پرويز شهبازي انصراف داد، «هرچه خدا بخواهد» در كيش كليد خورد

با شروع فيلمبرداري فيلم سينمايي «هرچه خدا بخواهد»، پرويز شهبازي از كارگرداني اين فيلم انصراف داد و نويد ميهن‌دوست به عنوان كارگردان اين فيلم را كليد زد. فيلمبرداري فيلم سينمايي «هرچه خدا بخواهد» از تاريخ 18 ارديبهشت‌ ماه سال جاري در جزيره كيش آغاز شده و حدود 40 درصد از فيلم، فيلمبرداري شده است.
اين فيلم درباره مردي است كه به طرز مرموزي در جزيره ناپديده شده و بازيگراني نظير: ترانه عليدوستي، رضا عطاران، حامد كميلي، سعيد آقاخاني، ارژنگ اميرفضلي و تينا آخوندتبار در آن حضور دارند. همچنين فرهاد اصلاني و بهاره رهنما ظرف چند روز آينده به گروه بازيگران «هرچه خدا بخواهد» خواهند پيوست.
از عوامل اين فيلم مي‌توان به: نويد ميهن‌دوست كارگردان، مهدي جعفري مدير فيلمبرداري، منصور شهبازي صدابردار، فرشته مهدي‌زاده مدير توليد، محمد نياكان دستيار و برنامه‌ريز، جواد جلالي عكاس، مهديه اعرابي گريم، محمد صالحي مدير تداركات، ماريا ميرنژاد منشي صحنه و نادر مهدي‌پور جانشين توليد نام برد. «نويد ميهن‌دوست» سابقه ساخت چند سريال داستاني، چند فيلم كوتاه داستاني و مستند را در كارنامه دارد و پيش از اين در فيلم‌هاي «نفس عميق» و «عيار 14» در گروه كارگرداني با پرويز شهبازي همكاري كرده است. «پرويز شهبازي» همچنان مسئوليت تهيه‌كنندگي و نويسندگي فيلم سينمايي «هرچه خدا بخواهد» را برعهده دارد.
» ادامه مطلب

نوه مهین شهابی: از هنرمندان انتظار همدردی بیشتری می‌رود

نوه مهین شهابی هنرمند پیشکسوت سینما، تئاتر وتلویزیون که مدتی است در بستر بیماری به سر می‌برد گفت از هنرمندان انتظار می‌رود همدردی و دلجویی بیشتری نسبت به همکار خود داشته باشند.
بیژن امیرعلایی در این‌باره گفت: حدود یک هفته است که مادربزرگم از کما بیرون آمده‌اند وچند روزی است که به بخش منتقل شده‌اند. ایشان نمی‌توانند صحبت کنند ولی خوشبختانه هوشیار هستند وبه حرفهای ما عکس العمل نشان می‌دهند.
وی ادامه داد: از زمانی که مادربزرگم در بیمارستان بستری شده‌اند چند نفر از دوستانشان به دیدن ایشان آمده‌اند اما انتظار می‌رود که همکاران ودوستان ایشان همدردی ودلجویی بیشتری داشته باشند. چون بالاخره مهین شهابی حدود 50 سال در عرصه‌های مختلف سینما، تلویزیون، تئاتر ورادیو فعالیت کرده‌ وبا بسیاری از هنرمندان سرشناس همکاری داشته است. امیدوارم همکاران ایشان احساس همدردی بیشتری نسبت به مادربزرگم داشته باشند.
وی درباره کمک‌های مالی برای درمان شهابی افزود: صدا وسیما معرفی‌نامه‌ای به بیمارستان پارس ارائه کرده است که هزینه‌های بیمارستان واتاق را تا سقف مشخصی تقبل می کند اما هزیه پرستار خصوصی وداروها بر عهده خود ماست.
مهین شهابی از سال 1339 بازی در سینما را آغاز کرد، فیلم‌های سینمایی "گاو"، "دونیمه سیب"،" شریک زندگی"، "پائیزان"، سریال" آئینه" و... بخشی از فعالیت این هنرمند است.

» ادامه مطلب

گفت‌و‌گوی خبرآنلاین با سيدمحمد بهشتي: مدیریت فرهنگی شبیه کار یک ماماست

آذر مهاجر: سید محمد بهشتی به عنوان یک مدیر باسابقه، درباره مدیریت فرهنگی به نکاتی اشاره می‌کند که در عین تلخی و ذکر نقایص و کاستی‌ها، بسیار امید بخش است! او که مدتی است در زیرمجموعه فرهنگستان هنر، مدیریت تهیه و تدوین دانشنامه معماری را برعهده دارد، درباره فرهنگ امروز ایران نگاهی دارد که برآمده از تجربه و البته مطالعات تاریخی است و دقیقا به دلیل همین رویکرد تاریخی به فرهنگ است که حرف‌های او درباره مدیریت فرهنگی، باعث امیدواری می‌شود.
مهندس بهشتی که سابقه مدیریت در تلویزیون، سینما، معماری و از همه مهم‌تر حوزه میراث فرهنگی را داشته است، امروز با تأمل در فضای فرهنگی کشور، نشانه‌هایی از تحول را می‌بیند و معتقد است که ملت ما، امروز گام‌هایی در عرصه فرهنگ برداشته که او را به بهار مدنیت رسانده‌است.

قصد داشتم به عنوان اولین سوال، نظر شما را درباره مفهوم میراث فرهنگی بپرسم. اما حالا فکر می‌کنم بهتر است قبل از آن، تعریفتان را از واژه فرهنگ بگویید؟
فرهنگ تا آنجایی که به میراث فرهنگی مربوط می‌شود، عبارت است از حاصل تجربه تاریخی مردم یک سرزمین که وقتی این تجربه تاریخی در دو حوزه آثار مادی مانند معماری و شهرسازی و هنرهای تجسمی و آثار غیر مادی مانند سنت‌ها، آیین‌ها، زبان و ... تجلی پیدا کند، فرهنگ مردم آن سرزمین شکل می‌گیرد. میراث فرهنگی نیز، مظاهر فرهنگ است و از این رو آثاری که ما از طریق آنها می‌توانیم فرهنگ را بشناسم، از آثار غیرملموس مانند آیین نوروز تا آثار ملموس مثل تخت‌جمشید، حائز تعریف میراث فرهنگی هستند. از طریق این آثار که نمود ظاهری فرهنگ هستند، ما می‌توانیم به فرهنگ مردم یک سرزمین و ویژگی‌های آن پی ببریم.

اگر قرار باشد چیزی حائز تعریف میراث فرهنگی بشود، باید لزوما نتیجه تجربه‌ای تاریخی باشد و زمانی از آن گذشته باشد؟
به عبارتی بله و به عبارتی هم نه. بله از این بابت که آن اثر باید بر فرهنگ یک سرزمین یا همان تجربه تاریخی مردم یک سرزمین، دلالت بکند و شهادت بدهد اما نه اینکه تصور کنیم هر چیزی برای قرارگرفتن در حیطه میراث فرهنگی باید زمانی از آن بگذرد، نه این‌طور نیست. همین امروز هم این امکان وجود دارد که آثاری پدید بیایند که دلالت فرهنگی تاریخی داشته باشند.

چگونه یک اثر فرهنگی چه از نوع ملموس چه غیرملموس، می‌تواند دلالت فرهنگی داشته باشد؟
به عنوان مثال، ما در تهران میدان آزادی را داریم که بر فرهنگی در کشور ما دلالت می‌کند. بنای آزادی یک پدیده معاصر است و تاریخ زیادی بر آن نگذشته است، اما بنا به تجربه تاریخی مردم ایران و بنا به تحولی که در سه دهه گذشته ایجاد کرده‌اند، میدان آزادی شهادت‌های تاریخی می‌دهد و در نتیجه این میدان جزئی از میراث فرهنگی کشورمان محسوب می‌شود.

آیا اصولا ایجاد یا تغییر دلالت یک اثر فرهنگی قابل مدیریت هست؟ به عنوان مثال شهرداری تهران تلاش دارد که برج میلاد به عنوان نماد شهر تهران شناخته شود و به عبارتی قصد دارد به نوعی این دلالت فرهنگی را با شیوه‌های مدیریتی برای برج میلاد به وجود بیاورد. چنین امکانی برای مدیران فرهنگی وجود دارد؟
ایجاد یک فرهنگ کار مردم است و یک اثر فرهنگی تاریخی را هم مردم تولید می‌کنند؛ همان‌طور که برج میلاد را مردم ما البته به کمک واسطه‌هایی به وجود آورده‌اند. درست است که با تدبیر مدیریت شهری این برج به منصه ظهور رسید، اما اگر مردم ایران، مردم ایران نبودند و ایران هم ایران نبود و این تغییرات، تحولات و وضعیت تاریخی و فرهنگی ایجاد نشده بود، احتمالا برج میلاد هم وجود نداشت.

با این حساب، آنچه که ما به عنوان مدیریت فرهنگی می‌شناسیم دقیقا چه کارکردی دارد؟
مدیریت فرهنگی شبیه به کار یک ماماست. یعنی مدیران فرهنگی خودشان زایمان نمی‌کنند بلکه به زایمان جامعه کمک می‌کنند. البته اگر ماما در یک زایمان حضور نداشته باشد ممکن است نوزاد بمیرد؛ پس نقش بسیار مهمی دارد اما در عین حال نباید فراموش کند که این نوزاد، فرزند مادرش است نه فرزند او. مدیریت فرهنگی باید متوجه این قضیه باشد که آنچه در یک جامعه ایجاد می‌شود نتیجه سعی آن جامعه است.

یعنی یک مدیر فرهنگی در کیفیت فرهنگی که ایجاد می‌شود، نقشی ندارد؟
نه. موارد بسیاری داریم که مدیریت فرهنگی تصمیم و قصد داشته یک دلالت فرهنگی یا شاهد تاریخی ایجاد کند اما این مردم جامعه هستند که در شکل گیری آن نقش دارند. به عنوان مثال میدان آزادی به این قصد ساخته شد که میدان شهیاد باشد و ما را به یاد شاه بیندازد اما امروز این میدان ما را به یاد آزادی می‌اندازد.
چه کسی این یادآوری جدید را تولید کرده است؟ مسلما کار مردم بوده است نه کار مدیریت فرهنگی. این وجه نمادین، کار مردم است نه مدیران. مدیران فرهنگی می‌توانند به زایمان فرهنگی کمک کنند، البته می‌توانند هم کاری کنند که نوزاد در زمان تولد از بین برود.

مدیریت فرهنگی یا به قول شما کمک به زایمان فرهنگی یک جامعه، چطور باید انجام شود؟
شرط اول این است که مدیر فرهنگی بداند چه نقشی دارد و برایش روشن باشد که او والد این نوزاد نیست. در مرحله بعد مدیر فرهنگی باید ظرفیت ذاتی جامعه‌اش را بشناسد چرا که در بسیاری مواقع ظرفیت ذاتی جامعه مخفی است در نتیجه مدیر فرهنگی باید این بصیرت را داشته باشد که بتواند از پس و پشت بسیاری مسائل روزمره، ظرفیت ذاتی جامعه‌اش را شناسایی کند و تدابیری بیندیشد که بتواند این ظرفیت را به منصه ظهور برساند. مدیریت فرهنگی کار ساده‌ای نیست، مخصوصا به این دلیل که مدیر فرهنگی خودش تولید نمی‌کند، بلکه تسهیلات تولید را فراهم می‌کند.

از آنجا که فرهنگ، گستره‌ای بسیار متنوع دارد و در هریک از شاخه‌های آن نیز ممکن است ظرفیت‌های متعدد و گاه متضادی وجود داشته باشد، شناخت کامل و درست این ظرفیت چطور برای مدیر فرهنگی میسر می‌شود؟
پیش از این نیز بارها گفته‌ام که یک مدیر فرهنگی باید مانند یک باغبان عمل کند؛ طبیعت موزون را به جا بیاورد. در برابر طبیعت متواضع باشد و بداند که کارش سخت افزاری نیست. او باید فرصت ایجاد فرهنگ را فراهم کند، پس باید به فرهنگ و ظرفیت‌های ذاتی جامعه‌اش اعتماد کند؛ نه اینکه مفروضاتش این باشد که چیزی وجود ندارد و این اوست که ایجاد می‌کند.

ما نه تنها گیاهان هرز بسیار در باغچه فرهنگمان داریم، بلکه گل‌های این باغچه هم رو به نابودی هستند. نمونه‌های ملموس فرهنگ امروز ما مانند معماری و نمونه‌های غیرملموس مانند فرهنگ عمومی مردم، این سوال را ایجاد می‌کند که باغبان‌ها اشتباه کرده‌اند یا خودمان راه را به خطا رفته‌ایم؟
این‌طور نیست که همه باغچه رو به نابودی است. مثلا در مورد بناهای تاریخی ما همین حالا چیزی بالغ بر یک میلیون بنای تاریخی در کشورمان داریم.

اما اینها همه از گذشته مانده‌اند. امروز چه چیز ارزشمندی ایجاد کرده‌ایم که میراث آیندگانمان باشد!
ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، همین حالا هم در حال تولید میراث فرهنگی هستیم، اما میراثی که دلالت می‌کند بر اوضاع امروز ما. هر کسی از خودش ردپایی به جا می‌گذارد که این ردپا، چه بخواهد و چه نخواهد بر ویژگی‌های او دلالت می‌کند. بنابراین میراثی که ما از خود به جای می‌گذاریم ممکن است بر احوالات بد ما دلالت کند، ممکن است شاهدی بر احوالات خوش ما باشد؛ دلالتی بر کیفیت فرهنگ ما باشد یا دلالتی بر بیماری فرهنگ ما. ما از خودمان رد می‌گذاریم و این رد در تاریخ می‌ماند و نمی‌توان آن را پاک کرد؛ چنان که گذشتگان ما هم نتوانستند پاک کنند و در نتیجه می‌توان فهمید که در فلان دوره مردم چطور زندگی می‌کردند، چطور فکر می‌کردند و فرهنگشان از چه کیفیتی برخوردار بوده ‌است.

مشکل اینجاست که ما معتقدیم آنچه بر فرهنگ امروز ما دلالت می‌کند، اگر نگوییم بد و بیمارگونه، محصول چندان خاص و جذابی هم نیست. چرا؟
همین عدم رضایت ردپایی است که داریم می‌گذاریم. نسل شما در تاریخ نسلی شناخته خواهد شد که از وضعیتش ناراضی است؛ یعنی همین عدم رضایت هم در میراث فرهنگی ما منعکس می‌شود.

این نارضایتی نتیجه عملکرد نادرست ماست یا مدیران فرهنگی ما که باغبان‌های خوبی نبوده‌اند؟
این عدم رضایت یک پدیده جدید نیست. ما طی 160 یا 170 سال اخیر به این دلیل که متوجه شده‌ایم شوکت قبلی خود را در مقیاس جهانی از دست داده‌ایم، احساس نارضایتی می‌کنیم. اگر شما تاریخ 160 سال اخیر ایران را از زمان جنگ‌های ایران و روس تعقیب کنید، می‌بینید که این عدم رضایت وجود داشته و همین دلالت می‌کند بر اینکه خواسته‌های جامعه ما در حد و اندازه فرهنگ تاریخی آن است. از آنجا که وضع موجودش در اندازه آن سابقه باشکوه تاریخی نیست، این عدم رضایت ایجاد شده است.
بنابراین حرکت‌های تاریخی ما مثل مشروطه یا انقلاب اسلامی ایران هم ناشی از همین عدم رضایت بوده است. جامعه ما همواره رویایی داشته که به طرف آن حرکت کرده و این حرکت هم رد خودش را باقی گذاشته ‌است. تمام تاریخ معاصر ما گویای این است که جامعه ما از وضع موجودش در قیاس با سابقه و جایگاه تاریخی‌ و جهانی راضی نبوده‌ است.

می‌توان گفت حوادث تاریخی از جمله جنگ‌ها، باعث ایجاد شکاف بین امروز و گذشته ‌ما شده است؟
نه. آنچه رخ داده از باب اتفاق و حادثه نبوده است. هر کاری امروز می‌کنیم، میوه‌اش را 20 یا 40 یا 50 سال بعد می‌چینیم. به عبارتی همیشه میوه‌ای را برداشت می‌کنیم که خودمان کاشته‌ایم. آنچه بر فرهنگمان گذشته را به گردن حوادث تاریخی نگذاریم. همیشه آدم‌های ناتوان تقصیر را به گردن عوامل خارجی می‌اندازند اما اگر منطقی به مسائل نگاه کنیم، فقط موفقیت‌ها را به خودمان نسبت نخواهیم داد، بلکه خواهیم پذیرفت که کاستی‌ها و شکست‌ها هم از ما بوده است.
بستر تاریخی فرهنگی ما مانند زمین حاصلخیزی است که ما در آن کشت می‌کنیم. اگر درایت و تدبیر داشته باشیم، می‌توانیم از ظرفیت‌های ذاتی زمین نهایت بهره را ببریم، اگر هم تدبیر نداشته باشیم، چیز نامناسبی می‌کاریم و خوب نگهداری هم نمی‌کنیم و در نتیجه محصول خوب هم نصیبمان نخواهد شد. اینکه محصول خوبی بگیریم یا نه به تدبیر خودمان برمی‌گردد، اما اینکه زمین ما حاصلخیر هست یا نه، تاریخ شهادت می‌دهد که این زمین حاصلخیز است.

چه اتفاقی رخ داد که ما باغبان‌های ناتوان را برای این زمین انتخاب کردیم؟
سلیقه‌هایمان را از دست دادیم. حالمان خوب نیست. کسی که گوشش از کوک خارج شده و صوت خوش و ناخوش را از هم تشخیص نمی‌دهد، انتخاب درستی هم نخواهد داشت.

چرا گوشمان از کوک خارج شد؟
این بحث بسیار مفصل است. بله از جایی به دلیل غفلت‌هایی که کردیم، دچار نوعی بیماری شدیم که من نامش را می‌گذارم آلزایمر فرهنگی. آنچه که با عنوان انقطاع فرهنگی از آن یاد می‌شود و من آلزایمر فرهنگی را برای آن مناسب‌تر می‌دانم، باعث شد دچار نسیان فرهنگی شویم و در نتیجه رفتارهای متناسب با جایگاه فرهنگی‌مان بروز ندهیم.

چرا دچار این نسیان فرهنگی شدیم؟
برای پیدا کردن دلیل این نسیان باید به دورتر برویم چون سابقه زیادی دارد. این نسیان فرهنگی به مرور بر ما عارض شد و زمانش به قبل از جنگ‌های ایران و روس برمی‌گردد. در حقیقت این جنگ‌ها محصول نسیان فرهنگی ما بودند.

اگر بخواهیم نموداری از اوج و فرود فرهنگمان در طول تاریخ ترسیم کنیم، این نمودار تا این لحظه به چه شکل خواهد بود؟
ما در طول تاریخمان با یک منحنی سینوسی مواجه هستیم؛ منحنی سینوسی که اوج آن بر اریکه بودن مدنیت را نشان می‌دهد و فرودها حاکی از بحران مدنیت است. مثلا آثار باشکوه اصفهان که مربوط به دوران صفویه هستند، از جمله کالبد اصفهان، میدان نقش جهان، خیابان چهارباغ و... محصول بر اریکه نشستن مدنیت هستند. اما به مرور دچار بحران مدنیت می‌شویم. این که محمود افغان موفق می‌شود، با سپاه کوچکی اصفهان و بعد کشور را تصرف کند، این محصول بحران مدنیت است. در دوران معاصر هم از زمان اصلاحات ارضی دچار بحران مدنیت شدیم.
فرهنگ به‌صورت تمام قد در همه سرزمین‌ها و تمدن‌ها در شهر بروز می‌کند. اینکه فرهنگ بتواند به منصه ظهور برسد در شهر میسر می‌شود و به همین دلیل هم واژه تمدن را به آن اطلاق می‌کنیم. از سال 41 که ساز و کار مدیریت این سرزمین در مفهوم سنتی‌اش، مورد حمله قرار می‌گیرد و به دلیل اصلاحات ارضی متلاشی می‌شود و در نتیجه مهاجرت‌های عظیم به شهرها اتفاق می‌افتد، در بطن مدنیت خلل وارد می‌شود و بحران مدنیت رخ می‌دهد چرا که ساکنان شهرها زیاد می‌شوند ولی این شهرنشینی واجد کیفیت مدنی نیست. این منحنی مدت‌ها رو به نزول رفته است.

مسیر این نمودار برای آینده قابل پیش بینی هست یا خیر؟
بله. بحران مدنیت دارد رو به افول می‌گذارد و به عبارتی این منحنی دوباره به سمت بر اریکه نشستن مدنیت می‌رود، به این معنا که فرهنگ فرصت بروز و ظهور پیدا می‌کند. وقتی فرهنگ فرصت بروز دارد که مدنیت بر اریکه نشسته باشد. در زمان بحران مدنیت این بیماری‌های فرهنگی هستند که فرصت بروز پیدا می‌کنند و حالا ما در شرایطی هستیم که آینده خوبی در انتظار فرزندان ماست چرا که بحران مدنیت در حال افول است.

پس هنوز در پایین‌ترین قسمت منحی هستیم؟
خیر. البته هنوز بر اریکه نشستن مدنیت محقق نشده. این امر ویژگی‌‌ای در بستر جامعه است. روند این نمودار مانند چهار فصل هر سال است. به اراده و اقدام ما پاییز نمی‌شود یا به اراده و اقدام ما زمستان نمی‌شود و بهار هم نمی‌رسد. این اقتضای طبیعت یک جامعه است و حالا جامعه ما در آستانه بهار مدنیت است. این روند همواره در تاریخ ما بوده اما بسیاری به آن توجه نمی‌کنند و گمان می‌برند چون اصفهان ساخته شد، مدنیت ظهور کرد در حالی‌که چون مدنیت ظهور پیدا کرده بود، اصفهان ساخته شد. ما گاهی این نسبت علت و معلول را با هم اشتباه می‌کنیم.
از طرفی فرهنگ همواره وجود دارد فقط در زمانی که در بحران مدنیت هستیم فرهنگ در سایه می‌ماند و وقتی مدنیت به اریکه می‌نشیند، فرهنگ از سایه به آفتاب می‌آید. ما باید به فرهنگمان اعتماد کنیم. جمعیت ما جوان است اما فرهنگ ما جوان نیست، فرهنگ ما حاصل یک تجربه تاریخی طولانی است به قدمت تجربه زیست بشری. به عبارتی ما ملت سرد و گرم چشیده‌ای هستیم و به اندازه همه بشریت تجربه تاریخی داریم.

وقتی این فرهنگ فرصت عرض‌اندام پیدا کند، آن وقت می‌توانیم آن را صادر کنیم، به دنیا بشناسانیم و به جایگاه مطلوبمان در جهان دست پیدا کنیم. درست است؟
بله. همه این اتفاق‌ها می‌افتد و اصلا نیازی نیست ما آن را صادر کنیم چرا که مانند چراغی روشن، پرتو افشانی می‌کند و دیگر نیازی به اراده ما نیست که بخواهیم جهان اطرافمان را روشن کنیم، چون به طور طبیعی از این روشنایی متاثر خواهند شد.

این بهار برای شکوفایی به چه بازه زمانی نیاز دارد؟
وقتی صحبت از تاریخ می‌شود، مسلما بازه‌های طولانی مد نظر قرار می‌گیرند. می‌شود گفت شاید ظرف دهه آینده شاهد غلبه مدنیت بر بحران مدنیت باشیم. البته به اصطلاح سینمایی‌ها این دو در هم دیزالو می‌شود، به همین دلیل می‌بینید که همین حالا هم شواهدی هست که بر ورود ما به مدنیت دلالت می‌کند. مثلا وقتی به این صرافت می‌افتیم که پیاده‌روهای شهر سامان پیدا کند، یعنی درک تازه‌ای از شهر ایجاد شده است.
درست است که مدیریت شهری در این باره اقدام کرده اما این اراده مدیریت شهری نبوده، بلکه اقدامی است که براساس احساس نیاز به آن در جامعه، صورت می‌گیرد. ده سال پیش چنین تقاضایی در جامعه نبود. یا حتی این سوالاتی که شما مطرح می‌کنید خودش دلیلی است بر ورود ما به مدنیت. بیست یا ده سال پیش این سوالات مطرح نبود. این سوالات نشان می‌دهد که ما داریم در معرض عوامل جدیدی قرار می‌گیریم.

شما از شهر مثال زدید، در مقوله فرهنگ این نشانه‌ها را کجا می‌توان دید؟
نشانه‌ها همه‌جا هستند، شرط دیدن آنها این است که بصیرت لازم را داشته باشیم اما اگر بصیرت نداشته باشیم، حتی اگر نشانه‌ها جلوی چشممان هم باشند، آنها را نمی‌بینیم. به عنوان مثال ظرف چهار سال اخیر فیلم‌هایی که راجع به تهران و اینکه این شهر کجاست، ساخته شده، چند برابر همه فیلمهایی است که در تمام طول تاریخ سینما ساخته شده است. آیا در گذشته دوربین وجود نداشته یا هنرمندان ما ابزارش را نداشتند؟ نه. دلیل این رویکرد این است که در گذشته چنین پرسشی مطرح نبوده و امروز هست. چون چنین پرسشی دارد پدید می‌آید، حالا اهل شهر تهران هم دارد پدید می‌آید نه حاشیه نشین‌ها مهاجرانی که به تهران آمدند که فقط برایشان حفظ بقا مهم بود.
الآن موضوع کیفیت زندگی شهری دارد اهمیت پیدا می‌کند و در نتیجه این پرسش ایجاد می‌شود که تهران کجاست؟ هویتش چیست؟ بنابراین فیلمسازها برایشان جالب شده به این سوال پاسخ بدهند چون برای خودشان هم سوال ایجاد شده است. همیشه نالیدیم که تهران شهر بی‌هویتی است در حالی‌که این شهر هویت داشت، این ما بودیم که آن را به جا نمی‌آوردیم. درست است این شهر 200 سال پایتخت ایران بوده اما 200 ساله نیست.
سابقه زیست در این بخش از کشور ما بیش از هشت هزار سال پیش برمی‌گردد و حتی اسامی مناطق آن بر یک تاریخ کهن دلالت می‌کنند؛ اما تا به حال برای ما مهم نبوده که دزاشیب و عودلاجان و... چه معنایی دارند و چه دلالت تاریخی می‌کنند. حالا ما نیازمند شدیم که بدانیم تبار این شهر چیست.
نه فقط در مورد این شهر بلکه در بسیاری موارد دیگر ما شاهد چنین پرسش‌هایی هستیم و به جز وجه کارکردی هر چیزی به مفاهیم آن هم فکر می‌کنیم تا ببینیم واجد معانی دیگری هم هستند. به مرور این معانی از وجه کارکردی اهمیت بیشتر پیدا خواهند کرد.

با تعریفی که شما از فرهنگ ارائه کردید، فرهنگ بالاتر از سیاست قرار می‌گیرد.
این معنا بالاترین مرتبه‌ است و همه چیز در ذیل آن قرار می‌گیرد. این تعریف وجه فرابخشی فرهنگ است؛ بنابراین فقط بالاتر از سیاست نیست، بلکه بالاتر از اقتصاد هم هست و بالاتر از خیلی چیزهای دیگر.

اما تصور عام این است که سیاست جامعه را به سمتی هدایت و از رفتن به جهتی باز می‌دارد و به عبارتی آینده آن جامعه را رقم می‌زند. با تعریف شما، فرهنگ است که آینده ما را مشخص می‌کند.
اگر از این زاویه نگاه بکنید خواهید دید سیاست هم محصول و نتیجه فرهنگ است. در دوره‌هایی سیاست مظهر ویژگی‌های اصیل فرهنگی است و در زمان‌هایی هم مظهر بیماری‌های یک جامعه است. هر جامعه‌ای همزمان هم ویژگی‌های فرهنگی دارد و هم تحت تاثیر برخی بیماری‌های فرهنگی. یک درخت گلابی را در نظر بگیرید که آفت دارد، این درخت هنوز درخت گلابی است و آفات چیزی انضمامی به آن است اما ممکن است این درخت آنقدر آفت داشته باشد که دیگر درخت گلابی نباشد. اگر آفات را بشناسیم و بتوانیم از درخت مراقبت کنیم، می‌توانیم گلابی‌های بسیار خوشمزه، آبدار و خوش‌عطر از آن تحویل بگیریم.

بنابر گفته‌های شما آنچه امروز جامعه ما برداشت می‌کند، حاصل بیماری فرهنگی یا همان آفات گذشته است. از آنجا که نمودار فرهنگی ما تا به حال سینوسی بوده، یعنی نمی‌توان از این بیماری برای همیشه خلاص شد؟
بیماری فرهنگی چیز جدیدی نیست و همیشه استعدادش در ما بوده و هست. مثل اینکه قلب داریم همواره مستعد سکته قلبی هستیم. وقتی مدنیت بر اریکه نشسته باشد، قدرتی دارد که مانع بروز بیماری فرهنگی‌ می‌شود اما وقتی قوه حیاتی فرهنگ به سایه می‌رود، زمینه برای بروز بیماری‌ها فراهم می‌شود. البته اینها در بازه‌های زمانی بسیار طولانی اتفاق می‌افتد.
وضعیتی که ما در آن به سر می‌بریم حاصل کشمکش مدنیت با بحران مدنیت است. مثلا چون در حال طی کردن دوره گذار هستیم، تبعا شاهد بیماری‌هایی مثل دزدیده شدن مجسمه‌ها نیز خواهیم بود. وجود مجسمه بر مدنیت دلالت می‌کند و دزدیده شدن آن نشان از بحران مدنیت دارد و وجود کسانی که تنفس آنها در بحران مدنیت میسر است و محصول این بحران هستند. این عده وقتی مدنیت هست دچار تنگی نفس می‌شوند و آنها که محصول مدنیت هستند در بحران مدنیت دچار تنگی نفس می‌شوند. با این همه روند موجود رو به مدنیت است، چون انسان موجودی است مدنی‌بالطبع، اقتضای جامعه ما این است که رو به مدنیت برود. این بنا به تدبیر نیست، این متن جامعه است و خارج از اراده ماست.

یعنی راهی وجود ندارد که جامعه ما برای همیشه روی اریکه مدنیت بماند؟
بسته به این است که حواسمان را جمع کنیم و ببینیم چه چیزهایی ما را از اریکه مدنیت پایین می‌کشد تا از آنها حذر کنیم.

ولی شما گفتید این قابل تدبیر نیست؟
چرا هست. در واقع در این مورد تدبیر کردن یعنی بی‌تدبیری نکردن. بی‌تدبیری این است که شما زمین حاصلخیز را به شوره‌زار بدل کنید. بگذارید باز هم از زمین مثال بزنم: کیفیت زمین خوزستان به این شکل است که یک لایه آبرفتی دارد و زیر آن صخره است. عمق این لایه آبرفتی زیاد نیست، چرا که رسوباتی است که توسط رودخانه کارون و دز از کوه‌های زاگرس شسته شده و در خوزستان پهن شده است. این لایه حاوی نمک هم هست.
اگر در خوزستان کشت و زرع با آبیاری فراوان صورت بگیرد، آب به خاطر وجود صخره زیرین، راه دررو ندارد، شروع می‌کند به حل کردن نمک‌ها و به مرور زمین را تبدیل به شوره‌زار می‌کند. به گفته محققان یکی از دلایل سقوط ساسانیان همین بوده که اراضی وسیعی را در خوزستان و بین‌النهرین به زیر کشت برده بودند بدون اینکه توجه داشته باشند این میزان بارگذاری می‌تواند این زمین‌ها را به شوره‌زار بدل کند.
تدبیر در مدیریت به این معناست که مدیر باید حواسش به همه این موارد باشد و رفتارهایی نکند که ما را از اریکه مدنیت نزول بدهد به بحران مدنیت. مثل اصلاحات اراضی که یک اقدام بوده در زمان شاه اما متن جامعه را دچار مسئله کرد.
اینجاست که می‌گویم مدیریت فرهنگی مانند باغبانی است. باغبان نیز اقدام می‌کند، اما اقداماتش باید مدبرانه باشد، به این معنی که ظرفیت‌های ذاتی باغچه‌اش را بشناسد و از آن توقع بیجا نداشته باشد، برای به ثمر رسیدن عجله نکند و وظایف خودش را درست بشناسد. اینکه چه زمانی آب بدهد، کود بدهد، حرس کند، نگهداری کند و... اگر قرار باشد مدام درختی را بکند و یکی دیگر به جایش بکارد، همیشه صاحب نهال نحیف و لاغری خواهد بود.
» ادامه مطلب

مشایخی: مشخص نیست دوره بعدی چه زمانی برگزار شود

دبیر سومین جشنواره موسیقی «از کلاسیک تا معاصر» از نامشخص بودن زمان برگزاری سومین دوره این جشنواره خبر داد. نشست خبری جشنواره موسیقی «از کلاسیک تا معاصر» صبح شنبه اول خرداد با حضور علیرضا مشایخی دبیر جشنواره در تالار وحدت برگزار شد. در این نشست مشایخی با اشاره به مشکلات و مصائب هنر موسیقی در ایران و بی‌توجهی هنرمندان و اصحاب اندیشه دیگر رشته‌ها به این رشته هنری، گفت: «وقتی 20 سال پیش به ایران بازگشتم نامه‌ای به اندیشمندان ایرانی نوشتم و شرایط موسیقی را در آن نامه مطرح کردم که به تازگی در کتاب «تداوم تفکر» منتشر شده است.»
مشایخی افزود: «در آن‌ کتاب این مسئله را مطرح کردم که محیط موسیقی علمی ما در حال احتضار است و با مخاطب قرار دادن جامعه فرهیخته، اندیشمندان و شاعران از آ‌نها خواستم در این زمینه کاری کنند، چون آن‌ها وارث هزار سال اشعار ایران هستند، اما از میان تمام آن‌هایی که برایشان نامه نوشتم فقط از یک نفر به من پاسخ داد.»
دبیر جشنواره ادامه داد: «متأسفانه باید بگویم بسیاری از شعرا و اندیشمندان ما بیشتر از مردم در خواب غفلت هستند، چون مردم عادی گاهی به کنسرت‌ها می‌آیند و موسیقی‌ می‌شنوند، اما من هیچ‌گاه شاعری را در کنسرت‌ها ندیدم.»
مشایخی در سال 1373 گروه موسیقی تهران را با کمک قوام صدری و با هدف شناسایی، تربیت و معرفی آهنگسازان معاصر ایرانی بنیان گذاشت. او در سال 1374 ارکستر موسیقی نو را پایه‌گذاری کرد تا توده‌ مردم با موسیقی نو و جلوه‌های گوناگون موسیقی معاصر آشنا شوند.
او درباره شکل‌گیری جشنواره‌ موسیقی «از کلاسیک تا معاصر» توضیح داد: «وقتی به ایران بازگشتم به همراهی خانم فریماه قوام ‌صدری، گروه موسیقی تهران را تشکیل دادیم و فکر کردیم چگونه نسل جدید را ترغیب کنیم در این نوع موسیقی گام بگذارند. از این رو جشنواره رقابتی دوسالانه نوازندگی را راه‌اندازی کردیم و در برهه‌ای از زمان که احساس کردیم حالت رقابتی مزاحم شکوفایی این نوع موسیقی است، تصمیم گرفتیم تعدادی از این آثار را پیش از برگزاری جشنواره داوری کنیم و برگزیدگان با آرامش و بدون حس رقابت در جشنواره بنوازند.» داوری آثار رسیده به جشنواره البته توسط مشایخی و قوام صدری انجام شده است.
مشایخی گفت: «ما فقط 32 ساعت وقت برای اجرای برنامه در اختیار داشتیم. در این چهار روز 103 اثر اجرا می‌شود که طی آن 34 قطعه تک‌نوازی و دونوازی داریم و 9 گروه نیز از سه‌نوازی تا ارکستر 50 نفری برنامه اجرا خواهند کرد.»
به گفته او در جشنواره‌ «از کلاسیک تا معاصر» اساتید مهمان چون آیدین احمدی‌نژاد، کیوان میرهادی و ستاره بهشتی حضور دارند و آهنگسازان جوانی مثل علی رادمان، حسین پیشکار، شهرزاد بهشتیان، رضا صابونی، اشکان پاشازاده و اشکان خمسه‌پور به جامعه موسیقی کلاسیک و سعید علیجانی، سعید آبادی و مهرداد تیموری نیز به عنوان رهبران جوان موسیقی کلاسیک معرفی می‌شوند.
علیرضا مشایخی همچنین با اشاره به اعضای کمیته برگزاری این جشنواره گفت: «من نمی‌دانم اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چنین جشنواره‌ای برگزار می‌کرد قرار بود چقدر هزینه صرف آن کند، ولی در این جشنواره حدود 75 میلیون تومان کار رایگان و داوطلبانه انجام شد.»
او از افرادی چون سارا اباذری، رزیتا شاکر، پریسا گلشن، یوسف اشرفی، اشکان پاشازاده، مهرداد تیموری، فرخ صابری، سعید علیجانی و مجید مقصودلو نام برد که برای برگزاری این جشنواره بدون دریافت هیچ کمک مالی شبانه‌روزی تلاش کردند. مشایخی همچنین از انجمن موسیقی ایران به خاطر در اختیار قرار دادن تالار رودکی و چاپ بروشور جشنواره تشکر کرد.
او در پاسخ خبرنگاری که از او درباره چگونگی برگزاری دور سوم جشنواره با توجه به محدودیت‌ها و مشکلات موجود پرسید، گفت: «مشخص نیست دوره بعدی این جشنواره چه زمانی برگزار شود، چون در ایران خیلی سخت است بتوانیم زمانی را برای برگزاری مشخص کنیم، اما من امیدوارم سومین دوره این جشنواره را بتوانم در سال آینده برگزار کنیم. من حالا 70 سال سن دارم و وجدانم اجازه نمی‌دهد از هیچ‌یک از شاگردان بخواهم سنگلاخی را که من پیمودم طی کند. بنابراین این جشواره احتمالا تا زمانی ادامه دارد که من زنده باشم.»
دومین جشنواره موسیقی «از کلاسیک تا معاصر» روز دوشنبه سوم خرداد از ساعت 13:30 آغاز می‌شود و در سه سئانس 13:30 تا 15:30، 16 تا 17:30 و 18 تا 20 ادامه خواهد داشت.
در روز اول شبنم خزرایی‌شولایی‌فر دو قطعه از کوزلوخ و شوپن، سپهر خاکی از بتهوون و کوزلوخ، سارا آجری از کولا، نازنین یلدا از بتهوون و شوپن، شاقیک صفریان از شوبرت، سحر طاهرخانی از راخمانیف، گلشن اسلامی از کالینکف، امیرمحمد دارابی از موتزارت، پندار کردنوه‌سی از شوپن، آرمین خیردان از هایدن، علی حسینی از شوپن در بخش دوم، ارکستر کامه‌راتا از کیوان میرهادی و علیرضا مشایخی، متین لادانی از شوپن، پانته‌آ مشفق و متین لادانی از بلوخ و وینیاوسکی، آرپینه اسرایلیان از شوپن و دبوسی و در بخش بعدی خاچیک باباییان، آیدین احمدی‌نژاد و تامارا دولیدزه از موتزارت، اسمتانا و مندلسن می‌نوازند.
این جشنواره که جوان‌ترین شرکت‌کننده آن فقط هشت سال سن دارد، از سوم تا ششم خرداد به‌مدت چهار روز در تالار «رودکی» روزانه در سه سئانس برگزار شود و ورود عموم به آن به صورت رایگان آزاد است.
دبیر جشنواره موسیقی «از کلاسیک تا معاصر» تأکید کرد: «ما و همه افرادی که به صورت داوطلبانه و رایگان در این جشنواره فعالیت کردند، همه تلاشمان این بود که راهی باز شود تا مردم به صورت رایگان از موسیقی بهره‌مند شوند.»
» ادامه مطلب

علت رفتن رضا صادقی از ایران

رضا صادقی که چندی پیش در آخرین کنسرتش در همدان، خبر از رفتنش از ایران داده بود، گفت: «قصد دارد برای ادامه تحصیل و آموزش بهتر موسیقی به خارج از کشور برود.»
وی اعلام کرد قرار است برای این آموزش چهار ساله به یک کالج که هماهنگی‌های آن نیز صورت گرفته برود و دوره آموزش موسیقی کاربردی و دیجیتال ببیند. صادقی تاکید کرد قطعا تا پایان سال 90 در ایران خواهد ماند.
او همچنین ضمن تکذیب ادامه کار موسیقی در خارج از ایران، تصریح کرده: «من آدم خانواده‌دوستی هستم و یک تعلق خاطر عجیب و غریبی هم نسبت به وطنم دارم».
» ادامه مطلب

معصومه سیحون درگذشت

معصومه سیحون، هنرمند نقاش و مؤسس گالری سیحون یکی از نخستین گالری‌های تأسیس شده در ایران جمعه شب دار فانی را وداع گفت. سیحون در سن 75 سالگی بر اثر خونریزی مغزی و کهولت سن درگذشت. پسر مرحوم سیحون با اعلام این خبر گفت: «دو روز پیش مادر از بیمارستان مرخص شد و شب گذشته ساعت 21 بر اثر خونریزی مغزی و ضعف ناشی از کهولت سن از دنیا رفت.»
منیر نوشین که بعد از ازدواج نامش را به «معصومه سیحون» تغییر داد، متولد 1317 در رشت بود. سیحون، هنرمند نقاش و از پیشکسوتان ترویج هنرهای تجسمی در ایران بود. وی همسر هوشنگ سیحون هنرمند و رییس وقت دانشکده هنرهای زیبا و معماری دانشگاه تهران بود.
او در سال 1345 گالری سیحون را که یکی از اولین گالری‌های هنری ایران بود در تهران افتتاح کرد. این گالری تاکنون به کارش ادامه داده و محل نمایش آثار هنرمندانی است که به شهرت جهانی دست یافتند. نمایشگاه آثار سهراب سپهری، مسعود عربشاهی، حسین زنده‌رودی، رضا مافی و علیرضا اسپهبد از جمله نمایشگاه‌های دایر شده در این گالری است.
» ادامه مطلب

سردار خادمی: لجبازی شمقدری بر وقاحت سربازان تهاجم فرهنگی افزوده است

ایسنا نوشت: سردار خادمی معاون هماهنگ‌ کننده بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس معتقد است: «ترویج ابتذال در فیلم‌های سینمایی مدیریت و حمایت می‌شود.»
سردار خادمی در گفت‌وگویی اظهار کرد: «همان‌طور که در پایان جشنواره‌های 87 - 86 متذکر شدم ابتذال و تهاجم فرهنگی در سینمای ایران سایه افکنده و کانون فرهنگی و اسلامی کشور و خانواده‌ها را نشانه رفته است، برای مقابله با این روند در دوره‌ مدیریتی معاونت سینمایی قبل و امروز نه تنها اقدامی صورت نگرفته است، بلکه حمایت‌های لجبازانه و غیرتخصصی آقای شمقدری، معاون سینمایی وزیر ارشاد بر شدت وقاحت تولید‌کنندگان سربازان تهاجم فرهنگی کشورمان افزوده شده و هر روز دسته گلی به آب می‌دهند.»
وی ادامه داد: «دفاع معاونت سینمایی وزارت ارشاد از فیلم‌های مبتذل و کاملا هماهنگ با پدیده بدحجابی و بی‌حجابی، بسیار سخیف، غیرمنطقی و غیرمستدل بوده و دور از شان یک مدیر فرهنگی در دولت ارزشی دهم است و بنده معتقدم شمقدری یک عذرخواهی به ملت شریف مهین اسلامی، خانواده معظم شهدا و ایثارگران و همه دلبستگان به فرهنگ ناب انقلاب اسلامی بدهکار است.»
سردار خادمی خطاب به معاون سینمایی وزیر ارشاد گفت: «رفع توقیف و یا اکران فیلم‌های مبتذل و موهنی هم‌چون «سنتوری»، «تسویه‌حساب»، «شبانه‌روز»، «زمهریر» و ... که بی‌قیدی در خانواده و تقابل با ارزش‌های ایرانی اسلامی را ترویج می‌کند و روابط نامشروع و جنسی پنهان را به نسل جوان القاء می‌نماید چه امتیازی برای شما محسوب می‌شود و به‌دنبال کسب چه محبوبیتی هستید و انتظار دارید چه گروهی تشویقتان کنند؟»
وی در عین حال خطاب به شمقدری اظهار کرد: «جلوی ضرر را از هر کجا بگیرید منفعت است، سرسختی را کنار بگذارید و با بودجه‌های کلانی که در اختیارتان هست به ترویج و حمایت از فیلم‌های ارزشی و کمی هم دفاع مقدس بپردازید. دفاع مقدس که فضای معنوی آن در طول هشت سال حماسه و ایثار کشور را بیمه کرده بود و به تعبیر مقام معظم رهبری تا ده‌ها سال از این گنج بی‌پایان فرهنگی می‌توانیم ارتزاق نموده و نسل‌های آینده را به خودباوری و ایمان برسانیم.»
سردار خادمی در بخش دیگری از این گفت‌وگو ابراز عقیده کرد: «مسوولیت انتقاد‌پذیری معاون سینمایی وزارت ارشاد و اصرار بر اتخاذ رویه‌های غلط گذشته و حال متوجه شخص وزیر محترم ارشاد و اصولگرا خواهد بود و اگر پیش‌گیری نشود در حافظه تاریخی امت اسلامی ایران ثبت می‌شود.»
وی یادآور شد: «همان‌طور که مردم با حیا، عفیف، مومن و انقلابی ما پاسخ فتنه‌گران سیاسی را داده‌اند به ‌زودی پاسخ دندان‌شکنی به مروجان بدحجابی و ابتذال فرهنگی خواهند داد. پس از اعتراض مسوولین عالی نظام و ائمه محترم جمعه اعتراضات گسترده مردمی مثل اصفهان در راه است.»
» ادامه مطلب

اکبرعبدی در بیمارستان بستری شد

اکبر عبدی بازیگر سینما و تلویزیون چهارشنبه پیش به دلیل بالا رفتن قند خون در بیمارستان عرفان بستری شد. در این مدت تعدادی از همکاران این بازیگر به ملاقات او رفته‌اند. بعد از ظهر امروز شنبه اول خرداد مسعود ده‌نمکی، حبیب‌الله و جواد کاسه‌ساز به عیادت عبدی رفتند. هنوز زمان ترخیص این بازیگر از بیمارستان مشخص نشده است.
عبدی بازیگر فیلم‌هایی چون «هنرپیشه»، «ای ایران»، «ناصر الدین آکتور سینما»، «سفر جادویی»، «اخراجی‌ها» و «دلشدگان» است.
» ادامه مطلب

برای اولین بار نویسنده‌ای از آمریکای‌لاتین عضو هیئت رئیسه جایزه پولیتزر شد

خونوت دیاز نویسنده آمریکایی که اصالتا اهل دومنیکن است به عنوان عضو جدید هیئت رئیسه جایزه پولیتزر انتخاب شد. جایزه پولیتزر معتبرترین جایزه در روزنامه‌نگاری است. دانشگاه کلمبیا که متولی این جایزه است این خبر را روز پنجشنبه اعلام کرد.
هیئت رئیسه جایزه پولیتزر از 20 نفره تشکیل شده که از میان آنها دو نفر بدون رای گیری انتخاب می‌شوند. طول دوره خدمت اعضا سه سال است و هر عضو نمی‌تواند بیش از سه دوره در این هیئت فعالیت کند.
خونوت دیاز روز جمعه با شنیدن این خبر گفت: «افتخاری خارق‌العاده است. این کار موجب می‌شود همیشه مشغول به کاری باشم که بیش از هر چیزی دوست دارم: کتاب خواندن.»
او متولد سانتو دومینگو در جمهوری دومنیکن است و در زمان کودکی به نیوجرزی مهاجرت کرده است. دیاز سال 2008 با نوشتن رمان «زندگی کوتاهِ شگفت‌انگیز اسکار وائو» برنده جایزه پولیتزر شد. او در انستیتو تکنولوژی ماساچوست معلم نویسندگی خلاق است.
دیاز که دانش‌آموخته دانشگاه راتگرز در رشته انگلیسی است، افزود: «جایزه پولیتزر زندگی شخصی و حرفه‌ای من به عنوان یک هنرمند را کاملا تغییر داد. حالا می‌گویم پسر ببین! می‌توانی فرصت چنین تغییری را به دیگران هم بدهی.»
سیگ گیسلر که از سال 2002 در هیئت رئیسه پولیتزر فعال است، گفت: «دیاز اولین فرد آمریکای لاتین تبار است که عضو این هیئت می‌شود.»
دیاز به عنوان دومین نویسنده آمریکای لاتین که در طول تاریخ برنده جایزه پولیتزر شده، با شگفتی گفت:«چطور شگفت زده نباشم؟ به نظرم من نماینده صدها نویسنده شایسته دیگر هستم، هنرمندانی که بایستی پیش از من در چنین جایگاهی قرار می‌گرفتند. هر وقت کسی به من می‌گوید تو اولین نفری هستی که... همین فکر را با خودم می‌کنم، نباید این طور می‌شد، قبل از تو هم افراد لایقی بوده‌اند.»
» ادامه مطلب

وقتی حاتمی کیا به هق هق افتاد

روزنامه خراسان در گزارشی از نشست « دومین سوگواره سراسری فیلم و عکس لحظه های عاشورایی » به حضور ابراهیم حاتمی کیا ، رضا میرکریمی و پرویز پرستویی در این مراسم و حواشی مراسم تقدیر از حاتمی کیا اشاره کرد و نوشت :‌
هیچ کس باور نمی کرد که قرار است حاتمی کیا، خالق تاثیرگذارترین لحظات این مراسم باشد. پس از آن که حسین مهکام (فیلم نامه نویس) پشت تریبون رفت و متنی را درباره شهید «سیدمرتضی آوینی» خواند و از او به نیکی یاد کرد، به تدریج واژه هایش به سمت ابراهیم حاتمی کیا و سینمای او نشانه رفت.
در ادامه این گزارش آمده است :‌ مهکام از حاتمی کیا گفت. از این که در چند سال اخیر، مدام در معرض اتهامات بسیاری قرار گرفته که چرا سینمای دفاع مقدس را فراموش کرده است؟ از این که برخی می خواهند مدام حاتمی کیا برایشان فیلم جنگی بسازد اما او بنا به دلایلی این گونه نمی خواهد.
روزنامه خراسان با بیان اظهارات پرویز پرستویی درباره حاتمی کیا افزود : تا این که اعلام شد تمام این پیش درآمدها، مقدمه ای بود تا در این مراسم از «ابراهیم حاتمی کیا»، به عنوان کارگردان تاثیرگذار و متعهد سینمای ایران تجلیل شود. پس از آن بود که همگی حاضران در تالار به پا خاستند و با کف زدن های ممتد و مستمر، آن هم برای دقایقی طولانی شور و اشتیاق شان را برای حضور ابراهیم حاتمی کیا به روی سن ابراز کردند. اما حاتمی کیا که از این تجلیل ناگهانی و از پیش تعیین نشده خبری نداشت، همان طور متعجب روی صندلی اش نشسته بود. در حالی که صدای کف زدن ها و تشویق ها هنوز ادامه داشت، اما او این توان را نداشت که به روی سن برود و در بهت فرو رفته بود. سرانجام با اشاره و کمک فرهاد توحیدی که کناردستش نشسته بود، به سمت سن رفت. اما هنوز یکی دو پله را طی نکرده بود که ناگهان دستش را، به دیوار گرفت. به خوبی می توانستی احساس کنی که دیگر پاهایش توان رفتن ندارند. سرانجام آن «اتفاق ویژه» رخ داد. ابراهیم حاتمی کیا در محاصره تشویق حاضران، دیگر نتوانست بغضش را فرودهد و اشک بر گونه هایش جاری شد. به بالای سن که رفت دیگر بغضش ترکید و گریست. بغضی که سال هاست آن را فروخورده بود. در این لحظه «رضا میرکریمی» به سمتش آمد و ابراهیم سرش را بر شانه او گذاشت. می شد هق هق گریه اش را، از تکان های شانه هایش فهمید. . . حاتمی کیا در حالی که نمی توانست جلوی اشک هایش را بگیرد و گونه هایش خیس و چشمانش پر آب بود، به سمت کسانی رفت که به احترام وی، به روی سن آمده بودند تا از او تجلیل کنند. همگی آن ها را بوسید و با ادای احترام مجدد به حاضران، خواست که به سمت تریبون رود. اما اشک و بغض مجال سخن به او نداد. به سمت صندلی اش آمد. پس از تشکر از حاضران و ادای احترام، نشست و سر در گریبان برد.
» ادامه مطلب

محمدرضا فروتن در جلسه تمرینی کنسرت علیرضا عصار-3







» ادامه مطلب

گزارش تصویری جلسه تمرینی کنسرت علیرضا عصار-2







» ادامه مطلب

گزارش تصویری جلسه تمرینی کنسرت علیرضا عصار-1







» ادامه مطلب

امتیاز «رونوشت برابر اصل» فروخته شد

شرکت «ای‌اف‌سی فیلمز» حق پخش «رونوشت برابر اصل» جدید‌ترین ساخته‌ عباس‌ کیارستمی در ایالات متحده خریداری کرد. شرکت MK2 از فرانسه به همراه آنجلو بارباگالو تهیه‌کنندگی این فیلم کیارستمی را برعهده داشته‌اند.
بنابر اعلام ورایتی، MK2 امتیاز پخش «رونوشت برابر اصل» را در کشورهای نیوزلند و استرالیا به کمپانی مدمن، در کره به کمپانی یگااینترتینمت، در آرژانتین، پاراگوئه، اوروگوئه و شیلی به کمپانی سی‌دی‌آی، در هنگ‌کنگ به شرکت فرست ایستربیتورز و در اروپای شرقی (Nordic) را به کمپانی آتلانتیک فیلمز سپرده است.
فیلم جدید کیارستمی که از 19 می (29 اردیبهشت) نخستین نمایش خود در فرانسه را آغاز کرده، در بلژیک توسط آلتر نایتو فیلمز و در سوئیس توسط کمپانی پرسنس توزیع و پخش می‌شود.
داستان «رونوشت برابر اصل» درباره نویسنده‌ای است، که کتابش برنده جایزه بهترین ترجمه سال شده است. او برای انجام مصاحبه مطبوعاتی به فلورانس آمده و عنوان می‌کند ایده کتابش را در فلورانس به دست آورده است. در این سفر او با زنی که صاحب یک گالری آنتیک است، آشنا می‌شود و بحث‌های متعددی درباره اصل‌بودن و کپی‌بودن اشیای عتیقه میان آن‌ها انجام می‌شود و ....
فیلم «رونوشت برابر اصل» ساخته عباس کیارستمی در بخش رسمی و رقابتی جشنواره فیلم کن حضور دارد.
» ادامه مطلب

بازگشت دوباره حسام بیک مجموعه «روزی روزگاری» به تلویزیون

انوشیروان ارجمند به جمع بازیگران مجموعه تلویزیونی «اوسنه پادشاهی» به کارگردانی امرالله احمدجو ملحق شد. امرالله احمدجو در این باره گفت: «به تازگی بازیگرانی چون انوشیروان ارجمند، بهزاد داوری، سعید پیردوست، پری کربلایی، کلایی، راحیل گلکار و مظاهری به پروژه اضافه شده‌اند. هم اکنون تصویربرداری بخش خانه حاکم را به پایان رساندیم. بعد از سه تا چهار روز استراحت، صحنه‌های مربوط به زاینده‌رود و طبیعت را می‌گیریم.»
تصویربرداری مجموعه تلویزیونی «اوسنه پادشاهی» در 50 قسمت 40 دقیقه‌ای به تهیه‌کنندگی رضا جودی به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه سه ادامه دارد. در این مجموعه که اول اردیبهشت‌ماه در اصفهان کلید خورده، محمود پاک‌نیت، محمد فیلی، آتش تقی‌پور، پرویز بزرگی، حسن اکلیلی، فریدون سورانی، بهروز مسروری و ... بازی می‌کنند.
در خلاصه داستان این سریال آمده است: حسام بیک با نام جدید سامشا اکنون پادشاه ایران شده و برای خوشگذرانی به سمت اصفهان می‌آید. کاروان او را همسرش ملک خاتون، و دو فرزندش ولیعهد و شا دخترو، تلخک دربار قشون‌سالار، میرغضب و ریز و درشت درباریان، جارچی‌ها، دسته موزیک، آشپزخانه دربار و... همراهی می‌کنند. تا اینکه ....
عوامل «اوسنه پادشاهی» عبارتند از مدیر تصویربرداری: جهان‌بخش مهربخش، طراح صحنه و لباس: محسن نوروزی، طراح چهره پردازی: احسان روناسی، صدابردار: حسین حجازی، تدوین: مهدی جودی و مجری طرح: موسسه فرهنگی میثاق فیلم.
» ادامه مطلب

انتخاب هیئت مدیره‌ جدید انجمن فیلم کوتاه خانه سینما

مجید برزگر، بیژن میرباقری، نیما عباس‌پور، علی علایی و مریم فخیمی اعضاء هیئت مدیره‌ جدید انجمن فیلم کوتاه خانه سینما شدند. شهرام مکری سخنگوی سابق انجمن فیلم کوتاه با اشاره به انتخاباتی که روز چهارشنبه ـ 29 اردیبهشت ماه ـ برگزار شد، گفت: «در مجموع 18 نفر برای حضور در هیئت مدیره‌ جدید اعلام کاندیداتوری کردند که از این میان 13 نفر به صورت آزاد و پنج نفر به شکل ائتلافی اعلام آمادگی کردند.»
وی ادامه داد: «پس از برگزاری انتخابات که با حضور 125 عضو انجمن فیلم کوتاه برگزار شد به ترتیب آرا مجید برزگر، بیژن میرباقری، نیما عباس‌پور، علی علایی و مریم فخیمی به عنوان اعضای اصلی، علی‌محمد قاسمی و شهرام میراب‌اقدم به عنوان اعضای علی‌البدل، ایرج سالاروند (بازرس) و حمید لطفیان به عنوان بازرس علی‌البدل انتخاب شدند.»
به گفته‌ مکری، هنوز پست‌های هیات مدیره افراد انتخاب شده مشخص نشده و قرار است احتمالا اواخر هفته جاری مشخص شود. وی همچنین خبر داد: «اولین کار هیئت مدیره‌ جدید داوری جشن خانه سینما و تشکیل آکادمی فیلم کوتاه است تا به شکل آکادمیک انجمن فیلم کوتاه داوری بخش فیلم کوتاه جشن خانه سینما را برعهده بگیرد.»
شهرام مکری در این باره گفت: «سال گذشته کلیات این موضوع با هیئت مدیره‌ خانه سینما و برگزار‌کنندگان جشن در میان گذاشته شد و طرح مورد قبول آنها قرار گرفت و با توجه به اینکه جشن سیزدهم بصورت رقابتی برگزار نشد، قرار است این موضوع امسال پیگیری شود.»
سخنگوی اسبق انجمن فیلم کوتاه در عین حال گفت: «با توجه به این‌که امسال برای اولین‌بار گروهی به شکل ائتلافی در این انتخابات شرکت کرده بودند، در مجموع آرایی که دوستان این ائتلاف کسب کردند در حد خوبی قرار داشت و دو نفر از آنها هم می‌توانستند به عنوان اعضای علی‌البدل حضور داشته باشند، اما از آنجا که به شکل ائتلاف در انتخابات شرکت کرده بودند، جای خود را به افراد بعدی دادند.»
مکری، هم‌چنین از عدم کاندیداتوری خود، نقی نعمتی (رییس قبلی انجمن) و سعید پور‌اسماعیلی (دیگر عضو هیئت مدیره دوره قبل) در این انتخابات خبر داد.
» ادامه مطلب

اولین عکس‌ها از فیلم «هفت دقیقه تا پاییز»-3






» ادامه مطلب

اولین عکس‌ها از فیلم «هفت دقیقه تا پاییز»-2







» ادامه مطلب

اولین عکس‌ها از فیلم «هفت دقیقه تا پاییز»-1

» ادامه مطلب

«دي كاپريو» در نسخه دوباره‌سازي شده «پنهان»

«پنهان» درام اجتماعي و ضدنژادپرستي «ميشائيل هانكه» به زبان انگليسي دوباره‌سازي مي‌شود. نقش اصلي نسخه دوباره‌سازي را «لئوناردو دي‌كاپريو» بازي خواهد كرد. مشخص نيست سازندگان نسخه انگليسي زبان براي توليد محصول جديد خود، «ميشائيل هانكه» را دعوت به هم‌كاري مي‌كنند يا خير. هانكه «پنهان» را در سال 2005 براساس فيلم‌‌نامه‌اي اريژينال از خودش كارگرداني كرد. اين فيلم در زمان نمايش عمومي با استقبال بالاي تماشاگران و منتقدان سينمايي روبرو شد و جوايز متعددي از جشنواره‌هاي مختلف بين‌المللي گرفت.
در اين درام پر رمزوراز دلهره‌آور «دانيل اوتول» در نقش مردي ظاهر شد كه در كنار همسرش - با بازي «ژوليت بينوش»- زندگي آرام و راحتي در شهر پاريس دارد. زندگي آرام اين مرد با ارسال چند نوار ويدئو در هم مي‌ريزد. يك فرد ناشناس در ساعات مختلف روز فيلم‌‌هايي از منزل او گرفته و آنها را براي وي فرستاده است.
كاراكتر اصلي قصه فيلم تصميم مي‌گيرد هويت پنهان كسي كه اين نوارها را براي او مي‌فرستد، كشف كند و بفهمد چرا او دارد اين كار را انجام مي‌دهد. قصه فيلم‌ هانكه نقبي به تاريخ گذشته فرانسه و جنگ اين كشور با مستعمره خودالجزاير نيز مي‌زند و با اين كار، لحن ضدنژادپرستانه پيدا مي‌كند.
معلوم نيست سازندگان نسخه انگليسي‌زبان فيلم، اين بخش از قصه فيلم را چگونه با شرايط معاصر آمريكا منطبق خواهند كرد. پيش‌بيني مي‌شود در نسخه انگليسي‌زبان به اختلافات نژادي موجود در جامعه آمريكا پرداخته شود.
لئوناردو دي‌كاپريو در نسخه دوباره‌سازي شده فيلم، نقشي را بازي خواهد كرد كه دانيل اوتول در نسخه فرانسوي به عهده داشت.
هنوز زماني براي شروع كار فيلم‌برداري نسخه جديد «پنهان» اعلام نشده است. دي‌كاپريو كه تابستان امسال فيلم علمي - تخيلي «آغاز» را به روي پرده سينماها مي‌فرستد، اين روزها خود را آماده بازي در درام اجتماعي و خانوادگي «زندانيان» مي‌كند.
«آغاز» اولين همكاري او با «كريستوفر نولان» سازنده دو فيلم آخر مجموعه فيلم «بتمن» است و از آن به عنوان يكي از اميدهاي اصلي جدول گيشه نمايش تابستان امسال اسم مي‌برند. اين بازيگر فصل گذشته درام دلهره‌آور موفق «جزيره شاتر» را در اكران عمومي داشت.
» ادامه مطلب

اولین گزارش تصویری از سریال «در مسير زاينده رود»






» ادامه مطلب

خواجه‌اميري زير پل‌خواجو «در مسير زاينده رود» را مي‌خواند

«احسان خواجه اميري» نماهنگ‌هايي براي مجموعه تلويزيوني «در مسير زاينده‌رود» با صدا و آهنگسازي خود مي‌سازد. حسن فتحي مجموعه تلويزيوني «در مسير زاينده رود» را هفته گذشته در جنوب تهران كليد زد و مسعود رايگان در كنار بازيگراني مثل حسين محجوب، مهرانه مهين ترابي، اشكان خطيبي، بهنوش طباطبايي، پرديس افكاري، مهرداد ضيايي، هومن برق نورد، افسانه پاكرو، مهدي سلطاني و الهه حسيني در اين سريال ايفاي نقش مي‌كند. فتحي بنا دارد نيمي از سريال را در اصفهان تصويربرداري كند كه بخش‌هايي از آن مربوط به نماهنگي با صداي احسان خواجه‌اميري است.
مجموعه تلويزيوني «در مسير زاينده رود» براي پخش از شبكه اول سيما در ماه مبارك رمضان ساخته مي‌شود و در خلاصه داستان آن آمده است: مهران سارنگ فوتباليست جوان و با آتيه تهراني كه براي عقد قرارداد با يك باشگاه تازه تاسيس به اصفهان سفر كرده، طي تصادف با مسعود مصيب جوان نخبه اصفهاني، با او درگير مي‌شود و اين آغاز ماجرايي طولاني است...
عوامل مجموعه تلويزيوني « در مسير زاينده رود» عبارتند از: كارگردان: حسن فتحي، نويسنده: عليرضا نادري، مدير تصويربراري: مسعود كراني، طراح چهره پردازي: سعيد ملكان، مدير صدا: خسرو كيوانمهر، طراح صحنه و لباس: پيام فروتن، تدوين: بابك رضاخاني، آهنگساز: احسان خواجه اميري، مدير برنامه‌ريزي: مجتبي خادم‌زاده، دستيار اول كارگردان: علي مردانه، دستيار تهيه: نعمت گودرزوند چگيني، مدير تداركات: ناصر هاديان‌فر و مدير توليد: عليرضا احمدي‌كيا.
مجموعه تلويزيوني «در مسير زاينده رود» محصول گروه مجموعه‌هاي تلويزيوني شبكه يك سيماست.
» ادامه مطلب

«سيندرلا» تبديل به فيلم زنده مي‌شود

موفقيت پيش‌بيني نشده و بالاي مالي و انتقادي «آليس در سرزمين عجايب» در سطح جهاني،‌كمپاني والت ديزني را به فكر توليد نسخه‌هاي زنده محصولات كلاسيك كارتوني خود انداخته است. نسخه جديد زنده «سيندرلا» اولين محصول سينمايي اين كمپاني است كه به دنبال موفقيت «آليس در سرزمين عجايب» وارد مرحله توليد مي‌شود.
فيلمنامه نسخه زنده «سيندرلا» را آلين بروش مكنا براي والت ديزني مي‌نويسد و هنوز معلوم نيست اين فيلم هم به صورت سه بعدي تهيه مي‌شود يا خير. در عين حال،هنوز مشخص نيست نسخه زنده جديد فيلم چقدر به قصه نسخه اريژينال وفادار خواهد ماند.
در شرايطي كه زماني براي شروع توليد نسخه جديد «سيندرلا» مشخص نشده ، گمانه‌زني‌ها درباره كارگردان احتمالي فيلم آغاز شده است. احتمال اين كه براي كارگرداني فيلم از «تيم برتن» دعوت به همكاري شود، بسيار زياد است.
مسئولان كمپاني والت ديزني مي‌گويند قصد دارند ايفاي نقش اصلي «سيندرلا» را به يك بازيگر نوجوان تازه وارد بسپارند.
اين همان كاري است كه آنها هنگام توليد نسخه جديد‌ «آليس در سرزمين عجايب» انجام دادند. جلوه‌هاي ويژه نقش مهمي در نسخه جديد «سيندرلا»‌ خواهد داشت.
قصه سيندرلا كه به دختر خاكسترنشين هم معروف است، جزو معروف‌ترين قصه‌هاي كودكانه و نوجوانانه به حساب مي‌آيد كه توسط «چارلز پرالت» نوشته شده است. اين قصه درباره دختر نوجواني است كه پس از مرگ پدرش، زير دست نامادري ظالم خود زندگي سختي دارد. آشنايي با شاهزاده جوان شهر باعث تغييرات مهمي در زندگي او مي‌شود.
كمپاني والت ديزني در سال 1950 انيميشن «سيندرلا» را تهيه كرد كه اكنون جزو آثار كلاسيك سينما محسوب مي‌شود. صنعت سينما در سال 1998 فيلم زنده «عاقبت به خير» را با نگاهي به قصه «سيندرلا» تهيه كرد كه درو بريمور نقش اصلي آن را بازي كرد.
«آليس در سرزمين عجايب» ‌ساخته تيم برتن بر اساس انيميشن كلاسيك كمپاني والت ديزني ساخته شد و تا به حال حدود 600 ميليون دلار در سطح جهاني فروش كرده است. هنگام نمايش عمومي فيلم، هيچ يك از تحليل‌گران اقتصادي سينما پيش‌بيني چنين موفقيتي را براي آن نمي‌كردند.
» ادامه مطلب

«آناهيتا» تيرماه راهي اكران عمومي مي‌شود

فيلم سينمايي «آناهيتا» تازه‌ترين ساخته سينمايي «عزيزالله حميدنژاد» تيرماه اكران مي‌شود. در حال حاضر عزيزالله حميدنژاد براي اكران عمومي، مشغول تدوين مجدد فيلم است كه ظاهرا قرار است نسبت به نسخه نمايش داده شده در جشنواره فيلم فجر 15 دقيقه كوتاه شود.
براساس اين گزارش، قرار داد پخش «آناهيتا» به سپاهان فيلم داده شده است كه با توجه به اينكه گروه‌هاي سينمايي دو برنامه آينده خود را نيز مشخص كرده‌اند، سپاهان فيلم در تلاش است تا «آناهيتا» تيرماه اكران عمومي شود.
حميدنژاد فيلمنامه «آناهيتا» را بر مبناي بخش‌هايي از تحقيقات علمي ايموتو دانشمند نامدار ژاپني (كه معتقد است دعا و الفاظ خوب در مولكول‌هاي آب تاثير مي‌گذارد) نوشت و جلوي دوربين برد. دكتر ايموتو بخش‌هايي از تحقيقات علمي‌اش را در اختيار فيلم آناهيتا گذاشته است. شهاب حسيني، ميترا حجار، پوريا پورسرخ، نرگس محمدي و محمدرضا داودنژاد در اين فيلم ايفاي نقش كرده‌اند. «آناهيتا» به تهيه‌كنندگي حميدنژاد در شيوا فيلم پارس توليد ‌شده است.
» ادامه مطلب

صدیقه صحت:تلویزیون تیزر «دختران» را پخش نمی‌کند

صديقه صحت مجري طرح و مدير توليد فيلم «دختران» گفت: فروش دو روز نخست فيلم «دختران» با توجه به نداشتن آنونس و استفاده كم‌تعداد از بيلبوردها در سطح شهر، به بيست ميليون تومان رسيده است.
او در مورد روند توليد و نمايش اين فيلم، گفت: ما از زمان جشنواره اين فيلم را براي اكران عمومي آماده داشتيم و مي‌خواستيم به جشنواره برسد اما فيلم با مشكلات پيش‌بيني‌نشده‌اي در مراحل فني صدا روبرو شد كه به جشنواره نرسيد. پس از آن با قراردادي كه با فيلميران داشتيم قرار شد كه فيلم در ايام عيد اكران شود و حتي همه چيز آن آماده شد كه اين اتفاق رخ نداد... در حال حاضر هم كه اما تلويزيون تيزر آن را براي پخش قبول نكرده است.
صحت ادامه داد: البته رسانه ملي وظيفه‌اش اين است براي كليه فيلم‌ها تبليغ كند و آنونس‌هاي «دختران» را با برقراري عدالت پخش كند. دراينجا از مديران سيما كه آگاه هستند، درخواست مي‌كنم با دقت بروند و اين فيلم را ببينند و بعد اگر ضرورت ديدند، نظرشان را درباره پخش تيزرهاي اين فيلم بگويند. ما دراين فيلم به ضرورت امر به معروف و نهي ازمنكر پرداختيم. آنچه كه در دين مبين اسلام به آن پرداخته مي‌شود. ما اگر بتوانيم اين اصول را درقالب يك كار نمايشي دربياوريم، درحقيقت به طور غيرمستقيم مي‌توانيم آنها را گسترش دهيم. ما اگر نتوانيم از قدرت رسانه نمايشي (حال چه تلويزيون، چه سينما و يا تئاتر باشد) به طور غيرمستقيم پيام‌هاي خوب‌مان را منتقل كنيم، درحقيقت نسل‌هاي بعدي بي‌هويتي را پي مي‌گيرند و و از خود گم خواهند شد.
او گفت : من تهيه كننده هفت فيلم سينمايي و بيش از پنجاه سريال چه به صورت نويسنده و چه به صورت كارگردان و يا تهيه كننده بوده‌ام، دو دختر دارم و همسرم نويسنده و كارگردان، ضمن اين كه در اجتماع امروزي علاوه بر تهيه كنندگي، مهندسي زمين‌شناسي خوانده‌ام... در توليد «دختران» ما دوسال با يك گروه محقق (با بازي پزشكان، حقوقدانان و يا افرادي كه علوم اجتماعي و روانشناسي خوانده بودند) كار كرديم و طي دوسال، يك سال پيش توليد و يك ماه و نيم فيلمبرداري داشتيم.
او گفت: شروع فيلمبرداري ما عيد فطر يعني 28 شهريور و پايان آن برابر با روز دختر ميلاد حضرت معصومه(س) بود. اين فيلم را در روز وفات فاطمه زهرا(س) نمايش داديم چون محورش اسلام بود.
صحت درمورد فروش فيلم تاكنون گفت: علي‌رغم اينكه ما آنونس نداشتيم و بيلبورد كامل هم نداريم، فيلم حدود 20 ميليون تومان فروخته است.
او درمورد نام فيلم گفت: نام اول اين فيلم «چيزهاي كوچك» بود. چيزهاي كوچك منظورمان دختران و زنان بود ؛ و بعد تبديل كرديم به «دختران» و شايد اسم آن باعث مي‌شود كه بچه‌ها را تشويق كند تا فيلم را ببينند.
به ياد دارم كه درجلسه‌اي كه دركنار ضرغامي بودم، ايشان تاكيد كردند كه ما به طور جدا براي كارهايي كه تحقيق و كارشناسي دارد پول مي‌پردازيم... چطور شده كه اين كار كه با اطلاعات زياد و تحقيق و كارشناسي بسيار بود اجازه پخش آنونس و تيزر آن را نمي‌دهند؟ اميدوارم كه آقاي ضرغامي به همراه گروه‌هاي رسانه‌اي، چه راديو و چه تلويزيون اين فرصت را براي پخش تيزر به اين فيلم بدهد.
» ادامه مطلب

«مهين شهابي» از كما خارج شد

بيژن اميرعلايي (نوه مهين شهابي) در گفت‌وگو با خبرنگار فارس گفت: مادربزرگم پس از بستري شدن در بيمارستان حدود دو هفته در كما بود و به تازگي و حدود چند روز است كه از كما خارج شده است.
وي افزود: او اين روزها از آي سي‌ يو به بخش منتقل شده و با شنيدن صداي ما عكس‌العمل نشان داده و چشمانش را باز مي‌كند اما نمي‌تواند سخني بر زبان آورد و با ما حرف بزند. او اين روزها فقط ما را نگاه مي‌كند. مادربزگم همچنان در بيمارستان پارس بستري و تحت نظر پزشكان معالج است.
مهين شهابي متولد سال 1315 در شهر تهران است و دوره بازيگري را سال 1339 در هنركده آناهيتا سپري كرده است. او فعاليت خود در راديو را از سال 1337 آغاز كرد و شروع فعاليتش در تلويزيون نيز در سال 1339است.
شروع فعاليت سينمايي او در فيلم «ماجراي جنگل» به عنوان بازيگر در سال 1339 بود و حضور در فيلم «گاو» نيز از جمله فعاليت‌هاي سينمايي او است. مجموعه تلويزيوني «آينه» يكي از محبوب‌ترين سريال‌هاي دهه 60 سيما است كه با حضور مهين شهابي ساخته شد.
» ادامه مطلب

سرير: «خانه موسيقي» از آندره آرزومانيان حمايت مي‌كند

مديرعامل خانه موسيقي گفت: آندره آرزومانيان استحقاق كامل براي حمايت‌هاي لازم از سوي خانه موسيقي را دارد و اميدوارم منابع حمايتي ايشان زودتر مشخص شود.
محمد سرير گفت:‌ پس از عيادت از «آندره آرزومانيان» آهنگساز برجسته كشورمان در بيمارستان سرير، صحبت‌هايي داشته‌ام و نامه‌هايي به برخي از منابع نوشته‌ام تا كمك‌هاي مالي براي اين هنرمند تامين كنيم. اين هفته نيز منتظر پاسخ هستم و به محض مشخص شدن وضعيت، ليست كمك‌هاي مادي به اين هنرمند عزيز كه مدتي طولاني است در بيمارستان بستري است، ارائه خواهد شد.
او اضافه کرد: آقاي آرزومانيان استحقاق كامل براي حمايت‌هاي لازم از سوي خانه موسيقي را دارد و اميدوارم منابع حمايتي ايشان زودتر مشخص شوند.
سرير تصريح كرد:‌ ايشان يكي از هنرمندان و موسيقي‌دان‌هاي برجسته كشور هستند و در سه دهه اخير در حوزه‌هاي مختلف موسيقي حضور چشمگير و فعالي داشته‌اند. ما بايد شرايطي مهيا كنيم كه اگر يك هنرمند به هر دليلي در هر مقطعي از زندگيش دچار مشكل شد، بتوانيم از او حمايت كنيم و پشتوانه‌اي براي آنها محسوب شويم.
او گفت: من به طور جدي پيگير كار آقاي آرزومانيان هستم و تلاش مي‌كنم بتوانيم در اسرع وقت مشكلات اين هنرمند عزيز را مرتفع كنيم.
» ادامه مطلب

منوچهر محمدي: اميدوارم با استقبال مردم از «طلا و مس»،‌ سردر سينماهاي ايران عوض شود

تهيه‌كننده فيلم سينمايي «طلا و مس» با اشاره به اينكه هيچ اطلاعي از جايگزيني استندهاي تبليغاتي فيلم به جاي «دموكراسي تو روز روشن» ندارد گفت: اميدوارم با استقبال مردم زمينه ساخت آثاري نظير «طلا و مس» در سينماي ايران فراهم شود.
منوچهر محمدي با اعلام مطلب فوق افزود: بنده هيچ اطلاعي از جابجايي بيلبوردهاي فيلمم با «دموكراسي تو روز روشن» ندارم چرا كه براساس قراردادي كه بستيم قرار است 40 استند تبليغاتي به «طلا و مس» اختصاص داده شود كه اطلاعي از جابجايي تبليغات اين دو فيلم ندارم و فكر هم نمي‌كنم موضوع جايگزيني استندهاي «طلا و مس» به جاي «دموكراسي تو روز روشن» صحت داشت باشد.
تهيه‌‌كننده فيلم تحسين شده «طلا و مس» همچنين با اشاره به استقبال مخاطبان از اين فيلم گفت: خوشبختانه در مدت زماني كه فيلم روي پرده رفته است، روز به روز ميزان استقبال مردم بهتر مي‌شود و مخاطب ارتباط خود را با فيلم پيدا كرده است.
او همچنين در پاسخ به اين سؤال كه تا چه حد ساخت آثاري نظير «طلا و مس» مي‌تواند به برون‌رفت سينماي ايران از وضعيت فعلي كمك كند، گفت: من فكر مي‌كنم كه ما داريم به وظيفه خود عمل مي‌كنيم و تمام تلاش ما اين است كه طوري كار كنيم كه در برقراري ارتباط با مخاطب كم‌فروشي نكنيم و اميدوارم مخاطب نيز با ديدن تلاش عوامل سازندگان فيلم متوجه اين تلاش سالم بشوند.
محمدي در خاتمه اظهار داشت: اميدوارم مردم اين تلاش ما را ببينند و با ديدن تلاش سازندگان آثاري نظير «طلا و مس» شرايط ساخت فيلم‌هايي از اين قبيل كه به مخاطب خود احترام مي‌گذارد، بيش از پيش فراهم شود و سردر سينماهاي ايران عوض شود.
» ادامه مطلب

گری اولدمن در " پاندای کونگ فوکار2" صداپیشگی می کند

گری اولدمن به جمع صدا پیشگان دومین قسمت انیمیشن " پاندای کونگ فو کار" پیوست. به گزارش سایت خبری آی ام دی بی، قسمت دوم انیمیشن موفق دریم ورکس سال آینده میلادی اکران می شود. اولدمن در این قسمت صداپیشگی نقش "طاووس" را بر عهده می گیرد که به یاری قهرمان داستان یعنی " پو" ( با صدای جک بلک) می شتابد.
چارلی کافمن هم اکنون مشغول بازنویسی فیلمنامه "پاندای کونگ فو کار2 " است که فیلمبرداری آن به زودی آغاز می شود. اولدمن سال گذشته نیز در انیمیشن موفق " سیاره 51" صدا پیشگی کرده بود.
در کارنامه سینمایی گری اولدمن ایفای نقش در فیلمهایی چون" لئون"، "شوالیه تاریکی" و... به چشم می خورد.
» ادامه مطلب

آغاز تور کنسرت شجریان در آمریکا

تور کنسرت محمدرضا شجریان با همراهی گروه موسیقی شهناز به سرپرستی مجید درخشانی با برگزاری یک کنسرت روز اول خردادماه در آمریکا آغاز می شود.
پس از برگزار شدن تور کنسرتهای استاد شجریان در استرالیا، نخستین اجرای این گروه موسیقی در آمریکا فردا در شهر آتلانتا برگزار می شود و پس از آن در تاریخ 2 و 6 خردادماه در واشنگتن و هیوستن اجرای برنامه دارند و پس از یک روز استراحت 8 و 9 خرداد در شهرهای سن فرانسیسکو و لوس آنجلس کنسرت برگزار می کنند.
گروه شهناز در ادامه تور برنامه های خود 14 خردادماه در ونکور کانادا اجرای برنامه دارد و در نهایت تور کنسرت شجریان با اجرا در شهر تورنتو در تاریخ 16 خرداد به کار خود پایان می دهد.
» ادامه مطلب

گفت‌وگوی خبرگزاری مهر با محمد علی زم: "دموکراسی تو روز روشن" فیلم تهیه کننده است

‌وبیتا موسوی:حجت الاسلام محمد علی زم تاکید دارد‌"دموکراسی تو روز روشن" فیلم تهیه کننده است و سینمای ایران برای بهبود جریان تولید نیازمند فیلمهای جدید و موضوعهای جذاب است. فیلمی که این روزها روی پرده رفته وبا استقبال خوبی نیز روبرو شده است. در این گفت‌وگو سعی شده درباره دلایل و مراحل تولید این فیلم با توجه به دوری چندین ساله ایشان از حوزه تهیه و تولید آثار سینمایی صحبت شود.

در حال حاضر وضعیت فرهنگی سینمای ایران مطلوب نیست. شما در این شرایط فیلمی ساختید با یک کارگردان جوان و با موضوعی که خطوط قرمز زیادی دارد. "دموکراسی تو روز روشن" چه ویژگیهایی داشت که شما را ترغیب کرد با این فیلم به سینما بازگردید؟
- سینمای ما سالهاست که وضعیت خوبی ندارد و در سراشیبی افتان و خیزان حرکت می کند و دلایل و عوامل مختلفی در این وضعیت دخیل است. ولی به هر حال هر کس که به این سینما علاقمند است وتجربه‌ای نیز اندوخته وظیفه دارد برای کاستن از بدیها و افزودن به خوبیها کاری انجام دهد. به همین دلیل من هم تصمیم گرفتم در حد توانم یک قدم کوچک در بهبود اوضاع سینما بردارم و طبعا باید براساس منش و شیوه ای که در گذشته داشتم کاری می‌کردم.
طرح موضوع "دموکراسی تو روز روشن" و ساخت چنین فیلمی از طرف من دلیلش روشن و واضح است. ولی همانطور که عنوان کردید موضوع این فیلم پرخطر و در مرز خط قرمز بود. در شرایط ناگوار فرهنگی حاکم بر سینما و برای کاهش زشتیها سعی کردیم در نگارش فیلمنامه، چیدمان عوامل و شرایطی که در مراحل تولید داشتم با یک امید و توکل الهی کار را آغاز کنیم. تا تمام محاسبات تکنیکی به سرانجام مطلوبی برسد و وقتی مخاطب فیلم را دید آن را پس نزند و احساس بدی به وی دست ندهد. فکر می‌کنم این توفیق درحد نسبی نصیب ما شده است. پیش از این من از آقای عطشانی فیلم ویدئویی "پوست موز" را دیده بودم و با ارتباطی که با وی پیدا کردم احساس کردم وی این حسن نیت را دارد که اگر در کنارش باشم می توانیم به نتیجه دلخواه برسیم.

* ایده اولیه فیلمنامه چگونه شکل گرفت؟

- سناریوی اولیه را آقای مسعود احمدیان نوشته بود که حدود چهار سال این متن در دست افراد مختلفی در سینما رفت و آمد داشت. وقتی متن را خواندم آقای احمدیان اجازه دادند هر تغییری که می خواهم را در متن بدهم و با توجه به این موضوع در یک فرصت چهار ماهه هشت بار متن را بازنویسی کردم تا به شکل دلخواه نزدیک شده است. البته در این مدت برخی دوستان دلسوزم که در سینما متن اولیه را خوانده بودند پیغام می دادند که از ساخت این فیلمنامه به خاطر مشکلاتی که دارد پرهیز کنم اما من در سینما یک چیزی دیده بودم که قابلیت دگر شدن و هست شدن را داشت. در ابتدا به آقای عطشانی عنوان کردم این فیلم به دلیل مسائلی که دارد فیلم تهیه کننده است نه کارگردان واگر شما این مسئله را قبول دارید می‌توانیم با هم این کار را بسازیم و طبیعا تا هر کجا که لازم بود این کار به صورت مشترک پیش رفت.

* پس شما فیلمنامه‌ای به کارگردان دادید که کامل بود و در زمان ساخت هم دوباره بازنویسی نشد.
- اساساً بنا نبود غیر نسخه بازنویسی تغییر دیگری ایجاد شود. فیلمنامه "دموکراسی تو روز روشن" برای ساخت بازنویسی شده بود. در حقیقت فیلمنامه برای فیلمبرداری آماده بود. البته بر اساس نسخه بازنویسی شده فیلمنامه صحنه های بیشتری از آنچه که در فیلم دیده می شود و وجود داشته و گرفته شــــد. به طوری که حدود 40-30 دقیقه صحنه های اضافه داشتیم که برای رعایت ریتم و زمان اکران در فیلم استفاده نشد که ممکن است در کار دیگری که در نظر داریم استفاده کنیم. مسئولیت نخستین من بازنویسی مکرر متن قبل از کلید زدن بود. البته بازنویسیهای موردی هم به تناسب سکانسها و فیلمبرداری داشتیم که به وقت انجام شد.

* متاسفانه در سالهای اخیر به خاطر تولید فیلمهای سطحی ذائقه مخاطب ما تغییر کرده است و آنها کمتر به دیدن فیلم فرهنگی می روند. فکر می کنید موضوع "دموکراسی تو روز روشن" نیاز مخاطب امروزی است؟ البته شما برای بیان موضوع و نشان دادن فضایی از برزخ که مخاطب ما شناختی از آن ندارد سعی کردید از رگه‌های طنز استفاده کنید اما در تولید کار از جنس کارهای طنز امروزی فاصله گرفتید.
- بسیاری از کارهای کنونی سینما نه طنز است و نه کمدی بلکه شکل کمدی دارد و شاید بهتر است که بگوییم "کمدی مال" است. هیچوقت ساخت فیلم کمدی به عنوان یک ژانر سینمایی ناپسند نیست. ولی کمدی منطق خود را دارد. کار طنز هم با کمدی متفاوت است. امروز متاسفانه این دو با یکدیگر مخلوط شده و به کمدی طنز می‌گویند و به طنز که بسیار نایاب است کمدی. کار طنز برخودار از چند لایگی است و خیلی فاخرتر از کمدی است. ولی متاسفانه در سینمای ما در سالهای اخیر کمتر کار طنز اتفاق افتاده است. آنچه که هست یا شبه کمدی است یا کمدیهایی است که از منطق درستی برخوردار نیستند. این دو نکته را باید از هم جدا کنیم. ما 72 میلیون جمعیت داریم که همه طبقات سنی آن باید مخاطب سینما باشند.
فرض کنید با 15 میلیون نفر تا حدود 11-10 سال داریم که اصلا مخاطب سینما نیستند در سالهای پیش تلاشهایی صورت گرفت که به اقتضای شرایط از فیلمهای تولید شده در این بخش استقبال خوبی شد. اما مثل بقیه کارهای خوب در نطفه سوخته شد و متاسفانه این قشر عظیم که از نظر تربیت پذیری شرایط بسیار مستعد و ویژه ای دارد و امروز مشتری فیلمهای انیمیشن آمریکایی است و اصلا مدیریت تامین نیازهای بصری آنها از دست انقلاب خارج است 75 میلیونی که در یکی دو دهه گذشته تا 30 میلیون مخاطب سالانه سینما بودند و امروز به خاطر شرایط سینما دچار ریزش شدند. به نحوی که نه تنها در چند سال اخیر رشد مخاطب نداشتم بلکه مدام با ریزش روبرو بودیم و اگر سینما به حال کنونی اش رها شود با توجه به روندی که در این سالها به لحاظ تولید و مدیریتهای متلاطم و متزلزل داشته است روز به روز این ریزشها افزایش و ما را به سمت سقوط و نزول خواهد کشاند.
بهبود جریان تولید سینما نیازمند فیلمهای جدید و موضوعهای جذاب است که در کوتاه مدت مخالف ذائقه موجود قشر کنونی سینما نباشد. طبیعتا مخاطبانی که در سینماغایب هستند وقتی خبردار می شوند که فیلمی آمده که با ذائقه آنها سازگاری دارد مخاطب سینمای ما می شوند. عده ای عقیده دارند این روش با منطق مخاطب کنونی سازگاری ندارد. اما من مخالف این نظر هستم و فکر می کنم مخاطب کنونی سینما بیشتر پذیرای این فیلم خواهد شد. مخاطب ما در دیدن فیلمهای سطحی که شماعـــــنوان می کنید مقصر نیست. مخاطب نیاز به تفریح دارد، علاقمند به سینما است و دوست دارد از روند کنونی سینمای جامعه خود مطلع باشد. اما دیدن این فیلمها به معنی رضایت او نیست.
* این فیلم با توجه به زاویه دینی که پیش رو قرار داده است ممکن است مورد نقد برخی از افراد قرار گیرد؟
- اینکه همه درباره سینما نظر ‌دهند چیز بدی نیست. سینما متعلق به مردم است و هر کسی که اندکی به سینما علاقمند است می‌تواند به اندازه و میزان علاقمندی خود درباره سینما اظهارنظر کند. اتفاقاً این موضوع یک فرصت برای رشد سینمای ما است که 70 میلیون جمعیت آنچنان به سینما توجه دارند که می‌توانند درباره آن صحبت کنند. این فرصت برای دیگر رشته های هنری نظیر قصه، نقاشی، موسیقی و ... وجود ندارد. ما به عنوان یک جامعه فرهنگی و سینمایی ما باید از فرصت اظهار نظر مردم استفاده کنیم. حرفی که دارای منطق درست و استوار نباشد هیچوقت و هیچ کجا قابل پذیرش نیست. درباره سینما همه می‌توانند حرف بزنند، باید حرف متناسب با اطلاعاتشان باشد و نگاه جامع و ملی به عنصر سینما داشته باشند. حرف زدن نباید انتقامگیری و همراه با غرض ورزی باشد و نباید به نوعی ایجاد سنگلاخ در راه جماعتی که کار سالم سینمایی می‌کنند، باشد. این حرف زدن همچنین نباید همراه با حب و بغض شخصی باشد.
به نظر من "دموکراسی تو روز روشن" از یک ژانر ترکیبی برخوردار است. بحث دین در جامعه ما بحث داغی است و از نظر من مقوله‌ای به نام آخرت و توجه به این که انسان مسئول اعمال خود و تاثیر آن بر زندگی خود و دیگران است و نتایج اعمال او در هر روز مورد سنجش قرار می گیرید یک موضوع مهم دینی است. باید چنین موضوعاتی در یک ژانر سینمای دینی در قالبهای متفاوت، قصه‌ها، شخصیتها و حوادث مختلف مطرح شود تا مردم بفهمند که زندگی امروز آنها رها شده و در پس امروز آنها فردایی وجود دارد که از زندگی دیروز او سئوال می‌کنند واو باید پاسخگوی آن باشد.
من این موضوع را اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی و دینی می دانم. اگر قرار است جامعه ما سالم باشد و به سلامت از گردبادهای حوادث مادی عبور کند باید همه آگاهی بیابند که گرانفروشی، کم فروشی، اذیت و آزار مردم و کوتاهی در حق آنها در فردایی که پیش روست بازخواست می شود. من در فیلم "دموکراسی تو روز روشن" این موضوع را گنجانده ام و امیدوارم که تاثیر اخلاقی و معنوی خود را روی مردم بگذارید.

* شما برای این مفاهیم دینی از نظر کارشناسان مذهبی دیگری نیز در زمان نگارش فیلم استفاده کردید و یا آنها فیلم را دیده‌اند؟
- در زمان فیلمنامه نه ولی دوستان مختلف، صاحبنظر و کارشناس دینی فیلم را دیده اند و خوشبختانه نظرات مثبتی درباره آن اظهارکرده اند.

* در زمان ساخت فیلم صحبتهایی عنوان شد مبنی بر اینکه این فیلم به نوعی جوابیه "اخراجیها" است. فیلم "اخراجیها" به شکلی و به اعتقاد بعضیها ارزشهای دفاع مقدس را به سخره گرفته است. "دموکراسی تو روز روشن" نیز شخصیت محوری خود را یکی از فرماندهان دفاع مقدس قرار داده است.
- هیچ فیلمی نباید پاسخ فیلم دیگری تلقی شود. "اخراجیها" فیلمی است که مسیر قانونی تولید و تهیه خود را داشته است و در نهایت هم آنچه که می‌بایست دیگران نظارت می‌کردند که این فیلم خوب شود صورت گرفته است. نویسنده یا کارگردانی متنی ارائه می‌کند و ارشاد درباره آن نظر می‌دهد. از این جهت که "اخراجیها" راه قانونی خود را طی کرده است هیچ انتقادی بر آن وارد نیست اما ممکن است خیلیها از مضمون فیلم خوششان نیاید و توصیه‌هایی داشته باشند.
"دموکراسی تو روز روشن" اساساً ژانر "اخراجیها" نیست. و به نظر من "دموکراسی تو روز روشن" هرگز پاسخ آن فیلم نیست. این فیلم حرف دیگری می زند که اخراجیها در پی آن نبوده است. البته من هم که از راه دور در راه جبهه و جنگ بوده ام شاید بیش از دیگران در قضیه حفظ و اشاعه درست رهاوردهای دفاع مقدس تعصب دارم و کارهای گذشته من در عرصه سینما، تئاتر، ادبیات، نقاشی، عکس و .. گویایی صحت این ادعاست. من هم متعصب هستم که نباید دفاع 8 ساله خود را ملعبه یا وسیله‌‌ای برای خندیدن دیگران کنیم. اسم آن روزها دفاع مقدس است. ما در حاشیه دفاع مقدس حرفهای طنز بسیاری می‌توانیم داشته باشیم که با رعایت احترام به قهرمانان جنگ قابلیت طرح شدن دارد . البته این دقتها در "دموکراسی تو روز روشن" لحاظ شده و خط قرمزها را رعایت کرده ایم تا دچار ابتذال نشویم و چیزی را زیر سئوال نبریم. البته عده‌‌ای به دلیل تقارنی که بین نمایش "اخراجیها" و تولید "دموکراسی تو روز روشن" وجود داشته است همین تلقی شما را دارند ولی وقتی فیلم را می بینند متوجه تفاوت این دو می شوند. ما این فیلم را به عنوان پاسخی برای "اخراجیها" نساختیم. پیام، تاثیر اخلاقی و هدف این فیلم با آنچه گفته می شود کاملا متفاوت است.


* پیش تولید و مراحل تولید "دموکراسی تو روز روشن" پرحاشیه بود که بخش عمده آن به قضیه انتخاب بازیگران بر می‌گردد و دستمزدی که محمدرضا گلزار دریافت کرده است.
- بخشی از انتخاب بازیگران به رعایت حال گیشه بر می گردد و نوعا بسیاری از تهیه‌کنندگان بر همین اساس بازیگران را انتخاب می‌کنند. اما در "دموکراسی تو روز روشن" علاوه بر رعایت حال مخاطب قصد داشتیم انتخاب بازیگران به گونه ای باشد که مضامین مذهبی، معرفتی آن را بپذیرد و طرح مسائل عرفانی در دل مخاطب جا بگیرد. انتخاب این آدمها انتخاب تواناترینهای سینمای ایران نبوده است. ما هنرمندانی داریم که به لحاظ فنی، تکنیکی و قدرت بازی بسیار از هنرپیشه های این فیلم تواناتر هستند اما بخشی از دلایل انتخاب این بازیگران براساس پیش زمینه‌هایی است که در نظر مردم و قشر جوان نسبت به آنها وجود دارد.

* آیا پشتوانه نگاه در انتخاب فرشته مرگ نقش داشت؟
- متاسفانه نگاه انسان به مرگ یک نگاه منفی است. در کتب آسمانی دنیای بعد از مرگ در پیوند دنیای پیش از مرگ است و عزرائیل یک مامور الهی است. اما همیشه ما این مامور الهی را بد می‌بینیم. به عنوان مثال، درباره کسی که می میرد می‌گوییم بیچاره از دنیا رفت و طبعا آن که زنده مانده و روزی هزاران گناه می‌کند خوشبخت است. من در صدد بودم فرشته مرگ الهی را چهره‌ای انتخاب کنم که آن چهره یک پیش زمینه محبوبی نزد مردم داشته باشد تا مردم بر اساس آن پیش زمینه نگاه شان به مرگ در فیلم متفاوت شود. دوم اینکه همه مهرورزیها و لطافتهایی که در روایات نسبت به حضرت عزرائیل وجود دارد را در شخصیت این فرد بگنجانیم. از نظر قرآن مرگ یک تهدید و آسیب نیست، مرگ فرصت احیاء مجدد انسان است در روزگاری غیرزمینی و این زندگی ماست که مرگ ما را زیبا و یا زشت می کند.
امیر ستوده (حمید فرخ‌نژاد) فرمانده ما در فیلم یک آدمی است که در زندگیش دچار تضاد و تعارض شده است. اما با همه تضادهایی که دارد امیر سپاه اسلام بوده، زحمت کشیده و در حق مردم بد نکرده و مردم درباره او قضاوتهای درستی دارند. اما با تمام اینها وی در برزخ گرفتاری دنیوی پیدا می کند و باید پاسخ کارها را بدهد. با این وجود مرگی که سراغ وی رفته است مرگ بدی نیست و زیباست. این مرگ قابل گفتگو و ملایمت است و شکنجه‌گر نیست. او با مرگش مجادله می‌کند. عنوان "دموکراسی تو روز روشن" دقیقاً از همینجا ناشی می شود که یک آدم ناتوان و بی‌قدرت در برابر مظهر قدرت الهی- فرشته مرگ - اینگونه ایستاده و حرف خودش را می‌زند و در برزخ در شرایط سخت با نیکذات که یک فرشته الهی است با او بحث می‌کند.
دموکراسی از نظر من چنین گفتگویی است که یک آدم ناتوان در برابر قدرتمندی قرار بگیرد و بتواند بدون لکنت و با استفاده از همه منطقش حرف خودش را بزند و حتی در دفاع از خود با آن نماینده قدرت لایتناهی به مجادله بپردازد. این همان چیزی است که امیرالمومنین در دوره خلافتش عنوان کرده: "مردم، من در دسترس شما هستم هرچه که دلتان می‌خواهید از من سئوال کنید" علی (ع) به عنوان مظهر قدرت الهی در عصر خویش در تلاش است تا برای مردم امکان و فرصت گفتگو با خود را فراهم کند و مردم در برابر قدرت او به لکنت نیفتند. این یعنی حقیقت دموکراسی که الهی است، پس آنچه که امروز در غرب و .. بحث از آزادی و دموکراسی می کنند با حقیقتی که در دنیای ولایت شیعی و آخریت الهی ما وجود دارد، کاملا متفاوت است. ایشان عدالت به معنای واقعی را اجرا می‌کرد و در عین حال برابر مردم پاسخگو بودند و دموکراسی دینی به عقیده من دموکراسی برزخی است که انسان بتواند با قدرتهای حاکم بر زندگیش بحث و گفتگو کند. در انتخاب بازیگران تلاش شده از حضور کسانی استفاده کنیم، که بتوانند این مفاهیم سنگین را به خورد مخاطب بدهند. به همین دلیل ما درصدد استفاده از ظرایف و لطایفی بودیم تا به این بازیگران رسیدیم.

* این در ارتباط با انتخاب همه بازیگران صدق می کند؟
- بله تا حدودی. البته بضاعت بازیگری ما در سینمای ایران محدود است. اگر دست ما بازتر بود ممکن بود افراد دیگری جایگزین هنرمندان فعلی شود.

* پیش از این در فیلمهایی چون "یک بوس کوچولو" و یا "آدم" ما با چهره‌ای از فرشته مرگ روبرو بودیم که در هر دو این آثار از حضور بازیگران چهره زن برای این نقش استفاده شده است. به نوعی این انتخابها نیز با مخاطب ارتباط برقرار می‌کرد. شما هم عنوان کردید قصد داشتید از چهره محبوبی استفاده کنید. اما این انتخاب برای شما حاشیه‌های فراوانی داشت از جمله دستمزد بالای وی و رفع ممنوع‌الکاری این بازیگر بعد از یکسال. به هر حال شما سعی دارید با توجه به سابقه کاری که داشتید کاری انجام دهید که حاشیه کمتری داشته باشد.
- هر تهیه کننده‌ای به دنبال این است که فیلمی ارزان و مناسب بسازد. من هم چنین علاقمندی دارم. اما "دموکراسی تو روز روشن" فیلم گرانی شد و بدون حمایت دولتی، وام و یا کمک بلاعوض ساخته شد. از نظر برخی مدیران فرهنگی دولت این کاردر زمره آثار معناگرا است اثری معناگرا باشد. در حالی که نوعا فیلمهای معناگرا برخوردار از کمکهایی هستند که بعضا به نوعا این قبل آثار معنوی گرفتار نارسایی هستند. ولی این فیلم با همه قدرتی که در انتقال مفاهیم خودش در ذهن مخاطب پیدا کرده مورد حمایت دولتی واقع نشد. البته شاید نگاه منفی که بعضی از دوستان به من دارند باعث این محرومیت شده باشد این فیلم به نظرم به خاطر همین نگاه منفی در جشنواره فیلم فجر هم مورد بی توجهی قرار گرفت. البته من همه اینها را به حساب نامهربانیهایی که در نظام فرهنگی و سینمایی در چند سال گذشته نسبت به من وجود داشته است می گذارم. ولی دوست نداشتم بی انصافی در حق من به یک اثر فرهنگی نیز تسری پیدا کند. اثری که مورد نیاز مردم است و می‌تواند تاثیر اخلاقی خوبی در جامعه بگذارد. این همان نامبارکی است که به خاطر شخصی محصول خوب او را نادیده بگیریم ودرسخنان معصومین داریم "انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال".
از طرف دیگر اگر از نظر منتقدان 90 میلیون تومان پول زیادی است قطعاً از نظر من هم زیاد است. اما من در شرایط طبیعی چنین تصمیمی نگرفتم. و الان نمی‌توانم درباره آن شرایط غیر طبیعی صحبت کنم. چون همانطور که شما عنوان کردید من همیشه آدم عملگرایی بودم و دنبال حاشیه سازی برای خود و دیگران نیستم و حالا هم قصد ندارم با بیان کردن این موضوع ویژه حاشیه جدیدی برای کل فیلم تولید کنم. به هر حال در یک میدان عرضه و تقاضا ممکن است تقاضا ارزان و عرضه‌ها گران باشد و یا بالعکس اما بالاخره در اما در یک نقطه‌ای باید تلاقی عرضه و تقاضا خودش را در یک عدد و رقمی نشان دهد. من در شرایطی قرار گرفتم که باید چنین رقمی را بپذیریم عنوان دستمزد پرداخت کنم. البته می‌توانست این رقم پرداخت نشود و شخص دیگری انتخاب شود، قطعا کار به گونه‌ای دیگری شکل می گرفت. به هر حال شرایط و تشخیص آن روز حاصلش این نتیجه شد و قضاوتهای درست با منظور شرایط بدست می آید.

* شما خودتان انتخابهای بازیگران را به عهده گرفتید و نظر کارگردان و یا عوامل دیگر چقدردخیل بود.
- نه من شخصاً این کار را به تنهایی انجام ندادم. بلکه دوستان مختلفی نظر دادند. کارگردان، آقای شریفی‌نیا، دستیاران کارگردان و برخی کسانی که از آنها مشورت می گرفتم نظرات مختلفی داشتند و یک لیست 50 نفره‌ای از بازیگران ارائه پیشنهاد تهیه شد. به طور مثال درباره نقش آقای گلزار ما شش پیشنهاد دیگر هم داشتیم. در واقع ما نمی‌خواستیم سبک فیلمهای دیگر را تکرار کنیم که از حضور بازیگران زن در نقش فرشته مرگ استفاده کرده بودند و قصد داشتیم در قالب یک بازیگر مرد آن را به تصویر بکشیم. یا به طور نمونه در نقش امیر ستوده گزینه‌هایی چون شریفی‌نیا ، مهدی هاشمی، پرویز پرستویی و .. داشتیم که به آقای فرخ‌نژاد رسیدیم. حدود 40 روز ما برای انتخاب بازیگران کار می‌کردیم برخی از دوستان منتخب بدلیل این که همزمان با این پروژه تعهدات دیگری داشتند امکان همراهیشان فراهم نشد.

* در مورد خانم نیکی کریمی چطور؟ به هر حال نقش ایشان گویا بر اساس حرفه وی نوشته شده است.
- برای نقش خانم کریمی هم گزینه‌های دیگری داشتیم. به طور مثال خانم رخشان بنی‌اعتماد، خانم لرستانی، خانم تهرانی از جمله آنان بودند که باز در جمع بندیها به این نتیجه رسیدیم که شرایط حضور و همکاری خانم نیکی کریمی بیشتر از دیگران فراهم است. یکی از مزیتهای ایشان نسبت به دیگر بازیگران به خاطر فیلمسازی وی بود.

* شما در ساخت این فیلم سعی کردید به لحاظ فنی و تکنیکی از تجهیزات روز سینمای دنیا استفاده کنید. این موضوع در فیلمبرداری، طراحی صحنه‌ها با استفاده از جلوه‌های رایانه‌ای و ... دیده می‌شود. ضرورت شما برای استفاده و دسترسی به این ابزار به جهت موضوع فیلم بوده و یا قصد داشتید فیلمی بسازید که به استانداردهای سینمای دنیا نزدیک باشد؟
- متاسفانه سینمای ما سالهای زیادی است که دچار یکنواختی در تکنیک وبی بهره گی از تکنولوژی شده است. در حالی که سینمای امروز دنیا پیشرفتهای زیادی کرده و ما از آن عقب هستیم. شاید اگر حمایت مالی می‌شدیم "دموکراسی تو روز روشن" 40 درصد از آنچه هست بهتر می شد. من خودم معتقدم فیلم 65 درصد چیزی است که می‌خواستم. این فیلم قابلیت آن را داشت که در صحنه های برزخ و بهشت اتفاق بزرگ، تاثیر گذارترو باورپذیری به لحاظ فضاسازی بیافتد. فهم، دانش و شناخت این مسئله داشت ولی امکانات نداشتیم. این فیلم در همین حد 730 میلیون هزینه داشت که ما را کلی بدهکار کرد و اگر خداوند لطف نکند و در اکران سرمایه آن را برنگرداند قادر به انجام کار بعدی نخواهیم بود مگر آن که بدهی فیلم را پرداخت کنیم.

* شما خودتان دنبال حمایتهای مالی نبودید یا اقدام کردید و جوابی نگرفتید؟
فیلم هیچ حمایتی مالی نشد و این موضوع بضاعت بهره گیری تکنیکی ما را محدود می کرد. ما به هر حال مثل بقیه فیلم سازان روال حمایت مالی را طی کردیم. از بنیاد سینمایی فارابی درخواست کردیم و کمک خواستیم. البته ما در واقع در دوره پایانی و آغاز دوره جدید معاونت سینمایی "دموکراسی تو روز روشن" را به تولید رساندیم. ما 8/8/88 روز تولد امام رضا (ع) این فیلم را کلید زدیم. در آن شرایط دوستان سینمایی تازه کار خود را در دوره جدید آغاز کرده بودند و قرار بود مرکز گسترش در فیلم مشارکت داشته باشد. برای رساندن فیلم به جشنواره پول نداشتیم و نمی توانستیم نسخه ای از کار را آماده کنیم. به مدیر جشنواره فجر اعلام کردیم به شدت رغبت داریم خصوصا برای جلوگیری از شائبه ها در این رویداد شرکت کنیم. ولی واقعا برای تمام کردن فیلم 50 میلیون کم داریم و اگر کمک نکنید شاید فیلم نرسد. ولی متاسفانه دوستان گفتند نداریم و نمی توانیم. به هر حال فیلم هیچ حمایتی مالی نشد و این موضوع بضاعت بهره گیری تکنیکی ما را محدود می کرد. بخش عمده سینما صنعت، تکنولوژی و جذابیتهای هنری است که اگر این ویژگیها نباشد دیگر سینما نیست. بخش عمده بهره گیری از تکنولوژی هم صرفنظر از نیاز اندیشه و تفکر – امکانات و سرمایه و تجهیزات است. مثلا در بخش تروکاژ و ویژولها اگر تجهیزات بود آقای مجید یوسف زاده می توانست کارشان را بهتر کند، تیتراژ متفاوت کار، یکی از زحمات ارزشمند ایشان بود که نسبت به هزینه ای که تهیه کنندگان برای تیتراژ های ساده فیلمشان در نظر می گیرند، هزینه بیشتری در برداشت. اگر سینما را یک زمان 90 دقیقه ای حساب کنیم از هیچ ثانیه آن نباید سرسری گذشت این نوعی کم فروش و مخاطب را مغبون کردن است .

* مجوز و پروانه ساخت "دموکراسی تو روز روشن" زمان جعفری جلوه معاونت سابق سینمایی بود. در آن زمان شما با مشکلی در این ارتباط روبرو نبودید؟
- در همان زمان هم یک تغییراتی خواستند که در فیلمنامه اعمال کنیم که تا حدودی آن را انجام دادیم. به طور مثال، قصد داشتیم صحنه ترور امیر ستوده را خیلی بزرگتر و جذابتر بگیریم که گفتند این صحنه نباید به شکل مندرج در سناریو باشد. در صدور پروانه نمایش هم آن طور که شنیده بودیم برخی از بیرون فشار و اصرار داشتند که موارد متعددی از فیلم دچار سانسور شود. اما خوشبختانه مدیر کل نظارت و ارزشیابی جمع بندی خوبی ارائه کرده بودند و نهایتا به دو مورد ممیزی خلاصه شد که یک مورد آن واقعا سزاوار نبود و اعمال اجباری آن در فیلم سزوار دل شکستگی ما شد و واقعا یکی از صحنه های تاثیرگذار و الهی فیلم بود و به اصرار دوستان این کار را انجام دادیم.

* در حال حاضر فیلم نسبت به نسخه جشنواره چقدر تغییر کرده است؟
- معمولا سینماگران علاقمندند در جشنواره آثارشان دیده شود تا با واکنش مخاطب و در نسخه نمایش عمومی اصلاحاتی انجام دهند. ما نیز در قسمتهای پایانی فیلم که احساس می کردیم مخاطب کمی سر در گم است جابجاییهایی انجام دادیم و صحنه هایی که فیلم را دچار افت ریتم کرده بود برخی مصاحبه ها و ... را درآوردیم . از 103 دقیقه حدود 10 دقیقه آن در جهت روان شدن و رعایت زمان اکران انتقال پیام حذف شده است.

* آیا از برخورد مدیران جشنواره فجر با فیلم راضی بودید.
- من علت بی توجهی به فیلم را بی توجهی به خودم می دانم و گرنه دلیلی نداشت در این دوره که معاونت سینمایی دنبال آثار متفاوت و دینی می گردد چنین اثری مورد بی توجهی قرار گیرد. این شیوه برخورد با افرادی که در انقلاب اسلامی کار کردند و زحمت کشیده اند شیوه خوبی نیست. همه ما بچه های این کشور و ملت هستیم و هر یک از ما در جایی منشاء کاری، خدمتی و تاثیرگذاری بوده ایم.

*چه پیش بینی برای اکران فیلم " دموکراسی تو روز روشن" دارید؟
- پیش بینی خوبی به لحاظ ارتباط مخاطب با فیلم دارم ولی متاسفانه با بعضی از کج سلیقگی هایی که در بین دست اندرکاران اکران وجود دارد و ممکن است به فیلم آسیب بخورد. مثلا شیوه سال قبل در اکران فیلم این بود که اکران نوروزی 12 هفته ادامه دارد و ما خود را برای اکران دوم که اول تیرماه بود آماده کرده بودیم که با تغییر تصمیمات شورای اکران زمان اکران نوروزی کاهش پیدا کرد و اکران دوم سال مقارن با اول خرداد شد که از نظر زمانی برای آغاز اکران خوب نیست چون تعطیلاتی دارد که مصادف با امتحانات دانش آموزی است که خانواده سینما نمی روند.
» ادامه مطلب

نگارش فیلمنامه جدید فرهادی به پایان رسید

نگارش فیلمنامه جدید اصغر فرهادی که درباره مهاجرت است به تازگی به پایان رسیده اما هنوز زمان ساخت آن مشخص نیست. فرهادی این فیلمنامه را با همکاری پیمان معادی بازیگر فیلم "درباره الی" به نگارش در آورده است. وی پیش از این قصد داشت این فیلم را در آلمان جلوی دوربین ببرد. گویا وی فیلمنامه دیگری نیز با موضوع اجتماعی آماده دارد که خود نگارش آن را برعهده داشته است. به همین دلیل هنوز مشخص نیست این کارگردان سینما سال 89 چه کاری را کلید بزند.
درباره الی" در جشنواره سال 2009 برلین خرس نقره ای بهترین کارگردانی را نصیب فرهادی کرد و همچنین در جشنواره های متعدد داخلی و خارجی جوایز مختلفی به دست آورد. اما از حضور در میان نامزدهای نهایی بخش اسکار بهترین فیلم خارجی زبان باز ماند.
فرهادی ساخت فیلمهایی چون "رقص در غبار"، "شهر زیبا" و "چهارشنبه سوری" را در کارنامه کاری خود دارد که برای تمامی این آثار جوایز متعددی را از جشنواره های داخلی و خارجی از آن خود کرده است.
» ادامه مطلب

حامد بهداد: کیارستمی اعتبار سینمای ایران است

بازیگر فیلم بعدی عباس کیارستمی جایگاه بین المللی این فیلمساز را باعث اعتبار سینمای ایران در جهان دانست. حامد بهداد بازیگر سینما و تلویزیون که قرار است در فیلم بعدی عباس کیارستمی مقابل دوربین برود گفت: کیارستمی یکی از بزرگترین کارگردانهای سینمای جهان است و حضورش در محافل هنری و بین المللی معتبر، اعتباری برای سینمای ایران و هنرمندان آن و در سطحی بزرگتر برای فرهنگ و هنر ایران است.
بازیگر فیلم سینمایی "بوتیک" افزود: من پیش از این تجربه همکاری با کیارستمی را داشتم و سه سال قبل در فیلمی از این کارگردان مقابل دوربین رفتم اما وی از ساخت آن فیلم منصرف شد. خوشحالم که دوباره فرصت همکاری با این فیلمساز را به دست می آورم. فرصتی که می تواند به تجربه های بازیگری من در فضایی تازه رنگ و بویی جدید بدهد.
این بازیگر ادامه داد: من در بازیگری به تجربه کردن علاقمندم و می دانم حضور مقابل دوربین فیلمسازی صاحب سبک و در اندازه های جهانی برایم اتفاقی ویژه و شیرین است، به همکاری با کیارستمی افتخار می کنم و منتظرم تا این فیلم زودتر کلید بخورد.
عباس کیارستمی فیلمساز شاخص سینمای ایران در نشست نمایش فیلم سینمایی "رونوشت برابر اصل" در جشنواره کن اعلام کرد قرار است فیلم "پدر و پسر" را با بازی حامد بهداد در ایران کارگردانی کند. بهداد فیلمهای "هر شب تنهایی"، "شبانه روز"، "محاکمه در خیابان"، "روز سوم"، "دلخون" و... را در کارنامه دارد.
» ادامه مطلب

نامزدهای قدیمی‌ترین جایزه ادبی بریتانیا معرفی شدند

رابرت موریسون، استاد دانشگاه کوئین نامزد جایزه یادبود تیت بلک بریتانیا شد. موریسون برای نوشتن «افیون خور انگلیسی: بیوگرافی توماس دی کوئینسی» که زندگی روشنفکر و نویسنده بریتانیایی را بررسی می‌کند نامزد این جایزه شده است.
جایزه یادبود تیت بلک در سال 1919 پایه گذاری شد و از سوی دانشگاه ادینبورگ اهدا می‌شود. این جایزه سالانه به کتابی به زبان انگلیسی تعلق می‌گیرد که در طول سال گذشته چاپ شده باشد و ملیت نویسنده نقشی در آن ندارد. این جایزه در دو بخش داستانی و زندگینامه اهدا می‌شود و هر برنده جایزه مبلغی حدود 14 هزار دلار دریافت می‌کند.
دیگر نامزدهای بخش زندگینامه از این قرار هستند: «شیور: یک زندگی» نوشته بلیک بیلی از آمریکا، «ویلیام گلدینگ: مردی که سالار مگس‌ها را نوشت» نوشته جان کری از بریتانیا، «موریل اسپارک: زندگینامه» نوشته مارتین استانرد از بریتانیا و «درام‌نوازی متفاوت: زندگی کنت مک‌میلان» نوشته جان پری از بریتانیا.
اولین اثر رمان‌نویس آمریکایی، ریف لارسن با نام «گلچین آثار تی.اس. اسپیوت» با چهار رقیب قدر در بخش داستانی رقابت می‌کند. این چهار نفر پیشتر برنده جایزه بوکر شده‌اند و اهل بریتانیا هستند: آنیتا بروکنر با کتاب «غریبه»، ای.اس. بیات با «کتاب کودکان»، کازوئو ایشی‌گورو با «شبانه‌ها» و هیلاری منتل با «تالار گرگ». از برنگان سال‌های گذشته بخش داستانی می‌توان به دی.اچ. لارنس، یان مک‌ایوانز و زیدی اسمیت اشاره کرد. برندگان این جوایز در جریان نمایشگاه بین‌المللی کتاب دانشگاه ادینبورگ در ماه اوت معرفی می‌شوند.
» ادامه مطلب

این روزها چه فیلم‌های سینمایی‌ای جلوی دوربین هستند

«ورود آقایان ممنوع»، «روز رستاخیز»، «سنجاقک‌های برکه سبز»، «فرش قرمز»، «زمان معکوس»، «آقا یوسف»، «هر چه خدا بخواهد» از جمله فیلم‌های هستند که این روزها مقابل دوربین رفته‌اند.
فیلمبرداری «ورود آقایان ممنوع» به کارگردانی رامبد جوان تا پایان اردیبهشت ماه ادامه دارد. این فیلم با بازی رضا عطاران، ویشکا آسایش، پگاه آهنگرانی، مانی حقیقی، بهاره رهنما، فلامک جنیدی، زهره حمیدی، ستاره پسیانی، حدیث میر امینی، مهرناز بیات و علی صادقی درباره یک مدرسه پیش‌دانشگاهی است که‌ ارتباط دانش‌آموزان و مدیران ماجراهای طنزی را بوجود می‌آورد.
فیلمبرداری فیلم‌سینمایی «روز رستاخیز» به کارگردانی احمدرضا درویش در بم ادامه دارد و کمتر از نیمی از صحنه‌های فیلم گرفته شده است. این فیلم مقطع زمانی مرگ معاویه تا قیام امام حسین(ع) و شهادت آن حضرت را در بر می‌گیرد.
پرویز پورحسینی، بابک حمیدیان، آرش آصفی، فرهاد قائمیان، پوریا پورسرخ، حسن پورشیرازی، سروش‌ گودرزی، حمید جدیدی، علی جاوید فر، امیر مولوی، بهنام تشکری و کورش زارعی از بازیگران فیلم «روز رستاخیز» هستند که تاکنون جلوی دوربین رفته‌اند.
فیلم سینمایی «فرش قرمز» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی محسن دامادی هم فیلمبرداریش از 30 فروردین آغاز شده و در تهران ادامه دارد. در خلاصه داستان این فیلم کمدی با بازی ستاره اسکندری دانیال عبادی، محمد مطیع، مژگان بیات، حامد بهداد و علیرضا خمسه آمده است: حاشیه شهر تهران، زمینی بی‌نشان، در معرض بحران، راهی برای درمان، ایجاد یک قبرستان، خصوصی، غیرانتفاعی، با نیت اخروی و سود کلان...
«سنجاقک‌های برکه سبز» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی علی قوی‌تن فیلم دیگری است که فیلمبرداریش در شمال کشور ادامه دارد و اوایل خرداد به پایان می‌رسد. در خلاصه داستان این فیلم سینمایی آمده است، پسربچه‌ای 7 ساله به نام لطیف که در خیابان‌های تهران گل‌فروشی می‌کند، تصمیم می‌گیرد برای یافتن خانواده خود به شمال کشور برود و در این مسیر دختری جوان نیز با او همراه می‌شود.
«زمان معکوس» عنوان نخستین فیلم سینمایی محصول مشترک ایران و جمهوری آذربایجان است که توسط انور ابلوچ فیلمساز آذربایجانی ساخته می‌شود و محمدرضا فروتن در نقش اول آن ایفاگر یک پلیس بین‌المللی در کنار همایون ارشادی است.
عوامل این فیلم پس از فیلمبرداری صحنه‌های تهران و میگون، صحنه‌های باقیمانده لوکیشن ایران را در بندر انزلی پیگیری می‌کنند که پس از آن با مراجعت گروه تولیدکننده فیلم به جمهوری آذربایجان 70 درصد باقی‌مانده در آن کشور فیلمبرداری می‌شود.
فیلمبرداری «هرچه خدا بخواهد» به کارگردانی پرویز شهبازی هم از نیمه اردیبهشت ماه در جزیره کیش آغاز شده همچنان ادامه دارد. این فیلم با بازی رضا عطاران، ترانه علیدوستی، سعید آقاخانی، یوسف تیموری و بهاره رهنما درباره مردی است که در جزیره کیش به طور مرموزی سر به نیست شده است.
علی رفیعی فیلمبرداری «آقا یوسف» را سرانجام از 21 اردیبهشت در تهران آغاز کرد و فیلمبرداری همچنان ادامه دارد. مهدی هاشمی، هانیه توسلی، پگاه آهنگرانی، ستاره اسکندری، لیلا بلوکات، سهیلا رضوی، مریم سعادت، لادن مستوفی، صابر ابر و شاهرخ فروتنیان از جمله بازیگران این فیلم هستند.
«قفس طلایی» به کارگردانی محمد زرین‌دست هم که بیش از این به مدت سه هفته در آمریکا ادامه داشته در تهران به پایان می‌رسد. امین حیایی، نیلوفر خو‌ش‌خلق و سروش گودرزی و تعدادی از بازیگران آمریکایی از جمله بازیگران این فیلم هستند.
«مصائب چارلی» (علیرضا سعادت‌نیا)، «سیزده و پنجاه و نه» (سامان سالور)، «دردسر بزرگ» (مهدی گلستانه)، «پیتزا مخلوط» (حسین قاسمی جامی) و «پرنسیب» (تهمینه میلانی) از جمله فیلم‌هایی هستند که در روزهای گذشته فیلمبرداری‌شان به پایان رسید.
» ادامه مطلب

کشف دو مجسمه سرقت‌شده 2500 ساله در یونان

دو مجسمه مرمر از دو مرد جوان هفته پیش در موزه ملی باستان‌شناسی شهر آتن به نمایش گذاشته شدند. این دو مجسمه با دستگیری دو کشاورز در جنوب یونان که به طور غیرقانونی می خواستند مجسمه‌ها را به فروش برسانند دوباره در دست باستان‌شناسان قرار گرفتند.
خبرگزاری آتن اعلام کرد قدمت این دو مجسمه به سال 550 تا 520 قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد و هفته گذشته در جریان عملیات پلیس در نزدیکی کورینت از چنگ سارقان درآمدند. پاولوس گرولانوس، وزیر فرهنگ و جهانگردی یونان و الفتریوس اکونومو، سربازرس پلیس یونان روز سه‌شنبه در موزه شهر آتن جریان تحقیقات و بازداشت مظنونین و سارقان اشیاء عتیقه را شرح دادند.
دو سارق 42 و 28 ساله در حالی که مجسمه‌ها را در کامیونی می‌گذاشتند دستگیر شدند. پلیس به دنبال مرد سومی است که مغز متفکر این گروه بوده است.
گفته می‌شود این دو مجسمه متعلق به معبدی در شهر باستانی و گمشده پلوپونس در جنوب یونان بوده است. گرولانوس گفت:«این کشفی بزرگ و بسیار ارزشمند است.»
دو مجسمه 2500 ساله مربوط به دوران مجسمه‌سازی کوروس در یونان باستان هستند. چهره دو مرد این مجسمه‌ها خشک و بی‌حالت است و دستانشان در کنار بدن قرار گرفته‌اند، این مجسمه مربوط به دوران پیش از رئالیسم یونان باستان است.
این دو مجسمه که یک متر 82 سانتیمتر و یک متر و 78 سانتیمتر ارتفاع دارند، به جز قسمت‌های از بین رفته در پاها، کاملا سالم هستند.
سرقت آثار عتیقه مشکلی بزرگ در یونان است. گرولانوس در این مورد افزود:«دستگیری سارقان اشیاء عتیقه یک اولویت است... و ما تازه داریم به نتیجه اولیه پیگیری‌های خود می‌رسیم.»
در این سال‌ها چندین مجسمه متعلق به یونان که به شکل غیرقانونی از کشور خارج شده بودند، از جمله چهار شاهکار هنری که در موزه جی. پال گتی شهر لس‌آنجلس نگهداری می‌شدند به موزه‌های یونان بازپس داده شده‌اند.
» ادامه مطلب

سرقت 100 میلیون دلاری از موزه‌ای در پاریس

پلیس فرانسه روز پنجشنبه اعلام کرد چند اثر هنری از جمله تابلوهایی از پابلو پیکاسو و هانری ماتیس از موزه‌ای در فرانسه به سرقت رفته است. ارزش آثار به سرقت رفته که شامل آثاری از فرنان لژه، ژرژ باروک و آمدئو مودیلیانی نیز می‌شود 124 میلیون دلار است. این درحالی است که پیشتر اعلام شده بود ارزش این آثار 600 میلیون دلار است.
کارکنان موزه هنرهای مدرن شهر پاریس روز پنجشنبه پس از باز کردن موزه و دیدن پنجره‌ای شکسته متوجه به سرقت رفتن این پنج تابلو نقاشی شدند. این موزه سیستم امنیتی پیشرفته و تلویزیون مداربسته دارد و در شب سرقت سه نگهبان در آنجا در حال انجام وظیفه بوده اند، تلویزیون فرانسه اعلام کرد سیستم امنیتی موزه به کار نیفتاده است.
کریستوف ژیرار، معاون فرهنگی شهردار پاریس گفت:«این جنایتی جدی در حق میراث بشریت است.» به گفته رسانه‌های فرانسه آثار دزدیده شده از این قرار هستند: «کبوتر با دانه‌های سبز» اثر پیکاسو، «روستایی» اثر ماتیس، «درخت زیتون در نزدیکی ایستک» اثر باروک، «زن در میدان تیر» اثر مودیلیانی و «طبیعت بیجان و شمعدان» اثر لژه.
سخنگوی دادستانی پاریس دیروز اعلام کرد نیروهای پلیس تحقیقات خود را آغاز کرده‌اند. پلیس اطلاعی از تعداد سارقان ندارد.
آخرین سرقت بزرگ در پاریس به ژوئن سال گذشته برمی‌گردد که در جریان آن 32 نقاشی از موزه پیکاسو به ارزش 8 میلیون یورو به سرقت رفت. در اینجا این سوال پیش می‌آید که با این آثار سرقت شده چه کار می‌شود کرد؟
رابرت رید، مدیر موسسه بیمه آثار هنری هیزکاکس در لندن گفت: «مطمئنا خریداری خصوصی دستور این سرقت را نداده است چون کسی که این آثار را بدزدد دوست دارد آنها را به نمایش بگذارد و این ممکن نیست، احتمالا سارقان برای باج گرفتن از موزه یا کشور و یا حتی تبادل آنها در بازارهای زیرزمینی با اسلحه و موادمخدر این کار را کرده‌اند.»
موزه هنرهای مدرن شهر پاریس در منطقه مرفه‌نشین قرن شانزدهمی این شهر و روبروی برج ایفل در سوی دیگر رودخانه سن واقع شده است.
» ادامه مطلب

سازندگان سریال «قهرمانان» به دادگاه می‌روند

جیزان وایلد، خالق کتاب‌های مصور «کارناوال ارواح» از شبکه ان‌بی‌سی به دلیل استفاده از رمان مصور مشهورش در ساخت فصل چهارم سریال «قهرمانان» شکایت کرد. جیزان وایلد، نویسنده و صاحب حقوق کتاب‌های مصور کارناوال (نام اصلی او جیسون بارنز است) ادعا کرد این شبکه «آگاهانه، با کمال میل، بدون تردید و به شکلی شرورانه حق مولف او را با استفاده از کاروانالی متحرک که کاملا شبیه کارناوال‌های سه کتاب دیجیتالی اوست ضایع کرده‌اند.»
این شکایت به دادگاه شهر لس‌آنجلس تسلیم و در آن فهرست شباهت ها ذکر شده است: کارناوالی که به شکلی جادویی ظاهر و ناپدید می‌شود، پسر جوانی که قدرت‌های خارق‌العاده دارد، ابرانسانی که در جنگل از دست افراد شرور در فرار است، اتاق آینه‌ها که ارتباط مستقیمی با خط اصلی داستان دارد، شباهت در دیالوگ‌ها و بسیاری موارد دیگر.
در این شکایت آمده است:«برخی از صحنه‌های سریال چنان شبیه کتاب هستند که انگار کتاب استوری‌بورد (فیلمنامه مصور) سازندگان بوده است.» وایلد همچنین ادعا کرده پایان سریال فقط برای سرپوش گذاشتن بر شباهت‌ها تغییر یافته است.
این نویسنده درخواست 50 میلیون غرامت و همچنین جلوگیری از پخش مجدد فصل چهارم «قهرمانان» به دلیل سرقت ادبی کرده است. این سریال جزو مجموعه‌های لغو شده شبکه ان‌بی‌سی است. سخنگوی شبکه گفت:«این ادعا بی اساس است و در دادگاه همه چیز به سود ما حل می‌شود.»
» ادامه مطلب