايي تاريخي داشت. اما قصه تاريخي آن مربوط به دوران كهن نبوده است.
اين بازيگر اين روزها دوباره در حال تمرين و فراگيري فنون اسب سواري و شمشيرزني است تا بتواند نقش خود را در جلوي دوربين بهتر بازي كند. كروز «سقوط سلطان سلحشور» را به اين دليل براي بازي انتخاب كرده كه يك تنوع عمده در نوع كار بازيگري خود به وجود بياورد.
در چند سال اخير وي به سراغ فيلمنامههايي رفته است كه از حال و هواي تازه و متفاوتي برخوردارند و شبيه كارهاي قبلي او نيستند.
اين بازيگر تازه از بازي در كمدي اكشن «شواليه و روز» فارغ شده است و قرار است در چهارمين قسمت مجموعه فيلم «مأموريت غيرممكن» هم بازي كند. آخرين فيلم كروز روي پرده سينماها درام ضد جنگ «والكري» بود كه ژانويه 2008 اكران عمومي شد.
» ادامه مطلب
با آن كه خط اصلي قصه فيلم به صورت رسمي منتشر نشده است اما منابع نزديك به پروژه ميگويند كروز در آن در نقش يك پادشاه جنگجو ظاهر خواهد شد. به گفته آنها، كاراكتر اصلي قصه «سقوط سلطان سلحشور» درگير جنگي ناخواسته با يكي از همسايگان خود ميشود و ضربههاي سختي را متحمل ميشود.
نام نويسندگان فيلمنامه فيلم فاش نشده، ولي تام كروز عقيده دارد اين فيلمنامه بايد دوبارهنويسي شود و چند سكانس آن هم تغيير كند.
شنيده ميشود تام كروز بر روي اين فيلم كه اولين كار تاريخي دورهاي مهم او محسوب ميشود، حساسيت بسيار زيادي دارد.
اين فيلم در حال و هواي كارهاي موفق تاريخي همچون «گلادياتور»، «تروا» و «رابين هود» ساخته خواهد شد و چندين سكانس جنگي مهم و پرتنش خواهد داشت.
كروز قبل از اين در سال 2002 فيلم «آخرين سامورايي» را در ژاپن بازي كرد كه حال و هوايي تاريخي داشت. اما قصه تاريخي آن مربوط به دوران كهن نبوده است.
اين بازيگر اين روزها دوباره در حال تمرين و فراگيري فنون اسب سواري و شمشيرزني است تا بتواند نقش خود را در جلوي دوربين بهتر بازي كند. كروز «سقوط سلطان سلحشور» را به اين دليل براي بازي انتخاب كرده كه يك تنوع عمده در نوع كار بازيگري خود به وجود بياورد.
در چند سال اخير وي به سراغ فيلمنامههايي رفته است كه از حال و هواي تازه و متفاوتي برخوردارند و شبيه كارهاي قبلي او نيستند.
اين بازيگر تازه از بازي در كمدي اكشن «شواليه و روز» فارغ شده است و قرار است در چهارمين قسمت مجموعه فيلم «مأموريت غيرممكن» هم بازي كند. آخرين فيلم كروز روي پرده سينماها درام ضد جنگ «والكري» بود كه ژانويه 2008 اكران عمومي شد.
جكي چان تبديل به «اينديانا جونز» ميشود
«جكي چان» بازيگر قديمي سينماي هنگ كنگ اين روزها در حال انجام كارهاي پيش توليد فيلم جديد سينمايي خود «زودياك چيني» است كه قرار است يك كار اكشن و ماجراجويانه باشد. چان در حالي نقش اصلي اين فيلم را بازي ميكند كه خودش كارگردان و تهيه كننده آن نيز هست. «زودياك چيني» اواسط فصل تابستان جلوي دوربين ميرود. دو فيلمنامه نويس تازه وارد سينماي هنگ كنگ، فيلمنامه اين فيلم را نوشتهاند و گفته ميشود چان تغييراتي در آن ايجاد كرده است.
در قصه فيلم ، جكي چان در نقش يك آدم ماجراجو به سبك كاراكتر ايندياناجونز ظاهر ميشود كه علاقه زيادي به تاريخ كهن چين دارد.
اين مرد راهي سفري هيجانانگيز به دور دنيا ميشود تا لوازم و اشياي عتيقهاي را پيدا كند كه باعث خلق بزرگترين حوادث تاريخي در تاريخ كشور چين شدهاند.
اين سفر با يكسري ماجراجويي همراه ميشود و كاراكتر اصلي قصه، به زودي متوجه ميشود كه در سفر اكتشافي خود تنها نيست.
او مجبور ميشود با شخصيتهاي منفي قصه كه قصد بهرهبرداري منفي از اين اشياء را دارند، در افتاده و با آنها مبارزه كند.
چان اين روزها مشغول پيدا كردن ديگر بازيگران «زودياك چيني» است و قصد دارد از چند بازيگر مطرح سينماي چين و هنگ كنگ در اين نقشها استفاده كند.
اين بازيگر رزمي كار كه از چهار دهه قبل كار بازيگري را شروع كرده، از سال 1979 وارد فعاليت فيلمسازي شد و تا به حال 15 فيلم سينمايي را كارگرداني كرده است.
آخرين فيلم او در مقام كارگردان «من كي هستم؟» است كه در سال 1998 اكران عمومي شد. چان بازيگر اصلي فيلمهاي خود نيز بوده است. اين بازيگر همين روزها نسخه فيلم موفق نوجوانانه دهه هشتادي «بچه كاراته» را روانه پرده سينماهاي جهان خواهد كرد.
او در اين فيلم در نقش يك استاد هنرهاي رزمي ايفاي نقش كرده كه به يك نوجوان كمك ميكند،تا با يادگيري فنون هنرهاي رزمي به مقابله با آدمهاي بد ماجرا بپردازد.
جكي چان سال قبل در مصاحبهاي گفت بازي در نقش اين استاد كاراته در نسخه جديدي از فيلم آرزوي ديرينهاش بوده است.
در قصه فيلم ، جكي چان در نقش يك آدم ماجراجو به سبك كاراكتر ايندياناجونز ظاهر ميشود كه علاقه زيادي به تاريخ كهن چين دارد.
اين مرد راهي سفري هيجانانگيز به دور دنيا ميشود تا لوازم و اشياي عتيقهاي را پيدا كند كه باعث خلق بزرگترين حوادث تاريخي در تاريخ كشور چين شدهاند.
اين سفر با يكسري ماجراجويي همراه ميشود و كاراكتر اصلي قصه، به زودي متوجه ميشود كه در سفر اكتشافي خود تنها نيست.
او مجبور ميشود با شخصيتهاي منفي قصه كه قصد بهرهبرداري منفي از اين اشياء را دارند، در افتاده و با آنها مبارزه كند.
چان اين روزها مشغول پيدا كردن ديگر بازيگران «زودياك چيني» است و قصد دارد از چند بازيگر مطرح سينماي چين و هنگ كنگ در اين نقشها استفاده كند.
اين بازيگر رزمي كار كه از چهار دهه قبل كار بازيگري را شروع كرده، از سال 1979 وارد فعاليت فيلمسازي شد و تا به حال 15 فيلم سينمايي را كارگرداني كرده است.
آخرين فيلم او در مقام كارگردان «من كي هستم؟» است كه در سال 1998 اكران عمومي شد. چان بازيگر اصلي فيلمهاي خود نيز بوده است. اين بازيگر همين روزها نسخه فيلم موفق نوجوانانه دهه هشتادي «بچه كاراته» را روانه پرده سينماهاي جهان خواهد كرد.
او در اين فيلم در نقش يك استاد هنرهاي رزمي ايفاي نقش كرده كه به يك نوجوان كمك ميكند،تا با يادگيري فنون هنرهاي رزمي به مقابله با آدمهاي بد ماجرا بپردازد.
جكي چان سال قبل در مصاحبهاي گفت بازي در نقش اين استاد كاراته در نسخه جديدي از فيلم آرزوي ديرينهاش بوده است.
رابرت رودريگوئز انيميشن دهه هشتادي را فيلم ميكند
انيميشن قديمي «يخ و آتش» توسط صنعت سينما دوبارهسازي ميشود.نسخه جديد اين فيلم را «رابرت رودريگوئز» بر اساس فيلمنامهاي از خودش كارگرداني ميكند. نسخه جديد برخلاف نسخه اصلي يك كار زنده خواهد بود و با حال و هوايي امروزي و معاصر تهيه و توليد خواهد شد.
نسخه اصلي در سال 1983 و توسط «رالف بخشي» كارگرداني شد.بخشي فيلمنامه فيلم خود را با همكاري «گري كانوي» نوشته بود.
به گفته رودريگوئز: «من و رالف بخشي مدتي است كه درباره امكان توليد نسخه دوباره سازي شده و زنده اثر كلاسيك او بحث ميكنيم. هميشه دوست داشتم اين فيلم را دوباره سازي كنم و آن را به گونهاي بسازم كه خودم دوست دارم .بخشي موافقت خود را براي توليد نسخه جديد فيلم اعلام كرده و به همين دليل فكر ميكنم به زودي كار توليد آن شروع شود.»
اين فيلمساز جوان قصد دارد «يخ و آتش» را به همان صورتي توليد كند كه «سين سيتي» را در سال 2004كارگرداني كرد.
فيلم فانتزي و ماجراجويانه «يخ و آتش» در يك دهكده كوچك اتفاق ميافتد،كه توسط توفانهاي طبيعي به نوعي از بين ميرود. نيروي شيطاني سرما و يخ موفق ميشود بر زندگي اهالي اين دهكده كوچك غلبه كند و گروهي از اهالي محل تصميم ميگيرند عليه اين نيروي شيطاني كه زندگي را از بين ميبرد مبارزه كنند و خط اصلي قصه فيلم از اينجا شكل ميگيرد.
رودريگوئز در شرايطي خبر از توليد احتمالي «يخ و آتش» ميدهد كه رسانههاي گروهي قبل از اين به نقل قول از او گفته بودند كه وي در تدارك توليد قسمت چهارم «بچه جاسوسها» است.
او كه درام اكشن «ماچت» را آماده نمايش عمومي ميكند، قرار است قسمت سوم «سين سيتي» را نيز جلوي دوربين ببرد.
اين فيلمساز در سال 1995 با كارگرداني «دسپرادو» دربين منتقدان و تماشاگران سينما شناخته شد.
او كه از دوستان و همكاران نزديك «كوئنتين تارانتينو» است، قبل از اين چند فيلم را به صورت مشترك با او كارگرداني كرده است.
آخرين فيلم او كمدي درام اكشن و نوجوانانه «كوتولهها» (2009) بودكه موفقيتي در جدول گيشه نمايش به دست نياورد.
نسخه اصلي در سال 1983 و توسط «رالف بخشي» كارگرداني شد.بخشي فيلمنامه فيلم خود را با همكاري «گري كانوي» نوشته بود.
به گفته رودريگوئز: «من و رالف بخشي مدتي است كه درباره امكان توليد نسخه دوباره سازي شده و زنده اثر كلاسيك او بحث ميكنيم. هميشه دوست داشتم اين فيلم را دوباره سازي كنم و آن را به گونهاي بسازم كه خودم دوست دارم .بخشي موافقت خود را براي توليد نسخه جديد فيلم اعلام كرده و به همين دليل فكر ميكنم به زودي كار توليد آن شروع شود.»
اين فيلمساز جوان قصد دارد «يخ و آتش» را به همان صورتي توليد كند كه «سين سيتي» را در سال 2004كارگرداني كرد.
فيلم فانتزي و ماجراجويانه «يخ و آتش» در يك دهكده كوچك اتفاق ميافتد،كه توسط توفانهاي طبيعي به نوعي از بين ميرود. نيروي شيطاني سرما و يخ موفق ميشود بر زندگي اهالي اين دهكده كوچك غلبه كند و گروهي از اهالي محل تصميم ميگيرند عليه اين نيروي شيطاني كه زندگي را از بين ميبرد مبارزه كنند و خط اصلي قصه فيلم از اينجا شكل ميگيرد.
رودريگوئز در شرايطي خبر از توليد احتمالي «يخ و آتش» ميدهد كه رسانههاي گروهي قبل از اين به نقل قول از او گفته بودند كه وي در تدارك توليد قسمت چهارم «بچه جاسوسها» است.
او كه درام اكشن «ماچت» را آماده نمايش عمومي ميكند، قرار است قسمت سوم «سين سيتي» را نيز جلوي دوربين ببرد.
اين فيلمساز در سال 1995 با كارگرداني «دسپرادو» دربين منتقدان و تماشاگران سينما شناخته شد.
او كه از دوستان و همكاران نزديك «كوئنتين تارانتينو» است، قبل از اين چند فيلم را به صورت مشترك با او كارگرداني كرده است.
آخرين فيلم او كمدي درام اكشن و نوجوانانه «كوتولهها» (2009) بودكه موفقيتي در جدول گيشه نمايش به دست نياورد.
ادامه فیلمبرداری «علفزار» در ملایر
تصويربرداري تلهفيلم «علفزار» به كارگرداني محمدعلي طالبي و تهيه كنندگي جواد نوروزبيگي همچنان در شهرستان ملاير ادامه دارد و تدوين تصاوير نيز آغاز شده است. حدود 40 درصد از تصويربرداري تلهفيلم «علفزار» به كارگرداني محمدعلي طالبي در شهرستان ملاير انجام شده است و تدوين همزمان تصاوير نيز توسط كاوه ايماني انجام ميشود.
گروه همچنان مشغول تصويربرداري تلهفيلم در روستاهاي اطراف شهرستان ملاير هستند و تاكنون تمام بازيگران جلوي دوربين رفتهاند. تصويربرداري با دوربين HD انجام ميشود و طبق برنامهريزي انجام شده حدود 35 جلسه به طول خواهد انجاميد
قصه اين تلهفيلم با موضوع كودك و نوجوان در ملاير ميگذرد و زمان كوچ يك ايل را روايت ميكند. اكثر صحنههاي فيلم خارجي و در فضايي روستايي و ايلياتي به تصوير كشيده خواهد شد.
در خلاصه داستان فيلم آمده است: علي نوجوان 12 ساله تصميم دارد به علت ناراحتي جسمي پدرش گله گوسفندان را از قشلاق به ييلاق ببرد. ابتدا پدر مخالفت مي كند اما در نهايت ناچار به موافقت ميشود. در اين مسير صادق نوجوان 16 ساله و كلبعلي پيرمرد 70 ساله او را همراهي ميكنند و در طول مسير با مشكلات و خطرات زيادي مواجه ميشوند. در نهايت علي و همراهانش با فايق آمدن بر مشكلات و سختيها گله گوسفندان را به سلامت به مقصد ميرسانند و اينك همگان به علي به مانند فردي پخته و باتجربه مينگرند.
بازيگران این فیلم عبارتند از: گوهر خيرانديش، نورالدين اعلمي، شعله محمدي، سپهر گودرزي، سيد عبدالله موسوي، فرشاد سعدي و... بازيگران خردسال: ابوالفضل حيدري جوزاني، يوسف رضا حيدري جوزاني، فاطمه ولي محمد، فاطمه مجيدي.
گروه همچنان مشغول تصويربرداري تلهفيلم در روستاهاي اطراف شهرستان ملاير هستند و تاكنون تمام بازيگران جلوي دوربين رفتهاند. تصويربرداري با دوربين HD انجام ميشود و طبق برنامهريزي انجام شده حدود 35 جلسه به طول خواهد انجاميد
قصه اين تلهفيلم با موضوع كودك و نوجوان در ملاير ميگذرد و زمان كوچ يك ايل را روايت ميكند. اكثر صحنههاي فيلم خارجي و در فضايي روستايي و ايلياتي به تصوير كشيده خواهد شد.
در خلاصه داستان فيلم آمده است: علي نوجوان 12 ساله تصميم دارد به علت ناراحتي جسمي پدرش گله گوسفندان را از قشلاق به ييلاق ببرد. ابتدا پدر مخالفت مي كند اما در نهايت ناچار به موافقت ميشود. در اين مسير صادق نوجوان 16 ساله و كلبعلي پيرمرد 70 ساله او را همراهي ميكنند و در طول مسير با مشكلات و خطرات زيادي مواجه ميشوند. در نهايت علي و همراهانش با فايق آمدن بر مشكلات و سختيها گله گوسفندان را به سلامت به مقصد ميرسانند و اينك همگان به علي به مانند فردي پخته و باتجربه مينگرند.
بازيگران این فیلم عبارتند از: گوهر خيرانديش، نورالدين اعلمي، شعله محمدي، سپهر گودرزي، سيد عبدالله موسوي، فرشاد سعدي و... بازيگران خردسال: ابوالفضل حيدري جوزاني، يوسف رضا حيدري جوزاني، فاطمه ولي محمد، فاطمه مجيدي.
آثار «شهرام مكري» در جشنواره فيلم و عكس دانشجويي نقد ميشود
در ايام برگزاري ششمين جشنواره بينالمللي فيلم و عكس دانشجويي، آثار «شهرام مكري» با حضور منتقدين و اساتيد برجسته نقد و بررسي ميشود. اين جلسات نقد و بررسي روزهاي جمعه، شنبه و دوشنبه (7، 8 و 10 خردادماه) از ساعت 20 تا 21:15 در تالار ناصري و از ساعت 20 تا 21 در تالار بتهوون برگزار ميشود.
همچنين روز يكشنبه 9 خردادماه از ساعت 14 تا 17 فيلم سينمايي «صندلي خالي» ساخته سامان استركي نمايش داده ميشود و پس از آن جلسه نقد و بررسيفيلم برگزار خواهد شد.
روز دوشنبه هم كارگاه «بازيگري و ارتباط با بازيگر» با حضور «حبيب رضايي» برگزار خواهد شد.
همچنين روز يكشنبه 9 خردادماه از ساعت 14 تا 17 فيلم سينمايي «صندلي خالي» ساخته سامان استركي نمايش داده ميشود و پس از آن جلسه نقد و بررسيفيلم برگزار خواهد شد.
روز دوشنبه هم كارگاه «بازيگري و ارتباط با بازيگر» با حضور «حبيب رضايي» برگزار خواهد شد.
حال نامساعد «مهين شهابي» و اصرار بيمارستان به ترخيص او
آرزو شهابي فرزند ارشد مهين شهابي گفت: متأسفانه مسئولين بيمارستان پارس اصرار به ترخيص مادر دارند اما وضعيت عمومي او هيچ تغييري نسبت به هفته گذشته نكرده و اصلاً شرايط مساعد براي ترخيص از بيمارستان را ندارد. هفته گذشته او از بخش ICU به بخش منتقل شد و در يك اتاق خصوصي مورد مراقبت قرار گرفت . از راه بيني غذا به او داده ميشود و سرم و سند دارد از سوي ديگر هنوز قدرت كلام خود را بازنيافته و چشم هايش را به ندرت ميتواند بازنگهدارد. او انگشتهاي پايش را به زحمت حركت ميدهد و دستهايش هيچ حركتي ندارند. با اين اوصاف مسئولان بيمارستان اصرار دارند كه مادر را ترخيص كنيم و در خانه يا خانه سالمندان از او نگهداري كنيم!
او در ادامه افزود: تومور مغزي قسمت حافظه مغز مادر را گرفته است. او نياز به مراقبتهاي درست و اصولي دارد. من چگونه ميتوانم ريسك حضور او را درخانه بپذيرم حتي اگر پرستار براي او در خانه استخدام كنم بازهم نياز به مراقبت هاي بيمارستاني و پزشكي دارد.
شهابي در پاسخ به اين سوال كه علت اين اصرار براي ترخيص مهين شهابي چيست، گفت: تا زماني مادر پرتودرماني و شيمي درماني ميشد و هزينههاي هنگفت از سوي بيمارستان به خانواده تحميل ميشد، هيچ مشكلي نبود اما الان كه او تنها يكي از اتاقهاي خصوصي را اشغال كرده است و هزينهاش پايينتر شده بيمارستان قبول نميكند كه مادرم تحت مراقبت قرار گيرد. من حتي قبول كردم كه مادر را در يك اتاق عمومي نگهداري كنند اما آن ها اصرار دارند مادر را از بيمارستان ترخيص كنند. من چگونه ميتوانم مادر را با اين وضعيت جسماني و با اين سن و سال از بيمارستان به منزل منتقل كنم. اگر حادثهاي براي او در جابجايي پيش بيايد چه كسي ميتواند به مردمي كه اين همه ابراز لطف و محبت نسبت به ما دارند، پاسخگو باشد؟
اوكه براي مراقبت از مادر هر روز از تنكابن به تهران ميآيد و عصر باز ميگردد در ادامه، گفت: در شرايطي كه هر روز بايد به مادر سربزنم و از او مراقبت كنم و عصرها به خانه بازگردم، خانهام در تنكابن نيز به سرقت رفت و بسياري از مدارك بانكي و دسته چكم توسط سارقان ربوده شد.
او در ادامه گفت: مسئولان صدا و سيما از ابتداي بيماري مادر ما را مورد لطف خود قراردادند. مادرم 50 سال براي هنر نمايشي مملكت زحمت كشيده است. او هنوز هم نياز به ICU و مراقبت دارد. من از مسئولان بهداشت ميخواهم شرايطي را فراهم كنند تا مادر بتواند از مراقبتهاي درست و پزشكي بهرهمند شود.
او در ادامه افزود: تومور مغزي قسمت حافظه مغز مادر را گرفته است. او نياز به مراقبتهاي درست و اصولي دارد. من چگونه ميتوانم ريسك حضور او را درخانه بپذيرم حتي اگر پرستار براي او در خانه استخدام كنم بازهم نياز به مراقبت هاي بيمارستاني و پزشكي دارد.
شهابي در پاسخ به اين سوال كه علت اين اصرار براي ترخيص مهين شهابي چيست، گفت: تا زماني مادر پرتودرماني و شيمي درماني ميشد و هزينههاي هنگفت از سوي بيمارستان به خانواده تحميل ميشد، هيچ مشكلي نبود اما الان كه او تنها يكي از اتاقهاي خصوصي را اشغال كرده است و هزينهاش پايينتر شده بيمارستان قبول نميكند كه مادرم تحت مراقبت قرار گيرد. من حتي قبول كردم كه مادر را در يك اتاق عمومي نگهداري كنند اما آن ها اصرار دارند مادر را از بيمارستان ترخيص كنند. من چگونه ميتوانم مادر را با اين وضعيت جسماني و با اين سن و سال از بيمارستان به منزل منتقل كنم. اگر حادثهاي براي او در جابجايي پيش بيايد چه كسي ميتواند به مردمي كه اين همه ابراز لطف و محبت نسبت به ما دارند، پاسخگو باشد؟
اوكه براي مراقبت از مادر هر روز از تنكابن به تهران ميآيد و عصر باز ميگردد در ادامه، گفت: در شرايطي كه هر روز بايد به مادر سربزنم و از او مراقبت كنم و عصرها به خانه بازگردم، خانهام در تنكابن نيز به سرقت رفت و بسياري از مدارك بانكي و دسته چكم توسط سارقان ربوده شد.
او در ادامه گفت: مسئولان صدا و سيما از ابتداي بيماري مادر ما را مورد لطف خود قراردادند. مادرم 50 سال براي هنر نمايشي مملكت زحمت كشيده است. او هنوز هم نياز به ICU و مراقبت دارد. من از مسئولان بهداشت ميخواهم شرايطي را فراهم كنند تا مادر بتواند از مراقبتهاي درست و پزشكي بهرهمند شود.
خبر تکمیلی- پیکر اعلامی یکشنبه به خاک سپرده میشود
مراسم تشییع پیکر زنده یاد محمدرضا اعلامی نهم خردادماه از مقابل ساختمان شماره دو خانه سینما برگزار میشود. پیکر محمدرضا اعلامی کارگردان فقید سینما، یکشنبه نهم خردادماه از ساختمان شماره دو خانه سینما تشییع میشود. این مراسم ساعت 9 یکشنبه شروع میشود و تا قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) ادامه دارد.
» ادامه مطلب
فیلمبرداری "جرم" آغاز شد
فیلمبرداری فیلم سینمایی "جرم" بیست و هشتمین فیلم بلند مسعود کیمیایی با بازی پولاد کیمیایی و شبنم درویش در جنوب تهران آغاز شد.
فیلمبرداری "جرم" به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی مسعودکیمیایی از چهارشنبه پنجم خرداد در دکوری واقع در جنوب تهران که توسط ایرج رامینفر ساخته شده است آغاز شد. در این دکور قرار است سکانسهای زندان "جرم" فیلمبرداری شود. پولاد کیمیایی و شبنم درویش در اولین روز فیلمبرداری مقابل دوربین تورج منصوری قرار گرفتند.
بیست وهشتمین فیلم مسعود کیمیایی حال و هوایی اجتماعی، سیاسی و تاریخی دارد. این فیلم در فضای سالهای پیش از انقلاب میگذرد و داستان مردی است که نمیخواهد از عقیدهای که دارد تخطی کند.
علاوه بر پولاد کیمیایی وشبنم درویش، حامد بهداد، جمشید مشایخی، داریوش ارجمند، مسعود رایگان، اکبر معززی، نیکی کریمی، بهاره رهنما، سیامک انصاری، کیانوش گرامی و جلال پیشوائیان در"جرم" به ایفای نقش می پردازند.
فیلمبرداری "جرم" به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی مسعودکیمیایی از چهارشنبه پنجم خرداد در دکوری واقع در جنوب تهران که توسط ایرج رامینفر ساخته شده است آغاز شد. در این دکور قرار است سکانسهای زندان "جرم" فیلمبرداری شود. پولاد کیمیایی و شبنم درویش در اولین روز فیلمبرداری مقابل دوربین تورج منصوری قرار گرفتند.
بیست وهشتمین فیلم مسعود کیمیایی حال و هوایی اجتماعی، سیاسی و تاریخی دارد. این فیلم در فضای سالهای پیش از انقلاب میگذرد و داستان مردی است که نمیخواهد از عقیدهای که دارد تخطی کند.
علاوه بر پولاد کیمیایی وشبنم درویش، حامد بهداد، جمشید مشایخی، داریوش ارجمند، مسعود رایگان، اکبر معززی، نیکی کریمی، بهاره رهنما، سیامک انصاری، کیانوش گرامی و جلال پیشوائیان در"جرم" به ایفای نقش می پردازند.
محمدرضا اعلامی درگذشت
کارگردان فیلم سینمایی "نقطه ضعف" روز پنجشنبه بر اثر سکته قلبی درگذشت. این کارگردان سینما پنجشنبه شب بر اثر سکته قلبی در سن 54 سالگی دارفانی را وداع گفت. محمدرضا اعلامی نماینده کانون کارگردانان در شورای صنفی این دوره بود و قصد داشت به زودی ساخت یک فیلم سینمایی را شروع کند.
محمدرضا اعلامی متولد 1335 تهران، دارای تحصیلات ناتمام در رشته سینما و تلویزیون از کالج رویال آرت لندن بود. وی از سال 1354 با ساختن فیلمهای کوتاه برای کودکان و نویسندگی و تهیهکنندگی برنامههای کودک در تلویزیون به فیلمسازی روی آورد.
او فعالیت حرفهای در عرصه سینما را با دستیاری کارگردان در "خط قرمز" به کارگردانی مسعود کیمیایی آغاز کرد و اولین فیلمش "نقطه ضعف" را در سال 62 ساخت. فیلمی که او را به عنوان یکی از استعدادهای سینمای ایران مطرح کرد.
اعلامی فیلمهای سینمایی "رازها"، "ساقی"، "آشوبگران"، "آن سوی آینه"،"افعی"، "عشق و مرگ "، "شناسایی" و "ترنج" را کارگردانی کرده بود و میخواست امسال "ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشید" را کارگردانی کند.
محمدرضا اعلامی متولد 1335 تهران، دارای تحصیلات ناتمام در رشته سینما و تلویزیون از کالج رویال آرت لندن بود. وی از سال 1354 با ساختن فیلمهای کوتاه برای کودکان و نویسندگی و تهیهکنندگی برنامههای کودک در تلویزیون به فیلمسازی روی آورد.
او فعالیت حرفهای در عرصه سینما را با دستیاری کارگردان در "خط قرمز" به کارگردانی مسعود کیمیایی آغاز کرد و اولین فیلمش "نقطه ضعف" را در سال 62 ساخت. فیلمی که او را به عنوان یکی از استعدادهای سینمای ایران مطرح کرد.
اعلامی فیلمهای سینمایی "رازها"، "ساقی"، "آشوبگران"، "آن سوی آینه"،"افعی"، "عشق و مرگ "، "شناسایی" و "ترنج" را کارگردانی کرده بود و میخواست امسال "ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشید" را کارگردانی کند.
"هفت دقیقه تا پاییز" از 26 خردادماه روی پرده میرود
تهیهکننده فیلم سینمایی "هفت دقیقه تا پاییز" ساخته علیرضا امینی از آغاز اکران عمومی این فیلم از 26 خرداد در گروه سینمایی آفریقا خبر داد.
سید جمال ساداتیان در این ارتباط گفت: مراسم فرش قرمز این فیلم با حضور علاقمندان و عوامل فیلم روز 28 خردادماه برگزار می شود. ساخت آنونس و تیزر "هفت دقیقه تا پاییز" توسط آرش معیریان انجام گرفت و پخش آن هم اکنون در سینماهای تهران آغاز شده است.
در فیلم "هفت دقیقه تا پاییز"هدیه تهرانی، حامد بهداد، محسن تنابنده، خاطره اسدی بازی کردند. فیلم در هشت رشته در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه شد و جایزه بهترین بازیگر مرد، بهترین جلوههای ویژه رایانهای و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی را از آن خود کرد.
ساداتیان درباره اکران عمومی "به رنگ ارغوان" ساخته ابراهیم حاتمی کیا در کانادا گفت: طبق مذاکرات صورت گرفته مراسم افتتاحیه نمایش این فیلم روز 17 خردادماه در ریچموند هیل سنتر برگزار میشود و پس از آن نیز نمایش این فیلم در انتاریو کانادا آغاز میشود. این برنامه نمایش ادامه دارد و به زودی شرایط و تعداد سینماهای آن نیز مشخص میشود.
سید جمال ساداتیان در این ارتباط گفت: مراسم فرش قرمز این فیلم با حضور علاقمندان و عوامل فیلم روز 28 خردادماه برگزار می شود. ساخت آنونس و تیزر "هفت دقیقه تا پاییز" توسط آرش معیریان انجام گرفت و پخش آن هم اکنون در سینماهای تهران آغاز شده است.
در فیلم "هفت دقیقه تا پاییز"هدیه تهرانی، حامد بهداد، محسن تنابنده، خاطره اسدی بازی کردند. فیلم در هشت رشته در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه شد و جایزه بهترین بازیگر مرد، بهترین جلوههای ویژه رایانهای و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی را از آن خود کرد.
ساداتیان درباره اکران عمومی "به رنگ ارغوان" ساخته ابراهیم حاتمی کیا در کانادا گفت: طبق مذاکرات صورت گرفته مراسم افتتاحیه نمایش این فیلم روز 17 خردادماه در ریچموند هیل سنتر برگزار میشود و پس از آن نیز نمایش این فیلم در انتاریو کانادا آغاز میشود. این برنامه نمایش ادامه دارد و به زودی شرایط و تعداد سینماهای آن نیز مشخص میشود.
استاد امیرخانی: باید از آثار هنرمندان ایرانی در جهان فهرست برداری شود
رئیس انجمن خوشنویسان ایران خواستار اقدام جدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای فهرست برداری از آثار هنرمندان ایرانی در کشورهای جهان شد.
غلامحسین امیرخانی پنجشنبه شب در همایش تأثیر و جایگاه هنری میرعماد بر گستره خوشنویسی که در سرای سعدالسلطنه قزوین برگزار شد، اظهار داشت: آثار ایرانی در کشورهای دیگر به نام بیگانگان ثبت می شود و این در حالی است که می توان این آثار را جمع آوری و به نام هنرمندان ایرانی ثبت کرد.
رئیس انجمن خوشنویان ایران همچنین با اشاره به مفاخر هنر خوشنویسی ایران بویژه عمادالکتاب قزوینی اظهار داشت: این هنرمند
نامدار علاوه بر فعالیت در عرصه هنر سیر و سلوک معنوی داشته که باید بیش از پیش به مردم و هنرمندان وهنر دوستان معرفی
شود.
استان قزوین به علت داشتن مفاخر نامدار در عرصه هنرخوشنویسی پایتخت خوشنویسی ایران لقب گرفت و در نخستین دو سالانه بین المللی خوشنویسی ایران هم به عنوان پایتخت خوشنویسی کشورهای اکو النتخاب شد.
عضو شورای راهبردی دوسالانه بینالمللی خوشنویسی ایران اضافه کرد: سایه سیاست کم و بیش خلوص، قیمت و عیار هنر را شکسته و درخشش آن را کمتر کرده است.
او گفت: آثار میر عماد بطور حتم یکی از جواهرات بی بدیل و همیشه ماندگار هنر کشور است که هرچه بماند و کهنه تر شود ارزش و اعتبار آن بیشتر مشخص میشود.
هنرمند خوشنویسی کشور در ادامه با اشاره به ویژگی آثار میرعماد تصریح کرد: طهارت قلم، لطافت قلم، قدرت قلم، ملاحت قلم،
شجاعت قلم و اعتدال از ویژگیهای خط میرعماد و از دلایل رشد و عظمت وی بود و او هیچگاه در منزلگاه وجود خود متوقف نشد.
امیرخانی با اشاره به لزوم اهمیت به هنر در نقاط مختلف عنوان داشت: هرکس به سهم خود در بخش فرهنگ باید پیشقدم شود و نقش فرهنگ و هنر را در کشور به گونه ای احیا کند تا در مقابل ما زنده باشد.
او تصریح کرد: یک کتاب جهانی باز شده در کشوری با چند هزار خط نستعلیق و شعر فارسی را نام خودشان ثبت کردند، لذا باید مراقب باشیم تا بعد از مولوی، بهزاد، ابوریحان، حافظ را نیز متعلق به خود ندانند و البته این مشکلات ناشی از کم کاری ما در این حوزه است که باید جبران کنیم.
عضو شورای راهبردی دوسالانه بینالمللی خوشنویسی ایران عنوان داشت: متاسفانه ما الگوهای خود را تقدیم دیگران کرده ایم بدون اینکه برای ثبت نامش اقدام کنیم لذا امروز وظیفه داریم الگو، فرهنگ و مرام خود را به صورت شایسته به دنیا نشان دهیم و به طور حتم دنیا از آن استقبال میکند.
او گفت: اعزام هیئتهای کارشناسی به کشورهای مختلف برای تحقیق و فهرست برداری ضروری است تا با این کار به عنوان سفیران جمهوری اسلامی در بخش هنر گام برداریم.
غلامحسین امیرخانی پنجشنبه شب در همایش تأثیر و جایگاه هنری میرعماد بر گستره خوشنویسی که در سرای سعدالسلطنه قزوین برگزار شد، اظهار داشت: آثار ایرانی در کشورهای دیگر به نام بیگانگان ثبت می شود و این در حالی است که می توان این آثار را جمع آوری و به نام هنرمندان ایرانی ثبت کرد.
رئیس انجمن خوشنویان ایران همچنین با اشاره به مفاخر هنر خوشنویسی ایران بویژه عمادالکتاب قزوینی اظهار داشت: این هنرمند
نامدار علاوه بر فعالیت در عرصه هنر سیر و سلوک معنوی داشته که باید بیش از پیش به مردم و هنرمندان وهنر دوستان معرفی
شود.
استان قزوین به علت داشتن مفاخر نامدار در عرصه هنرخوشنویسی پایتخت خوشنویسی ایران لقب گرفت و در نخستین دو سالانه بین المللی خوشنویسی ایران هم به عنوان پایتخت خوشنویسی کشورهای اکو النتخاب شد.
عضو شورای راهبردی دوسالانه بینالمللی خوشنویسی ایران اضافه کرد: سایه سیاست کم و بیش خلوص، قیمت و عیار هنر را شکسته و درخشش آن را کمتر کرده است.
او گفت: آثار میر عماد بطور حتم یکی از جواهرات بی بدیل و همیشه ماندگار هنر کشور است که هرچه بماند و کهنه تر شود ارزش و اعتبار آن بیشتر مشخص میشود.
هنرمند خوشنویسی کشور در ادامه با اشاره به ویژگی آثار میرعماد تصریح کرد: طهارت قلم، لطافت قلم، قدرت قلم، ملاحت قلم،
شجاعت قلم و اعتدال از ویژگیهای خط میرعماد و از دلایل رشد و عظمت وی بود و او هیچگاه در منزلگاه وجود خود متوقف نشد.
امیرخانی با اشاره به لزوم اهمیت به هنر در نقاط مختلف عنوان داشت: هرکس به سهم خود در بخش فرهنگ باید پیشقدم شود و نقش فرهنگ و هنر را در کشور به گونه ای احیا کند تا در مقابل ما زنده باشد.
او تصریح کرد: یک کتاب جهانی باز شده در کشوری با چند هزار خط نستعلیق و شعر فارسی را نام خودشان ثبت کردند، لذا باید مراقب باشیم تا بعد از مولوی، بهزاد، ابوریحان، حافظ را نیز متعلق به خود ندانند و البته این مشکلات ناشی از کم کاری ما در این حوزه است که باید جبران کنیم.
عضو شورای راهبردی دوسالانه بینالمللی خوشنویسی ایران عنوان داشت: متاسفانه ما الگوهای خود را تقدیم دیگران کرده ایم بدون اینکه برای ثبت نامش اقدام کنیم لذا امروز وظیفه داریم الگو، فرهنگ و مرام خود را به صورت شایسته به دنیا نشان دهیم و به طور حتم دنیا از آن استقبال میکند.
او گفت: اعزام هیئتهای کارشناسی به کشورهای مختلف برای تحقیق و فهرست برداری ضروری است تا با این کار به عنوان سفیران جمهوری اسلامی در بخش هنر گام برداریم.
فرشچیان: تجویدی پرچمدار و احیاگر نقاشی سنتی ایران است
محمود فرشچیان در مراسم بزرگداشت خاندان تجویدی با اشاره به دوستی خود با این خانواده، هادی تجویدی را پرچمدار و احیاگر نقاشی سنتی ایران دانست.
محمود فرشچیان، استاد نگارگری در مراسم بزرگداشت خاندان تجویدی که عصر روز پنجشنبه ششم خرداد در فرهنگستان هنر برگزار شد گفت: با هرسه استاد این خاندان (هادی، علی اکبر و علی تجویدی) از نزدیک ارتباط داشتم و به همه آنها ارادت دارم. او به رابطه اش با هریک از این افراد اشاره کرد: هادی تجویدی را پرچمدار و احیاگر هنر نقاشی سنتی ایران میدانم. فرشچیان خطاب به علی اکبر تجویدی نیز گفت: تجویدی شاگرد پروری کردی و من را شرمنده خودت کردی تا جایی که با کارهایت من را در این سن و سال مجبور کردی باز هم کار کنم.
این استاد نگارگری که برای شرکت در این مراسم از آمریکا به ایران سفر کرده بود افزود: علی اکبر برایم بسیارعزیز است. ما با یکدیگر درد و دل میکردیم و ساعتها در مورد مسائل و دغدغه هایمان صحبت می کردیم. باور کنید وقتی میخواستم بیایم فکر میکردم با او ملاقات میکنم و تمام زحمت راه بر من هموار میشود اما تجویدی به دلیل کسالت نتوانست در مراسم شرکت کند و من در فرانسه به خدمت او میرسم.
او در مورد دوستی خود با علی تجویدی توضیح داد: من و علی تجویدی با هم در هنرستان آشنا شدیم و چند جلسهای با او همراه بودم و از هنر موسیقیاش لذت بردم. این مرد بزرگ آنقدر دست توانایی داشت که پیدا بود از خانواده بزرگ تجویدی است.
فرشچیان در ادامه اظهار امیدواری کرد که علی اکبر تجویدی هرچه زودتر سلامت خود را بدست آورد و ادامه داد: برای روان پاک و بزرگوار این خاندان طلب مغفرت می کنم. چند شب است که نخوابیدهام و این بیخوابی من را از پای درآورده است. امیدوارم هرچه زودتر علی اکبر تجویدی بهبود یابد.
در بخش دیگری از این مراسم حسین حلیمی، استاد دانشگاه و از دوستان علی اکبر تجویدی به ذکر خاطراتی از این شخصیت پرداخت: کمتر از یکماه قبل او را ملاقات کردم و افسوس میخورم که به خاطر کسالت نتوانست در مراسم شرکت کند تا ما عرض ادب و ارادت خود را نشان دهیم.
حلیمی در مورد فعالیتهای این شخصیت ابراز داشت: قبل از انقلاب در رابطه با هنر ایرانی منابع زیادی نداشتیم. من اولین بار در سال 45 با شخصیت و آثار او آشنا شدم که دبیری دوسالانه های نقاشی را برعهده داشت. در آن سالها کتابهایی که به هنر ایران اختصاص داشته باشد به زبان فارسی وجود نداشت.
این استاد دانشگاه گفت: در سال 45 تجویدی کتاب "نگاهی به هنر ایران" را چاپ کرد. بعد از انقلاب به خاطر نیاز شدید جامعه هنری این کتاب را به یک مدیر انتشاراتی معرفی کردم. حالا می بینم این کتاب در چاپهای متعدد منتشر شده و به عنوان یک نمونه بی نظیر به حساب می آید.
حلیمی در مورد ابعاد شخصیتی تجویدی گفت: با اینکه خودش بیشتر به هنرهای سنتی میپرداخت هیچوقت نسبت به فعالیتهای هنری معاصر منفعل نبود و اعتقاد داشت باید با ذهن باز پذیرای مسائل شد.
همچنین محمدعلی رجبی، نگارگر و دبیر اجرایی همایش بزرگداشت خاندان تجویدی در این مراسم گفت که گروه هنرهای سنتی فرهنگستان هنر برای پاسداشت فرزانگان ایرانی این مراسم را برنامه ریزی کرد. وی از اینکه علی اکبر تجویدی نتوانسته است به ایران باید تا در این مراسم شرکت کند اظهار تاسف کرد.
» ادامه مطلب
محمود فرشچیان، استاد نگارگری در مراسم بزرگداشت خاندان تجویدی که عصر روز پنجشنبه ششم خرداد در فرهنگستان هنر برگزار شد گفت: با هرسه استاد این خاندان (هادی، علی اکبر و علی تجویدی) از نزدیک ارتباط داشتم و به همه آنها ارادت دارم. او به رابطه اش با هریک از این افراد اشاره کرد: هادی تجویدی را پرچمدار و احیاگر هنر نقاشی سنتی ایران میدانم. فرشچیان خطاب به علی اکبر تجویدی نیز گفت: تجویدی شاگرد پروری کردی و من را شرمنده خودت کردی تا جایی که با کارهایت من را در این سن و سال مجبور کردی باز هم کار کنم.
این استاد نگارگری که برای شرکت در این مراسم از آمریکا به ایران سفر کرده بود افزود: علی اکبر برایم بسیارعزیز است. ما با یکدیگر درد و دل میکردیم و ساعتها در مورد مسائل و دغدغه هایمان صحبت می کردیم. باور کنید وقتی میخواستم بیایم فکر میکردم با او ملاقات میکنم و تمام زحمت راه بر من هموار میشود اما تجویدی به دلیل کسالت نتوانست در مراسم شرکت کند و من در فرانسه به خدمت او میرسم.
او در مورد دوستی خود با علی تجویدی توضیح داد: من و علی تجویدی با هم در هنرستان آشنا شدیم و چند جلسهای با او همراه بودم و از هنر موسیقیاش لذت بردم. این مرد بزرگ آنقدر دست توانایی داشت که پیدا بود از خانواده بزرگ تجویدی است.
فرشچیان در ادامه اظهار امیدواری کرد که علی اکبر تجویدی هرچه زودتر سلامت خود را بدست آورد و ادامه داد: برای روان پاک و بزرگوار این خاندان طلب مغفرت می کنم. چند شب است که نخوابیدهام و این بیخوابی من را از پای درآورده است. امیدوارم هرچه زودتر علی اکبر تجویدی بهبود یابد.
در بخش دیگری از این مراسم حسین حلیمی، استاد دانشگاه و از دوستان علی اکبر تجویدی به ذکر خاطراتی از این شخصیت پرداخت: کمتر از یکماه قبل او را ملاقات کردم و افسوس میخورم که به خاطر کسالت نتوانست در مراسم شرکت کند تا ما عرض ادب و ارادت خود را نشان دهیم.
حلیمی در مورد فعالیتهای این شخصیت ابراز داشت: قبل از انقلاب در رابطه با هنر ایرانی منابع زیادی نداشتیم. من اولین بار در سال 45 با شخصیت و آثار او آشنا شدم که دبیری دوسالانه های نقاشی را برعهده داشت. در آن سالها کتابهایی که به هنر ایران اختصاص داشته باشد به زبان فارسی وجود نداشت.
این استاد دانشگاه گفت: در سال 45 تجویدی کتاب "نگاهی به هنر ایران" را چاپ کرد. بعد از انقلاب به خاطر نیاز شدید جامعه هنری این کتاب را به یک مدیر انتشاراتی معرفی کردم. حالا می بینم این کتاب در چاپهای متعدد منتشر شده و به عنوان یک نمونه بی نظیر به حساب می آید.
حلیمی در مورد ابعاد شخصیتی تجویدی گفت: با اینکه خودش بیشتر به هنرهای سنتی میپرداخت هیچوقت نسبت به فعالیتهای هنری معاصر منفعل نبود و اعتقاد داشت باید با ذهن باز پذیرای مسائل شد.
همچنین محمدعلی رجبی، نگارگر و دبیر اجرایی همایش بزرگداشت خاندان تجویدی در این مراسم گفت که گروه هنرهای سنتی فرهنگستان هنر برای پاسداشت فرزانگان ایرانی این مراسم را برنامه ریزی کرد. وی از اینکه علی اکبر تجویدی نتوانسته است به ایران باید تا در این مراسم شرکت کند اظهار تاسف کرد.